اجرای موسیقی درمانی-طراحی مرکز درمانی بارویکرد معماری سبز

4-9-3 . اجرای موسیقی درمانی

Sheri L. Robb در زمینه راهکارهای اجرایی موسیقی درمانی برای کودکن، راهنمایی را برای موسیقی درمانگران تدوین کرده و سه عامل مهم برای موثر بودن موسیقی درمانی را در آن ساختار، استقلال و مشارکت بر شمرده است:‌

ساختار شامل چگونگی برقراری ارتباط با کودک می باشد که می بایست به وضوح اهداف، نتایج و انتظارات او را مشخص سازد. استقلال زمینه را برای ایجاد حس آزادی که لازمه برقراری ارتباط مناسب بین درمانگر، کودک، خانواده او و کادر درمان می باشد را فراهم می کند. شرکت اطرافیان کودک در این فرآیند به او نشان می دهد که این رو درمان، فرآیند ای جالب،‌ جذاب و مطابق با نیازهای او می باشد لذا اجرای موسیقی زنده بسیار بیشتر از موسیقی ضبط شده نتیجه بخش می باشد چرا که برقراری ارتباط مناسبتری در آن اتفاق افتاده و انگیزه فعالانه بیشتری برای دیدن، فهم، شنیدن و لمس آلات موسیقی نسبت به وقتی که بیمار شنونده منفعل باشد، ایجاد می کند. در برخی از موارد موسیقی ممکن است باعث به خاطر آوری خاطرات بد گذشته شود لذا موسیقی درمانگر باید متوجه این مسئله بوده و همواره در جهت دهی کودک به سمت احساسات مثبت تلاش کند. با اینحال اگر موسیقی درمانی در کنار سایر درمانها به کار گرفته شود آثار سوء و عوارضی نخواهد داشت

5 اصل اساسی در اجرای موسیقی درمانی در بیمارستانها شامل موارد زیر می گردد:

1- موسیقی به اشکال مختلف بر افراد اثر می گذارد که باتوجه به سن، تواناییهای تطابقی، روحیه، حالت فیزیکی و روحی و تجربه های زندگی آنها متفاوت می باشد لذا در انتخاب نوع موسیقی می بایست دقت خاصی مبذول شود.

2- موسیقی آشنا و موسیقی که توسط فرد انتخاب شده باشد، تاثیر مثبت بیشتری بر او خواهد داشت.

3- انتخاب و استفاده از موسیقی در بیمارستان می بایست آگاهانه صورت گیرد.

4- موسیقی پس زمینه می تواند تاثیر مثبت یا منفی بر صدای زمینه داشته باشد.

5- کیفیت نامناسب اجرای موسیقی، مزیتهای آن را محدود می کند.

در اجرای این طرح می بایست به نکات زیر توجه شود:‌

در نظر گرفتن تنوع موسیقی و ترجیحات بیماران، قراردهی منابع پخش صدا در مکانهای مختلف اتاقها، سنجش مرتب وضعیت موسیقی و قطع آن در صورت نامناسب بودنع توجه به نتایج مضر شنیدن موسیقی با صدای بلند برای بیماران نظیر بیماران بخش تومور و خون.

4-10 . بازی درمانی

بازی یکی از بخشهای اساسی زندگی کودک به شمار می رود که بین او و محیط اطرافش ارتباط برقرار می کند. بازی چه در حالت عادی و چه در بازی درمانی حالت سرگرمی داشته، وسیله ای برای ارتقاء و رشد مهارتهای جدید در کودک و افزایش میزان ارتباط او با اطرافین می باشد. از آنجا که کودکن به ندرت خود به خود به بیان احساساتشان می پردازند، بازی درمانی وسیله مناسبی است تا آنان از طریق اسباب بازیها و وسایل بازی که انتخاب می کنند، داستانها و تفکرات خود را بیان کنند. در مجموع بازی درمانی به مجموعه ای از روشهای درمانی اطلاق می گردد که همگی بر گونه ای بازی تاکید دارند. در بازی درمانی هدایت نشده، کودک کاملا آزاد بوده و تنها برخی عوامل که برای او ایجاد خطر می کنند، از او دور نگهداشته می شوند. در این محیط آزاد کودک احساس امنیت و آزادی کرده و بدون ترس از قضاوت، افکار یا احساسات دیگران اجازه می یابد تا آزادانه و صادقانه تجربیات درونیش را بروز دهد که این اولین گام جهت تغییر و درمان می باشد برای کودکان نمای شاحساسات بسیار آسانتر از سخن گفتن درباره آنها می باشد. به عنوان مثال کودکان داستانهای خود را بارها تکرار می کنند و هر بار یکی از اجزای آن را تغییر می دهند چرا که آنان با این روش احساس می کنند که بر احساسات و گفتارشان تسلط دارند که نتیجه آن احساس کنترل و شناخت بیشتر کودکان از خود می باشد که تواناییهای تطابقی آنان را افزایش می دهد. بازی درمانگران زبان بازی را آموخته اند و می دانند چگونه از این طریق با کودک ارتباط برقرار کرده و باعث افزایش حس اعتماد به نفس کودک شوند. آنان با توضیح بازی کودک برایش، احساسات او را نامگذاری کرده و به این صورت روش بیان شفاهی احساسات را به کودک می آموزند. گاهی نیز با شرکت در بازی، کودک را به نحوی هدایت می کنند که به اجرای نقش درست تری بپردازد و ناخودآگاه روش کودک را تغییر می دهند.

– بازی

نتایج و اثرات بازی را می توان در چهار دسته زیر تقسیم بندی کرد:

– شناخت محیط و تسلط بر آن

– برقراری تماسهای اجتماعی (تربیت جمعی کودک)

– کسب مهارتها، بدست آوردن اطلاعات جدید و شناخت تواناییهای خود (نقر آموزشی بازی)

– رهایی از نگرانیها و فشارهای محیطی از طریق بروز و بیان عواطف (نقش درمانی بازی)

 

4-10-1. سیر تکامل بازیها

در سنین آغاز کودکی بازی عبارت از یک سری حرکات ساده و اتفاقی می باشد که با افزایش سن و رشد ذهنی کودک فرآیند آن نیز پیچیده تر می گردد. بازی با اسباب بازیها از سالهای نخست کودکی آغاز شده و در 7 و 8 سالگی به اوج محبوبیت خود می رسد. با ورود کودک به مدرسه گرایش او در مورد بازی به تدریج تغییر می یابد بطوریکه بازیهای کودک در سالهای اول و دوم دبستان از سویی در بردارنده خصوصیات بازیهای کوکان خردسال بوده و از سویی برخی مشخصات بازیهای بزرگترها را نیز در خود دارد. کودک در این دوره ابتدا به بازیهایی که با فعالیت بدنی و خصوصا دویدن همراه است و سپس به ورزشهایی که قواعد و قوانین مشخصی دارند علاقه مند می شود. همچنین علاقه به مطالعه، تماشای تلویزیون و گردآوری مجموعه ها با افزایش سن در کودکان ایجاد شده، گسترش می یابد. (قربانی ،1390)

4-10-2 .  رابطه افزایش سن و تعداد بازیهای کودکان

کودک در حدود 9 سالگی هم به بازی با اسباب بازی ها علاقه دارد و هم به بازیهای نوجوانان مانند والیبال و فوتبال علاقه مند است. کمترین تعدد بازی در سنین 4 تا 6 سالگی و بیشترین آن در سنین 7 تا 9 سالگی قابل مشاهده است. از 9 تا 13 سالگی تعدد بازیها کمتر می شود که علل آن کمتر شدن وقت آزاد کودک و نیز افزایش سن اوست که به او امکان می دهد تا مدت زمان بیشتری بر یک بازی تمرکز داشته باشد.دانلود پایان نامه  مرکز درمانی و حمایت از کودکان سرطانی بارویکرد معماری سبز

– رابطه افزایش سن و تداوم بازیها:

کودک خردسال بعلت عدم توانایی تمرکز بر یک بازی مرتب بازی و اسباب بازی خود را عوض می کند و لذا می بایست برای او اساب بازیهای متنوع و گوناگونی تهیه کرد. در 2 سالگی حد متوسط تمرکز کودک بر یک بازی 7 دقیقه و در 5 سالگی 13 دقیقه می باشد. همچنین از لحاظ میزان فعالیت بدنی کودکان در سنین مختلف نیز می توان گفت که کودکان خردسال بیشتر از کودکان بزرگتر و نوجوانان نیروی خود را صرف بازی می کنند. خردسالان بیشتر به بازیها و ورزشهای پر جنب و جوش علاقه مندند و علاقه چندانی به بازیهای کم تحرک دوران نوجوانی ندارند. تا سال سوم دبستان علاقه به بازیهای فعالانه قابل مشاهده است و از سال چهارم به بعد کودکان به تدریج به فعالیتهایی مانند دیدن فیلم، مطالعه کتاب و تماشای تلویزیون علاقه مند می شوند.