دانلود پایان نامه تاثیر پیاده سازی نظام چهار مرحله ای مدیریت دانش بر کارآیی کارکنان شعب بانک ملی شرق فارس

در دهه‌های اخیر، انواع موسسات، شاهد تغییرات اساسی در زمینه‌های ساختار، کارکرد و سبک‌های مدیریتی خویش بوده‌اند. موسسات کنونی اهمیت بیشتری جهت درک، انطباق پذیری و مدیریت تغییرات محیط پیرامون قائل شده و در کسب و به کار گیری دانش و اطلاعات به روز به منظور بهبود عملیات و ارائه خدمات و محصولات مطلوب‌تر به ارباب رجوعان پیشی گرفته‌اند. چنین سازمان‌هایی نیازمند بکارگیری سبک جدیدی از مدیریت به نام مدیریت دانش می‌باشند. امروزه در ادبیات مدیریت و اقتصاد به وفور شاهد تاکید بر نقش دانش به عنوان یک منبع حیات برای حفظ رقابت پذیری و سود آوری هستیم. مدیریت دانش در عصر جدید، تحولات شگرفی را در مباحث مدیریتی ایجاد کرده است. با توجه به اینکه مدیریت دانش، تنها به دانش کد شده و مستند شده اکتفا نمی‌کند، بسیاری از سازمان‌ها و شرکت‌های جهان با تکیه بر دانش ضمنی و آشکار خود، در صدد ارتقاء جایگاه رقابتی وافزایش اثر بخشی و بهره‌وری خود هستند. در راستای رسیدن به این اهداف، مدیریت دانش به دنبال تصرف دانش، خرد و تجربیات با ارزش افزوده کارکنان و نیز پیاده سازی بازیابی و نگهداری دانش به عنوان دارایی‌های سازمان است. در این فصل ابتدا تاریخچه، سیر تکاملی مدیریت دانش و سابقه تحقیقات  بیان می‌شود. سپس به تعریف اجزای مدیریت دانش و پیکره آن می پردازیم. پس از معرفی اجزا به تفاوت آنها می پردازیم و اینکه ضرورت اجرای این نظام در سازمان‌ها چیست و چرا باید به آن بپردازیم، ذکر می‌شود. پس از ذکر موضوع اهمیت موضوع ذکر می‌شود. در ادامه بحث چهارچوب‌های مدیریت دانش و اطلاعاتی در مورد آنها بیان می‌شود و بعد از آن مدل‌های مدیریت دانش به همراه جزئیات آن بیان خواهد شد. پس از ذکر این مفاهیم مزایای مدیریت دانش و مزایای دانش سازمانی ذکر خواهد شد، سپس کارکرد‌های دانش و فرآیند آن و سازمان‌های یادگیرنده بیان خواهند شد. در انتها نیز تاثیر مدیریت دانش بر کارآیی ذکر خواهد شد.

 

2-2 دانش

قدمت دانش به قدمت خود زمان است، اما به عنوان یک روش کسب و کار مدرن، ریشه‌های آن در نیروی کار آموزش دیده‌ای است که از جنگ جهانی دوم برگشتند. از آن زمان دانش به مجموعه‌ای از روش‌ها و اعتقادات فلسفی مبدل شده است. در سال 1959 پیتر دراکر از واژه «دانش ورز » در کتابی به نام افق‌های آینده استفاده کرد (فراپائولو، 1388، ص 41). دانش مفهومی جدید نیست و بخشی از ادراک و تجربه ما می‌باشد. چالش کنونی دانش درک نظری و عملی این مفهوم می‌باشد.

امروزه هر بحثی در مورد دانش به سرعت باعث شکل‌گیری مشکل چگونگی تعریف دانش می‌شود. افراد گوناگون درباره تعریف و ماهیت دانش نظرات متفاوتی دارند. در قلمرو علمی و در دنیای تجارت، دانش را به گونه‌ای تعریف می‌کنند که متناسب با یک مشکل یا رویکرد ویژه باشد، لذا با تعاریف متعددی در بافت‌های گوناگون روبرو هستیم. داشتن درک روشنی از ماهیت دانش در مدیریت دانش که دستمایه اصلی آن دانش است، ضروری است به زعم آلی (2002) چگونگی تعریف دانش، چگونگی اداره کردن آن را می‌‌توان تعیین کند (فایرستون و مک الروی، 1387، ص 13). اگرچه تعریف داده و اطلاعات مشکل نیست اما دانش مفهومی سیال و لغزان است، لذا نیاز به تعریفی جامع دارد. بدین منظور به چند تعریف از دانش که مورد توجه بوده، مبادرت می‌شود:

ریشه کلمه دانش از تاریخ روشنفکران غرب و فلاسفه است. صریح‌ترین نمونه دانش به احتمال زیاد دانش فلسفی است. تعریف فیلسوفانه مورد قبول، دانش را عقیده درست و توجیه شده می‌داند، اگرچه این تعاریف فلسفی برای فیلسوفان مناسب است اما برای مدیران دانش، سودمندی کمتری دارد (بلیر، 2002، ص 1020). همچنین دانش را «اطلاعات در یک بستر»، «و فهمی مبتنی بر تجربه» تعریف می‌کنند (فایرستون و مک الروی، 1387، ص 22).

گوردون  بنابر دید فلسفی خود، چیزی را دانش می‌داند که سه گزاره ذیل در موردش صدق کند: دانشی که فرد صاحب آن است، درست باشد؛ و به درستی دانش خود یقین داشته باشد؛ و دست آخر دلیل مستندی مبنی بر درستی‌ دانش خود ارائه کند. وی همچنین نتیجه‌گیری می‌کند که بر طبق همین اصل فلسفی، اطلاعات وقتی به دانش تبدیل می‌شود که درست بوده و درستی آن قابل اثبات باشد و نیز بتوان زمینه‌ای برای آن متصور بود (مختاری و یمین فیروز، 1383، ص 14).

برخی دانش را ترکیبی از اطلاعات، داده یا فرآیندها که دارای زمینه و ارتباط می‌باشند تعریف می‌کنند، مانند:

دانش اطلاعات سازمان یافته، تحلیل یافته یا تلخیص شده برای افزایش درک، آگاهی یا تشخیص می‌باشد. بدین معنی که دانش ترکیبی از انتقال داده‌ها و آگاهی از زمینه‌ای است که در آن انتقال داده‌ها موفقیت‌آمیز به کار گرفته می‌شود (برگرون، 1386، ص 25).

دانش، مجموع کل شناخت‌ها و مهارتهایی است که افراد برای حل مسائل به کار می‌برند. دانش، بر داده و اطلاعات پایه‌گذاری شده اما برخلاف آنها دانش همیشه به اشخاص محدود می‌شود (پروست و دیگران، 1385، ص 38).

ویلسون  (2002) به عنوان یکی از کسانی که مخالف سرسخت مدیریت دانش می‌باشد، دانش را اینگونه بیان می‌کند: دانش به عنوان آنچه که ما می‌دانیم تعریف می‌شود. دانش شامل فرایندهای ذهنی از درک، فهم و یادگیری است که تنها در ذهن می‌باشد اما با دنیای بیرون از ذهن و با دیگران تعامل دارد.

دانش از اطلاعات مشتق شده است و بنابراین از آن غنی‌تر و معنی‌دارتر است. دانش شامل خبرگی، آگاهی و درک کسب شده از طریق تجربه یا مطالعه است. همچنین دانش از مقایسه، شناسایی مستمر، و ارتباطات حاصل می‌شود (کتابخانه ملی پزشکی ان. اچ، اس، 2005، ص 3).

بطور کلی پنداشتن و فرض کردن دانش به عنوان مجموعه‌ای از اطلاعات، ناشی از عدم درک واقعی دانش می‌باشد. زیرا مفهوم دانش با عنصر انسانی گره خورده است و در بیشتر این تعاریف عنصر انسانی همچون حلقه‌ای گمشده می‌باشد. خاستگاه اصلی دانش عنصر انسانی است نه مجموعه‌ای از اطلاعات یا هر چیز دیگر که باید در تعاریف به آن نیز توجه شود.

برخی دیگر نیز دانش را با عمل پیوند می‌زنند و دانش را مبتنی بر عمل می‌دانند، مانند:

دانش اطلاعات تفسیر شده و بکار رفته در عمل با استفاده از فرآیندها، دستورالعمل‌ها، مدارک و مخازن دارای ارزش افزوده و در نتیجه فعالیت یک فرد، تیم، یا سازمان می‌باشد (دو پلسیس، 1387، ص 71).

از نظر دراکر اصولاً دانش تنها در عمل و کاربرد معنی و مفهوم پیدا می‌کند. همچنین اطلاعاتی که باعث تسریع در هر نوع اقدامی نشود دانش محسوب نمی‌شود (فراپائولو، 1388، ص 20).

همچنین مفهوم دیگری که در رابطه با دانش مطرح شده است دلتای دانش (اینفورمنس ) می‌باشد. دلتای دانش کمک می‌کند تا دانشی که با تجربه و در عمل بدست آمده، توصیف شود. اصول متعددی برای نمایش چنین روش یادگیری وجود دارد و این اصول از فرایندی شامل توصیف، طوفان فکری، تحلیل، تولید، و ارزیابی تشکیل می‌شود. انجام تمامی مراحل این فرایند عملکرد صحیح یک پروژه و موفقیت آن را نوید می‌دهد. در خلال این فرایند است که دانش «در عمل» شکل می‌گیرد، دلتای دانش بر یادگیری مبتنی بر عمل استوار است (مرادی، 1388، ص 185).

 

2-2-1  تعریف دانش

دانش: مترادف علم را معمولا دانش می نویسند ولی این کلمه که از اسم مصدر دانستن حصول علم ثابت معنا کرده‌اند که در مراتب پژوهش است یعنی رفتن به طرف علم، آنگاه شناسایی یعنی نزدیک شدن به آن و سپس دانش یعنی علم آگاهی است(حجازی، 1384).

دانش موضوعی است که می‌توان آن را در قالب کلمات بیان کرد، وقتی دانش ضمنی از طریق زبان آشکار می‌شود، می‌توان جهت تأمل و تفکر آن را مورد توجه کانونی خود قرار داد.

  • با بیان دانش در قالب زبان و نشانه‌ها، دانش را می‌توان توزیع، نقد و تحلیل کرد و به طریق دیگر آن را افزایش داد.
  • دانش ابزاری است که مردم با آن کنش نشان می‌دهند. یا دانش جدید را بدست می آورند (رادینگ، 2005).

دانش: مجموعه‌ای از شناخت‌ها و مهارت‌های لازم برای حل یک مسأله است لذا اگر اطلاعاتی که در دست است بتواند مشکلی را حل کند می‌توان گفت دانش وجود دارد. ضمن آنکه دانش باید امکان تبدیل به دستورالعمل  اجرایی و عملی شدن را داشته باشد (دانپورت، 2001).

دانش: عبارت است از بهره‌گیری کامل از داده و اطلاعات در آمیخته با مهارت‌ها، شایستگی‌ها، عقاید ادراکات، تعهدات و انگیزه‌های درونی انسانی. سازمان دانش در قالب عقاید، قضاوت‌ها، روابط، دیدگاه و مفاهیم عرضه می‌شود و خود اساس و پیش برنده اقتصاد فرا صنعتی است (2001، Liebowitz).

دانش: عبارت  از افکار و پندارها، فهم و درس‌های آموخته شده در طول زمان است. دانش فهمیده می‌شود و خود آن را از طریق تجربه، استدلال، بصیرت، یادگیری، خواندن و شنیدن به دست می آورد. هنگامی‌که دیگران دانش خود را با افراد تسهیم می‌کنند، دانش گسترش می یابد و هنگامی‌که دانش فرد با دانش دیگران ترکیب می‌شود دانش جدیدی به وجود می آید.

دانش: ماهیتی فردی دارد، زیرا با ارزش‌ها و باورهای افراد و ادراک آنها از جهان و دیگران، در ارتباط متقابل قرار دارد. به علاوه، دانش در بافت و زمینه روابط بین فردی ظاهر می‌شود. دانش غنی‌تر و معنا دارتر از اطلاعات است. ساختار مند کردن دانش دشوار است. تسخیر و تصرف دانش دشوار و انتقال آن به سختی امکان پذیر است (جعفری مقدم، 1383).

دانش: مخلوط سیالی از تجربیات، ارزش‌ها، اطلاعات موجود و نگرش‌های کارشناسی نظام یافته است که با استفاده از آن چارچوبی برای ارزیابی و بهره‌گیری از تجربیات و اطلاعات جدید به دست می آید. دانش، در ذهن دانشور به وجود می آید و بکار می‌رود. دانش در سازمان ما نه تنها در مدارک و ذخایر دانش، بلکه در رویه‌ها ی کاری، فرآیند‌های سازمانی، اعمال و هنجارها نیز مجسم می‌شود (پروساک، 1379).

دانش: در درون افراد وجود دارد و بخشی از پیچیدگی ندانسته‌های انسانی، تبدیل داده به اطلاعات و سپس به دانش، محور اصلی مدیریت دانش است (پروساک، 1379).

تعریف علوی و لیند از دانش: دانش یک باور شخصی توجیه شده است که قابلیت فرد را برای اقدام کردن افزایش می‌دهد (روسلِی، 2005).

 

2-3 داده و اطلاعات

درباره داده یا داده‌ها تعاریف کم و بیش مشترکی ارائه شده که چند مورد از آنها ذکر می‌شود:

«داده، کمیت‌هایی عددی یا خصیصه‌ای هستند که در نتیجه مشاهده، آزمایش یا محاسبه حاصل شده‌اند» (برگرون، 1386، ص 24).

داده یک ویژگی قابل مشاهده، قابل اندازه‌گیری و قابل محاسبه است (فایرستون و مک الروی، 1387، ص 34).

ریتس  عقیده دارد «داده‌ها، حقایق، اعداد و ارقام، و دستورالعمل‌هایی هستند که انسان می‌تواند بالقوه آن‌ها را درک، تفسیر، و تفهیم نماید و نیز آنها قابلیت پردازش به کمک رایانه را دارند». (مختاری و یمین فیروز، 1383، ص 13).

همان طور که از تعاریف مزبور برداشت می‌شود، داده‌ها به خودی خود دارای معنی خاصی برای افراد نیست، و تشخیص آنها به آسانی امکان‌پذیر می‌باشد. حال به تعاریف اطلاعات پرداخته می‌شود:

اطلاعات داده‌های دسته‌بندی شده است. اطلاعات مجموعه‌ای از داده‌ها و توضیحات و تفاسیر معنی‏دار راجع به موضوعات، رویدادها یا فرآیند ویژه است (برگرون، 1386، ص 24).

متیوز  اطلاعات را در گروه پردازش، تلخیص و تحلیل داده‌ها، نظم‌دهی و قرار دادن آنها در بستری معین و تخصیص معنا به آنها می‌داند (مختاری و یمین فیروز، 1383، ص 14).

اطلاعات عبارت است از فهمیدن رابطه‌هایی که بین داده‌ها یا بین داده‌ها و سایر اطلاعات وجود دارد. به بیان دیگر، اطلاعات عبارت است از رابطه بین داده‌ها که وابستگی زیادی به زمینه معنایی آن دارد (فرج پهلو و آخشیک، 1387، ص 3).

آن چنانکه ملاحظه می‌شود اطلاعات یک مرحله بالاتر از داده‌های خام می‌باشد. بر این مبنا، که با اضافه کردن بافت و زمینه به داده‌ها آنها را به اطلاعات تبدیل می‌کنیم.

 

2-3-1  مقایسه داده، اطلاعات و دانش و اجزای آن

حرکت بین این سطوح اغلب فرایند غنی‌سازی نامیده می‌شود. زمانی که قواعد ترکیب در مورد علائم به کار می‌رود، علائم تبدیل به داده می‌شوند. داده‌ها درون یک عبارت ویژه قابل تفسیراند، بنابراین اطلاعات برای گیرنده فراهم می‌آید. زمانی که اطلاعات وارد شبکه می‌شود، می‌تواند در زمینه یک فعالیت خاص به کار گرفته شود که آن را دانش می‌نامند (برگرون، 1386، ص 28). داده‌ها، اطلاعات و دانش از فرآیندهای اجتماعی فراهم می‌شوند. همچنین آنها دارایی‌های یک سازمان و عوامل تشکیل‌دهنده آن می‌باشند. بنابراین شناخت و تمایز بین آنها برای اعمال و فعالیتهای مدیریت دانش ضروری است.

اطلاعات دارای زمینه خاص و  ارتباط و حاوی استدلال است. پشتوانه تجربی و بستری اندیشمندانه به همراه دارد که با استفاده از آن می‌توان به حل مسائل پرداخت. چیزی که اطلاعات بر انجام آن ناتوان است. اطلاعات در صورت از دست دادن زمینه خود و گذشت زمان ارزش خود را از دست می‌دهد، ولی دانش همواره ارزشمند بوده، برخلاف اطلاعات که در طی زمان صرف حالت انباشتگی دارد، دارای ارزش افزوده است (مختاری، 1383).

اطلاعات معمولا شکل، اعداد و ارقام، کلمات و گزاره‌های انباشته شده را به خود گرفته و غالباً اعداد و گزاره‌ها را در شکلی خلاصه شده تلفیق و معنایی را برای آن ارائه می‌کند که بزرگتر از آن چیزی است که از داده‌های خام مکشوف می‌گردد. ولی نظریه پردازان و دست اندر کاران دانش همگی بر این باورند که این اطلاعات است، نه دانش اگر چه خط دقیق بین دانش و اطلاعات روشن نیست. لیکن چندین ویژگی وجود دارد که این دو را از هم جدا می‌کند.

الف- سطح ظرافت: اطلاعات نوعاً به موقعیتها، شرایط، فرآیندها و یا هدفهای خاص اشاره دارد. در این صورت در برگیرنده سطحی از ظرافت و دقت است که آن را برای کار مورد نظر مناسب می‌کند.

ب- زمینه: اطلاعات در برگیرنده داده در زمینه است. زمینه ممکن است محصول، مشتری، یا فرآیند کسب و کار باشد و شکل اولیه داده را تا سطح اطلاعات ارتقاء دهد. زمینه، اطلاعات را برای مدیران برای تصمیم گیری و برنامه ریزی مفید می‌کند.

ج- دامنه: اطلاعات کلاً محدود به زمینه‌ای است که در آن ایجاد می‌شود. اطلاعات فروش به مدیران در خصوص فروش مطالبی ارائه  می‌دهد. دانش فراتر از زمینه خاص اطلاعات رفته، آن را قادر می‌سازد تا در موقعیتهای گوناگون کاربرد داشته باشد. برای نمونه اطلاعات در خصوص مشتری باید بیشتر در معرض تغییر و تحول قرار گیرد، تا بتوان روابط را کشف و آن را به دانشی که بیش از زمینه اطلاعات مشتری است تبدیل کند.

د- بهنگام بودن: اطلاعات بر زمان مبتنی است، بنابراین به طور مداوم در حال تغییر است. به مجرد اینکه داده جدید اخذ شود، اطلاعات جدید می‌تواند و باید تولید شود. اطلاعات فروش ماههای مختلف با هم تفاوت دارد، زیرا داده‌های شالوده‌ای آنها تغییر پیدا کرده است. دانش در عوض، حساسیت زمانی کمتری دارد. (رادینگ، 1383).

پایان نامه تاثیر پیاده سازی نظام چهار مرحله ای مدیریت دانش

متن کامل در سایت زیر