تحقیق با موضوع آداب و رسوم، استان فارس

* آيت‌اللهي، سيد عليرضا، 1357، ايلات و عشاير استان فارس، شيراز، انتشارات دانشگاه شيراز
* نيك‏خلق و عسكري نوري، 1380، جامعه‏شناسي عشاير ايران، تهران، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامي
* طبيبي، حشمت‌الله، 1371، مباني جامعه‏شناسي و مردم‏شناسي ايلات و عشاير، تهران، انتشارات دانشگاه تهران
* افشار سيستاني، نادر، 1369، مقدمه‌اي بر شناخت ايل‌ها، چادرنشينان و طوايف عشايري ايران، تهران.
تحقيق حاضر يك تحقيق كيفي و ميداني در حوزة مطالعات تغييرات و نوآوري‌هاي اقتصادي مي‌باشد. در اين مطالعه سعي شده است با ورود به جامعه مورد مطالعه و بررسي مستقيم شيوة زندگي و اقتصاد و فعاليت‌هاي شغلي مردم مورد مطالعه به اراية يك تصوير كلي از وضعيت اقتصادي اين مردم در دوره زماني تعيين شده دست بيابيم. بنابراين در اين قسمت در مورد مطالعه ميداني، كيفي توضيحاتي ارائه مي‌گردد.
مطالعة ميداني تلاشي براي درك و شناخت نحوة عمل يك واحد اجتماعي تام نظير يك گروه يا سازمان يا اجتماع و مناسبات دروني آن، اين نوع تحقيقات، مشخصة كار انسان‌‌شناسان است. تحقيقات انسان‌‌شناسان ابتدا منحصر به اقوام ناشناخته و بيگانه بود، سپس همان اصول تحقيق را براي مطالعه گروه‏هاي آشنا و محيط‌هاي خويش به كار بردند، به هر حال اين دست مطالعات درست نقطة مقابل روش‌‏هاي كمي و كنترل شده تحقيقات پيمايشي است(بيكر، 1377: 40 و21).
در واقع محققاني كه از اين روش استفاده مي‌كنند با شركت در زندگي روزمره واحد اجتماعي و ارتباط با مردم آن مي‌كوشند حضورشان تغييري در محيط ايجاد نكند، سپس با دقت به مشاهدة جريان امور پرداخته مشاهدات خويش را يادداشت كرده و سعي مي‌كنند تا به درك آن محيط اجتماعي نايل آيند. بنابراين در مطالعات ميداني نقش محقق حائز اهميت اساسي است زيرا اين موقعيت محقق است كه تعيين‌كنندة مشاهدات و توصيف آن است. در اين تحقيق نيز بيشتر از اين روش سود جسته‌ايم و فقط در مواردي محدود (آمارهاي مربوط به انواع وتعداد مشاغل در روستاي مورد مطالعه، نسبت سني و . . .) از روش‌هاي كمي استفاده شده است.
در تحقيق كيفي، براي ديدگاه‏هاي افراد مورد مطالعه ارزش قائل مي‌شوند و مي‌كوشند تا از ديدگاه‌هاي آنان آگاه گردند ضمن آنكه پژوهشگر و افراد مورد تحقيق با هم رابطه متقابل برقرار مي‌كنند (مارشال وراس‌من، 1377 :7). اين تحقيق هم حالت توصيفي دارد و هم تبييني و سرانجام اينكه براي جمع‌آوري داده‌هاي اصلي به گفته‌ها و رفتارهاي قابل مشاهده افراد تكيه مي‌كند.
ـ تـكـنـيـك‏هاي تـحـقـيـق
همان‌طور كه عنوان شد اين مطالعه، يك مطالعه ميداني است و پژوهشگران ميداني در مطالعة گروه‌ها و محيط‌ها غالباً فنون چندگانه‌اي براي جمع‌آوري داده‌ها به كار مي‌برند كه شامل مشاهدة مستقيم، مشاهدة مشاركتي، مصاحبة عميق، بررسي اسناد و مدارك موجود و روش‌هاي تكميلي ديگر شامل تجزيه و تحليل تاريخي شامل داده‌هاي دست اول و دست دوم و بررسي تاريخچة زندگي افراد و تصاوير فيلم ويدئو و عكس مي‌باشند.
در اين مطالعه فنون گردآوري اطلاعات عبارتند از :
1ـ10ـ1ـ مـشـاهـده
يكي از تكنيك‏هاي مورد استفاده در زمينه اهداف مورد نظر مشاهده است. اين تكنيك مستلزم آن است كه محقق در جامعه مورد مطالعه مشاركت كند و واقعيات را در آن جامعه شخصاً مشاهده كند، سپس به بررسي واقعيات و اهداف مورد نظر بپردازد.
در اين تحقيق براي نيل به اهداف و نتايج مورد نظر، سعي شده است از مشاهده استفاده شود. استفاده از اين تكنيك اقتضاء مي‌كند كه به جامعة مورد مطالعه به دفعات متعدد مراجعه شود و به ضبط و ثبت و بررسي اين واقعيات پرداخته شود. در اين مشاهدات، از سوي محقق، سعي شده است به سه پرسش اساسي براي مشاهدة مناسب پاسخ داده شود:
* چه چيزي را مشاهده كند؟
* كجا مشاهده كند؟
* چگونه مشاهده كند؟4
در مشاهدة مستقيم محقق، شخـصاً و بدون آنكه به اشـخاص مورد نظر مراجعه كنـد، اطلاعات لازم را جمع‌آوري مي‌كند. مشاهده مستقيم از استعداد مشاهده محقق كمك مي‌گيرد. البته در اين تحقيق بيشتر مشاهدات به صورت مستقيم صورت پذيرفت و كمتر از روش‏هاي مشاهده مشاركتي سود برده شده‌ است.
2ـ10ـ1ـ مـصـاحـبـه
مصاحبه، جريان مبادله واقعي است كه طي آن محقق دريافت‏‏ها و برداشت‏هايش را از يك رويداد يا از يك وضعيت بيان مي‌كند. تجربياتش را در ميان مي‌گذارد تفسيرهايش را از مسئله عنوان مي‌كند، در همان حال محقق با طرح پرسش‏هاي باز و واكنش‏هايش اين بيانات را تسهيل كرده و نمي‌گذارد كه آنها از هدف‌هاي تحقيق دور شوند (كيوي، 1370: 188).
بنابراين در اين تحقيق علاوه بر مشاهده به انجام يك دسته مصاحبه‌هاي دقيق و منظم پرداخته‏ايم. هم چنين با استفاده از سئوالات از قبل تعيين شده با عشاير در زمينه اهداف مورد نظر اطلاعاتي جمع‌آوري و تنظيم شد. مخصوصاً اين مصاحبه‌ها با افرادي كه دورة قبل از اسكان را به خاطر مي‌آورند، توانست نگارنده را در شناخت دوره قبل از اسكان بسيار ياري رساند.
از مجموع 111 نفر ساكن در اين روستا، 4 نفر بالاي 65 سال هستند كه 3 نفر از آنان زن و 1نفر مرد مي‌باشند. از طريق مصاحبه با اين افراد و تعدادي از گروه‏هاي سني مختلف ديگر (44ـ35 سال، 54 ـ 45 سال و 64ـ55 سال) اطلاعات ذيقيمتي در مورد دوره قبل از اسكان اين ع شاير به دست آمد. (جدول شمارة (10ـ3))
لزوم مصاحبه در اين تحقيق از آنجاست كه شناخت دورة قبل از اسكان و فعاليت‌هاي اقتصادي آن در ميان عشاير مورد مطالعه براي ما بسيار ضروري است. از اين‌رو براي اين منظور به افرادي مراجعه شده است و با آنان به مصاحبه پرداخته‌ايم كه دورة قبل از اسكان را به خوبي به ياد دارند و فعاليت‌ها و مشاغل آن دوره يعني دورة كوچندگي را به خاطر دارند.
3ـ10ـ1ـ مـطـالـعـة اسـنـاد و مـدارك
به منظور آشنايي با وضعيت تاريخي، سياسي و اجتماعي و فرهنگي عشاير ايران اسناد و مدارك متعددي در دست است كه با توجه به اهميت مطالعه عشاير در طول زمان، مي‏توانيم با مراجعه به اين منابع به اطلاعات زيادي دست يابيم و سازمان‌هايي مانند جهادكشاورزي و سازمان برنامه و بودجه، سازمان ميراث فرهنگي، ادارة آموزش و پرورش و سازمان امور عشاير ايران و استان مي توانند اطلاعاتي در مورد مسـئله مورد تحقـيق در اختيار ما بگذارند. البـته در تـحقيق حاضـر با توجـه به لزوم مـقايسـة عشاير مـنطقه در دو دوره متفاوت قبل و بعـد از اسـكان، يكـي از روش‌هـايي كه براي مقايسة اين دو دوره بسيار سـودمند و مـفيد به نظر مي‏آيد، استفاده از منابع و تحقـيقات پيـشـيني است كه در مورد عشـاير به نگارش و در آمده است.
4ـ10ـ 1ـ عـكـس
يكي از ابزارهايي كه ما را در شناخت جنبه‌هاي مختلف زندگي عشاير ياري مي‌رساند، استفاده از دوربين عكاسي براي ثبت صحنه‌هايي است كه با نگارش و نوشتن آنها، نمي‌توان آنها را به ديگران به صورت روشن و واضح شناساند. در چنين صحنه‌هايي تصوير واضح‌ترين مطلب را به بيننده و خواننده منتقل مي‌كند. “هنر عكاسي به اقتضاي پيوندي كه با علم مردم‌‌شناسي و مباحث مردم‌‌نگاري پيدا مي‌كند به منزلة روشي از تحقيق مباحث اجتماعي است. عكاسي مردم‌‌نگار، محققي است كه پرده از ناشناخته‌هاي زندگي مردم برمي‌دارد و آداب و رسوم يك قوم را در دوربين خود، يكجا جمع‌آوري مي‌نمايد” (عناصري، 1368: 86).
براي نشـان دادن بسـياري از جنـبه‌هـاي مختلفي كه در امر بيان تحـقيق به كار برده شده‏اند، تصاوير و عكس‌هايي در رابطه با مراسم هاي گوناگون عشايري، نماي كلي برخي از عشاير، خدمات، كوچ عشايري، مشاغل و فعاليت‌هاي اقتصادي و معيشتي، نوع مسكن و . . . آورده شده است.
11ـ1ـ چـارچـوب نـظـري
1ـ11ـ1ـ كـاركـردگـرايـي
تغيير و تحول در يكي از اجزاء جامعه موجبات تغيير در ساير اجزاء را نيز به همراه خواهد داشت. در جامعة مورد همزمان با اسكان آنها، تغييراتي در جنبه‌هاي مختلف زندگي آنان پديد آمد. از جمله تغييرات اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي. نظريه‌اي كه در اين زمينه به كار برده شده است نظرية كاركردگرايي است.
كاركردگرايي يكي از نظريه‌هايي است كه به تحليل ميان اجزاء و كل مي‌پردازد و در اين ميان كل از اجزاء مهم‌تر است. به طوري كه اجزاء در رابطه با كل قابل درك هستند (فكوهي، 1381‌:‌80) كاركردگـرايي داراي دو اصل اسـاسي است: كل‌گرايي(جـامـعيت) و اصل سودمندي. اصل جامعيت به اين معنا است كه هر پديدة اجتماعي به عنوان جزيي از يك كل است و با توجه به آن كل تحليل مي‌شود. اصل سودمندي به اين معنا است كه هر پديدة اجتماعي داراي كاركردي است.در يك تقسيم‌بندي كاركردها به دو دسته كاركرد مناسب و كاركرد نامناسب تقسيم‌بندي مي‌شوند. كاركرد مناسب كاركرد‌هايي است كه به بقاياي نظم ياري مي‌رسانند و كاركرد نامناسب، نظم را با خلل و مشكل مواجه مي‌كنند.
در ميان عشاير نيز بسياري از فعاليت‌ها وجود دارد كه كاركرد مناسبي ندارند. از دست دادن كاركرد بسياري از آنها به تبع تغييراتي است كه پس از اسكان به وجود آمده است كه بسياري از اين تغييرات را دستخوش تغيير نمود. از اين جمله مي‌توان به سياه‌چادر اشاره نمود كه عشاير پس از اسكان و رابطه با يكجانشينان توانستند از چادرهاي آماده استفاده كنند. امروزه سياه‌چادر با توجه به صرف زمان در ساخت آن و مشكلات حمل و نقل آن به واسطة سنگيني آن در ميان اين دسته از عشاير كارايي چنداني ندارد و بيشتر از چادرهاي آماده استفاده مي‌كنند.
عكس شمارة (5)استفاده از چادرهاي جديد در ميان عشاير عكس شمارة(6) سياه‌چادر در ميان عشاير منطقه به مانند گذشته كارايي چنداني ندارد
مالينوفسكي از اولين نظريه پردازان كاركردگرايي بر اين باور بود كه پديده‌هاي فرهنگي نقش برآورده كردن نيازهاي فردي در جامعه را عهده‌دار هستند. (عسكري‌خانقاه و كمالي، 1378‌:260)در ديدگاه مالينوفسكي دو مفهوم اساسي نيازها و نهادها در توضيح كاركردها قابل مشاهده است. نيازها در نظر وي به موجوديت بيولوژيك انسان باز مي‌گردند و به اين ترتيب اولين ردة نيازها نيازهايي‌اند كه ميان انسان ها و جانواران مشترك هستند، نيازهايي مثل تغذيه، توليد مثل، امنيت و. . .. بيشتر فعاليت‌هاي عشاير با وجود تحمل زحمات و مشقت‌هاي فراوان براي برطرف كردن نيازهاي اوليه‌شان است.
به طور كلي كاركرد را در شش گزاره مي‌توان توضيح داد:
1ـ تشكيل جوامع از كليت‌هاي مختلف
البته هر چند كه ممكن است اين گونه كلياتي كه در موارد مختلف به چشم مي‌آيند ما را به نوعي ساخت‌گرايي بكشانند، اما اين وجود كليت‌ها در سطوح مختلف نياز به تحليلي پويا دارند كه اين باعث تفاوت و جدايي ميان كاركردگرايي و ساخت‌گرايي مي‌شود.
2 ـ پيوستگي و وابستگي ميان اجزاء يك كليت
در اين گزاره پيوستگي اجزاء يك كليت نوعي پيوند مستقيم و محسوس ميان اجزاء يك كليت است. وابستگي نيز در اين جا به معناي آن است كه هر جز در يك نظام به ديگر اجزاء وابسته است و با تغيير در يكي از اجزاء ساير اجزاء نيز دچار تغيير مي‌شوند و اين تغييرات در اجزاء به مقادير مختلف صورت مي‌گيرد.
3 ـ رابطه كاركردي اجزاء با يكديگر يا با كل
اين گونه رابطه، يعني رابطه كاركردي ميان اجزاء با يكديگر، رابطه منطقي ميان اجزاء و كل را بيان مي كند. به نحوي كه مشخص كنندة اين رابطه به سوي غايتي معين است.
4 ـ غايت اساسي كاركرد، حفظ موجوديت كل است.
در مورد پيش بيان گرديد كه رابطة اجزاء با يكديگر و اجزاء با كل به سوي هدف و غايتي مشخص است، اين غايت و هدف معين كاركرد، حفظ و بقاي موجوديت كل و نظام است. در اين گزاره نوعي اقتصاد مشاهده مي‌شود كه هدف از آن كاهش هزينه‌هاي و بالا بردن امكان ادامه حيات و موجوديت نظام است. در اينجا توازني وجود دارد كه به نوعي حالت آرماني از بيشترين هماهنگي در بين اجزاء با يكديگر و اجزاء با كل است.
5 ـ كاركرد ها در سراسر كالبد تعميم دارند.
اين گزاره به اين معنا است كه كاركرد در تك‌تك اجزاء يك نظام وجود دارد.
6 ـ كاركردها ضروري هستند.
اين امر بيانگر آن است كه كاركردهايي كه در يك نظام وجود دارند ضرورت دارند(همان: 162ـ163).
اسپنسر و دوركيم هر كدام به گونه‌اي اصول كاركردي را مي‌پذيرند: “اسپنسر كاركردها را دقيقاً علت وجودي اندام‌ها مي‌داند. بنابراين بر آن است كه غايت هر كاركردي حفظ موجوديت زيستي و بهبود آن است و دليل وجودي آن كاركرد و آن اندام نيز همين است. بنابراين جدا شدن كاركرد از اندام سبب مرگ اندام مي‌شود. به عبارت ديگر، اسپنسر معتقد نمي‌تواند جدا از كاركرد (غايت) وجود داشته باشد، در حالي كه دوركيم، معتقد است، چه در موجوديت‌هاي طبيعي و چه در موجوديت‌هاي زيستي لزوما” نياز و غايت كاركردي نيست كه انـدام‌ها را به وجـود مي‌آورد، و ايـن اندام‌هـا مي‌توانـند مـوجوديـتي مـستقل از آن كاركرد داشته باشند. دليل به وجود آمدن اندام‌ها را دوركيم در مجموع شرايط زيستي يا شرايط اجتماعي مي‌بيند و نه كاركرد خالص آن اندام در يك واحد زيستي(اجتماعي)” (فكوهي، 1381 :160).
2ـ12ـ1ـ نـوآوري
پس از اسكان، مسأله‌اي كه بايد به آن پرداخته شود ميزان و نوع رابطة اين عشاير تازه اسكان‌يافته با روستاييان و يكجانشينان اطراف است. از اين‌رو اين مبحث در قالب اشاعة نوآوري‌ها در ميان اين دو دسته قابل بررسي است.
از ميان اشاعه‌گرايان معاصر اورت راجرز نگرش سنتي به اشاعه را به عنوان موضوع اصلي خود انتخاب كرده و مطالعه‌اي نيز در زمينه اشاعة نوآوري‌ها انجام داده است كه اشاعه را به عنوان الگويي از دگرگوني فرهنگي در نظر مي‌گيرد(معيني، 1374: 78).
از نظر راجرز چهار عنصر اساسي در تجزيه و تحليل اشاعة نوآوري‌‌ها وجود دارد كه عبارتند از: 1ـ نوآوري
نوآوري به عنـوان ايده‌اي جـديد كه بوسيله افراد مورد پذيـرش قرار مي‌گيرد تلقي مي‌شود. جديد بودن يك ايده باعث مي‌شود كه فرد نسبت به آن عكس‌العمل نشان بدهد، اينكه چه مدت از زمان اولين كاربرد يا كشف مسأله گذشته چندان مهم نيست تلقي نوآوري به عنوان هر ايده، جديـد باعث گسـتردگي دامـنة تـعريف مي‌شـود. نـوآوري‌ها شـامل مواردي از قبـيل جنبـش‌هاي اجـتماعي، باورهاي عقيـدتي، مد لباس، اتومبـيل‌هاي كوچـك و غيره مي‌شود.
2ـ ارتباط
اشاعه فرايند]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *