پایان نامه ارشد – توسعه کارآفرینی در تعاونی‌های گردشگری

پایان نامه امروزه از گردشگری به عنوان گذرگاه توسعه یاد می­شود (شاربوک[1]، 1998). که با ماهیتی چند بعدی، علاوه بر تامین نیاز گردشگران، باعث تغییرات عمده­ای در سیستم جامعه میزبان می­گردد (دیوارت[2] و همکاران، 2009). آن گونه که تجربه کشورهای توسعه یافته نشان می­دهد، گردشگری اساساً یک تلاش و فعالیت اقتصادی است، استفاده از فرصت های گردشگری باعث اشتغال بوده و گردشگری نیاز مبرم به سرمایه گذاری انسانی دارد و تنوعی از مشاغل را با نتایج متنوع در انواع و مقادیر گوناگون ارائه می­دهد (ابلیو[3] و همکاران، 2006).

در این زمینه در اکثر کشورها توجه خاصی به کارآفرینی و کارآفرینان در گردشگری می شود و در واقع تقویت کارآفرینی در گردشگری  و ایجاد بستر مناسب برای توسعه آن از ابزار پیشرفت و توسعه ی کشورها به ویژه کشورهای در حال توسعه به شمار می آید. زیرا یک فعالیت با رویکرد کارآفرینانه منجر به توسعه اقتصادی، اجتماعی و محیطی (از جمله ایجاد اشتغال، نوآوری در فعالیتها، رقابت پذیری، حفظ محیط زیست) می شود (ورئول[4]، 2002).

از طرف دیگر تعاونی­های گردشگری به عنوان ارتباطی بین دولت و مردم و یا به عبارتی مابین توده مردم و دولتمردان، مجریان و دست اندرکاران عمل می­کنند. در واقع تعاونی­های گردشگری، جایگاه و بستر مناسبی برای پیوند این دو (دولت و مردم) با هم بوده و با اجرای برنامه­ها وانسجام فعالیت­هایی که منابع هر دو طرف را تامین نموده و باعث مشارکت آنها با هم شود به خوبی می­توانند این مهم را تحقق بخشد (فرزین، 1386).

در این بخش از تحقیق جهت تسلط بیشتر بر مفاهیم و ادبیات موضوع در ابتدا به تعریف و مفاهیم مرتبط با کارآفرینی و توسعه کارآفرینی پرداخته، و سپس مفاهیم گردشگری، انواع گردشگری و توسعه کارآفرینی در گردشگری و تعاونی و تعاونیهای گردشگری توصیف شده و  در نهایت مطالعات مشابه­ای که درگذشته در خصوص موضوع این پژوهش، انجام شده ارائه  می گردد.

2-2- کارآفرینی و توسعه کارآفرینی

2-2-1- اهمیت کارآفرینی

در سال­های اخیر شرکت­های بسیاری که خواهان باقی ماندن در جهان به سرعت در حال حرکت امروز هستند، کارآفرینی را به عنوان یکی از ملزومات رفتاری و کارکردی در نظر می­گیرند .این پدیده به همراه قابلیت تغییر در جامعه،  می­تواند موجب خلق فرصت­های شغلی جدید گردد (مرتضوی[5] و همکاران، 2012).

کارآفرینی تجدید استراتژی­ها و تحول در سازمان ، ورود به بازارهای جدید و فرایندی پویا جهت افزایش ثروت می­باشد (هیس ریچ[6]، 2005). طبق نظر کوراتکتو کارآفرینی فرایندی است پویا از ماموریت، تغییر و ایجاد (کوراتکو[7]، 2009).

با توجه به این مبانی نظری، کارآفرینی ترکیبی از فرصت­ها در حوزه­هایی است که در آن قرار دارد، ویژگی­های شخصی لازم برای شناسایی و پیگیری این فرصت­ها و خلق نتایج خاص می باشند (هیس ریچ، 2005). عدم قطعیت محیطی، اختلال و ناهمگنی برای سازمان­های کنونی، منجر به ایجاد گروهی از چالش­های استراتژیک می­گردد. افزایش پیش از پیش رقابت در بازارهای داخلی و جهانی نقش مهم کارآفرینی در توسعه کسب و کار را آشکار کرده است. بنابراین، سازمان­ها به منظور مقابله با چالش­های توسعه و بالابردن صلاحیت­های هسته مرکزی، به طور فزاینده­ای بر استفاده مؤثر از کارآفرینی سازمانی تکیه می­کنند. کارآفرینی سازمانی تلاشی است برای بهبود مزیت رقابتی از طریق ایجاد نوآوری­های داخلی که ایجاد کننده صنایع جدید می­باشد (مرتضوی و همکاران، 2012).

بی تردید کارآفرینی نقش بسیار کلیدی در توسعه اقتصادی و پایدار همه جوامع دارد. به طوری که امروزه یکی از شاخص­های توسعه در کشورهای رو به رشد محسوب می­شود. کارآفرینی مهمترین منبع نوآوری، اشتغال­زایی و توسعه  می­باشد. یکی از عواملی که در کنار کار و سرمایه به عنوان منبع رشد و توسعه اقتصادی مطرح است، وجود کارآفرینان با ویژگی­های پیش برنده­ای مانند خلاقیت و نوآوری هستند. گسترش روحیه کارآفرینی و تربیت و پرورش کارآفرینان در جامعه اثر مطلوبی بر رشد اقتصادی و اجتماعی دارد. چرا که کارآفرینان با استفاده صحیح از امکانات اقتصادی و خلق فرصت­های تجاری جدید موجب بهبود عملکرد بنگاه­های تولیدی و خدماتی می­شوند (کیاکجوری و همکاران، 1391).

2-2-2- کارآفرینی و توسعه

با بررسی نظریه­های توسعه مشخص می­گردد که توسعه از طریق کارآفرینی، از مقوله­های مهمی است که مورد توجه بسیاری از کشورهای جهان قرار دارد. به این معنا که در مجموعه نظریه­های توسعه درون زا (که به استراتژی جانشینی واردات اشاره می­کند و ایران و هند، مصادیقی از این نوع توسعه هستند)، توسعه برون زا (که معطوف به استراتژی صادرات است، مانند ژاپن و کره)، توسعه دولتی (مانند کوبا و شوروی سابق)، توسعه از طریق ایجاد شرکت­های کوچک و متوسط (مانند خط مشی کشورهای تایوان و سنگاپور)، توسعه از طریق ایجاد شرکت­های بزرگ (مانند کره) و توسعه از طریق کارآفرینی (مانند کانادا و آمریکا)، شواهد تجربی موجود حکایت از آن دارند که توسعه از طریق کارآفرینی، بهترین بازده و ثمر ممکن را در برداشته است.  تجربه موفق کشورهای صنعتی در توجه به کارآفرینی باعث شد که کشورهای در حال توسعه نظیر مالزی، سنگاپور، کره جنوبی سعی کنند با الگوگیری از آنها اقدام به توسعه و ترویج کارآفرینی نمایند. حتی کشورهایی نظیر هندوستان و پاکستان نیز با درک اهمیت این مقوله برای حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی­شان به کارآفرینی روی   آورده­اند (کردنائیج و همکاران، 1386).

بسیاری از صاحب نظران معتقدند که مشکل کشورهای توسعه نیافته امروز کمبود سرمایه (اعم از مالی و انسانی) نیست، بلکه عدم وجود کارآفرینی است. سرمایه باید همراه با کارآفرینی باشد تا در وضعیت این کشورها تغییر ایجاد نماید. توسعه و شکوفایی بخش عظیمی از اقتصاد جوامع، وابسته به مکانیزم­هایی است که در آن کسب و کارهای جدید شکل یافته و توسعه می­یابند. در این زمینه افراد کارآفرین هر جامعه نقش اصلی را در ایجاد این کسب و کارها ایفا می­نمایند و کارآفرینی ابزار نیرومندی در جهت ایجاد فرصت­هایی است که بهره­گیری از آن­ها می­تواند باعث رفع مشکلاتی همچون بیکاری، کمبود نیروی انسانی خلاق و پویا، پایین بودن بهره­وری، کاهش کیفیت محصولات و خدمات و رکود اقتصادی گردد. جوامع امروز به افرادی نیاز دارند که مصمم به کسب موفقیت و قادر به تبدیل رویا به حقیقت باشند ( ایمانی پور و همکاران، 1386).

لازم به ذکر است که توسعه و ترویج کارآفرینی یکی از نیازهای جدی اقتصاد ایران است. در شرایطی که کاهش سرمایه­گذاری در اقتصاد کشور از یک سو، بهره­وری پایین و گرایش به تعدیل نیروی انسانی در سازمان­های دولتی و وابسته به دولت از سوی دیگر و اضافه شدن  خیل تازه واردان به عرصه کار به موارد  اخیر، بیکاری را به معضل بزرگ اقتصادی و اجتماعی این زمان  بدل کرده است، از آنجایی که کارآفرینی به عنوان راه چاره و علاج معضل بیکاری مطرح بوده (استیل[8] و همکاران، 2007) و خود اشتغالی به عنوان برجسته­ترین دستاورد کارآفرینی مطرح است (بجوگگرن[9] و همکاران، 2010) به نظر می­رسد که توسعه کارآفرینی و ترویج فرهنگ کارآفرینی در کشور یک ضرورت جدی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است.

2-2-3- تعریف کارآفرین

طبق نظر ریچارد کالینگتن که برای اولین بار این مفهوم را تصدیق کرد (بارنت[10]، 2002)، یک کارآفرین متحمل عدم اطمینان و ریسک پذیری می­باشد. جان پاپتیست سی، بر نقش مدیریت کارآفرین تأکید نموده است. او مدعی است که یک کارآفرین باید وظایف خاص کسب وکار را به انجام برساند و همچنین تأمین کننده­ی سرمایه ی خود باشد. او همچنین باید از ریسک پذیری برخوردار باشد (نپراگ[11] و همکاران، 1999).

کارآفرین کسی است که با دوری از بی کفایتی دیگران به کامیابی دست می­یابد (لیبنستین، 1986). اندیشمندان زیادی درباره کارآفرینی سازمانی بحث کرده و آن را به عنوان یک فعالیت نوآورانه در درون یک سازمان معرفی کرده اند (پیرس، 2003).

گارتنر[12] مدعی است رویکرد­های مبتنی بر خصیصه مفید نیستد و پیشنهاد می­کند که ما باید از تئوری­های رفتاری استفاده کنیم. چون تعریف حائز اهمیت است نباید بنا به دلایل زیر این گفته را که کارآفرین کسی است که سازمانی را خلق می­کند، بپذیریم. نخست آن که سازمان­ها در همه زمان­ها و به وسیله افرادی که کارآفرین نیستند، خلق می­شوند (برای مثال احزاب سیاسی، انجمن ها و گروه های اجتماعی) (گارتنر، 2001). دوم آنکه در زمان ارزیابی توانایی افراد برای دست زدن به نوعی اقدام به عنوان یک کارآفرین هیچ نشانه­ای نشان نمی­دهد که خلق سازمان می تواند از نوعی معیارهای متفاوت تبعییت کند. خصیصه­ها و ویژگی­ها ممکن است متغیر میانجی باشند که فعالیت و رفتار کارآفرینانه را پیش بینی می­کنند. در ادبیات کارآفرینی چند پژوهشگر فلسفه وجودی خصیصه­های شخصیت را آزمون کرده و نتیجه­گیری کردند که خصیصه­ها در چند گروه دیگر از افراد غیر از افراد کارآفرین مشترک هستند (لاسن[13] و همکاران، 2006).

به اعتقاد صاحب نظران اگر تئوری مبتنی بر خصیصه – حتی اگر کارآفرینی را پیش بینی نکنند، خصیصه­هایی را ارائه می­دهند که برای بیشتر کارآفرینان مشترک است، کسانی که از این خصیصه­ها برخوردار نیستند، می­توانند مستثنی باشند (نیرگارد[14] و همکاران، 2004).

گارتنر استدلال می­کند که رویکرد خصیصه­ای در پی پاسخ به سؤال اشتباه زیر است: چه کسی کارآفرین است، وی تعریف کارلند[15] و همکارانش از کارآفرین را که مدعی­اند: کارآفرین فردی است که کسب و کار را بنا به اهداف اساسی سود و رشد مدیریت می­کند مورد نقد قرار می­دهند (گارتنر، 2001).

در عین حال، نگاهی دقیق­تر نشان می­دهد که سؤال می­تواند چنین مطرح شود چرا کارآفرین، کسب و کار آغاز می کند، که به عنوان عیب رویکردهای تئوریک خصیصه­ای در تئوری گرتنر مطرح شد. چون هدف اصلی یک کسب و کار ایجاد ارزش افزوده از طریق سود و رشد است، برای کسب سود به نام سود نامعمول یا بازده اقتصادی که ممکن است همزمان شرطی ضروری برای رشد باشد، نوآور باشد. بدین ترتیب پاسخ به سؤال چرا روشن است. یک کارآفرین انتظار دارد در آینده بازده اقتصادی نصیبش شود (دانایی­فرد و همکارن، 1386).

هربرت[16] و لینک نتیجه­گیری می­کنند که کارآفرین یک شخص است نه یک تیم، کمیته یا سازمان. به اعتقاد آنها این شخص از برخی مزیت­های نسبی در تصمیم­گیری برخوردار بوده یا اطلاعات بهتری یا درک متفاوتی از رویداد یا فرصت­ها دارد. آن­ها همچنین ادعا می کنند که اقدامات کارآفرینانه در همه جوامع به وسیله افرادی که قضاوت آن­ها از قضاوت­های هنجار فعلی متفاوت است انجام می شود (هربرت وهمکاران، 1989).

پیکل و ابراهمسون تعریف ملخصی از یک کارآفرین ارائه می دهند: کارآفرین، کسی است که نوعی کسب و کار را سازماندهی و مدیریت می­کند و برای کسب سود، ریسک را تحمل   می­کند. کارآفرین فرصت های درک شده را ارزیابی کرده و برای اتخاذ تصمیم­هایی که شرکت را به تحقق رشد پایدار قادر خواهد ساخت تلاش می­کند (پیکل[17] و همکاران، 1990).

تامپسون[18] ویژگی های کارآفرینان را این گونه برمی­شمارد: 1- متمایز از دیگران هستند 2- از فرصت­ها  بهره­برداری مناسب می کنند 3- توانایی جذب منابع لازم را دارند 4- ارزش افزوده ایجاد می­کنند 5- دارای  شبکه­های ارتباطی خوبی هستند 6- سرمایه گذاری مناسب می­کنند 7- دارای قدرت ریسک بالا هستند 8- به هنگام مواجهه با مشکلات قدرت تصمیم گیری مناسب دارند 9- خلاق  و نوآور می باشند (تامپسون، 1999) .

لیتونن[19] مشخصه های کارآفرین را این گونه بیان می­کند: توانایی ریسک پذیری، نوآوری، دانش در زمینه فنون کار، بازار و بازاریابی، مهارت های مدیریت کسب و کار، توانایی برای همکاری، برداشت خوب نسبت به کسب و کار و توانایی برای شکار فرصت (لیتونن ، 2000). کارآفرین فردی است دارای ایده و فکر جدید که از طریق ایجاد یک کسب و کار با بسیج منابع که همراه با مخاطره مالی، اجتماعی و حیثیتی است محصول یا خدمت جدید به بازار ارائه می دهد. در تعریف یاد شده چهار نکته وجود دارد (احمد پورداریانی و همکاران، 1386):

  1. کارآفرین دارای ایده و فکر جدید است.
  2. کارآفرین در پی ایجاد کسب و کار است (نه فقط نوشتن طرح تجاری بلکه جمع­آوری منابع، تشکیل تیم و راه­اندازی کسب و کار نیز بر عهده اوست).
  3. کارآفرین ریسک­پذیر است. مخاطره­هایی که کارآفرین تحمل می­کند لزوماً فقط ریسک مالی نیست بلکه گسترده­تر از آن است.
  4. کارآفرین محصول یا خدمت جدید به بازار ارائه می­کند یعنی کارآفرین می­بایست نتیجه کار خود را در بازار ببیند.
  5. پیش از ادامه بحث باید توجه داشت که کارآفرینی در واقع نقطه تلاقی دانش اندوزی، تخصص­گرایی و مهارت­های کسب و کار است.

[1] Swarbook

[2] Dwyeret

[3] Abbyliu

[4] Verheul

[5] Mortazavi

[6] His rich

[7] Kuratku

[8] Stel

[9] Bjuggren

[10] Barnet

[11] Neprag

[12] Gartner

[13] Lassen

[14] Neergaard

[15] Carland

[16] Herbert

[17] Pickle

[18] Tompson

[19] Littunen

متن کامل :

 نقش عوامل مرتبط با توسعه کارآفرینی در تعاونی‌های گردشگری؛ - دانلود پایان نامه ارشد