فروش فایل پایان نامه : خانواده از منظر فیلسوفان -متن کامل

خانواده به‌عنوان مهم‌ترین هسته‌ی اجتماعی از دیرباز مورد توجه متدینین، فلاسفه و اندیشمندان بوده، همواره نسبت به اهمیت آن تاکید شده است.

یکی از اهداف آموزش و پرورش نزد قوم یهود که فلسفه تربیتی آنان متاثر از اعتقادات دینی و فرهنگ مربوط به آن است ایجاد دلبستگی و علقه خانوادگی و قومی می‌باشد. زندگی کودکی که بدین سان تربیت می‌شد جزیی از زندگی به هم بافته خانواده و جامعه احساس می‌شد. (کاستل، 1364) می‌توان گفت آن‌چه باعث دوام هستی و فرهنگ این قوم و نفوذ آنان در فرهنگ غرب شده است، دلبستگی به سنن دینی و سعی در حفظ آن‌ها و نگهداری پیوند خانوادگی و قومی و سخت کوشی و مراقبت در تربیت فرزندان خود بوده است.

قدمای فلاسفه، زندگی خانوادگی را بخش مستقلی از «حکمت عملی» می‌شمردند[1]. در حکمت عملی، تدبیر منزل را بر سیاست مدن مقدم می‌دانند و البته تهذیب اخلاق بر تدبیر منزل نیز مقدم است. در حکمت عملی اول فردی را مهذب می‌سازند تا خانواده‌ای بنا کند و خانواده‌های تدبیریافته و سامان گرفته، جامعه‌ای زنده و سالم بسازند. بطوری‌که افلاطون در جمهوریت، ارسطو در سیاست و بوعلی سینا در شفا، با چنین دیدی و از این زاویه به زندگی خانوادگی نگریسته‌اند. افلاطون می‌گوید اگر ما بخواهیم جمهوری خوبی را سامان دهیم باید قوانین اصلی آن جمهوری قوانینی باشد که بتواند به مساله زناشویی سامان خوبی دهد. افلاطون عقیده داشت که الگوهای نخستین بوسیله والدین ایجاد می‌شوند و به ایشان اخطار کرد که از گفتن افسانه‌های ناسودمند پریان به آنان خودداری کنند و الا ممکن است که رفتار نسل در خطر افتد. (مایر، 1350)

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد: رابطه آموزش و اثربخشی سازمانی در شرکت های تولیدی شهرک صنعتی رشت با توجه به نقش تعدیل گر فرایند مدیریت دانش

به نظر ارسطو تربیت از زمان ولادت تا هفت سالگی به عهده خانواده است؛ وی برخلاف افلاطون که معتقد است باید کودک را از سه سالگی از خانواده گرفت و در اختیار دولت قرار داد، مراقبت خانواده از کودک را لازم می‌شمارد و تربیت او تا هفت سالگی را وظیفه خانواده می‌داند. به نظر او تا این سن نباید کودک را از تربیت خانوادگی محروم کرد چه تربیت خانوادگی برای تربیت عواطف کودک ضروری است. (کاردان، 1381)

توماس اکویینی (1227-1274) مانند ارسطو خانواده را اساس دولت می‌شمارد. برای این نهاد در بقای جامعه اهمیت بسیار قائل است. (کاردان، 1381)

کمنیوس (1592-1671)، نخستین کسی است که به تعیین مراحل آموزش و دوره‌هایی که باید یکی پس از دیگری طی شود پرداخته، معتقد است تربیت در دوره اول یعنی تولد تا 6 سالگی، باید در خانواده و کودکستان صورت گیرد. (همان)

به نظر پستالوزی (1746-1827) خانواده عالی ترین نهاد تربیتی است و بنای جامعه بر احساس پدری[2] و برادری[3] استوار است. این دو احساس که برخاسته از دین مسیح (ع) است پدید آورنده نظم در خانه و جامعه است. ما باید استعداد محبت ورزیدن خود را پرورش دهیم، ما این را نخست از خانه یاد می‌گیریم، بنابراین آرمان‌ها و رفتار والدین، مخصوصا مادر، اهمیت دارند. کودک باید احساس کند که بدو تعلق خاطر دارند و الا مشکلات عاطفی بروز خواهد کرد … (همان) به نظر وی، خانه، نمونه مدرسه است و می گوید بگذار که معلم چون پدر مهربانی رفتار کند، همان گونه که همکاری و تفاهم در یک خانه خوب فرمانرواست، همان‌طور هم این آرمان‌ها باید در کلاس درس به کار بسته شود.

مطلب مشابه :  متغیرهای زمینه ای اثرگذار بر ساختار سازمانی

از دیدگاه فروبل، (1782-1852) تربیت بسته به یگانگی خانواده است. مهمترین فضیلت برای مادر نجابت است، در حالیکه وظیفه پدر راهنمایی خردمندانه است خانواده ای که در نتیجه محبت، یگانگی بر آن فرمانروا باشد بهترین جا برای پیشرفت بشر است. (مایر، 1350)

اسپنسر (1903-1820) اعتقاد داشت که خانواده بر دولت مقدم است. بار آوردن فرزندان پیش از وجود دولت ممکن است یا اگر دولت از بین برود، باز هم ممکن است، در صورتی‌که امکان وجود دولت وابسته به بارآوردن فرزندان است. (همان)

از نظر پیاژه (1980-1896) نیز دوران کودکی همان‌طور که روسو می گفت در تکوین شخصیت آدمی، دورانی مهم و سازنده است. بنابراین نباید آن را با ادوار بعد اشتباه کرد. دوران کودکی با دوره های بعدی به ویژه بزرگسالی تفاوت ماهوی دارد. (کاردان، 1381)

[1]درفلسفه یونان علوم طبق نظرارسطوبه دودسته تفکیک می‌شد؛ علوم نظری شامل ریاضیات، طبیعیات والهیات (مابعدالطبیعه) وعلوم وحکمت عملی شامل علم اخلاق، علم تدبیرمنزل، وعلم سیاست مدن بود. ابن سینانیزدرطبقه‌بندی علوم به جزیی وکلی، تدبیرمنزل راکه سخن ازوظایف انسان درمیان خانواده است راذیل مبحث دوم قرارمی‌دهد. (عثمان، 1360)

[2] Vatersinn

[3] Brudersinn

متن کامل در سایت زیر :

پایان نامه دکترا بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت‌های تربیتی آن مبتنی برآموزه‌های قرآن