دانلود پایان نامه رشته روانشناسی درباره خودکارآمدی تحصیلی

: اطلاعات ناکافی درباره خودشان، عدم کفایت اطلاعات درباره مشاغل ، ناتوانی در تفکر و داشتن اندیشه روشن. ناتوانی در مواجه شدن با حقایق یکی از انواع ناتوانی در تفکر و داشتن اندیشه روشن است (اردبیلی،1387).

گاتفردسون معتقد است نوجوانان هنگام تصمیم گیری شغلی با سه مشکل مواجه هستند : الف- اطلاعات محدود : نوجوان تمایل دارد که اطلاعات کمی در مورد شغلی که گرایشی به آن ندارد، داشته باشد. ب – کسب اطلاعات به شکل نادرست : برخی از نوجوانان بجای آنکه خودشان در پی کسب اطلاعات باشند، منتظرند تا اطلاعات را خود به خود دریافت کنند. آنان معمولا اطلاعات شغلی را از خانواده، دوستان و محیط کار بدست می آورند. بنابراین اغلب با کمبود اطلاعات درباره نحوه انتخاب مشاغل مواجه هستند. ج – گزینش نامناسب : گاهی نوجوانان انتخاب های شغلی نامناسبی دارند که با فرایند مصالحه (این واژه به معنای تعدیل آرزوها با واقعیات بیرونی است) همخوانی ندارد (شفیع آبادی، 1392).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مشکلات شغلی می تواند از عوامل مختلف نشأت بگیرد که ممکن است از ابعاد درونی مانند تفکر غلط و یا ابعاد بیرونی مانند عوامل فردی و اجتماعی سرچشمه گرفته باشد. یکی از مشکلات ممکن خانواده است که انتخاب های شغلی مراجع را محدود می نماید (زونکر،2006 ترجمه نظری،1388).
انتخاب شغل به یک مشکل پایدار برای دانش آموزان در جامعه معاصر تبدیل شده است. گرایشات والدین تنها عامل تأثیر گذار در انتخاب شغل دانش آموزان است. اغلب اوقات، پدر و مادر با توجه به تمایلات شخصی خود، فرزندان خود را تحت فشار قرار می دهند تا مشاغلی را انتخاب کنند که هیچ گونه توانایی لازم را برای احراز آن دارا نیستند. اگر این اتفاق بیفتد، نتیجه آن نا امیدی و بی کفایتی است که نارضایتی شغلی را در پی دارد و در دراز مدت منجر به بحران اقتصادی ملی می شود (یورو و همکاران،2012).
انتخاب شغل از نظر فردی و اجتماعی با مشکلات گوناگونی مواجه است. برخی امشکلات انتخاب شغل به خود فرد مربوط می شود و گروه دیگری از مشکلات از طرف جامعه – به معنی عام – به وجود می آید. تایلر(1961) بی تصمیمی را یکی از مشکلات انتخاب شغل می شمارد. به نظر تایلر چهار عامل باعث بی تصمیمی و تردید فرد در انتخاب شغل می باشند. اولا گفتار و خواستار خانواده و دوستان می تواند بی تصمیمی و تردید فرد را در انتخاب شغل باعث شود. اگر تمایلات و خواسته والدین با رغبت های فرد مغایرت داشته باشد فرد در انتخاب شغل مردد خواهد بود. ثانیا طرز تلقی فرد نسبت به شغل خاصی ممکن است مشکلاتی را در مناسب دچار تردید کند. ارزش اجتماعی شغل و حرفه نیز ممکن است فرد را در انتخاب دچار شک کند. ثالثا بی تصمیمی و تردید در انتخاب ممکن است زائیده تساوی در استعدادهای فردی باشد. رابعا انسان ممکن است بر اثر عدم یادگیری و نیز محدود بودن فرصت ها دچار شک و تردید شود (شفیع آبادی،1389).
جوانان ممکن است با مشکلات متعددی برای انتخاب شغل مواجه شوند که برخی از آنها عبارت است از : اجبار برای انتخاب شغل پدر بر اساس آداب و رسوم و قیود اجتماعی، عدم درک درست ماهیت پیچیده جامعه، تأثیر پذیری از تجارب عاطفی و خواسته های سطحی و عدم آگاهی والدین در زمینه راهنمایی فرزندان (گینزبرگ و همکاران، 1951 به نقل از شفیع آبادی،1392).
بلوغ حرفه ای با اعتماد به نفس و بی تصمیمی شغلی با نبود اعتماد به نفس مرتبط است (کوماندرا و همکاران، 2011).
نقص در خود کارآمدی می تواند به تعلل یا اجتناب از تصمیم گیری شغلی ختم شود. خود کارآمدی یک صفت واحد یا ثابت نیست بلکه بیشتر مجموعه ای از باورها درباره ی یک بعد عملکردی خاص است و زمانی تقویت می شود که موفقیت در بعد عملکرد تجربه گردد. به این ترتیب زمانی که فرد شکست های مکرر را تجربه می کند، خود کارآمدی ضعیف می شود. یکی از مشکلات ممکن موقعیت خانواده است که انتخابهای شغلی فرد را محدود می نماید. انتخاب شغل ممکن است از اهداف خانواده نشأت بگیرد و اهداف خانواده ممکن است در تعارض با تمایلات و خواسته های فرد باشد (زونکر،2006 ترجمه نظری،1388).

نظریه های مربوط به اتنخاب شغل و حرفه
الگوی رشدی گینزبرگ
برخی از مهمترین مفاهیم نظریه گینزبرگ عبارتند از : 1) مجموعه عوامل ذهنی و عینی که می تواند در انتخاب شغل مؤثر باشد به سه دسته عوامل شخصی، واقعیت ها و عوامل راهنما تقسیم می شود. عوامل شخصی شامل : استعداد، علایق، اهداف و ارزشها و دورنمای زندگی می باشدو واقعیت ها عبارتند از : عوامل خارجی که بر انتخاب شغل اثر می گذارند مانند خانواده (برداشت ها و برنامه های خانوادگی و موقعیت فرد نسبت به سایر خواهر و برادرهایش)، تحصیلات و بازار کار. عوامل راهنما نیز عبارتند از: عواملی که نقش حمایت کننده، الگو و راهنما را در انتخاب شغل ایفا می کنند از جمله افراد کلیدی (مثل والدین، معلمان، دوستان و ..) و سیستم تربیتی (شفیع آبادی،1392).
نظریه کسب منزلت ( بلو و دانکن ، 1967 )
این نظریه تلاش می کند اکتساب شغل را بر اساس موقعیت و منزلت اجتماعی والدین مراجع شخص تبیین کند. طبق این نظریه، سطح منزلت اجتماعی والدین مراجع در سطح تحصیلی وی تاثیر گذار است و به دنبال آن، سطح شغلی قابل حصول مراجع را تحت تاثیر قرار می دهد. سایر محققان ( کلاریج، شیهی، هاسر، 1997: سیویل، هالر، پرتز، 1969 ) دریافتند که موقعیت خانوادگی و توانائی های ذهنی از طریق تاثیر در آموزش، همسالان و افراد مهم و طرحهای حرفه ای، پیشرفت شغلی را پیش بینی می کنند. در نظریه کسب منزلت، بافت اجتماعی که فرد در آن رشد می کند برای انتخاب و رشد حرفه ای وی اهمیتی حیاتی دارد. نظریه های اقتصادی-اجتماعی بر عوامل خارج از کنترل فردی، از قبیل فرصت های استخدامی، شغل والدین، بخت و اقبال و اقتصاد، تاکید دارند. موقعیت اقتصادی-اجتماعی خانواده مراجع در انتخاب های حرفه ای وی تاثیر گذار است. عواملی که موقعیت مذکور را شکل می دهند عبارت اند از: سطح درآمد والدین، پیشینه آموزشی، جایگاه اجتماعی، محل زندگی والدین، شرایط اقتصادی، اطلاعات شغل و فرصت های آموزشی پیش رو (زندی پور،1391).
هاچ کیس و بارور (1990 ) معتقد بودند که نظریه های اجتماعی- اقتصادی بر این موضوع تمرکز می کنند که چرا و چگونه فرصت های شغلی ویژه و بینش های شغلی از نسلی یه نسل دیگر منتقل می شوند. همچنین آنها بر این مطلب تاکید دارند که چگونه عوامل اجتماعی- اقتصادی مانند نژاد، جنسیت، مشاغل والدین و سطح تحصیلات آنها، جامعه، فشار همسالان، قومیت و مذهب در انتخاب های شغلی مراجعان تاثیر می گذارد ( لیپتیک،2001 ترجمه زارع و شفیع آبادی،1390).
نظریه رو :
رو (1956) می کوشد تا انتخاب شغل افراد را بر اساس نوع روابط دوران کودکی آنها با والدینشان پیش بینی کند. رو معتقد است که تجارب کودکی به رفتارهای حرفه ای مرتبط بوده و مهمترین تعیین کننده در انتخاب شغل افراد است. به طور کلی، محیط کودکی فرد زمینه را برای وی فراهم می کند تا در آینده وارد شغل خاصی شود. (لیپتک(2001 ترجمه زارع و شفیع آبادی،1390).

پژوهشهای رو به تحقیق درباره چگونگی اثر سبکهای والدینی بر سلسله مراتب نیازها و ارتباط آنها با سبکهای زندگی بعدی دوران بزرگسالی، منجر شده است. وی در ایجاد نظریه اش تا حد زیادی تحت تاثیر سلسله مراتب نیازهای مزلو بود. بر طبق نظر رو، ساختار نیازهای فرد تا حد زیادی تحت تاثیر رضایت ها و سرخوردگی های دوران کودکی است (زونکر،2006،ترحمه نظری،1388).
یافته های پژوهش رو نشانگر این بود که تجربه های نخستین کودکی و کیفیت رابطه والد – کودک در رشد رغبت ها و به نوبه خود در گزینش شغلی و میزان رضایت مندی از رشته انتخابی فرد نقش مهمی را ایفا می کند. او بر این باور بود که نوع رابطه والد – کودک موجب ارضا یا ناکامی نیازهای اصلی کودک می شود، این امر سپس بر جهت گیری فرد به سمت انسانها یا دوری گزیدن از آنها تاثیر گذار خواهد بود. به عبارت دیگر چنانچه نیازهای اصلی فرد در کودکی تامین شود در بزرگسالی به سمت کار با مردم گرایش پیدا می کند در غیر این صورت به کار با اشیاء و ابزارها تمایل می یابد (زندی پور،1391).
شرایط تربیت خانوادگی نوع فعالیت های شغلی را مشخص می سازد. به اعتقاد رو والدین می توانند در گرایش فرزندانشان به انتخاب شغل تأثیر گذار باشند و آنها را به سویاشیا و یا به سوی انسانها سوق دهند (شفیع آبادی،1392).
شرایط ارتباط بین کودک و والد نیروی مولد اصلی نیازها، رغبت و نگرش ها است که بعدا در انتخاب شغل منعکس می شوند (زونکر، 2006، ترجه نظری،1388).

دیدگاه بوردین، نیچمن،سیگل :
این محققان مانند رو، تأکیدشان بر اهمیت تعامل های اولیه کودک- والد است. آن ها معتقدند کودکانی که در خانواده های گرم و پذیرنده رشد یافته اند به مشاغلی که مستلزم تعامل با مردم است علاقه مندند و کودکانی که در خانواده های از نظر عاطفی سرد پرورش یافته اند به مشاغل نیازمند رابطه با مردم علاقه ای ندارند. به عبارت دیگر، گزینه های شغلی و ایجاد سلسله مراتب نیازها ناشی از تجربه های اولیه است. اینان که بر تأثیر ناخودآگاه و رشد روانی- جنسی تأکید دارند، ارضای بیش از حد و یا محرومیت را موجب تثبیت فرد در مراحل رشد روانی- جنسی و تشکیل چارچوب شخصیتی او می دانند که به نوبه ی خود بر انتخاب و رشد شغلی او اثر می گذارد. گروه بوردین از مراجعان می خواهند که مشاغل را بر حسب ارضای ابعاد نیازهای روان تحلیلی مورد نظر قرار دهند.دو نمونه از ابعاد این نیازها به این شرحند: 1) بعد پرخاشگری دهانی2) بعد کنترل و نفوذ بر دیگران (زندی پور،1391).
دیدگاه روانکاوی :
از نظر دیدگاه روانکاوی، تجارب دوران کودکی، رشد شخصیت، روابط اولیه والدین با کودک و تعارضات حل نشده سال های اولیه زندگی بر انتخاب شغل تاثیر می گذارند. در این نظریه انتخاب شغل بصورت نا آگاهانه انجام می پذیرد و فرد از عوامل انتخاب شغل و نیروهایی که باعث جهت گیری شغلی می شوند آگاهی ندارند. به نظر فروید انسانها به انتخاب شغلی تمایل دارند که یادآور و مرورگر تجارب دوران کودکی باشد و آرزوهای ناکام مانده را بتواند ارضا کند و رویاهای فرد را تحقق بخشد (شفیع آبادی،1392).
نظریه بلا و سایرین :
نظریه بلا، گاستا، جسر، پارنزوویلکاک (1956) که آن را یک چارچوب مفهومی می دانند تا یک نظریه، بر روابط متقابل تعیین کننده های روانی، اقتصادی و اجتماعی در رشد و گزینش شغلی تأکید دارد. این گروه معتقدند که خصوصیات فردی مؤثر در انتخاب شغل از نظر بیولوژیکی تعیین شده و از نظر اجتماعی وابسته به اثرات خانواده، روابط و موقعیت های اجتماعی و ویژگی های نقش اجتماعی است. در نهایت فرد به سلسله مراتبی از ترجیح ها می رسد که بر اساس آن گزینه هایش را اتخاذ می کند. عوامل اجتماعی به دو طریق اصلی بر گزینه ی شغلی اثر می گذارد: 1- باتأثیر بر رشد شخصیت 2- از طریق تعداد و انواع مشاغل موجود (زندی پور،1391).
الگوی چند محوری شفیع آبادی:
الگوی چند محوری شفیع آبادی بر نیازهای جسمانی، روانی و اجتماعی و تصمیم گیری و واقعیت های محیطی وخویشتن پنداری که ناشی از فرصت های تربیتی در محیط خانواده و مدرسه است و در انتخاب شغل اهمیت دارد، تاکید می نماید. این الگو بیان می کند که یک نقشه شناختی یا سبک زندگی در دوران کودکی که در کل فعالیت های زندگی از جمله انتخاب شغل اثر دارد، شکل می گیرد (شفیع آبادی،1392).
تحقیقات انجام شده در ایران :
در این بخش تحقیقاتی که با موضوع طرح حاضر در ارتباط است و در ایران و از سوی محققان ایرانی انجام گرفته است ، پرداخته می شود.
محمدی کاجی و کامکاری (1388)، با بررسی «تأثیر عوامل زمینه ای (سن، جنس، تحصیلات والدین و وضعیت تحصیلی فرد) بر پیگیری آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی دانش آموزان کانادایی در مقطع دبیرستان» به این نتایج رسدند که پیشرفت تحصیلی در ابتدای مقطع تحصیلی دبیرستان، تنها متغیری است که به طور ثابت نشان دهنده آرزوهای تحصیلی و مسیر شغلی در اوایل جوانی است. بین متغیرهای سن، جنس و تحصیلات والدین از نظر آماری با آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی تفاوت معناداری دیده نشد.
محمدی کاجی و قربانی(1387)، با بررسی «تجربیات دانش آموزان دبیرستانهای کانادایی از موانع ادراک شده و حمایت های دریافت شده در پیگیری آمال و آرزوهای شغلی و تحصیلی» به این نتیجه دست یافتند که در بیشتر موارد آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی سطح بالا که در اواسط دوره نوجوانی بنا شده است با دستیابی به آن در اوایل جوانی همسو هستند.
نعمت الهی (1387)، تحقیقی با عنوان «بررسی عوامل مؤثر در انتخاب رشته تحصیلی و علایق دانش آموزان سال اول متوسطه دبیرستانهای شهرستان تکاب» به این نتایج رسید: اکثریت دانش آموزان علاقه و استعداد شخصی را به عنوان مهمترین عامل در پیشرفت و ترقی در شغل بیان کردند و اعلام داشته اند که بهترین منبع کسب اطلاعات شغلی، گوش دادن به سخنرانی صاحبان مشاغل می باشد. اکثریت دانش آموزان اعلام کردند که مدرسه و خانواده تا حد زیادی آنان را با مشاغل موجود در جامعه آشنا می کنند.
تقیلو (1386)، با بررسی «عوامل مؤثر در انتخاب رشته ریاضی توسط دانش آموزان مناطق محروم (زنجارود و ماهنشان) در سال تحصیلی 85-84» به این نتیجه رسید که نظر والدین در انتخاب رشته دانش آموزان تأثیر گذار نمی باشد.
ریاحی (1386)، با بررسی عوامل خانوادگی و اجتماعی مرتبط با انتخاب رشته کارآموزی در مراکز آموزش فنی و حرفه ای استان مازندران به این نتایج رسید که برخی عوامل اجتماعی- خانوادگی (درآمد خانواده، منزلت شغل پدر،سطح تحصیلات والدین، پایگاه اجتماعی- اقتصادی خانواده و نحوه برخورد والدین با فرزندان) بر انتخاب نوع رشته های کارآموزی توسط کارآموزان مراکز آموزش فنی و حرفه ای در استان مازندران تأثبر گذار می باشد.
یوسفی(1386)، با بررسی «رابطه جو عاطفی خانواده با خودکارآمدی تحصیلی و تمایلات شغلی» به این نتیجه رسید که بین جو عاطفی خانواده و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پسر رابطه وجود دارد اما بین جو عاطفی خانواده و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر رابطه معناداری وجود ندارد. از طرفی بین جو عاطفی خانواده و تمایلات شغلی دانش آموزان دختر رابطه معنادار وجود ندارد. بر اساس نتایج بدست آمده بر اساس خودکارآمدی تحصیلی و خرده مقیاس استقلال نمی توان عضویت شغلی فرد را پیش بینی کرد اما صمیمیت می تواند پیش بینی کننده مناسبی برای عضویت شغلی فرد باشد.
ابوالحسنی (1383)، در تحقیقی تحت عنوان «بررسی رابطه بین جو عاطفی خانواده با گرایش به مشاغل در دانش آموزان دختر سال اول دبیرستانهای پاکدشت» به این نتایج دست یافت که خانواده هایی که جو عاطفی متمایل به اصول دیکتاتوری دارند، گرایش فرزندان به مشاغل انسانی کمتر است. فرزندان خانواده هایی که در آن آزادی مطلق وجود دارد و جو عاطفی دموکراسی است، گرایش به سمت مشاغل انسانی بیشتر است.
خالد (1383)، با بررسی «نقش خانواده ها در هدایت شغلی فرزند و شکل دهی به هویت کاری او (مورد: بررسی الگوهای ترجیحات شغلی والدین)» به این نتایج دست یافت که اکثر والدین، بیشترین شغلی که برای فرزندانشان آرزو نمودند، پزشکی بود و مهمترین ملاک های آنها برای شغل مورد نظرشان، علاقه فرزند، خدمت به همنوع، درآمد و آینده خوب بود.
یزدانی سقرلو (1379)، در تحقیقی با عنوان «بررسی میزان نقش عوامل مختلف در گرایش های تحصیلی و شغلی دانش آموزان پسر کلاس سوم راهنمایی و دوم متوسطه شهر تهران» به این نتایج دست یافت که میزان تأثیر والدین در گرایش های تحصیلی و شغلی دانش آموزان راهنمایی و دبیرستان بیش از سایر عوامل است. همچنین نتیجه گرفت که تأثیر عوامل خارج از نظام آموزش و پرورش (والدین، برادران و خواهران، همسالان) بیش از عوامل داخل نظام آموزش و پرورش می باشد.
جمشیدی عینی (1376)، با بررسی «رغبت های شغلی و علل آن در نوجوانان» به این نتیجه رسید که گرایش های شغلی نوجوانان با هم متفاوت است و خانواده یکی از عواملی است که در انتخاب

]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *