پایان نامه رابطه بین سازوکارهای حاکمیت شرکتی و عملکرد مالی شرکت های بورس -خرید پایان نامه

مالکیت شرکتی از طریق مالکیت سهام، تاثیر چشمگیری برروی کنترل شرکت­ها داشت. بدین ترتیب، مالکان اداره شرکت را به مدیران تفویض کردند و بازارهای بورس اوراق بهادار شکل گرفت. یکی از ابزارهای بهینه تخصیص منابع ، بازارهای اوراق بهادار می­باشد. لذا هر مشکلی که در بازار مذکور به­وجوداید تنها مسئله اقتصادی نیست بلکه به مسئله­ای اجتماعی مبدل می­شود که در آن منافع عمومی جامعه به خطر خواهد افتاد. برای حل و فصل مشکلات مذکور، یکی از مفاهیم با اهمیت مطرح شده درد و دهه اخیر، مفهوم حاکمیت شرکتی است. دو دیدگاه نظری عمده شامل تئوری نمایندگی و تئوری ذی­نفعان دراین مورد مطرح است. هریک از آن­ها به صورت متفاوت به موضوع حاکمیت شرکتی می­نگرند. تئوری نمایندگی به مشکل کارگزار وکارگمار و تئوری ذی­نفعان به مشکل کارگزار وذی­نفعان می­نگرند(.حساس یگانه،1384). در سال 1929بحرانی بزرگ در بورس امریکا پدید آمد که علت آن، مشکل کنندگی بود. مشکل کنندگی یا جداشدن مالکیت تز مدیریت ابتدا توسط آدام اسمیت درسال1776مطرح شد(درابتز و شیله[1]،2004) و برای اولین بار توسط بر[2]ل ومینز(1932) تجزیه وتحلیل شد.امروزه این جدایی بانام مشکل کنندگی شناخته می­شود و بدین معنا است که چگونه می­توان اطمینان داشت که مدیران از آزادی عمل خویش درراستای منافع سرمایه­گذاران استفاده خواهندکرد(درابتز و همکاران،2004) و (جنسن ومگ[3]لینگ،1976). پس از پیدایش مشکلات کنندگی به جهت حفظ منافع عمومی باید اطلاعات مصون­سازی شد و منافع مدیران و مالکان همسو شود. از ابزارهای مختلفی دراین خصوص استفاده شد مثل کاربد اخلاق درحسابداری، ایجاد استانداردهای حسابداری، کنترل­های داخلی، حسابرسی داخلی و مستقل وجودمدیران غیرموظف درهیئت مدیره وبکارگیری رویه­های بلندمدت پاداش.بااین همه باز هم مشکلات کمترنشده بلکه پیچیدگی­های آن بیشتر شده است. معیارهای کنترلی که به منظور کاهش مشکلات کنندگی درنظر گرفته شده بود،نه تنها کارا نبوده بلکه حداقل نظارتها رانیز اجرا نمی­کرد. در واقع تمامی معیارهای ذکرشده بصورت ظاهری وفقط درجهت رعایت قوانین بودند بدون اینکه بتواند از منافع سهامداران درمقابل مدیران حمایت کنند. علت آن شاید نبود مکانیزم­هایی از حاکمیت شرکتی است که بتواند علاوه برمطابقت باتمام معیارهای گفته شده، به هدف غایی شرکت یعنی افزایش منافع سهامدارن و نیز بهبود عملکرد شرکت منجر شود. حاکمیت شرکتی به معنای قوانین، مقررات، ساختارها، فرهنگ­ها وسیستم هایی است که موجب دستیابی به هدف­های پاسخگویی، شفافیت، عدالت و رعایت حقوق ذینفعان می­شود(حساس یگانه و باغومیان،1384). حاکمیت شرکتی پیش از هرچیز، حیات بنگاه اقتصادی در دراز مدت را، هدف قرار داده و درصدد است تا از منافع سهامداران در مقابل مدیریت سازمان­ها حفاظت کند. دوهدف حاکمیت شرکتی عبارت است از(کیسی،تامیسون ورانت[4]،2005):

مطلب مشابه : 

1.کاهش ریسک بنگاه اقتصادی از طریق بهبود وارتقای شفافیت وپاسخگویی.

2.بهبود کارایی دراز مدت سازمان،از طریق جلوگیری از خودکامگی وعدم مسئولیت پذیری مدیریت اجرایی.

دراین پژوهش اهداف حاکمیت شرکتی، شفافیت و پاسخگویی، ساختار هیئت مدیره و ساختار مالکیت مورد توجه بوده است.

[1] Drabts &shile

[2] Berl & minze

[3] Jensen &mag ling

[4] Kaisy &tomson & rantپایان نامه :