رشته روانشناسی-دانلود پایان نامه در مورد درس تربیت بدنی

دانلود پایان نامه

از پیش تعیین شده است. این روش تایلر در ارزشیابی، نوعی جهت‌گیری رفتارگرایانه را نسبت به ارزشیابی از محصول برنامه‌درسی منعکس می‌کند.نوع دوم ارزشیابی محصول برنامه‌درسی از چند جهت با نوع اول تفاوت دارد و این امر عمدتاً به علت تکیه آن بر اطلاعات میدانی به منظور قضاوت در خصوص تناسب محصولات برنامه‌درسی است. محصولات برنامه‌درسی معمولاً برحسب تأثیر عملی آنها بر فراگیران مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. در این معنا، ارزشیابی محصول برنامه‌درسی عبارت است از بررسی یا اعتبار بخشی تأثیر یک محصول تازه تدوین شده(سلطانی، 1389).
2-7- راهبردهای تدریس در برنامه درسی تربیت بدنی
راهبردهای یاددهی-یادگیری در بین عناصر برنامه درسی از جایگاه مؤثری برخوردار است، یکی از دلایل آن را می توان اینگونه بیان کرد که راهبردهای تدریس اجرای برنامه های درسی را برعهده دارد. اگر برنامه درسی را به عنوان تئوری قلمدادکنیم بخش اجرای آن به آموزش راهبردهای تدریس بستگی دارد(یار محمدیان، 1379).
در برخی از متون از راهبردهای تدریس به راهبردهای آموزش یادشده است، این موضوع از یک طرف به نحوه یادگیری فراگیران ( مهارت، دانش، نگرش) بستگی دارد که نظریه های یادگیری نحوه تحقق آنرا بررسی می نماید و از طرف دیگر به نحوه برقراری ارتباط فراگیران و اثرگذاری آن برمیگردد. چگونگی ارائه موضوعات و مهارتها به دانش آموزان و فراگیری آنها از جمله موضوعاتی است که در راهبردهای تدریس مورد بررسی و توجه قرارمیگیرد.
انتخاب راهبردهای تدریس به عوامل مختلفی بستگی دارد و از جمله می توان به موضوع درس، هدف‌های آموزشی، تجربه فراگیران، تجربه معلم، امکانات آموزشی، زمان و …اشاره نمود. (شعبانی، 1383)
در درس تربیت بدنی به لحاظ ویژگی برای انتخاب یک روش می توان به چندعامل توجه نمود:
فلسفه معلم از آموزش و تربیت بدنی
تخصص معلم در استفاده از روش های مختلف
نوع فعالیتی که آموزش داده میشود.
عوامل رشد و توسعه کودک
توجه به موارد ایمنی
شخصیت معلم و توان او برای ترغیب کودکان به پاسخگویی و عکس العمل بانشاط
اهداف برنامه
ابزار و وسایل موجود (راهنمای برنامه درسی تربیت بدنی، 1379).
2-8- پیشینه تجربی پژوهش
2-8-1- تحقیقات انجام شده در ایران
پژوهشی توسط دشتخاکی(1391) با عنوان بررسی برنامه درسی تربیت بدنی دوره راهنمایی از دیدگاه معلمان و کارشناسان تربیت بدنی استان کرمان انجام شد. هدف از اجرای این پژوهش بررسی دیدگاه معلمان تربیت بدنی دوره راهنمایی و کارشناسان تربیت بدنی مدارس استان کرمان نسبت به برنامه درسی تربیت بدنی دوره راهنمایی بود. روش تحقیق از نوع توصیفی و گردآوری داده ها به صورت میدانی و از لحاظ هدف در زمره ی تحقیقات کاربردی بود. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که ضریب پایایی هریک از متغیرهای تحقیق با بهره گرفتن از تحیل عاملی اکتشافی به اینصورت به دست آمده است: اهداف 82/0، محتوی 87/0، زمان 77/0، اماکن و تجهیزات 86/0 و ارزشیابی 87/0. جامعه آماری شامل تمام معلمان تربیت بدنی دوره راهنمایی(485نفر) و کارشناسان تربیت بدنی مدارس استان کرمان (31نفر) بود. ونمونه آماری معلمان طبق جدول مورگان 217 نغر و نمونه آماری کارشناسان برابر جامعه آماری(31نفر) انتخاب گردید. نتایج نشان داد که برنامه درسی موجود از کیفیت و کمیت خوبی برخوردار نیست به طوری که هر دو گروه نمونه آماری اکثر متغیرهای برنامه درسی را در سطح متوسط ارزیابی نمودند.
پژوهشی توسط حقدادی(1390) و همکاران، با عنوان وضعیت برنامه درسی تربیت بدنی در مدارس متوسطه استان مرکزی انجام شد. هدف از انجام این پژوهش بررسی وضعیت برنامه درسی تربیت بدنی در مدارس متوسطه استان مرکزی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دست اندرکاران تربیت بدنی در مدارس مناطق 15 گانه آموزش و پرورش استان مرکزی بودند از بین آنها تعداد 15نفر کارشناس مسؤل، 176 نفر مدیر مدرسه، 176 نفر دبیرتربیت بدنی و 382 نفر دانش آموز به عنوان نمونه انتخاب شدند. از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها و از آزمونهای کروسکال والیس، ویل کاکسون و فریدمن برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج نشان داد که مولفه های برنامه درسی، آموزش و ارزیابی درس تربیت بدنی از وضعیتی متوسط برخوردار است، بین وضعیت موجود برنامه درسی در بین مناطق آموزش و پرورش و پرورش استان تفاوت معنی داری وجود ندارد، ولی بین وضعیت موجود آموزش و ارزیابی تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین بین وضعیت موجود هرسه مولفه و مورد انتظار آن ها تفاوت معنی داری وجود دارد. بنابراین، به منظور بهبود وضعیت برنامه درسی تربیت بدنی در مدارس، پیشنهاد میشود موضوعات مورد انتظار مطرح شده در مورد مؤلفه های برنامه درسی، آموزش و ارزیابی آن مدنظر قرارگیرد.
رمضانی نژادو همکاران(1388) ، در مقاله ای به بررسی نیازهای آموزشی درس تربیت بدنی و ورزش مدارس متوسطه ایران پرداختند. هدف این تحقیق، بررسی نیازهای جسمانی، شناختی و عاطفی دانش آموزان از دیدگاه معلمان و متخصصان تربیت بدنی، والدین و دانش آموزان برای تعیین محتوای آموزشی درس تربیت بدنی و ورزش در مدارس متوسطه ایران بوده است. نمونه آماری تحقیق را 385 نفر از متخصصان تربیت بدنی، 2610 نفر از معلمان تربیت بدنی،1012نفر از والدین دانش آموزان دبیرستانی و 1079 نفر دانش آموز کلاسهای اول الی سوم دبیرستان تشکیل داده اند. متخصصان و معلمان تربیت بدنی به صورت انتخابی هدفدار و دانش آموزان و والدین آنها به صورت تصادفی هدفدار چندمرحله ای از جمعیت مراکز 24استان کشور گزینش شدند. با مرور مبانی و پیشینه تحقیق و پس از سه مرحله ساخت ابزار و مطالعه راهنما، پرسشنامه محقق ساخته با ثبات درونی 097/.-071/. در اختیار آزمودنی ها قرارگرفت، تا از بین 12نیاز جسمانی، 15نیاز ورزشی، 15 نیاز شناختی و15 نیاز عاطفی، فقط 5 نیاز را انتخاب و اولویت بندی نمایند. برای تکمیل پرسشنامه والدین و دانش آموزان از روش مصاحبه استفاده شد و زمان پاسخگویی بین 20-35 دقیقه بود. نتایج تحقیق نشان داد که از بین نیازهای جسمانی، نیاز به حفظ وضعیت بدنی هنجار، حرکات و تمرینات سبک و آسان، تمرینات قدرتی و استقامت عضلانی و انواع بازی ها در اولویت بالایی قرار دارند. آموزش دوومیدانی، فوتبال، بسکتبال و والیبال دربین نیازهای مهارتی، افزایش شناخت دانش آموزان نسبت به وضعیت بدنی، بهداشت و سلامت، اصول تمرین و آمادگی جسمانی و تغذیه از بین نیازهای شناختی در اولویت بالایی قرار داشتند. همچنین برخورداری از بدن متناسب، ظاهری شاداب، سرگرمی و لذت بردن، رفع خستگی و شرکت در مسابقات جزء بالاترین نیازهای عاطفی دانش آموزان بودند.
در تحقیقی مشابه مورد پیش رحیم رمضانی نژاد و همکاران(1391)، به مقایسه نیازهای جسمانی، مهارتی، شناختی و عاطفی دانش آموزان دختر مدارس ایران در درس تربیت بدنی و ورزش پرداختند. هدف آنها مقایسه اولویت نیازهای آموزشی دانش آموزان دختر در درس تربیت بدنی و ورزش در سه دوره تحصیلی بود. 385 متخصص و 370 معلم تربیت بدنی زن، 1509 دانش آموز دختر و 1385 نفر از مادران دانش آموزان ساکن شهرهای مرکزی 25 استان کشور در تحقیق شرکت کردند. از پرسشنامه محقق ساخته ای با ضریب ثبات درونی 075/. برای اولویت بندی 12 نیاز جسمانی، 10 نیاز مهارتی، 15 نیاز شناختی و 15 نیاز عاطفی استفاده شد. متخصصان و معلمان به روش انتخابی و والدین و دانش آموزان به روش تصادفی جزو نمونه آماری قرار گرفتند. داده های تحقیق با بهره گیری از آزمون کروسکال والیس در سطح05/0p تجزیه و تحلیل شدند و نتایج نشان داد که دیدگاه آزمودنی های تحقیق بین میانگین رتبه نیازهای آموزشی هر دوره تحصیلی تفاوت معناداری وجود دارد. بطورکلی در میان نیازهای جسمانی، نیاز به وضعیت بدنی هنجار، انواع حرکات، تمرینات و بازیهای ساده برای هر سه دوره تحصیلی در اولویت بالاتر و نیاز به تمرینات آمادگی جسمانی (بجز دوره متوسطه) در اولویت پایین تر قرار داشت. هرگروه از آزمودنی های تحقیق، اولویت های متغیر و متنوعی برای مهارتهای ورزشی در دوره های تحصیلی در نظرگرفته بودند. درمورد اولویت نیازهای شناختی و عاطفی-اجتماعی توافق نظر بیشتری وجود داشت و آشنایی با مبانی علوم زیستی تربیت بدنی، حفظ لذت، سرگرمی و وضعیت ظاهری مناسب در اولویت بالاتر بودند.
در پژوهشی خاوری و یوسفیان(1387)، به بررسی وضعیت اجرای درس تربیت بدنی در مدارس راهنمایی و متوسطه استان یزد پرداختند. از درون جامعه آماری که شامل معلمان تربیت بدنی، کارشناسان تربیت بدنی آموزش و پرورش، رابطان گروه های آموزش درس تربیت بدنی و مدیران مرد و زن مدارس راهنمایی و متوسطه استان یزد بود، براساس جدول کرجسای- مورگان، 333 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردید. انتخاب حجم نمونه به روش تصادفی طبقه ای (گروه معلمان و مدیران) و روش سرشماری (کارشناسان و رابطین) بوده است. ابزار اندازه گیری چهار پرسشنامه (هرگروه یک پرسشنامه) و یک سیاهه ارزیابی (برای بررسی وضعیت فضای ورزشی مدارس) می شد. پرسشنامه، ویژگیهای فردی و نگرش افراد را نسبت به جنبه های مختلف وضعیت اجرای درس تربیت بدنی در مدارس ارزیابی می کردند. آزمونهای آماری شامل آزمون کروسکال والیس، یو- من ویتنی، تی تک نمونه و ضریب همبستگی اسپیرمن در سطح معنی داری 5 درصد بود. نتایج نشان داد که از دیدگاه آزمون های تحقیق، افزایش میزان سرانه ورزشی مدارس و تدوین کتاب درسی تربیت بدنی برای تدریس در مدارس از ضروری ترین اقدام ها برای بهبود وضعیت اجرای تربیت بدنی است. در بیشتر موارد به استثناء مورد کفایت ساعتهای هفتگی درس تربیت بدنی، شرایط آب و هوایی و اقلیمی جهت اجرای درس تربیت بدنی در فضای روباز، میزان عمل معلمان تربیت بدنی به بخشنامه های ورزشی در مدارس و میزان علاقه مندی معلمان تربیت بدنی به وظایف و فعالیتهای شغلی (05/0خواجوی و همکاران(1387)، با عنوان بررسی برنامه درسی تربیت بدنی دانش آموزان کم توان ذهنی از دیدگاه کارشناسان انجام دادند. هدف این تحقیق، بررسی برنامه درسی تربیت بدنی دانش آموزان کم توان ذهنی بود. روش این تحقیق پیمایشی از نوع توصیفی بود. جامعه آماری 375 نفر از کارشناسان آموزش و پرورش استثنایی استان مرکزی بودند. 197 نفر براساس جدول تعیین حجم نمونه مورگان، به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه با پایایی 90درصد بود. برای تحلیل داده ها از محاسبه فراوانی، درصد و آزمونهای خی دو و کروسکال-والیس استفاده شد. تحلیل دیدگاه های کارشناسان آموزش و پرورش استثنایی استان مرکزی نشان می دهد که وضعیت تعریف و تدوین اهداف درس تربیت بدنی دانش آموزان کم توان ذهنی بسیار نامطلوب، وضعیت محتوای رسمی و غیررسمی این درس نامناسب، شیوه تدریس درس تربیت بدنی و دانش تخصصی معلمان تربیت بدنی نامناسب و نامطلوب است. همچنین، آنها میزان ساعات درس تربیت بدنی را با نیازهای دانش آموزان کم توان ذهنی متناسب و کافی نمی دانند. مهم ترین راهکارهای اصلاحی برنامه درسی تربیت بدنی دانش آموزان کم توان ذهنی از دیدگاه کارشناسان: 1- تعریف و تدوین فلسفه و اهداف درس تربیت بدنی 2- تدوین کتاب درسی، جزوه ها و لوح های آموزشی و کمک آموزشی تربیت بدنی 3- به کارگیری نیروی متخصص تربیت بدنی استثنایی عنوان شده است.در بحث نتیجه گیری این پژوهش: تدوین و تعریف فلسفه، اهداف و محتوای درس تربیت بدنی، به کارگیری نیروی انسانی متخصص تربیت بدنی، و نظارت بر حسن اجرای این درس مهم ترین پیشنهادهای این تحیق بودند.
در پژوهشی میزانی و همکاران(1392)، به بررسی مشکلات تدوین پایان نامۀ کارشناسی ارشد تربیت بدنی و علوم ورزشی در دانشگاههای منتخب پرداختند. هدف تحقیق بررسی مشکلات تدوین پایان نامۀ کارشناسی ارشد تربیت بدنی و علوم ورزشی بود. پایان نامه های کارشناسی ارشد تربیت بدنی و علوم ورزشی بخش مهمی از تحقیقات انجام گرفته در حوزه تربت بدنی را تشکیل می دهند، از این رو شناخت و رفع مشکلات و مسایل موجود در این بخش اهمیت زیادی دارد. به این منظور نظرهای 137 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد تربیت بدنی ورودی سال 1385 دانشگاههای ارومیه، اهواز، تربیت معلم تهران، شهید بهشتی، فردوسی مشهد و گیلان از طریق پرسشنامه محقق ساخته (89/0=a) جمع آوری شد. نتایج بدست آمده نشان داد که مهمترین مشکلات دانشجویان کارشناسی ارشد در تدوین پایان نامه به ترتیب عبارتند از: دسترسی محدود به منابع مالی (64/1 از 4)، منابع و روال اداری نامناسب دانشگاه (68/1 از 4)، دسترسی محدود به منابع اطلاعات علمی (23/2 از 4)، تواناییهای عملی و علمی محدود دانشجویان (میانگین 45/2 از 4) و کیفیت راهنمایی نامناسب استادان راهنما و مشاور (میانگین 65/2 از 4). به علاوه نتایج تحقیق تفاوت معناداری را بین کیفیت راهنمایی پایان نامه توسط استادان راهنما و مشاور نشان داد.(001/0 >p) که استادان راهنما با میانگین 75/2 بالاتر از استادان مشاور با میانگین 54/2 قرارگرفتند. نتایج نشان داد که 3/93 درصد دانشجویان کارشناسی ارشد تربیت بدنی مخالف حذف پایان نامه از نظام آموزشی بودند اما تنها 3/57 درصد پاسخ دهندگان اظهارکردند که دانشجویان در نگارش پایان نامه از داده های واقعی(غیرساختگی) استفاده می کنند. نکته ای که بین نتایج تحقیق جلب توجه می کرد رضایت اندک دانشجویان دانشگاه ارومیه بود. این دانشجویان در 4 متغیر از 5 متغیر اصلی تحقیق بیشترین مشکلات را گزارش کردند.
صفانیا(1390) پژوهشی با عنوان تأثیرآموزش اصول و فلسفه تربیت بدنی بر ذهنیت فلسفی دانشجویان انجام داد، برای انجام آن به بررسی آموزش یک ترم اصول و فلسفه تربیت بدنی بر ذهنیت فلسفی دانشجویان دختر و پسر گرایش مدیریت و برنامه ریزی ورزشی پرداخته است. روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی بوده که به شکل پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد و جمع آوری اطلاعات به صورت میدانی و از طریق پرسشنامه انجام گرفت. بدین منظور تعداد 51 دانشجوی دختر و پسر رشته کارشناسی ناپیوسته تربیت بدنی با گرایش مدیریت و برنامه ریزی ورزشی از دانشگاه غیرانتفاعی شمال آمل که در سال تحصیلی 1388-1387 در یک ترم مشغول به تحصیل بودند، در این تحقیق شرکت کردند، و قبل و پس از 16جلسه تشکیل کلاس اصول و فلسفه تربیت بدنی، توسط پرسشنامه «ذهنیت فلسفی» (تهیه شده توسط طالب پور و همکاران1384) ارزیابی شدند. پرسشنامه مذکور 60 سوالی، دارای 3 بعد: تعمق، انعطاف پذیری و جامعیت (هر بعد شامل 20 سوال) می باشد.
پس از آموزش اصول و فلسفه تربیت بدنی میزان ذهنیت فلسفی، مؤلفه های جامعیت و تعمق دانشجویان در مقایسه با قبل آن بهبود معنی داری یافت؛ اما در مؤلفه انعطاف پذیری تغییر معنی داری دیده نشد.همچنین پس از آموزش بین ذهنیت فلسفی دختران با پسران، دانشجویان دارای رشته های ورزشی انفرادی و گروهی و سطوح مختلف قهرمانی هیچ تفاوتی مشاهده نشد.
بهبودی معنی دار ذهنیت فلسفی دانشجویان ناشی از افزایش معنی دار مؤلفه های جامعیت و تعمق آن بود؛ و اثرگذاری معنی دار آموزش اصول و فلسفه تربیت بدنی بر ذهنیت فلسفی دانشجویان، ضرورت آموزش آنرا در دوره های ضمن خدمت مدیران و همچنین واحدهای تصمیم گیری سازمان های ورزشی مورد تأکید قرارمیدهد.
در پژوهشی با عنوان ارتباط بین فرهنگ سازمانی مدیران با خلاقیت معلمان تربیت بدنی، دهقان و همکاران(1389)، به بررسی تعیین ارتباط بین فرهنگ سازمانی مدیران با خلاقیت معلمان تربیت بدنی پرداختند. نمونه آماری شامل 160 نفر معلم تربیت بدنی بود. ابزار اندازه گیری این تحقیق شامل پرسشنامه ارزیابی فرهنگ سازمانی و پرسشنامه خلاقیت رندسیپ بود.نتایج نشان داد که میانگین نمره فرهنگ سازمانی 62(از حداکثر نمره ممکن 100) و میانگین نمرات زیرمجموعه های هماهنگی با تغییر63/12، همسویی اهداف فردی و گروهی 16/13، کارگروهی هماهنگ 5/11، مشتری گرایی 28/9و قدرت فرهنگ سازمانی 8/12 از حداکثر نمره 20 بود. نمرات فوق نشان میدهد که فرهنگ سازمانی مدیران در سطحی متوسط قراردارد. میزان خلاقیت معلمان تربیت بدنی نیز با میانگین 118(از حداکثر نمره ممکن250) در حد متوسط و پایین بود.نتایج آزمون فرضیات تحقیق نشان داد که که همبستگی بین فرهنگ سازمانی و خلاقیت 37/0 بود که در سطح(01/0=p) معنی دار بود.همچنین نتایج رگرسیون چند متغیره نشان داد که زیرمجموعه های قدرت فرهنگ سازمانی (309/1=t, 026/0=p) هماهنگی با تغییر(007/0p , 34/6=t) و همسویی اهداف فردی و گروهی(7/3=t , 002/0=p) درای رابطه خطی با متغیر معیار بوده و واجد شرایط پیش بینی خلاقیت هستند. نتایج ضریب معیاری بتا نشان میدهد که مهمترین عوامل پیش بینی کننده خلاقیت به ترتیب هماهنگی با تغییر 41/0 و قدرت فرهنگ سازمانی 26/0 و همسویی اهداف فردی و گروه 170/0 هستند. نتایج به دست آمده در این تحقیق ضرورت ارائه راهکارهایی مانند: ارائه تسهیلات تحقیقاتی آموزش و پرورش برای مدیران و معلمان و پذیرش هزینه های تحقیقات به عنوان سرمایه گذاری، برقراری ارتباط مناسب با کارکنان، سعی در ایجاد محیط کاری که همراه با افزایش حمایت از ایده های خلاق باشد، استفاده از الگوهای متفاوت تعامل با دیگران در مواقع مورد نیاز، برقراری روش های آموزش مهارتهای حل خلاقانه مسایل و افزایش هرچه بیشتر جو تفاهم و همکاری متقابل با مدیریت را ایجاب می کند.
2-8- 2-تحقیقا‌‌ت انجام شده در خارج از کشور
پارک و زاکراجسک(1987) در پژوهشی با عنوان برنامه درسی تربیت بدنی دوره دبیرستان در جمهوری کره، مهمترین هدف تربیت بدنی را از نظر معلمین، رفتار اجتماعی و طرز‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فکرهای مشخص درمورد فعالیتهای بدنی زندگی بزرگسالی گزارش نمودند.
نتایج تحقیق یو و کیم در سال(1987) باعنوان بررسی جهت تجدیدنظر و اصلاح برنامه‌‌‌‌درسی تربیت بدنی مقطع متوسطه در کشور کره نشان داد که اهداف آموزشی درس تربیت بدنی می‌بایست حیطه‌های شناختی، عاطفی و مهارتی را دربرگرفته و به ترتیب آموزش ارزشهای اخلاقی تربیت بدنی به ویژه پایه‌های اساسی بپردازد.
هانس در سال1987 در تحقیقی درمورد تربیت بدنی مدارس متوسطه پورتلند نشان داد که مدیران مهارتهای دوران‌زندگی، آمادگی بدنی، تغریحات سالم و فعالیت اجنماعی، اصلاح و بهبود تفکر، اعتماد به نفس و فعالیتهای بدنی را به عنوان یک نیاز ذکر‌کرده‌اند. همچنین معلمین تربیت بدنی و ورزش اشاره کرده‌‌اند که برنامه درسی به آمادگی جسمانی تاکید داشته و به آن توجه دارد. همچنین آنها نیاز به برنامه های یک‌ساله، ارتباط بهتر و مشارکت و هماهنگی با کلاسهای پایین تر و تجدیدنظر در تعلیم برنامه درسی را برای انعکاس بیشتر مفاهیم جدید آمادگی‌جسمانی لازم می‌دانند. مهارتهای زندگی، تفریحات لازم و آمادگی جسمانی به ویژه آمادگی قلب و عروق به عنوان نقاط مرکزی مهم برنامه ذکرشده‌اند. مشاهدات کلاسی تاکید روی ورزشهای تیمی را مشخص ساخت، درحالی که ورزش‌های انفرادی یا حیاتی در اولویت دوم قرار‌گرفتند.
هنسلی و ایست (1989) اهدافی که درکلاس های

دیدگاهتان را بنویسید