رویکردهای شناختی نسبت به انگیزش

رویکردهای شناختی نسبت به انگیزش»

نظر به این که رویکرد انسانی نسبت به انگیزش کل نگر است (یعنی آن تلاشهای برای تبین تجربه انسانی به طور کامل است) رویکرد شناختی به ویژه روی جنبه تجربه انسانی: که چطور فکر می کنیم تمرکز دارد.

روانشناسان ورزش این مورد به دو جنبه: اسناد و خودباوری علاقه‌مند شده اند.

اسناد

به دلیل این که بشر مشتاق درک جهان پیرامون خودش است، گرایشهای برای ساختن اسنادهایی راجع به دلایل رویدادها و رفتارها دارد. این بدان معناست که ما راجع به این که چرا چیزی اتفاق افتاد یا چرا کسی به شیوه خاصی رفتار یا عمل کرد، نتیجه گیری می کنیم. ما خواه اسنادی برای رسیدن به نتایج صحیح داشته باشیم یا نداشته باشیم راجع به رفتار خودمان و رفتار آنهایی که در پیرامون ما هستند، اسنادهای می‌سازیم. در این فصل ما به طور خاص به اسنادهای که راجع به خودمان می‌سازیم خواهیم پرداخت.

اسنادهای درونی و بیرونی

عموماً ما می توانیم دو نوع اسناد را بسازیم: درونی و بیرونی. اسنادهای درونی مسوولیت رفتار یا عملکرد را به شخص نسبت می دهند، در صورتی که اسنادهای بیرونی دلایل را به موقعیت نسبت می دهند. نمونه زیرا را ملاحظه کنید. تیم راگبی کالج بعد از اولین مسابقه با باخت 0-72 تازه به زمین خودی برگشته است. آنها تکلیف نامطلوب شرح دادن جریان بازی به دیگران را در پیش داشتند. آنها تعدادی از اسنادهای درونی و بیرونی را برای تبین چرایی چنین باخت بدی ساختند.

بازیکنانی که اسنادهای درونی را می پذیرند، خودشان را مقصر می دانند، اما آنهایی که اسنادهای بیرونی را می پذیرند، موقعیت های دیگر را مقصر می دانند. همچنین ما می توانیم مجسم کنیم که بعد از یک شکست تحقیر آمیز اکثریت ما تمایل داریم تا اسنادهای بیرونی را بپذیریم و عوامل دیگر را مقصر بدانیم، در حالی که بعد از موفقیت اکثریت ما تمایل داریم تا وضعیت درونی را بپذیریم و کسب اعتبار کنیم. این پدیده به عنوان «سوگیری نسبت به خود» معروف است.

این که اسنادهای ما درونی یا بیرونی باشد به نظر می رسد به عزت نفس ما مربوط شود و از این رو می تواند بر عملکرد ما موثر باشد. بیدل و هیل (1992) مطالعه‌ای که در آن 58 دانشجوی دانشگاه برای اولین بار به شمشیربازی می پرداختند را اجرا کردند. پیامدهای هر مسابقه به وسیله آزمایندگان دستکاری شد، به طوری که برخی از شرکت کنندگان به طور پیوسته برنده شدند و دیگران پیوسته شکست خوردند. بعد از یک سری مسابقات، اسنادها و حالتهای هیجانی شرکت کنندگان ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل آماری نتایج نشان داد که اسنادهای ساخته شده به وسیله دانش آموزان برای تبین نتایج به شدت با هیجانات تجربه شده آنها خصوصاً در شرکت کنندگانی که پیوسته شکست خورده بودند مرتبط بود. این نشان می دهد که در شکست خوردگان پیش بینی کننده اصلی عزت نفس درک چرایی شکست آنها است.

مطلب مشابه :  سبک‌های تنظیمی خود ناپیرو

(جارویس، 1380، ص173)

مدل اسنادوینر

وینر (1974) مدل اسناد به خودی را ارائه داد که مبتنی بر دو عامل است: 1- اسناد درونی یا بیرونی 2- اسناد با ثبات و اسناد بی ثبات.

اگر ما به طور پیوسته شکست خورده یا پیوسته موفق باشیم، اسنادهای ما احتمالاً با ثبات خواهد بود. این بدان معناست که احتمالاً پیامد را یا به توانایی یا دشواری تکلیف نسبت می دهیم. به دلیل سوگیری به خود، بیشتر احتمال دارد که ما موفقیت را به توانایی و شکست را به دشواری تکلیف نسبت دهیم. اگر نتایج ما تداوم کمتری داشته باشد، احتمالاً آنها را به تلاش یا بخت و اقبال نسبت خواهیم داد. سوگیری به خود وسیله ای است که ما احتمالاً موفقیت را به تلاش و شکست را به بداقبالی نسبت می‌دهیم.

در کار کردن با ورزشکاران جهت اصلاح اسنادهایشان، مدل وینر نقطه شروع بسیار خوبی است. ما ممکن است بخواهیم اسنادهای یک ورزشکار تنبل را به سمت وضعیت درونی بی ثبات تغییر دهیم، به طوری که آنها تشخیص بدهند که تلاش بیشتری مورد نیاز می باشد. ما ممکن است همچنین بخاهیم اسنادهای یک ورزشکار افسرده را با دور کردن از وضعیت درونی با ثبات، تغییر بدهیم، به طوری که آنها مقصر دانستن فقدان توانایی شان را متوقف بکنند. وقتی که ما پدیده ناامیدی آموخته شده را بررسی می کنیم به این موضوع بیشتر خواهیم پرداخت. تغییر دادن حالت اسنادی یک ورزشکار آموزش باسازی اسناد نامیده می شود که شکلی از شناخت درمانی است.

(جارویس، 1380، ص175)

ارزیابی مدل وینر

مدل وینر نقطه شروع عالی را برای آموزش بازسازی اسناد به ما داده است. آن همیشه زمینه ای برای پژوهشهای معاصر در موضوع اسنادهای ورزشی فراهم آورده است. به طور روشن هرچند هرگز وینر به این موضوع اقرار نکرده است اما، توانایی، دشواری تکلیف، تلاش و بخت و اقبال صرفاً چهار اسناد ممکن نمی باشند. با این وجود اسنادهای (مثل کار تیمی) که در این چهارچوب نمی گنجد، وجود دارد.

مطلب مشابه :  مهار استرس با استفاده از رژیم غذایی

(جارویس، 1380، ص175)

ناامیدی آموخته شده و آموزش باسازی اسناد

در فصل 3 ما پیوندهای بین تجربیات اولیه و نگرشهای به ورزش را مورد بحث قرار دادیم و نتیجه گرفتیم که اگر تجربیات اولیه کودکان شکست و تحقیر آمیز باشد، احتمالاً نگرشهای مثبتی را نسبت به ورزش کسب نخواهند کرد. اصول مشابه می‌تواند برای تبین انگیزش نسبت به ادامه وضعیت تحت فشار به کار گرفته شود. سلیمکن (1975) فرض کرد که اگر ما با وجود بهترین تلاش تجربیات اولیه پیوسته همراه با شکست باشد، آنگاه یاد خواهیم گرفت که هیچ نقطه ای برای ادامه این تلاشها وجود ندارد. وقتی این موضوع آموخته شد، آنگاه مایلیم تا به شکل ناامیدانه به مشکلات پاسخ دهیم. هرچند ناامیدی آموخته شده معمولاً از تجربیات اولیه سرچشمه می گیرد، اما می تواند در هر زمانی اتفاق بیفتد. حتی ورزشکاران نخبه اگر به طور پیوسته با شکست مواجه شوند، ممکن است انگیزه خود را از دست بدهند.

تئوری سلیکمن برای چندین حوزه روانشناسی به کار گرفته شده است، که اکثراً در بررسی پیوندهای بین تجربه کودکی و افسردگی ناتوان بوده است. با توجه به ورزش، کاربرد عملی آشکاری از تئوری ناامیدی آموخته شده وجود دارد. اگر ورزشکاران بتوانند یاد بگیرند با وجود تجربیات شکست امیدوار باشند، آنگاه این نتیجه حاصل می‌شود که با در معرض قرار دادن عمدی آنها با تجربه موفق، قادر به تخفیف دادن ناامیدی آموخته شده خواهیم شد. دویک (1975) تخفیف دادن ناامیدی آموخته شده را در کودکانی که به دلیل شکست در ورزش دچار افت شده بودند را مورد بررسی قرار داد. در یک وضعیت به کودکان برنامه های با هدفهای قابل دسترس داده شد که در آن تجربه موفقیت حتمی بود. در وضعیت دیگر کودکان با تکالیف دشواری مواجه بودند، اما وقتی با شکست مواجه می شدند به آنها آموزش بازسازی اسناد داده می شد و به آنها آموزش داده می شد تا عامل دیگری را به جای توانایی خودشان مقصر بدانند. گروهی که به آموزش باسازی اسنادی ادامه دادند، بهبودی بیشتر را در انگیزش و عملکرد نسبت به گروه برنامه ریزی شده موفق بروز دادند.

این نشان می دهد که، وقتی ناامیدی آموخته شده تثبیت شده باشد، صرف مواجه شدن با تجربیات مثبت تر به آسانی اثر آن را تخفیف نمی دهد، بلکه مداخله های شناختی مثل آموزش بازسازی اسنادی نیز مورد نیاز می باشد.