سازمان یادگیرنده چیست

سازمان یادگیرنده

با بررسی  ادبیّات مدیریّت، رد پای سیستم های یادگیرنده را در تئوری های سازمان و مدیریّت اوایل قرن بیستم و قبل از آن می­توان یافت. گرچه تا آن زمان نامی از سازمان های یادگیرنده به میان نمی آمد، امّا فردریک تیلور تئوری پرداز مکتب علمی بر تشریک مساعی مدیر و کارکنان در یافتن روش بهتر انجام کار و آموزش پرسنل تأکید داشت. با رعایت این اصل، سازمان در حقیقت یادگیری را میان کارکنان ترویج می دهد، ایده­های جدید خلق می شوند و در سراسر سازمان انتشار می یابند(سلاجقه وهمکاران، 1389، 53). از نظر پیتر سنگه یک سازمان هیچ گاه نمی تواند اظهار کند که که به طور کامل همه چیز را می داند. سازمان یادگیرنده در سال 1990 با انتشار کتاب پنجمین فرمان توسط پیتر سنگه مطرح شد با توجّه به این که یادگیری حاصل تغییرات دانش، باورها و رفتارها می باشد. سازمان یادگیرنده ظرفیت یادگیری فردی، ساختار سازمانی، فرهنگ، طراحی ، مدل های ذهنی را بالا می برد و کارکنان را به مشارکت تشویق می کند (ویلیرس، 2008، 12). یکی از مشخّصه های سازمان یادگیرنده این است که آن ها به یادگیری سازمانی اهمیّت می دهند و هم چنین باور دارند که یادگیری می تواند به اثربخشی و توسعه سازمانی کمک کند (باتول و همکاران، 2011، 912). از نظر والسو سازمان یادگیرنده در برگیرنده و اجرا کننده ویژگی های سازمانی است که این ویژگی ها بعد از یادگیری فردی ایجاد می شود(واسلو، 2001، 354). از نظر مین و همکارانش سازمان یادگیرنده سازمانی است که کارکنانش دائماً دانش جدید را کسب، تسهیم و استفاده می کنند تا با هر تغییرات محیطی سازگار باشند(مین وهمکاران، 1991، 29). پدلر، بارگون، بویدل(1991)، سازمان یادگیرنده را به عنوان سازمانی می دانند که یادگیری را بین اعضایش تسهیل می کند و در جهت دستیابی به اهداف استراتژیک دائماً در حال تغییر خود است(یانگ وهمکاران، 2004، 32). شارمان (2005)، در مطالعه ای تحت عنوان «مدیران سازمان یادگیرنده» به این نتیجه رسید که مدیریّت در سازمان یادگیرنده با مدیریّت در سازما ن های سنتی تفاوت بسیار زیادی دارد(عزیزی نژادوهمکاران، 2012، 71). گاروین «معتقد است سازمان یادگیرنده عبارت است از مهارت و توانایی سازمان در ایجاد، کسب و انتقال دانش و اصلاح رفتار افراد برای انعکاس دانش و بینش جدید» (سلاجقه وهمکاران، 1389، 54). در این شرکت ها افراد همواره به راحتی خواسته ها و تمایلات خود را مطرح می کنند و به هم کمک می کنند به تخصصات یکدیگر اعتماد دارند و همواره بهترین راه و روش برای رسیدن به هدف را تعاملات گروهی می دانند، همواره افراد در این شرکت ها نباید به تنهایی در برابر مشکلات واکنش نشان دهند و در واقع یک نوع مسئولیّت جمعی وجود دارد(وارسی وهمکاران، 2009، 201 ). سازمان یادگیرنده سازمانی است که کارکنان را تشویق می­کنند تا با قبول خطرات و ریسک ها مشکلاتی را که اتّفاق می افتد با هم و به صورت غیرانفرادی حل نمایند(باگرام، 2003، 6).

فرهنگ سازمان یادگیرنده به این صورت است که همواره یادگیری را بین اعضا تسهیل می کند و کارکنان به طور مستقیم به گفتگو می نشینند و تنبیه ها را به حداقل ممکن می رسانند و شرایط یادگیری را برای اعضایش در سازمان فراهم می آورد. و به طور دایم در حال تغییر و تحوّل خویش است(گونتوگورگس، 2005 ،187) . و اطّلاعات لازم را به موقع در اختیار افراد قرار می دهند، و همواره در فرهنگ یک سازمان یادگیرنده افراد در کنار یکدیگر، یادگیری و نوآوری در سازمان را مورد حمایت و پشتیبانی قرارمی دهند(آگستام، 2006، 296). سازمان یادگیرنده دارای دو مهارت وقابلیت عمده است که به صورت زیر بیان شده است:

1-این سازمان ها در ایجاد، کسب و انتقال و حفظ دانش مهارت دارند.

2- آنها قادر هستند تا رفتار خود را برای پاسخ گویی به دانش و بینش جدید تغییر دهند(استدلر و همکاران، 2009، 2).

بنت و اوبراین(1994) نیز سنگ بنای سازمان یادگیرنده را به شرح زیر معرفی کرده اند:

1-چشم انداز/ استراتژی؛ 2-اقدامات اجرایی؛ 3-اقدامات مدیریّتی؛ 4-جو سازمانی؛  5-ساختار سازمانی/شغلی ؛ 6-جریان اطّلاعات؛ 7- اقدامات فردی و گروهی؛ 8- فرایندهای کار؛ 9- اهداف عملکردی/ بازخورد؛ 10- آموزش ضمن خدمت تحصیلات رسمی؛ 11- بهبود فردی/ گروهی؛ 12- پاداش/ شناسایی.

این محقّقین اظهار می دارند که یک شرکت نمی تواند به طور همزمان در تمامی جنبه ها موفق باشد؛ امّا موفّقیّت یک شرکت در یک زمینه ، موفّقیّت آن در سایر جنبه ها را تحت شعاع قرار می دهد(علامه وهمکاران، 1389، 83).

عوامل مؤثّر در ایجاد و رشد سازمان یادگیرنده و یادگیری سازمانی به طور خلاصه معرفی شده است این عوامل عبارتند از:

توانمندسازها: توانمندسازها عواملی هستند که سازمان را در تبدیل به یک سازمان یادگیرنده یاری می کنند.

محیط: اگر تمامی عوامل توانمندساز، مهیّا باشد امّا محیط لازم برای رشد سازمان یادگیرنده وجود نداشته باشد، تمامی کوشش ها بی ثمر و یا لااقل کم اثر خواهد بود(بهنامی، 1384، 19).

 

با در نظر گرفتن اهمیّت سازمان یادگیرنده، همواره برای رسیدن به سازمان یادگیرنده نکات زیر اساسی است:

 

-حرکت و فعّالیّت چنین سازمان هایی به صورت عمودی و بسیار فعال است.

-هر جزء در حال انجام کارهای خود است و پس  از مدّتی ارتباطات به صورت سیستمی، ماتریسی و تشکّلی ایجاد می شود.

-درسازمان یادگیرنده تمامی اجزاء به هم ارتباط و پیوندی عمیق دارند.

-استفاده از فضاهای مجازی و ارتباطات اینترنتی برای فعّالیّت های روزانه ی سازمان .

– روانی جریان اطّلاعات، این روانی سبب افزایش دانش ورشد مدیریّت نیروی انسانی درسازمان می شود.

– در این سازمان ها، کارکنان ها به سبب آموزش های مکرر و تفویض اختیاری که به آنها داده می شود، با تشکیل تیم های متعدد و بحث های گروهی حوزه اطّلاعات و توانمندی خود را ارتقاء می بخشند.

البته در سر راه تحقیق و پیاده سازی سازمان یادگیرنده موانع و مشکلات فراوانی هم وجود دارد. از جمله می توان به عدم هماهنگی در کارها، ضعف ارتباطات عمودی، شفاف نبودن الویت های رهبری، تیم های کاری ضعیف، مدیران ناکارآمد، ضعف ارتباطی بین واحدها اشاره کرد(فروزنده، 1386، 4).

 

باتوجّه به تعاریف سازمان یادگیرنده ، این سازمان همواره شرایط لازم برای یادگیری مستمر را برای کارکنان فرآهم می آورد و در نتیجه باعث بقاء سازمان می گردد، همواره این سازمان ها دارای ویژگی هایی هستند که در ادامه به آن می پردازیم.