شایستگی های نیروی انسانی در اقتصاد دانش محور 

– شایستگی های نیروی انسانی در اقتصاد دانش محور 

تغییرات در اقتصاد مبتنی بر دانش آنقدر سریع صـورت می گیرد که کـارکـنان، پیـوسته نـیاز بـه کسب شایستگی های جدید دارند. سازمان ها دیگر، افراد جدید فارغ التحصیل شده و یا داوطلبان بازار کار را به عنوان منبع اصلی مهارت نمی دانند. در عوض، آنها برای کارکنانی ارزش قائلند، که دائماً شایستگی های خود را با دانش روز مطابقت می دهند. در کشورهای صنعتی، صنایع مبتنی بر دانش به سرعت در حال توسعه می باشد و تقاضاهای بازار کار نیز متناسب با آن در حال تغییر است. در این کشورها، فن آوری جدید معرفی، و نیاز به کارکنان متبحر، به خصوص آشنا به اطلاعات و فن آوری ارتباطات بیشتر شده است.

در نتیجه این عوامل باعث شده تا موفقیت در اقتصاد دانش محور مستلزم مهارت داشتن در مجموعه ای از دانشهای و مهارتهای جدید است. مهارت های همچون داشتن سواد، دانستن و تسلط به زبان خارجه (تسلط به یک زبان بین المللی)، ریاضیات، مهارت های علمی و توانایی استفاده از فن آوری ارتباطات و اطلاعات. کارکنان باید قادر به استفاده کارآمد از این مهارت ها باشند و به طور خودکار و متفکرانه از آنها استفاده کنند. علاوه بر این، از نظر اجتماعی با افراد نامتجانس کار کرده و از توانایی های خود استفاده کنند (بانک جهانی، 2003).

بانک جهانی در فـهرستی، شـایستگی مطرح در اقتصاد دانش محور را در سه طبقه شایستگی های فنی، شایستگی های مبتنی بر روش شناسی و شایستگی های بین فردی جای داده است. مهارت های فنی شامل: سواد، زبان خارجی، ریاضیات، علم، حل مسئله و مهارت های تحلیلی است. مهارت های بین فردی شامل کار گروهی، رهبری و مهارت های ارتباطی می شود. همچنین مهارت های مبتنی بر روش شناسی، هر فرد را ملزم می کند تا شیوه ای خاص برای یادگیری داشته باشد، تا بتواند یادگیری مادام العمر را دنبال کرده، و با روبه رو شدن با خطرات و تغییرات، به روش مناسب عمل کند (بانک جهانی، 2003).

علاوه بر موارد بالا، بانک جهانی مـواردی دیـگری از شـایستگی های مورد نیاز اقتصاد دانش محور را به شرح ذیل بر می شمارد:

  • خود مختارانه عمل کردن: پرورش و به کارگیری منطق و درایت خود، توانایی انتخاب و عمل در زمینه و یا شرایط گسترده و پیچیده، علاقه و امید به آینده، آگاهی از محیط اطراف، آداب معاشرت صحیح با افراد اجتماع، آگاهی داشتـن از حـقـوق و مـسؤلیت ها، تنظـیم طـرحی بـرای زندگی و به اجـرا در آوردن آن، طرح ریزی و عمل به برنامه ها و پروژه های شخصی.
  • استفاده تعاملی از ابزار: استفاده از ابزار، به عنوان وسیله هـایی بـرای ارتباط فـعـال، آگـاهی یافتن و واکنش نشان دادن به توانائی های بالقوه ابزارهای جدید، توانایی به کارگیری زبان، کتاب درسی، نمادها، اطلاعات و دانش، و استفاده از فن آوری ها به طرز تعاملی برای تحقق بخشیدن به اهداف.
  • کار کردن با گروه هایی که از نظر اجتماعی نامتناجس می باشند. قابلیت ارتباطی کارآمد با افراد با سوابق و شرایط زندگی متنوع، شناسائی اعتقادات ریشه دار اجتماعی آن ها، ایجاد سرمایه اجتماعی و توانایی ارتباط خوب با دیگران، همکاری، توانایی اداره کردن امور و حل کشمکش ها (ریچن و سالگانیک، 2001).

سطح دانش و مهارتهای نیروی کار، انعطاف پذیری آنها، توانایی نیروی کار برای کار در تیم ها همگی اشاره به ویژگیهای نیروی کار در اقتـصاد دانش مـحـور دارد. در واقع در بازار کـار اقتصاد دانـش مـحور به کارگران دارای شایستگی های عمومی در اداره دانش قالب ریزی شده اولویت می دهد که این می تواند اثرات منفی برای کارگران دارای مهارت کم داشته باشد (دانایی فرد، 1388).