شیوه های سنتی و جدید در پیشگیری از تنیدگی

پیشگیری و درمان تنیدگی»

در همه اقدامات مربوط به پیشگیری و درمان تنیدگی با روی آورد «ارادی نگر» پزشکان و درمانگران مواجهیم. از این دیدگاه، انسان هرکه باشد، به منزله یک دستگاه زیست شناختی مورد نظر قرار داده می شود؛ دستگاهی که به هنگام فرسودگی، یعنی بی‌رقمی عاطفی و بدنی، باید بتواند براساس یک «اقدام ارادی» نیروهایش را بازسازی کرده و به سرعت کار خود را از سر گیرد. حقیقت این است که چنین روی آوردی با دیدگاه متخصصان انگلیسی زبان بیش از پژوهشگران اروپایی، مطابقت دارد و به نظر می رسد که روانشناسی رفتاری نگر که الهام بخش تمامی این پژوهشها بوده است، خود نیز تحت تاثیر یک جامعه صنعتی قرار گرفته که در آن ماشینها و رباتها بطور روزمره دلیل یک کنش وری عملیاتی را ارائه می دهند: «در صورت فرسودگی یک قطعه، اید عوض شود».

(استورا، 1377، ص143)

ما براین باوریم که آثار تنیدگی بر سلامت افراد را باید در دو سطح مورد تحلیل قرار دهیم: یک سطح جامعه شناختی بررسی رفتار کلی افراد تنیده و یک سطح روانشناختی و زیست شناختی واکنشهای فرد به تبع تاریخچه ژنتیکی و فرایندهای تحولی یافتگی روانی. اما در اغلب موارد، پژوهشها به سطح اول محدود شده اند و سپس از ورای داده های کلی و براساس یک تصنع معنایی، به سطح فردی بازگشته‌اند.

(استورا، 1377، ص143)

شیوه های سنتی و جدید در پیشگیری از تنیدگی

نشانه های تنیدگی مانند ضطراب، افسردگی، تنش عصبی، بیخوابی، اختلالهای جنسیت، تقلیل تنود، خستگی، کاهش توجه و حالت مراقبت، تقلیل حافظه و همچنین اختلالهای بدنی کنشی و عضوی مختلف مانند اختلالهای هضمی، قلبی، عروقی، سردردهای مزمن، ورم روده، نفس تنگی وجز آن، در سطح فردی قابل مشاهده اند.

هر کس هشیارانه یا به صورت ناهشیار می تواند تغییرات بدنی و روانی ای را که به علت تنیدگی به وجود می آیند، احساس کند. بشر همواره از شیوه های مختلف برای مقابله با وقایع زندگی روزمره سود جسته است و درعصر جدید، پیشرفتهای داروشناختی در ارائه راه حلهای جدید، مشارکت گسترده ای داشته اند.

اما آنچه در این مورد بیشتر به چشم می خورد، سرمایه گذاری قابل ملاحظه در کنش‌وری دهانی برای رویارویی با تنیدگی است. بدین معنا که به هنگام تنیدگی، نوعی واپس روی روانی استقرار می یابد و بازگشت به خوشبختی و آرامش دوره تغذیه مادرانه را برای موجودات دردمند انسانی، تسهیل می کند.

(استورا، 1377، ص143)

شیوه های سنتی

توسل به الکل که به هنگام بازگشت از کار، نوعی آرامش و تحریک شدگی قلیل را ایجاد می کند می تواند در صورت افراط، اختلالهای خواب را برانگیزد و افسردگی پنهان را تشدید کند.

توتون (نیکوتین)، براساس ازدیاد تولید آدرنالین، به کاهش اضطراب و افزایش حالت بیداری می انجامد و احساس انرژی بیشتر را به وجود می آورد. اما کلیه پژوهشگران در این مورد اتفاق نظر دارند که استفاده مداوم از آن، اختلالهای قلبی، تنفسی وپاره ای از انواع سرطانها را در پی دارد.

(استورا، 1377، ص143)

شیر، شکلات، قهوه و جوشانده ها نیز بخشی از تجویزهای سنتی را تشکیل می‌دهند. شیر به عنوان داروی ضد بیخوابی، دارای یک اسیدآمینه (ال- تریپتوفان) است که ارگانیزم از آن برای تولید مواد تنظیم کننده خواب سود می جوید. اما پژوهشگران این ماده را خواب آور نمی دانند. در این مورد نیز باید مجدداً به روابط پیچیده جسمانی و روانی که توسط محققان مختلف خاطر نشان شده اند، بازگردیم. ماده ال- ترپیتوفان ممکن است به خودی خود خواب آور نباشد اما مصرف شیر گرم در پاره‌ای از ساعات، مجموعه روابط گذشته روانی- هیجانی مادر- کودک را فعال می سازد و خواب را تسهیل می کند.

(استورا، 1377، ص143)

 

به دلیل آنکه تنیدگی در خلال روز، موجب از دست دادن انرژی می شود، قندی که در شکلات وجود دارد بطور موقت احساس ازدیاد انرژی را ایجاد می کند اما انسولین متقابلاً زودرنجی و خستگی را افزایش می دهد.

همچنین کافئینی که در قهوه وجود دارد موجب بیداری و تقویت تمرکز می شود اما اعتیاد به قهوه، افزایش مقدار مصرف آن را در پی دارد و به نتایجی مانند اختلالهای ریتم قلب، سردردها، تنش عضلانی، زودرنجی، و بیخوابی منتهی می شود.

جوشانده ها نیز که به منزله جانشین قهوه یا چای مصرف می شوند ممکن است انواع حساسیتهای غیرقابل پیش بینی را ایجاد کنند.

(استورا، 1377، ص143)

به هر حال باید گفت که تمام این هشدارها فقط بر کسانی موثرند که تابع مقررات جدی پرورشی در خانواد خود بوده اند. در چنین مواقعی، هشدارها موجب می شوند تا آن اصول پرورشی را که والدین برای حمایت،انتقال ارزشهای فرهنگی، ممنوعات اجتماعی، تعصبها و جز آن القا کرده اند، از نو فعال گردند. البته کاملاً آشکار است که همه راه حلهای ضد- تنیدگی فقط برپاره ای از ریختهای کنش وری روانی موثرند. در کلیه موارد دیگر، با غلبه لذت ارضای دهانی مواجه خواهیم بود و خطرات جسمانی هر اندازه باشند، ممنوعات و توصیه ها در نظر گرفته نخواهند شد.

(استورا، 1377، ص146)

شیوه های جدید

راه حلهای جدید ضد- تنیدگی مانند مصرف ویتامینهای ضد- تنیدگی، خواب‌آورها، آرامبخش ها و جز آن، که به خصوص مورد استفاده مردم جوامع صنعتی پیشرفته است، کاملاً شناخته شده اند. استفاده از ویتامینهای C,B که به هنگام تنیدگیهای جسمانی، جراحی ها، جراحات، حاملگی، کارهای طاقت فرسا، کارآمدی دراز مدت و… الزامی هستند، در سطح روانشناختی موثر واقع نمی شوند و نمی‌توانند بحرانهای اضطراب یا افسردگی را درمان کنند. وانگهی، گستردگی تبلیغات در مورد فواید ویتامینها، این خطر را در بر دارد که افراد را به رفتارهای مکانیکی و خودکار بکشاند، چه اگر خوردن یک قرص به مثابه ریختن روغن در اتومبیل تلقی شود می‌توان گفت که با یک تجسم ذهنی خطرناک در مورد سلامت مواجه هستیم.

(استورا، 1377، ص146)

بررسیهای متعدد درباره تنیدگی به این نکته دست یافته اند که مصرف خواب‌آورها و آرامبخش ها در مقیاس جهانی افزایش یافته است. نمی توان از مقایسه این داروها با مواد مخدر و اعتیادی که این مواد در انسانها ایجاد می کنند، چشم پوشی کرد.

خواب آورها احساس آرامش را ایجاد می کنند و به علت تاثیر بر مغز، یک خواب طبیعی را در پی دارند اما با خطر ایجاد اختلالهای تدریجی در چرخه های خواب نیز توام هستند.

(استورا، 1377، ص146)

آرامبخش ها مانند خواب آورها، به تسهیل خواب و ایجاد آرامش در ریتم تنفس و سلسله اعصاب می انجامند، اما مصرف زیاد و دراز مدت آنها، به اعتیاد منتهی می شود، خستگی را به وجود می آورد و حالات افسردگی پنهان را وخیم تر می کند.

سالیانه بیش از 25 میلیون جعبه داروی ضدافسردگی و 75 میلیون جعبه آرامبخش در فرانسه به فروش می رسد و بدین ترتیب این کشور، همراه با جمهوری فدرال آلمان در راس مصرف کنندگان اروپایی این مواد قرار دارد. در فرانسه، بیش از یازده میلیون نفر که به علت اضطراب وافسردگی دیگر نمی توانند با تنیدگی زندگی روزمره مقابله کنند برای دستیابی به آرامش به این قرصها متوسل می شوند. این نکته یکبار دیگر، مساله هزینه انسانی کارآمدی جوامع صنعتی و انزوای افراد و خانواده هایی را که در این جوامع زندگی می کنند، مطرح می سازد؛ انسانهایی که فقدان ابستگی به ارزشهای مذهبی، فرهنگی و جز آن، آنها را از هر گونه تکیه گاه اجتماعی و روانشناختی محروم کرده است.

همه این درمانگریهای سنتی و جدید، در نهایت به خود- درمانگری منتهی می‌شوند (وقتی خواب آورها و آرامبخش ها برای نخستین بار توسط پزشک تجویز شدند، فرد شخصاً استفاده از آنها را ادامه می دهد) و نخستین خط دفاعی ضد تنیدگی افراد را تشکیل می دهند. اما وقتی که تشخیص وخیم تر است چه باید کرد؟

هنگامی که اراده فرد سست است یا وقتی که احساس ناتوانی می کند و غرور وی جریحه دار می شود و از آنچه به منزله ناتوانی می پندارد، احساس شرم می کند باید به متخصصان پزشکی و روان درمانگری متوسل شد. آخرین مجموعه تشخیصی و آماری انجمن روانپزشکی امریکا نیز علام اختلالهایی را که بروز آنها مشاوره بلافاصله را الزامی می سازد، تعیین کرده است: اختلالهای خلق و خو، از دست دادن رغبت یا لذت نسبت به تمامی فعالیتها و برنامه های معمول زندگی. اگر لااقل پنج نشانه از نشانه هایی که در پی می آیند، لااقل به مدت دو هفته به این علایم افزوده شوند، می توان به تشخیص یک افسردگی گسترده یا مهاد مبادرت کرد:

(استورا، 1377، ص147)

  • از دست دادن اشتها یا کم شدن معنادار وزن بدن یک رژیم غذایی و یا پرخوری و افزایش معنادار وزن.
  • بیخوابی یا فزون- خوابی تقریباً همه روزه.
  • فزون کنشی یا بیحالی (کندی روانی- حرکتی).
  • از دست دادن انرژی، احساس خستگی.
  • احساس عدم شایستگی یا گنهکاری مفرط و نامتناسب.
  • کاهش توانایی در فکر کردن یا در تمرکز ذهنی یا حالت بی تصمیمی.
  • افکار بازگشتی (راجعه) درباره مرگ یا خودکشی، وسوسه خودکشی و یا طرح معینی برای خودکشی.

و بالاخره باید به یک نشانه مرضی که توسط انستیتوی روان- تنی پاریس (دکتر مارتی) برجسته گردیده اشاره کنیم؛ نشانه ای که «افسردگی اصلی» نامیده شده و به محض بروز آن، توسل به یک درمانگری تخصصی الزامی است. منظور از افسردگی اصلی، نوعی افسردگی است که فرد در خلال آن، جنبه افسرده وار و رنج و فقدان توام با آنرا احساس نمی کند، فعالیتهای حرفه ای و ارتباطی خود را همچنان ادامه می دهد و از هیچ چیز شاکی نیست. اما اطرافیان وی شاهد یک رفتار خودکار و حیات زدایی شده هستند که نگرانی را بر می انگیزد. این افسردگی اصلی به عنوان علامت اعلام کننده یک حرکت از هم پاشیدگی روانی است که می توان به اختلالهای بدنی منتهی شود و ایجاد مانع و محدودیت در راه گسترش آن الزامی است.

(استورا، 1377، ص148)