پایان نامه – عصاره هیدروالکلی افتیمون و قارچ گانودرما بر لاین سلولی MCF7 سرطان پستان و لاین سلولVero اپی¬تلیالی

توجه کنید که عکس ها در سایت درج نمی شوند و فقط در فایل دانلودی وجود دارد

ارتباط نژادهای مختلف با سرطان پستان

زیست شناسی سرطان پستان در نژادهای مختلف باهم متفاوت است اگرچه بررسی سبب شناسی (Etiology) تفاوت­های قومی در سرطان پستان کار پیچیده­ای است، علت تفاوت بین نژادهای مختلف را می­توان در دودسته بررسی کرد: یکی علل اجتماعی – اقتصادی مثل میزان دسترسی به مراقبت­های بهداشتی، کیفیت مراقبت­ها و حمایت­های اجتماعی و دیگری علل فردی است مثل سابقه تولید مثل، استفاده از هورمون­های برون­زا (Exogen) ، رژیم غذایی، ورزش و میزان اضطراب که همگی موارد فوق روی سلول­ها اثر می­گذارند، افزایش میزان ابتلا به سرطان پستان در برخی نژادها به تقابل بین هر دو دسته این علل مرتبط است (ماسی و اولوپادا[1]، 2005). زنان سیاه پوست آمریکایی نسبت به سفیدپوستان در خطر کمتری برای ابتلا به سرطان پستان هستند ولی اگر مبتلا شوند پیش­آگهی ضعیف تری خواهند داشت که ممکن است به دلیل میزان بالاتر فقر در بین سیاه­پوستان و امکان بهره­برداری کمتر از مراقبت­های بهداشتی در آنان نیز باشد و ممکن است به دلیل عوامل بدی پیش­آگهی مثل درجه تمایز بالا و –ER باشد (رز و همکاران[2]، 2001).

دانلود متن کامل پایان نامه :

بررسی اثرات عصاره هیدروالکلی افتیمون و قارچ گانودرما بر لاین سلولی MCF7 سرطان پستان و لاین سلولVero اپی¬تلیالی کلیه در محیط کشت انتخابی

2-1-3- 2- علل و عوامل ژنتیکی

ژن جهش یافته P53 از پدر و مادر به فرزندان به ارث می­رسد که باعث ایجاد سندرمی به نام Li-Fraumeni می­شود که استعداد مبتلا شدن به سرطان­ها منجمله سرطان پستان را از سنین پایین خواهند داشت و البته این پدیده بسیار نادر است و فقط 100 خانواده با این جهش ارثی و سندرم متعاقب آن شناسایی شده­اند (لی و همکاران[3]،1998). از دیگر ژن­های سرکوب کننده تومور می­توان به ATM که باعث ابتلا به آتاکسی تلانژکتازی و سرطان پستان می­شود (سوئفت و همکاران[4]، 1997) (شکل2-3).

 

شکل (2-3) آتاکسی تلانژکتازی

 

 

 

همچنین می­توان به Cystatin و ARHI اشاره نمود که هر دو از رشته ژن­های سرکوب کننده تومور هستند وجود آنها در سرطان پستان پیش­آگهی ضعیف و طول عمر کوتاه­تری را برای بیمار رقم می­زند (زانگ و همکاران[5]، 2004). اگر یک ژن سرکوب کننده تومور که جهش یافته است در اسپرم پدر یا تخمک مادر وجود داشته باشد، این نقص ژنتیکی به فرزندان منتقل می­شود و این تشخیص که یک ژن جهش یافته سرکوب کننده تومور را به ارث برده است با یک پیام ایست کمتر از دیگران متولد شده است و در خطر گرفتار شدن به سرطان در سنین پایین­تر قرار می­گیرد (آدم و همکاران[6]، 2004). سرطان ارثی پستان تنها 10 – 5 درصد موارد این بیماری را شامل می­شود چرا که به ارث رسیدن یک ژن سرکوب کننده تومور که جهش یافته باشد واقعه نادری است که همیشه هم منجر به ایجاد سرطان نمی­شود (گرالو[7]، 2006). در سال 1993 نتایج مطالعاتی منتشر شد که بر وجود ژنی در کروموزوم 17 اشاره داشت که در برخی خانواده­ها با موارد متعدد سرطان پستان و تخمدان گذارش شده بود و دلیل بر وجود استعداد ژنتیکی ابتلا به این سرطان­ها بود (هال و همکاران[8]، 1990). تحقیقات بعدی در سال 1994 به کشف ژن BRCA1 منجر شد و یک سال بعد هم ژن مشابه دیگری در کروموزوم 13 کشف شد که تحت عنوان BRCA2 نامگذاری گردید که باعث افزایش استعداد ابتلا به سرطان پستان می­شود (وستر و همکاران[9]، 1994). جهش در ژن­های BRCA1 و BRCA2 در 10 – 5 درصد کل موارد سرطان پستان گذارش شده است، جهش در ژن BRCA1 در 40 درصد موارد سرطان پستان خانوادگی و جهش در ژن BRCA2 در 30 درصد این نوع از سرطان پستان دیده می­شود و خطر تجمعی ابتلا به سرطان پستان در حاملین جهش در ژن­های  BRCA1 یا BRCA2 بین 70 – 50 درصد است (کوچ و همکاران[10]، 1997). ژن جهش یافته BRCA1 و با احتمال کمتری ژن BRCA2 باعث افزایش استعداد فرد حامی به سرطان تخمدان نیز می­شود. جهش در ژن BRCA2  در سرطان پستان مردان بیشتر از BRCA1  دیده می­شود، حاملین ژن جهش یافته BRCA1 حتی اگر تومور آنها در مراحل اولیه تشخیص داده شود عاقبت وخیم تری نسبت به حاملین ژن BRCA2 دارند که احتمالا به دلیل تفاوت اساسی در ساختار زیستی توده پستانی در این گروه است که تحت تاثیر این دو ژن متفاوت تغییر پیدا کرده­اند به طوری که سرطان پستان در حاملین BRCA1 اغلب گرفتاری غدد لنفاوی زیر بغل (N+) در مراحل اولیه و ضعیف منفی گیرنده استروژنی (ER) و پروژسترونی (PR) همراه است (چپ من[11]، 2007) (شکل2-4).

شکل (2-4) جایگاه ژن های BRAC1 و BRAC2

 

 

 

BRCA1 و BRCA2 در روند ترمیم DNA نقش دارند و از سرکوب کننده تومور هستند (اسکولی و همکاران[12]، 1997). بر خلاف پروتواونکوژن­ها جهش در یک آلل از ژن برای تغییر در عملکرد ژن در تسریع رشد غیر قابل کنترل سلول کافی است، در مورد ژن­­های سرکوب کننده تومور حتما باید هر دو آلل ژن دچار جهش شده باشند که عملکرد ژن مختل گردد بنابراین وقتی یک ژن غیر طبیعی BRCA1 یا BRCA2 به فردی به ارث می­رسد هیچ بیماری حادث نمی­شود مگر اینکه ضربه دیگری به ماده ژنتیکی سلول وارد شود تا آلل دیگر هم دچار جهش شود و بیمار به سرطان پستان مبتلا گردد (لوندبرا و همکاران[13]، 1997). البته P53 یک ژن سرکوب کننده تومور غیر عادی است چرا که جهش تنها در یک آلل از ژن P53 برای اختلال در عملکرد آن کافی است (دور و همکاران[14]، 1997) (شکل2-5).

شکل (2-5) پروتئین P53

 

 

یکی از اهداف تقسیم بندی سرطان مهاجم پستان برقراری ارتباط بین زیست شناسی تومور و پیش­آگهی آن می­باشد به طور مثال وقتی سرطان پستان مدولاری کارسینوم باشد و سیتوکراتین­ها در آنها تظاهر پیدا کرده باشند این تومورها به احتمال زیاد P53, -ER, Her2 می­باشند و قویا مطرح کننده این است که این فرد حامل جهش در ژن BRCA1 می­باشد ( الستون[15]، 2005). این تفاوت­های ژنتیکی همچنین در بدخیم­ترین نوع سرطان پستان یعنی سرطان التهابی پستان (Inflamatory Breast Cancer) نیز گزارش شده است. به نظر می­رسد رفتار زیستی متفاوت این نوع از سرطان پستان با سایر انواع آن به علت نوع خاصی از ژن­هایی است که در سرطان التهابی پستان دچار فعالیت بیش از حد می­شوند و خصوصیات تهاجم بیشتر و پیش­آگهی ضعیف­تر را برای این بیماران رقم می­زنند (ون لاره وهمکاران[16]، 2007) (شکل 2-6).

شکل (2-6) سرطان التهابی پستان

 

 

بررسی اخیر حاکی از فعالیت یکی از گیرنده­های Chemokine به نام CXR4 ,CCR7 را به عنوان نشانگرهای زیستی مرتبط با قدرت متاستاز دهنده سرطان پستان معرفی کرده­اند. جالب است که این دو نوع گیرنده در سرطان التهابی پستان دچار فعالیت بیش از حد می­شوند و به نظر می­رسد توجیه کننده قسمتی از خصوصیات تهاجمی بالا در این نوع از سرطان پستان می­باشد که البته از همین خاصیت می­توان در جهت درمان این نوع از سرطان سود جست چرا که ممکن است با مهار این گیرنده­ها بتوان کمک شایانی به بهبود عاقبت این بیماران نمود (کابیوگلو و همکاران[17]، 2007).

[1] . Masi & Olopada

[2] . Rose, et al

[3] . Li, et al

[4] . Swift, et al

[5] . Zhang, et al

[6] . Adem, et al

[7] . Gralow

[8] . Hall, et al

[9] . Wooster, et al

[10] . Couch, et al

[11] . Chapman

[12] . Scully, et al

[13] . Lundbera, et al

[14] . Thor, et al

[15] . Elston

[16] . Van laere, et al

[17] . Cabioglu, et al