مزایای پیاده سازی سیستم مدیریت زنجیره تامین سبز

به  GSCM به عنوان بزرگ ترین چالش قرن 21 بنگرید، پیش بینی می شود در آینده نزدیک وجود دو کلمه «سبز» و «محیط زیست» در سیستم های مدیریت زنجیره تامین، یک عنصر رقابتی مهم به شمار می رود و کشور چین در این میان نقش عمده ای را بازی می کند(اسکات[1]، 2000).

شاید با بحث در مورد زنجیره تامین سبز به اذهان تنها ممانعت استفاده از مواد شیمیایی سمی و خطرناک یا کاهش انتشار آلاینده ها یا ضایعات به محیط زیست خطور کند. اگرچه این موارد مهم هستند اما اهمیت و مزایای مدیریت زنجیره تامین سبز محدود به کاهش مصرف مواد سمی و خطرناک یا کاهش آلاینده های مضر نمی شود. اصول مدیریت زنجیره تامین سبز می تواند برای تمام بخش های یک سازمان به کار گرفته شود و اثرات آن می تواند در تمام زمینه های ملموس و ناملموس گسترش یابد (استیولز[2]، 2002).

لینک خرید و دانلود پایان نامه :

شناسایی و ارزیابی مولفه های مدیریت زنجیره تامین سبز با رویکرد تصمیم گیری های چند معیاره فازی (مطالعه موردی: صنعت مواد غذایی)

تا کنون در جهان اقدامات بسیاری در تحقیق و توسعه محصولات زیست محیطی (دوست دار طبیعت) انجام گرفته که استفاده از مواد پرخطر را محدود کرده است، و مدیریت زنجیره تامین سبز به عنوان یک استراتژی برای شرکت های پیشگام مثل Dell، HP، SONY، IBM و غیره می باشد. این پدیده بر این مفهوم دلالت دارد که شرکت ها در حال حاضر این مسئله را درک نموده اند که آگاهی محیطی می تواند یک منبع برای مزایای رقابتی آنها باشد. مدیریت زنجیره تامین سبز همچنین می تواند کارایی و همکاری را میان شرکای کاری و شرکت های رهبر افزایش دهد و به افزایش کارکرد محیطی، کاهش ضایعات و صرفه جویی در هزینه کمک کند (هو و هسو[3]، 2010). مدیریت زنجیره تامین که تمام فعالیت های مرتبط با تبدیل جریان کالا از مرحله ماده خام تا تحویل به مصرف کنندگاه نهایی را به موازات جریان اطلاعات در سرتاسر زنجیره تامین در بر می گیرد، تاثیر مهمی بر محیط زیست دارد. پرداختن به مدیریت زنجیره تامین سبز به دلایل زیر دارای اهمیت است (چینی فروش و شیخ زاده، 1389):

  • ایجاد مطلوبیت و رضایتمندی از نظر زیست محیطی در سراسر زنجیره تامین و دستیابی به بازار جدید از طریق عرضه محصولات سازگار با محیط زیست.
  • کاهش هزینه از طریق صرفه جویی در منابع، هزینه سوخت، تعداد ساعت کارگران، حذف ضایعات و بهبود بهره وری.
  • بهره مندی از مزایای رقابتی از طریق خلق ارزش برای مشتریان و رضایت مندی و وفاداری مشتریان نسبت به محصولات و نهایتاً افزایش سود آوری بنگاه.

از دیدگاه استیولز (2002) می توان مزایای انطباق با مدیریت زنجیره تامین سبز را به سه دسته مادی، غیر مادی و احساسی تقسیم کرد:

مزایای مادی: مدیریت زنجیره تامین سبز به کاهش هزینه های تامین کنندگان، تولید کنندگان و مشتریان کمک می کند و به کاهش مصرف انرژی و منابع در جامعه منجر می شود.

مزایای غیر مادی: مدیریت زنجیره تامین سبز می تواند سهولت دستیابی برای تولید کنندگان و رضایت مشتریان و ارضای بهتر نیازهای اجتماعی را موجب می شود.

مزایای احساسی: مدیریت زنجیره تامین سبز به ترغیب سهامداران و ذینفعان نسبت به محیط زیست، تصویر بهتر برای تامین کنندگان و تولید کنندگان، احساس بهتر و ارتقای کیفیت زندگی برای مشتریان و وادار کردن صنایع برای قبول مسئولیت در برابر جامعه کمک می کند.

همچنین حاجی میرزا (1390) بیان می نماید که: به منظور بدست آوردن بیشترین سود از مدیریت محیط زیست شرکت ها باید به ایجاد مجموعه ای از تمامی اعضای زنجیره تامین بپردازند. زنجیره تامین سبز به عنوان راهی است که به شرکت ها برای دست یافتن به سود بیشتر و سهم بیشتر بازار با هدف کاهش اثرات زیست محیطی و افزایش کارایی زیست محیطی کمک شایانی    می کند.

همچنین از دیگاه دوبر اسمیت[4] (2005)، ده دلیل که شرکت ها باید رویکرد سبز و انطباق با مدیریت زنجیره تامین سبز را بپذیرند عبارتند از:

1-پایداری منابع، 2-کاهش هزینه ها، 3-افزایش بهره وری، 4-کسب مزیت رقابتی، 5-انطباق با قوانین، 6-کاهش ریسک، 7-کسب شهرت، 8-بازگست سرمایه، 9-دل گرمی کارکنان و                  10-الزامات اخلاقی

ایمانی و احمدی (1388)، در این زمینه عقیده دارند که مدیران در زنجیره تامین سبز علاوه بر حداقل سازی هزینه های معمول زنجیره تامین (هزینه سفارش، هزینه موجودی کالا و غیره)، در راستای پاسخگویی به مسئولیت اجتماعی سازمان و ارتقا بهره وری به دنبال حداقل کردن هزینه های اجتماعی هستند. تا از این طریق به خلق ارزش و ارضای نیازهای مشتریان، مخصوصاً مشتریان مطلع و حامی محیط زیست پرداخته و از اصلاح یا ایجاد تقاضای جدید، دستیابی به بخش های جدیدی از بازار و تغییرات در هزینه ها با دستیابی به شیوه های جدید تولید محصول به عنوان منابع عمده نوآوری بهره مند شوند. که این امر در نهایت مزیت رقابتی را برای سازمان به همراه خواهد داشت.

همچنین به تجربه کشورهای دیگر و مزایای ناشی از آن اشاره کرد. برای مثال مزایای ناشی از بکارگیری مدیریت زنجیره تامین سبز در کشورهای جنوب شرق آسیا: افزایش کارایی، بهبود        بهره وری، ایجاد بازارهای جدید، کاهش هزینه ها، کاهش آلاینده ها، بهبود وجه عمومی سازمان، افزایش تعهد و مسئولیت اجتماعی سازمان (راو[5]، 2002).

مزایای کسب شده در اثر بکارگیری مدیریت زنجیره تامین سبز در صنایع کشور هند عبارتند از: بهینه سازی مصرف انرژی، کاهش مواد پسماند، کاهش هزینه ها، حفظ منابع طبیعی، بهبود کیفیت زندگی، ایجاد محیط زیست بهتر و پایدار برای نسل های آینده (آریف[6] و همکاران، 2009).

[1] Skjoett

[2] Stevels

[3] Hu and Hsu

[4] Duber-Smith

[5] Rao

[6] Arif