پژوهش (پایان نامه) : مشخصه های سلامت روان – رابطه جهت گیری مذهبی و ابعاد شخصیت با سلامت روان در بین معلمان زن مقطع ابتدایی

زنان نیمی از پیکره جهان را تشکیل می دهند و نیمی دیگر توسط آنان بزرگ می شوند ، از آنجایی که زنان جزء لاینفک تمامی بخشهای جامعه هستند، نقش آنان در جامعه آنها را در معرض خطر بیشتر ابتلا به مشکلات روانی قرار می دهد. زنان بار مسئولیت های مرتبط با نقش های همسری ، مادری و مراقبت از دیگران را بر عهده دارند. مسئولیت های زنان در نقش های چندگانه می تواند سلامت ایشان را به خطر بیندازد. (خسروی و همکاران، 1386). در جوامعی که زنان علاوه بر کار در منزل برای کسب درآمد در خارج از منزل نیز فعالیت می کنند این فشار مضاعف نقش ها ممکن است  آنها را به لحاظ جسمی و روحی دچار مشکل کند. در حالی که سلامت روان در زنان موجب شادی و نشاط و بالا رفتن حس اعتماد به نفس در آنان می شود، فقدان آن اضطراب ، استرس ، دلهره و نا امیدی از زندگی را به همراه خواهد داشت. ( صادقی و همکاران  ،1390)

مشخصه های سلامت روان

روان شناسان مشخصه های ذیل را برای شناخت فرد سالم از نظر روانی ذکر کرده اند :

1- فرد سالم از نظر روانی هیچ گونه درگیری درونی ندارد و با خود در ستیز نیست.

2- سازگار است، یعنی می تواند با محیط اطراف خود کنار آید. او انتقاد پذیر بوده و به آسانی رنجیده نمی شود.

3- به دنبال هویت است.

4- عزت نفس بالایی دارد.

5- خود را، یعنی نیازها، مشکلات و اهدافش را می شناسد. (خود واقع بینی دارد)

6- به خوبی قادر است خود را کنترل کند و توازن منطقی و عاطفی برقرار کند.

7- با مشکلات روبرو شده و سعی می کند به طور معقولی آنها را حل کند، یعنی با تنش ها و هیجان ها دست و پنجه نرم کند.(برزن و همکاران، 1391)

دیدگاه های مرتبط با سلامت روان

دیدگاه روان تحلیلی

دیدگاه روان تحلیلی یا روانکاوی معتقد است که شخصیت فرد از سه عنصر تشکیل شده است: نهاد، من و فرامن. بنابراین ، بر اساس نظر صاحبنظران مکتب روانکاوی سلامت روانی زمانی تضمین می شود که «من» با واقعیت سازگار شود و همچنین تکانشهای غریزی نهاد به کنترل در آید( گنجی ، 1379).

فروید[1] صاحب نظر دیدگاه روان تحلیلی، سلامت روان را از یک طرف نتیجه تعادل بین سه عنصر نهاد، من و من برتر و از طرفی نتیجه تعادل بین سطوح خود آگاه و ناخود آگاه می داند . وی معتقد است که شخص سالم از نظر روانی دو ویژگی اساسی دارد:

1- می تواند دوست بدارد و دوست داشته شود.

2- می خواهد و می تواند کار کند ( شعاری نژاد ، 1371)

از نظر او ، کم تر انسانی متعارف به حساب می آید و هر فرد به نحوی غیر متعارف است. هسته ی اصلی حالت های روان نژندی یا نوروتیک ، اضطراب است و اضطراب مرحله ی اول نوروز است. هدف از روان درمانی در روان کاوی ، ایجاد سلامت روانی است. سلامت روانی دارای دو جنبه است: یکی سازگاری با محیط بیرونی ، و دیگری سازش با محیط درونی. در نظر فروید، تعامل و تعارض پویای سه ساخت «نهاد»[2] ، «من» [3] و «فرامن» [4] تعیین کننده ی رفتار است و فردی از نظر روانی سالم است که بین سه سطح شخصیت وی تعادل بر قرار باشد (شفیع آبادی ، 1375) .

یکی از شاهکارهای فروید، که ما را در شناخت رفتار انسان و در نتیجه شخصیت او راهنمایی می کند و آموزش آن می تواند به ارتقای سلامت روان یاری رساند، مکانیسم های روانی یا دفاعی [5] است . گرچه این ساز و کار ها از نظر سلامت فکر ، منطقی نیستند و جنبه ی فریب و گول زدن را دارند ولی چون به بیمار فرصت می دهند که بتواند به طور منطقی با مشکلاتش مواجه شود، مفیدند. همه ی ما از این مکانیسم ها به نحوی و تقریباً همیشه استفاده می کنیم . استفاده از مکانیسم های یاد شده زمانی جنبه ی مرضی به خود می گیرند که به طور مکرر و دائماً از آن ها استفاده شود و سبب جدایی از واقعیت گردند؛ در این حال ما با یک بیمار روانی سرو کار خواهیم داشت .(میلانی فر، 1374). به نظر فروید، انسان های سالم بیشتر از مکانیسم های دفاعی  نوع دوستی [6]، شوخ طبعی [7] ، پارسایی و ریاضت [8] ، و والایش [9] استفاده می کنند. ( خدارحیمی، 1374)

به نظر هورنای[10] دیگر صاحب نظر مکتب روانکاوی انسان برخوردار از سلامت روانی دارای ویژگی های زیر است:

  • احساس امنیت می کند از این رو فاقد پرخاشگری و خود شیفتگی است.
  • به دلیل آگاهی از خود واقعی و استعداد بالقوه خویش تسلیم محض محیط اجتماعی و فرهنگی نیست بلکه ابتکار و شخصیت خودش را برعهده دارد و خود شناسی و کوشش برای تحقق استعدادهای فطری و ذاتی وظیفه ی اخلاقی و امتیاز معنوی شخصیت سالم است و هدف او کمال است.
  • انسان سالم خود آگاهی دارد و از خود واقعی و استعدادهایش کم و بیش آگاه است، از این رو به دیگران وابستگی ندارد و بسیاری از مشکلات زندگی خود را حل می کند ( خدارحیمی، 1374).

آدلر[11] (1912) نیز معتقد است زندگی بودن نیست بلکه شدن است . آدلر به انتخاب مسئولیت ها و معناداری مفاهیم در شیوه های زندگی اعتقاد دارد و شیوه زندگی افراد را متفاوت می داند. محرک اصلی رفتار بشر، هدف ها و انتظار او از آینده است.

فرد سالم به اعتقاد آدلر از مفاهیم و اهداف خودش آگاهی دارد و عملکرد او مبتنی بر حیله و بهانه نیست . او جذاب و شاداب است و روابط اجتماعی سازنده و مثبتی با دیگران دارد. روابط خانوادگی سالم و مطلوب دارد. فرد سالم در زندگی هدفمند و غایت مدار است (گنجی، 1379).

[1] Freud

[2] Id

[3] Ego

[4] Super ego

[5] Defense mechanisms

[6] Altruism

[7] Humor

[8] Acsetisism

[9] Sublimation

[10] Horney

[11] Adler