منابع مقاله درمورد سقط جنین، امام صادق، ادله قرآنی

آیاتی که بشر را از کشتن فرزندان خود به علت ترس از فقر به شدت نهی کرده و آن را از گناهان بزرگ و خطایی نابخشودنی معرفی کرده است. مانند “وَ لا تَقتُلوا اَولادَکُم مِن اِملاقٍ نَحنُ نَرزُقُکُم وَ اِیّاهُم …”93 و “وَ لا تَقتُلوا اَولادَکُم خَشیَةَ اِملاقٍ نَحنُ نَرزُقُهُم وَ اِیّاکُم اِنَّ قَتلَهُم کانَ خِطاءً کَبیراً”94 و در آیه دیگر کشتن اولاد، سفاهت و نادانی و خسارت بزرگ معرفی شده است “قَد خَسِرَ الَّذینَ قَتَلوا اَولادَهُم سَفَهاً بِغَیرِ عِلمٍ وَ حَرَّموا ما رَزَقَهُمُ اللهُ افتِرآءً عَلَی اللهِ قَد ضَلّوا وَ ما کانُوا مُهتَدینَ”95
با توجه به آیات مذکور گفته شده فرزندکُشی مشرکان گناهان بیشماری را به دنبال داشته است. از جمله این گناهان می توان به مواردی مانند کشتن نفوس بی گناه، سوء ظن به رزاقیت خداوند و در نهایت دخالت آدمی در اموری که مربوط به شئون الهی است، اشاره کرد.
از این رو کسانی که به وسیله سقط جنین در مقام تحدید نسل برآمده اند، مرتکب تمام این گناهان یا بعضی از آنها شده اند. و کسانی هم که به وسیله پیشگیری از بارداری ـ بدون سقط جنین ـ به این کار اقدام نمایند، گناه سوء ظن به خداوند و دخالت در شئون الهی را مرتکب شده اند و اینها جملگی گمراهی و دشمنی آشکار است.96
طبق نظر طرفداران کثرت جمعیت، از آنجا که تحدید و کنترل جمعیت منجر به سوء ظن به رزاقیت خداوند می گردد از این رو این دسته از آیات همگی نشان از موافقت اسلام با افزایش جمعیت مسلمانان داشته و مدعای ایشان را اثبات می نماید. پس از بیان ادله قرآنی نوبت آن است تا به دلایل روایی نیز در این زمینه پرداخته شود.
2-2)روایات
دومین منبع برای تحصیل حکم تکثیر جمعیت، روایات وارد شده در این مسئله می باشد. زیرا که در بین منابع فقهی بعد از قرآن کریم، سنت به عنوان مهمترین مرجع برای استخراج احکام الهی قرار دارد. این روایات از دو دیدگاه قابل بررسی می باشند که در ادامه به چند نمونه از روایات هر بخش، اشاره می شود.
2-2-1)روایاتی که بر انتخاب زن ولود دلالت می کنند
احادیث فراوانی در منابع روایی شیعه و اهل سنت وجود دارد که در آنها به ازدواج با زنان ولود توصیه و تاکید شده است. در ابتدا به روایاتی که در این خصوص در کتب روایی شیعه وارد شده است اشاره می شود. آنگاه این روایات از حیث سند و دلالت مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
2-2-1-1)روایات شیعه
الف) جابربن عبدالله می گوید:
“إبن مَحبوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي حَمْزَة عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ كُنَّا عِنْدَ النَّبِيِّ فَقَالَ إِنَّ خَيْرَ نِسَائِكُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفِيفَةُ…”97
“جابر بن عبدالله انصاری روایت کرده که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: بهترین زنان شما کسی است که زیاد بچه بزاید و شوهرش را دوست داشته باشد و با عفت باشد…”
روایت مزبور از جهت اعتبار، صحیح و عالی السند98 است. آنچه در عبارات حدیث مورد استشهاد قرار می گیرد کلمه “الولود” است که به معنای “کثیر الولاده” گرفته شده است. البته شایان ذکر است که “ولود” در دو معنا به کار گرفته می شود: 1- زایا بودن زن، یعنی قدرت و استعداد بر بچه دار شدن و 2-کسی که صاحب فرزند زیاد می شود.
هر چند شیوع لفظ “ولود” در معنای اول بیشتر است، اما ظاهراً به قرینه ذیل روایات دیگر ـ که در آنها علاوه بر لفظ “ولود” تعبیر به “مکاثر بکم الامم” آورده شده است ـ با توجه به اینکه مکاثر را در معنای کثرت گرفته اند، معنای دوم از سوی طرفداران افزایش جمعیت اخذ شده است.99
ب) در روایت صحیح، امام باقر (علیه السلام) از قول پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرمایند:
“الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ تَزَوَّجُوا بِكْراً وَلُوداً وَ لَا تَزَوَّجُوا حَسْنَاءَ جَمِيلَةً عَاقِراً فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ”100
“امام باقر (علیه السلام) از قول رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: با دختر باکره ای که فرزند زیاد می آورد، ازدواج کنید و با زن زیبای نازا ازدواج نکنید، زیرا من به فزونی جمعیت شما در روز قیامت مباهات می کنم.”
روایت مذکور از حیث سند صحیح می باشد و راویان آن همگی ثقه هستند و سلسله سند آن در جمیع مراتب به معصوم (علیه السلام) متصل می باشد. بنابراین طرفداران کثرت جمعیت با برداشتی که خودشان از الفاظ حدیث داشته اند چنین نتیجه گرفته اند که تشویق به ازدواج با “ولود” و بیان علتی که برای آن ذکر شده (مباهات به فزونی جمعیت) دلالت بر مطلوبیت فرزند زیاد دارد.
ج) امام رضا (علیه السلام) نیز در این باره می فرمایند:
“عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَعِيدٍ الرَّقِّيِّ قَالَ حَدَّثَنِي سُلَيْمَانُ بْنُ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِيُّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِرَجُلٍ تَزَوَّجْهَا سَوْءَاءَ وَلُوداً وَ لَا تَزَوَّجْهَا حَسْنَاءَ عَاقِراً فَإِنِّي مُبَاهٍ بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَ وَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْوِلْدَانَ تَحْتَ الْعَرْشِ يَسْتَغْفِرُونَ لآِبَائِهِمْ يَحْضُنُهُمْ إِبْرَاهِيمُ وَ تُرَبِّيهِمْ سَارَةُ فِي جَبَلٍ مِنْ مِسْكٍ وَ عَنْبَرٍ وَ زَعْفَرَانٍ”101
“از امام رضا (علیه السلام) نقل شده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در خطاب به مردی فرمودند: با زن زشت صورت در صورتی که بچه زا باشد، ازدواج کن و با زن زیبای نازا ازدواج مکن. زیرا که من در روز قیامت به شما امت بر سایر امت ها افتخار می کنم. مگر نمی دانی که فرزندان در زیر عرش خدا برای پدرانشان از خداوند طلب غفران می نمایند. ابراهیم (علیه السلام) آن ها را در دامان خود می پرورد و ساره همسر او، آن ها را در کوهی که همه اش از مشک و عنبر و زعفران است تربیت می کن.”
این حدیث نیز از حیث سند صحیح است و از حیث دلالت رجحان زن ولود بر زن زیباروی غیر ولود را بیان می دارد. یعنی اگر امر دائر بین ولود بودن و زیبا بودن زن غیر ولود باشد، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ولود بودن را ترجیح می دهند.102
2-2-1-2)روایات اهل سنت
الف) معقل بن یسار می گوید:
“جاءَ رَجُلٌُ اِلیَ النَّبی فَقالَ: اِنّی أصبتُ امرَأة ذاتَ حَسب وَ جَمال وَ انّها لا تَلِد أفَأتزَوَجها؟ قالَ: لا، ثُمَّ اتاهُ الثانیة فَنَهاهُ ثُمَّ اتاهُ الثالثة فَقالَ: ‏تَزَوَّجُوا الوَدود الوَلُوداً فَإِنِّي مُکاثرٌ بِكُمُ الْأُمَمَ”103
“مردی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: همانا من با زن دارای شرافت و زیبایی برخورد نموده ام در حالیکه او نازاست آیا با او ازدواج نمایم؟ فرمودند: نه، سپس برای بار دوم آمد پس آن حضرت او را از این امر بازداشتند. سپس برای بار سوم آمد پس فرمودند: با زن مهربان زاینده ازدواج کن، همانا من به کثرت شما امت مباهات می کنم.”
این روایت در مستدرک حاکم به تقدیم “الولود” بر “الودود” ذکر شده و او آن را صحیح الاسناد دانسته است.104 مورد استشهاد نیز همانند احادیث سابق، ذیل روایت است که در آن بر ازدواج با زن ولود تاکید شده و دلیل آن هم مباهات پیامبر (صلی الله علیه و آله) به امت خویش ذکر شده است.
نتیجه آن که با توجه به احادیث فوق الذکر گفته شده، افزایش کمّی مسلمانان مورد عنایت و توجه پیامبر (صلی الله علیه و آله) بوده است. و موضوعیتی که این روایات دارند دال بر آن است که هر چند زن، دارای صفات نیکو از حیث نسب و حسب باشد، اما به علت عقیم بودن از ازدواج با وی نهی شده است.
ب) ابن عباس می گوید:
“خَرَجَ عَلَینا النَّبی یَوماً فَقالَ: عَرَضتُ عَلَیَّ الاُمَم فَجَعَلَ یَمُرُّ النَّبی مَعَهُ الَرجُل وَ النَّبی مَعَهُ الرَجلان، وَ النَّبی مَعَهُ الرَهط، وَ النَّبی لَیسَ مَعَهُ أحَدٌ وَرأیتُ سَواداً کَثیراً سَدّ الاُفُق، فَرَجوتُ أن تَکُونَ أمَّتی فَقیلَ هَذا مُوسی وَ قَومَهُ ثَمَّ قیلَ لی: اُنظُر فَرَأیتُ سَواداً کَثیراً سَدّ الافُق فَقیلَ لی: اُنظُر هکذا وَ هکذا، فَرَأیتُ سَواداً کَثیراً سَدّ الافُق فَقیلَ لی: هولاءِ أمَّتُکَ وَ مَعَ هولاء سَبعُونَ ألفاً یَدخُلُونَ الجَنَّة بِغَیر حِساب…”105
“روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر ما وارد شدند پس فرمودند: امت های مختلف بر من عرضه شدند. این در حالی بود که پیامبری می گذشت و با او یک مرد بود و پیامبری با او دو مرد و پیامبری با او گروهی بودند و پیامبری که کسی با او نبود و سیاهی زیادی را دیدم که افق را فراگرفته بود پس امید داشتم که آن ها امت من باشند. پس گفته شد که این ها موسی (علیه السلام) و قوم اویند. پس به من گفته شد: نگاه کن! پس سیاهی زیادی را دیدم که افق را فراگرفته بود، پس به من گفته شد: این چنین و این چنین نگاه کن! پس سیاهی زیادی را دیدم که افق را فراگرفته بود.پس به من گفته شد: اینان امت تو هستند و با آن ها هفتاد هزار نفر هستند که بدون حساب به بهشت وارد می شوند…”
طرفداران کثرت جمعیت معتقدند، بیان چنین تعدادی از امت پیامبر (صلی الله علیه و آله) دلالت بر آن دارد که هر چه تعداد امت اسلام بیشتر باشد مباهات حضرت نیز بیشتر خواهد بود.106 پس مستفاد از روایت آن است که تحقق این مباهات، جز از طریق افزایش نسل مسلمانان امکان پذیر نیست. زیرا طبق این روایت، مباهات ایشان مباهات عددی است و افزایش جمعیت مسلمانان مطلوب شارع است چرا که ازدیاد افراد نقش اساسی در عظمت و شأن امت اسلامی دارد.
در حالیکه کاهش نسل مسلمانان نیز موجب خواری آنان می شود و این امر هیچ گاه مورد رضایت و مطلوب شارع نیست. فلذا در این مورد مخالفان کنترل جمعیت به فهم بزرگان اهل سنت ـ که از این روایت استفاده کثرت عددی نموده اند ـ تمسک می جویند.107
2-2-2)روایاتی که به خاطر محبوب بودن آوردن فرزند فراوان، امر به ازدواج می کنند
در بررسی کتب روایی به دسته ای از روایات برخورد می کنیم که در آنها به دلیل مطلوبیت داشتن اولاد زیاد، امر به ازدواج کرده اند. از این رو این دسته از روایات نیز قابل بحث می باشند.
2-2-2-1)راوایات شیعه
الف) امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:
“عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى بْنِ أَعْيَنَ مَوْلَى آلِ سَامٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ تَزَوَّجُوا الْأَبْكَارَ فَإِنَّهُنَّ أَطْيَبُ شَيْ‏ءٍ أَفْوَاهاً وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ وَ أَنْشَفُهُ أَرْحَاماً وَ أَدَرُّ شَيْ‏ءٍ أَخْلَافاً وَ أَفْتَحُ شَيْ‏ءٍ أَرْحَاماً أَمَا عَلِمْتُمْ أَنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ- يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى بِالسِّقْط”108
“امام صادق (علیه السلام) از قول پ یامبر اکرم (صالی الله علیه و آله) فرمودند: با دختران باکره ازدواج کنید. زیرا دهانشان خوشبوتر و رحمهایشان خشک تر بوده و پستانهایشان از شیر سرشار است و رحم هایشان برای قبول نطفه و تربیت جنین آماده تر است. آیا نمی دانید که من به شما امت در روز قیامت بر سایر امت ها افتخار می کنم. حتی به جنینی که سقط شده باشد.”
طرفدارن افزایش جمعیت از این روایت استفاده نموده و گفته اند.109 طبق این روایت فرزند بیشتر داشتن در نظر رسول خدا بسیار پسندیده است. زیرا اولاً تاکید می کنند که با دختران باکره ازدواج کنید و سپس تعلیل می آورند به این که رحم آنها برای قبول نطفه و تربیت جنین آماده تر است و ثانیاً ایشان به سبب زیاد بودن افراد قومشان در قیامت ـ حتی جنینی که سقط شده ـ به سایر امت ها افتخار می کنند.
ب) امام علی(علیه السلام) در این باره فرموده اند:
“مَنْ كَانَ يُحِبُّ أَنْ يَتَّبِعَ سُنَّتِي فَلْيَتَزَوَّجْ فَإِنَّ مِنْ سُنَّتِيَ‏ التَّزْوِيجَ وَ اطْلُبُوا]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *