منبع تحقیق با موضوع حمایت اجتماعی-خرید فایل-فروش و دانلود فایل

دانلود پایان نامه

د گروه ها و طبقات و قشرهای اجتماعی به نحو یکسانی بروز نمیکند. در جامعهای که دستخوش تغییرات سریع است نهادهای اجتماعی موجه با دگرگونیهایی میشود. تغییرات اجتماعی نه فقط روابط و نقشها را در خانه متحول میسازد، بلکه محل کار و همسایگی فرد را نیز دگرگون میکند و این دگرگونیها میتواند سلامت اعضاء جامعه را با خطرهایی مواجه سازد (محسنی، 1388: 141).
در میان بنیادهای خانوادگی مرتبط با مسائل بهداشتی، ساخت و روابط خانوادگی از اهمیت ویژهای برخوردار است. ازدواج که منشأ تشکیل خانواده است، نتایج غیرقابل تردیدی در نحوه تطابق اعضاء آن از نظر روابط زن و شوهر و نیز روابط آنان با فرزندان دارد. ماهیت روابط زن و شوهری که بر اساس آن مراقبت از کودک و کارهای خانه میان زن و شوهر تقسیم میشود، به نحو بنیادی نقش جنس را مشخص میکند (محسنی، 1388: 142).
ازدواجهای خانوادگی و یا همخون عامل پارهای از نارساییها در کودکان شناخته میشود. به عنوان مثال، بررسیهای انجام شده نشان میدهد که در ازدواجهای افراد خویشاوند عامل انتقال بیش از 80% بیماریهای ارثی و ژنتیکی است (قطبی، 1387: 145).
به طور کلی نقش خانواده را از نظر امکان دخالت آن در بروز بیماریها میتوانیم در چهاردسته موردتوجه قرار دهیم.
1- میزان سازگاری و کیفیت روابط عاطفی زن و شوهر و دیگر افرادی که هسته اصلی خانواده را تشکیل میدهند.
2- نقش آموزشی خانواده و اهمیت آن در رشد شخصیت.
3- روابط عاطفی فرزند و خانواده
4- مسائل روانی – تنی ناشی از زندگی خانوادگی.
در هر یک از جنبههای بالا مسایل مختلفی وجود دارد که بر شخصیت کودک مؤثر است (محسنی، 1388: 143).
ارتباط والدین و نحوه رفتار و برخورد با اطفال ، به خصوص در مواقع بروز ناراحتیها و بیمارهای مختلف، از نظر مشکلات روانی – اجتماعی بعدی آن، اهمیت کامل دارد، من جمله:
1- یافتن صحیحترین طریقه درمان کودک.
2- مراقبتهای والدین و پرستار از اطفال.
3- روابط کودک بیمار با مدرسه و محیط تحصیلی و مشکلاتی که در این زمینه ممکن است ایجاد شود.
4- عکس العمل کودک بیمار در ارتباط با بیمارستان.
5- روابط اجتماعی و روانی کودک بیمار و خانواده (محسنی، 1388: 144).
جامعهشناسان کارکردهای متعددی برای خانواده درنظر گرفتهاند از جمله: تولید مثل، اجتماعی شدن یا جامعه پذیری، تنظیم روابط جنسی، عاطفه و همراهی، پایگاه اجتماعی و محافظت روانی از اعضاء خانواده، کاهش و از میان بردن تنشها و همچنین خانهداری و گذران اوقات فراغت تأکید شده است (اعزازی، 1387: 169).
لذا با توجه به مطالب فوقالذکر و نقش و جایگاه خانواده در محافظت روانی اعضاء آن در این پژوهش به برخی از پیامدهای بیماری پیکییو در خانواده و بیماران در ابعاد اجتماعی – روانی و اقتصادی از جمله طبقهی اجتماعی، حمایت اجتماعی، استرس و اضطراب ناشی از بیماری، طولانی بودن بیماری (مزمن بودن) و نگرانی از آینده بیمار و امر پیشگیری و مفهوم آن خواهیم پرداخت.

2-3-2-طبقهی اجتماعی
از قرن نوزدهم، طبقه اجتماعی برمبنای روابط اجتماعی مورد توجه قرار گرفت. تئوریهای کارل مارکس و ماکس وبر از اقتصاد و موقعیت اجتماعی مبنای تحلیلهای اجتماعی جوامع صنعتی قرار گرفت.
از نظر مارکس، خصلت اقتصادی طبقات و تضاد بین آنها تعیینکنندهی روابط سیاسی جامعه است. و از نظر وبر طبقهی اجتماعی گروههایی هستند که دارای موقعیت اقتصادی و اجتماعی مشابه بوده، از شانسهای برابر برای تحرک اجتماعی برخوردارند. (کیوان آرا، 1386 : 154).
به هر حال، طبقهی اجتماعی به بخشی از جامعه اطلاق میگردد که به لحاظ ارزشهای مشترک، منزلت اجتماعی و میزان ثروت و دیگر داراییهای شخصی و نیز آداب و معاشرت با دیگر بخشهای همان جامعه متفاوت باشد.
ارتباط بین طبقه اجتماعی ، بیماری از این جهت قابل طرح است که در طبقات مختلف اجتماعی رفتارها و نحوه عکسالعملهای فردی به هنگام بیماری متفاوت است. در یک جامعه هر چه وارد طبقات اجتماعی پایینتر شویم، امید به زندگی کوتاهتر و اکثر بیماریها شایعتر میشوند(محسنی ، 1388: 125). در این راستا «روزن بلات» و «ساچمن» در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدهاند که کارگران که به کارهای یدی اشتغال دارند نقش «بیمار» را با اکراه و تنفر پذیرا میشوند(همان منبع). لازم به ذکر است که شرایط ضعیف اقتصادی در طول زندگی بر سلامتی تأثیرگذار است. افرادی که در طبقات پایین اجتماعی قرار گرفتهاند حداقل دو برابر افرادی که در طبقات بالاتر هستند دچار بیماری جدی و مرگ زودرس میشوند. حتی در میان طیف کارکنان اداری، آن دسته از طبقه پایینتری برخوردارند بیشتر از کارکنان طبقه بالاتر از بیماری رنج بردهاند (همان منبع).
درک بیماری در طبقات گوناگون اجتماعی متفاوت است تا جایی که این طبقهبندی در سه دسته بیان شده است (محسنی، 1388: 195). طبقه اول: شامل افراد موفق و برخوردار از تأمین اقتصادی ـ مالی و دارای درجات دانشگاهی یا اعتبار شغلی بالا بودهاند مانند بانکداران، پزشکان، وکلا، مدیران کارخانه ها
طبقه دوم: افرادی که دارای مهارتهای حرفهای و دارای درآمد کافی بودهاند مانند معلم، پرستار، پلیس و فروشندگان حرفهای .
طبقه سوم: افرادی بودهاند که کار آنان تابع نوسات تقاضا بوده و محل سکونت آنها اجارهای و دارای تحرک زیاد بودهاند.
در طبقه اول علائم بیماری دارای اهمیت فراوان است و 75% از این عده در مورد بی اشتهایی، درد کمر به پزشک و یا درمانگاه مراجعه کردهاند. در طبقه دوم علائم ضعیفتری از مشخصههای بیماری گزارش شده است و مراجعه آنان به پزشک و درمانگاه 50% گزارش شده بود. درطبقه سوم نوعی بیتفاوتی نسبت به علائم بیماری مشاهده شده است(محسنی، 1388: 195).
در تحقیق فوق علل مادی و روانی ـ اجتماعی از قبیل سرمایه کم خانواده، تحصیلات پایین، شغل نا مطمئن، زندگی در خانه های نامناسب در ایجاد این تفاتها سهم دارند که در نهایت اثرات آنها منجر به بروز بیماریهای و مرگ زودرس میگردند. پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی افراد که مفهومی گسترده از طبقات اجتماعی دارد و به طیف وسیعی از عوامل مانند شغلی ، سطح درآمد، تحصیلات ، محل سکونت، قدرت و موقعیتهای اجتماعی اشاره دارد. لذا ملاحظه میشود که وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی تعیینکنندهی قدرت خرید، استاندارد زندگی، کیفیت زندگی، بعد خانواده و الگوهای بیماری و رفتار انحرافی در جامعه است. وضعیت اقتصادی عامل مهمی در جستجو و رسیدن مردم .به خدمات رفاهی ـ بهداشتی است.

جدول 2-1- وضعیت برخی از شاخصهای بهداشتی و اقتصادی اجتماعی در جهان
عنوان
کشورهای توسعه نیافته
کشورهای در حال توسعه
کشورهای پیشرفته
امید به زندگی در بدو تولد
45
60
72
میزان مرگ و میر کودکان کمتر از یکسال به ازای هزار تولد زنده
160
94
19
میزان مرک و میر کودکان 4-1 ساله

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

30
20
1
منبع: سازمان بهداشت جهانی 2000
2-3-3- حمایت اجتماعی
جامعهشناسان بر این باورند که سلامتی و بیماری، صرفاً واقعیاتی زیستشناختی نیستند، بلکه به طور همزمان دارای ابعاد و ماهیت اجتماعی نیز میباشند. عوامل اجتماعی ، همانگونه که میتوانند نقش مهمی در ایجاد، حفظ، و ارتقاء سلامتی ایفا نمایند، در بروز ، شیوع و تداوم بیماری نیز دارای نقش اساسیاند(ریاحی و همکاران، 1386: 88).
«افراد در میزان آسیبپذیری نسبت به بیماریها با یکدیگر تفاوتهای زیستی و فردی دارند. اما مسئله این است که میزان این تفاوتها تحت تأثیر موقعیت اجتماعی و حتی مهمتر از آن، برداشتی که افراد ار آن موقعیت دارند به مراتب بیشتر میشود.» (همان منبع).
از این رو، توجه به عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت اهمیت بسیاری مییابد که یکی از مهمترین این عوامل، میزان حمایت اجتماعی ادراک و یا دریافت شده توسط افراد میباشد.
حمایت اجتماعی مفهومی چند بعدی است که به اشکال و طرق مختلفی تعریف شده است. برای مثال میتوان آن را به عنوان یک منبع فراهم شده توسط دیگران به عنوان امکاناتی برای مقابله با استرس ، یا یک مبادلهای از منابع تعریف نمود (ریاحی و همکاران، 1389: 88).
برخی از پژوهشگران ، حمایت اجتماعی را میزان برخورداری از محبت ، همراهی، مراقبت، احترام، توجه و کمک دریافت شده توسط افراد از سویی افراد یا گروه های دیگر نظیر اعضای خانواده، دوستان، و دیگران مهم تعریف کردهاند (همان منبع).
درحالی که برخی از محققان معتقدند حمایت اجتماعی ناشی از همبستگی اجتماعی برای ارتقای بهداشت و سلامتی مفید است، برخی دیگر بیان میدارند که فایده اصلی آن مثل «سپر» یا «ضربهگیر» است که به افراد کمک میکند تا خود را با تجارب و اوضاع استرسزای زندگی تطبیق دهند(همان منبع).
دفتر اروپایی سازمان جهانی بهداشت حمایت اجتماعی را در چهار مقولهی عاطفی، اطلاعاتی، ابزاری، و ارزشیابانه دستهبندی کرده است.
1- حمایت عاطفی به ابراز توجه، علاقه و همدلی نسبت به یک شخص و دلداری دادن، قوت قلب دادن و ابراز محبت کردن به او اشاره دارد. بیشتر افرادی که با رویدادهای استرسزای زندگی مواجهاند، میخواهند امکان صحبت دربارۀ این رویدادها با دیگران را داشته باشند. بنابراین برای آنها وجود یک «گوش شنوا» بسیار ارزشمند است. مطالعهای روی بیماران سرطانی نشان داد که بیش از 90 درصد آنها حمایت عاطفی را یکی ارزشمندترین انواع حمایت ارزیابی کرده بودند (ای سندرسون، 1392: 218).
2- حمایت ابزاری یا مادی به فراهم کردن کمک عینی، مانند مساعدت مالی، منابع مادی یا خدمات مورد نیاز اشاره دارد (ای سندرسون، 1392: 218).
مانند مراقبت از کودک، خرید از فروشگاه، نظافت منزل ، جابجایی وسایل در نقل مکان جدید و … که نشان دهنده ارزشمند بودن و مورد علاقه دیگران بودن ، همراه با حس اعتماد به نفس در آنها دیده میشود (کیوان آراء، 1386: 133).
3- حمایت اطلاعاتی یا ارزیابی، به توصیه و راهنمایی دربارۀ نحوهی مقابله با یک مشکل خاص اشاره دارد. مثلاً قربانیان بلایای طبیعی نیز به توصیههایی درباره چگونگی سازماندهی اقدامات پاکسازی و تنظیم کمکهای دریافتی دولتی نیاز دارند، از این نوع حمایت سود میبرند (ای سندرسون، 1392: 219).
4- حمایت ارزشی و تأییدی : این نوع حمایت به شخص این پسخوراند را میدهد که از دید دیگران محترم و ارزشمند است. مطالعهای در مورد بهبودی طولانی مدت پس از جراحی قلب نشان داد بیمارانی که معتقد بودند حمایت ارزشی زیادی از سوی همسرانشان دریافت کردهاند، سلامت هیجانی بالاتری داشتندو کمتر احتمال داشت در امور روزمرهی زندگی (مثل مشکلات مربوط به تعامل اجتماعی، فعالیتهای تفریحی، خدمات و پیادهروی) دچار مشکل شوند (ای سندرسون ، 1392: 219).
حمایت اجتماعی عامل مهمی در بازپروری روحی بیماران است و اهمیت آن در انطباق بیماران جهت بهبودی غیر قابل انکار است. اولین مطالعه دربارهی رابطه بین حمایت اجتماعی و میزان مرگ و میر را برکمن و سیم درسال 1979 انجام دادند. آنها داده ها را از نمونهای معرف ، متشکل از حدود هفت هزار زن و مرد که در سال 1965 در کالیفرنیا زندگی میکردند، جمعآوری کردند. پاسخ دهندگان مقیاسهایی متشکل از چهار نوع پیوند اجتماعی (ازدواج ، تماس گسترده با دوستان و خانواده، عضویت در کلیسا و سایر گروه های رسمی و غیررسمی) را تکمیل و وضعیت سلامت جسمیشان را تشریح کردند. سپس، پژوهشگران به منظور بررسی میزان مرگ و میر به عنوان تابعی از پیوندهای اجتماعی، داده های مرگ و میر بین سالهای 1965 تا 1974 را جمعآوری کردند. در مجموع، احتمال مرگ و میر افرادی که پیوندهای اجتماعی نداشتند، دو تا سه برابر، طی این دوره بیشتر بود این ارتباط بین حمایت و سلامتی نه تنها برای شاخص ترکیبی چهار نوع پیوند اجتماعی صادق بود، بلکه مستقلاً برای هر یک از مقیاسهای مجزای پیوندهای اجتماعی نیز صدق میکرد (ای سندرسون، 1392: 222).
مطالعهای روی افراد مبتلا به بیماری مزمن نشان داد، آنانی که تصور میکردند انواع حمایت اجتماعی به سهولت در دسترس است، تا سال بعد، اضطراب کمتر و عاطفهی مثبت تری داشتند. مطالعهی دیگر نشان داد دانشجویانی که تعاملهای اجتماعی بیشتر و با کیفیتتری داشتند، مشکلات بهداشتی کمتری داشتند و کمتر به بیمارستان دانشگاه مراجعه میکردند. چون این مطالعات آیندهنگر هستند (یعنی آنها حمایت اجتماعی را قبلاً و سلامتی را بعداً مورد ارزیابی قرار دادهاند) تا حدودی این اطمینان را میدهند که حمایت اجتماعی بیشتر ، به سلامت روانی و جسمی بیشتری منجر میشود و نه بر عکس (ای سندرسون، 1392: 224).
2-3-4- استرس و اضطراب ناشی از بیماری
در حوزهی روانشناسی سلامت، استرس به حالتی از چالش یا تهدید اطلاق میشود که روند طبیعی و تعادل زندگی فرد را مختل میکند (ای سندرسون، 1392: 112).
منبع عمدهی استرس روابط است. در واقع، یک سوم رویدادهای استرسزایی که دانشجویان تجربه میکنند حاصل روابط است و منبع 80 درصد از استرس تجربه شده در زن و شوهر تعارضهای بین فردی است،این تعارضها حول مسایلی مانند نحوهی خرج کردن پول، برقراری تعادل بین کار و صرف وقت درخانه و مراقبت از کودک و وظایف خانهداری میچرخد. مسایل خانوادگی، مانند بیماری یا طلاق نیز موجب استرس میشوند. تاحدی به این دلیل که مشکلات فشارهای هیجانی و مالی را به همراه دارند. برای مثال، مراقبت از عزیزی که بیماری مزمن دارد، میتواند موجب فشار مالی، مانند هزینه های مراقبت پرستاری در خانه و مشکلات هیجانی، مانند افسردگی و غمگینی شود. در واقع، پژوهشها نشان میدهد که وجود روابط بین فردی مخرب ممکن است بیش از روابط حمایتگر و مثبت بر سلامتی تأثیر بگذارد (ای سندرسون ، 1392: 113).
2-3-5- بیماری مزمن و مشکلات اجتماعی
یکی از دشوارترین قسمتهای مقابله با بیماری مزمن، تأثیر مخرب بیماری بر روابط میان فردی است. افراد مبتلا به بیماریهای مزمن گاهی به دلیل نگرانی از رقت انگیز جلوه دادن یا طرد شدن ترجیح میدهند بیماریشان را از دیگران پنهان کنند و در نتیجه از بسیاری روابط اجتماعی دوری کنند. این رویکرد به ویژه در مورد بیمارانی که دچار بیماری شدید هستند ، بیشتر است. (ای سندرسون ، 1392: 432).
افشای یک بیماری مزمن برای دیگران فوایدی نیز دارد، از جمله برانگیختن حمایت اجتماعی و اجتناب از انکار بیماری، که البته این رویکرد مشکلات بالقوهای نیز در پی دارد. دوستان ممکن است از بیمار کناره بگیرند، یا به دلیل ترس از مبتلا شدن یا تحمل دیدن تغییرات جسمی بیمار را نداشتن. افراد دربارۀ مبتلایان به بیماریهای مزمن اغلب سوگیریها و باورهای منفی دارند، از جمله این که آنها را درمانده، افسرده و حتی مستحق این سرنوشت میداند. بنابراین برخی از این بیماران مورد بیاعتنایی قرار گرفتن از سوی دیگران و تجربه فقدان حمایت اجتماعی را گزارش میکنند، آن هم زمانی که به شدت به آن نیاز دارند (همان منبع).در مواردی، اعضاء خانواده و دوستان، انتظارات واقعبینانهای از چگونگی مقابله با بیماری و مهار آن ندارند. برای مثال، خانواده و دوستان ممکن است تصور کنند که بیماران میتوانند وظایف بیشتری در منزل انجام دهند یا افسردگی و اضطراب بیمارانشان، خیلی بدبینانه است. همچنین اعضای خانوادۀ مبتلایان به بیماریهای مزمن واکنشهای روانی منفی را نیز تجربه میکنند. یکی از مشکلات عمدهی بیماران تجربهی خانواده ها از وابستگی فزایندهی بیمار است. بیمار ممکن است در انجام بسیاری از وظایف مثل بهداشت شخصی، مراقبت پزشکی، مسئولیتهای مالی و وظایف خانهداری به کمک نیاز داشته باشد که این امر برای اعضای خانواده زمانبر است و آنها را دچار آشفتگی هیجانی میکند. این تغییرات در نقشهای خانواده ممکن است به بر هم خوردن جدی تعادل روابط خانوادگی بینجامد، طوری که بیمار احساس گناه کند و اعضای خانواده رنجور و خشمگین شوند (ای سندرسون، 1392: 433).
بسیاری از افراد مبتلا به بیماریهای مزمن افسرده میشوند، این حداقل تا حدودی ناشی از فقدان کنترل عمدهای است که به خاطر بیماری مزمن ایجاد میشود. در واقع، برآورد شده 35 درصد از افرادی که معلولیت ناشی از بیماریهای مزمن دارند افسرده هستند. برای مثال، مطالعهای روی 50

دیدگاهتان را بنویسید