منبع پایان نامه ارشد درباره عمل به باورهای دینی

دانلود پایان نامه

اند.
“نصری” ( 1381)، نیز در تحقیقی تحت عنوان ” بررسی رابطه ی چندگانه ی فشارزاهای دانشجویی ، نگرش مذهبی و سلامت روان دانشجویان مراکز تربیت معلم تهران “به این نتیجه رسید که بین نگرش مذهبی و سلامت روان رابطه ی معنی دار وجود دارد نمره ی بالاتر در نگرش مذهبی موجب افزایش سلامت روان گردیده است .
“نجار اصل”( 1384)، در تحقیقی تحت عنوان ” بررسی نگرش مذهبی با مفهوم از خویشتن و سلامت عمومی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بهبهان” او به این نتیجه رسید که ؛ دانشجویانی که نگرش مذهبی بهتری دارند ، سلامت عمومی بالاتری دارند . به این معنا که نگرش مذهبی با اختلال در سلامت عمومی رابطه منفی دارد . همچنین، در مفهوم از خویشتن، نگرش مثبت تری به خود و توانایی خود دارند .
“خدایاری فرد، نژاد پاک، بناب غباری و خرازی (1392) ، در تحقیقی تحت عنوان “طراحی برنامه تعاملی روانی-اجتماعی باورها و رفتارهای دینی دانشجویان بر اساس رویکرد شناختی رفتاری”نتایج تحقیقی برنامه های تعاملاتی خود را بر اساس دو محور تنظیم کرده و هر یک از آنها را با توجه به این محورها هماهنگ کردند. در محور اول تنظیم برنامه ها بر اساس تغییر در یکی از ابعاد تعریف شده در الگوی نظری شامل باورها، رفتارها و عواطف دینی است. در محور دوم برنامه های مداخلاتی قابل اجرا در محیط دانشگاهی )مانند سخنرانی، میزگرد، جلسات پرسش و پاسخ، و کارگاه های آموزشی( که به صورت گسترده به کار می رود، سنجش می شود . از این رو، در این تحقیق چهار برنامه ی کارگاههای آموزشی، جلسات پرسش و پاسخ، جلسات نقد فیلم )به عنوان ابزار تغییر( و برنامه های طبیعت گردی انتخاب شدند.
“تمدنی”(1384)، در تحقیقی تحت عنوان “رابطه نگرش دینی و همسازی اجتماعی دانشجویان”نتایج تحقیق نشان داد که بین نگرش دینی و سازش یافتگی اجتماعی تنها در دختران رابطه منفی معنادار وجود داشت و نگرش دینی دانشجویان دختر قویتر از پسران بود. در حالی که در همسازی اجتماعی تفاوتی از لحاظ جنس به دست نیامد. نتایج رگرسیون حاکی از عدم پیش بینی سازش یافتگی اجتماعی بر اساس نگرش دینی و جنس بود. آزمون میانه نیز تفاوتی بین نمره های دانشجویان متأهل و مجرد در میزان نگرش دینی و سازش یافتگی اجتماعی نشان نداده است.
کیانی ، فروزش یکتا و عزیزی(1391)، در تحقیقی تحت عنوان” جهتگیری دینی و جهتگیری پرسشگری دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر”یافته ها این تحقیق نشان داد که میزان جهتگیری دینی درونی و پرسشگری دانشجویان بالاتر از حد متوسط است. برای بررسی دقیق تر، خرده مقیاسها یا مؤلفه های جهتگیری پرسشگری نیز ارزیابی شدند. مقایسه جهتگیری دینی درونی با میزان عمل به باورهای دینی و جهتگیری پرسشگری نشان داد بین میزان جهتگیری دینی درونی و عمل به باور های دینی تفاوت معنادار وجود ندارد، اما تفاوت این دو مقیاس با جهتگیری دینی پرسشگری معنادار است و جهتگیری پرسشگری به طور معناداری پایینتر از جهتگیری درونی و میزان عمل به باورهای دینی بود. در انواع جهتگیری دینی و میزان عمل به باورهای مذهبی بر اساس مقطع تحصیلی نیز تفاوت معناداری مشاهده نشد. بعد دیگر تحقیق بررسی میزان عمل به باورهای دینی در میان دانشجویان بود که این مؤلفه نیز در بین دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر بالاتر از متوسط بود.
تحقیقات خارجی(دینداری)
“هیل و پارگامنت”( 2008)، در تحقیقی تحت عنوان”پیشرفتها در ادراک و سنجش مذهب و معنویت: پیامدهایی برای تحقیقهای سلامت جسمی و روانی” بیان داشته اند که مطالعات تجربی ارتباط قابل توجهی بین مذهب و معنویت و سلامت را آشکار کرده اند . مذهب و معنویت بوسیله دلایل جهانی سنجیده می شوند. منابع معتبر و مؤثق، پیشرفتهای اخیر در توصیف مفاهیم و ارزیابیهای مذهبی و روحانی روشن کرده اند که بطور تئوری و عملی ارتباط با سلامت دارند.
“برازلتون، فراندسن و مک کاون”(2006)، در تحقیقی تحت عنوان” بررسی تعامل بین دین و علم بر نگرشهای دینی دانشجویان” نتایج تحقیق آنها نشان داد که دینداری برنگرشهای دانشجویان نسبت به علم به عنوان یک حرفه و بر باورهای آنان نسبت به مفاهیم و شواهد علمی تأثیر بسزایی دارد.
“کوئینگ” ( 2007)، در تحقیق خود با عنوان” رابطه ی سلامت روانی و جسمی انسان با زندگی معنوی ” نشان داده است که سلامت روانی و جسمی انسان با زندگی معنوی او رابطه ی مثبت دارد . افرادی که اعتقادات مذهبی قویتری دارند، سازگاری بهتری با موقعیت های استرس دارند . هنگام بیماری سریعتر از افراد غیر مذهبی بهبود پیدا می کنند، میزان پایین تری از هیجانات منفی و افسردگی را تجربه می کنند، اضطراب کمتری دارند و از حمایت اجتماعی بالاتری برخوردارند .
“لو وهاندل”(1995)، در تحقیقی تحت عنوان”رابطه بین گرایش های مذهبی با سازش یافتگی دانشگاه “نتایج این تحقیق نشان می دهد که نگرش های مذهبی اثر مثبتی در سازش یافتگی دانشجویان جدید با دانشگاه دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون مطالعه فوق نماینگر آن است که به طور کلی برای همه دانشجویان در هر مقطع تحصیلی، ابعاد گوناگون پیش نگرش مذهبی پیش بینی کننده معناداری برای سازش یافتگی با دانشگاه به حساب می آید.
“برگین” (1983)، در تحقیقی تحت عنوان”دینداری و سلامت روانی یک امر تحلیل و ارزیابی مجدد انتقادی”پرداخته است. تجزیه و تحلیل 24 بررسی در مورد رابطه بین دینداری و شخصیت هیچ تأییدی را که برای اینکه دینداری لزوماً با علم آسیب شناسی روانی مرتبط است آشکار نکرد اما آن همچنین فقط ارتباط نسبتاً مثبتی از دین را نشان داد، ارزیابی بهتر مفاهیم و روش های دینداری نشان می دهند که دین پدیده چند بعدی است که دارای جنبه های مثبت و منفی می باشد.
“بارون”( 2006)، در تحقیق خود با عنوان”بررسی رابطه ی دینداری با سلامت، شادکامی و اضطراب “انجام داده است. به این نتایج دست یافت که میان دینداری و اضطراب رابطه ی منفی و بین دینداری و سلامت روانی- جسمانی و شادکامی رابطه ی مثبت وجود دارد.
“پاول ، شهابی و تورزن” (2003)، در تحقیقی تحت عنوان”دین و معنویت و رابطه با سلامت جسمی”شواهد نشان دادند که 9 فرضیه در ارتباط بین مذهب و معنویت، مرگ ومیر، ناخوشی، ناتوانی و یا بهبودی از بیماری وجود دارد. در شرکت کنندگان در کلیسا کاهش درجه خطر مرگ و میر نیز وجود دارد .
“هاکنی و ساندرز”( 2003)، در تحقیقی تحت عنوان” بررسی رابطه ی مذهب با سلامت روان” دریافتند که افراد مذهبی نمره های بالاتری در آزمون های سلامت روانی و جسمانی و نمره های پایین تری در آزمون های مربوط به اختلالات روانی کسب می کنند .
“بالتر “( 2002)، در تحقیقی تحت عنوان” بررسی نقش مذهب بر سلامت روان” نشان داد : افرادی که اعتقادات مذهبی قویتری دارند ، از دیگران خود باورتر، کارآمدتر و سازش یافته تر بوده و عملکرد تحصیلی نسبتاً بالاتری دارند ، هیجانات مثبت دارند ، انعطاف پذیر هستند و دوستان متعهدی دارند .
” کیهان موتلو”(1978)، در تحقیقی تحت عنوان”بررسی عقاید مذهبی دانشجویان ترکیه “یافته های تحقیق نشان دادکه جامعه پذیری مذهبی در بین دانشجویان ترکیه افزایش یافته است. این بررسی که بر روی دانشجویان فنی دانشگاه آنکارا با یک نمونه 1099 نفر در سال 1978 با حجم نمونه 536 نفر و سال 1991 (با حجم نمونه 563 نفر) صورت گرفته نشان داده میزان موافقت با گویه های مطرح شده که در مورد اعتقادات مذهبی و اخلاقیات بوده در سال 1978، 52 درصد بوده در حالی که این میزان در سال 1991 به 67 درصد رسیده است. به عبارت دیگر به نظر می‌رسد دانشجویان دانشگاه آنکارا در سال 1991 به سال 1978 جهت گیری مذهبی بیشتری داشته‌اند به خصوص این که دانشجویان اعتقاد به خدا، روز قیامت، وجود بهشت و جهنم، روز داوری و این که قرآن در برگیرنده دستورات الهی است را در سال 1991 نسبت به سال 1978 بیشتر پذیرفته‌اند. در بخش دیگری از تحقیق مذکور آمده است که از نظر دانشجویان ارتباط مستقیمی بین اعتقاد به خدا و خوشبختی مسلمان بودن و پوشیدن روسری، مسلمان خوب بودن و شخص درستکار بودن، وجود ندارد. همچنین اغلب دانشجویان این گونه را که «فقط مسلمان به بهشت می‌روند» رد کرده‌اند. اغلب آنها با این گویه که اگر انسان‌ها درستکار باشند ولی مذهبی نباشند به بهشت می‌روند موافق بوده‌اند. (کشاورز، 1379: 16)
“جی.وی پیلکپنگتون و همکارانش” (1972)، در تحقیقی تحت عنوان” بررسی تغییرات در اعتقادات، اعمال و گرایش دینی در میان دانشجویان دانشگاه ” یافته های تحقیق نشان داد که بین فاصله سالهای 1972-1961 حرکتی جمعی و معنادار در میان دانشجویان در جهت دوری از مذهب گزارش می‌شود. در عین حالی که در سال 1961 تقریبا 4/3 دانشجویان خود را به شکلی داری اعتقاد دینی می‌دانستند در سال 1972 این نسبت به نصف تقلیل یافته بود. این کاهش در میان دانشجویانی که هیچ تعهدی به دین گزارش نکرده بودند، کمتر بود. همچنین نتیجه نشان می‌دهد که دانشجویان زن از دانشجویان مرد مذهبی‌تر هستند. اما این نکته را نیز باید متذکر شد که تغییرات دینداری زنان در طول 11 سال به مردان بیشتر بوده است. البته تفاوت در بعضی شاخص‌ها معنادار نبوده‌اند. همچنین تفاوت دینداری بین دانشجویان دانشکده‌های مختلف از لحاظ آماری معنادارند و دانشکده علوم تربیتی بیشترین و دانشجویان علوم محض کمترین میزان دینداری «طی سالهای (1961-1972)» گزارش کرده‌اند. اما متوسط نمره شاخص‌های گرایش‌های دینی در سال 1972 در دانشجویان دانشکده علوم کاربردی بیشتر از بقیه بوده است. (مرجایی، 1379)
“نیلمن و پرساد”(1995)، در تحقیقی تحت عنوان” بررسی نقش مذهب بر سلامت روانی” نشان داد : که 20 تا 60 درصد متغیرهای سلامت روانی افراد بالغ توسط باورهای دینی آنها تبیین می شود.
“کوئینگ و هاکن”(1995)، در تحقیقی تحت عنوان” بررسی نقش مذهب بر سلامت روانی” به این نتیجه دست یافتند که 72 درصد از این تحقیقات همبستگی مثبت را بین مذهب و سلامت روانی نشان می دهد.
پیشینه تحقیق(تفکر انتقادی)
داخل کشور
“بهمن پور “(1382)، در تحقیقی تحت عنوان”بررسی تأثیر آموزش به شیوه یادگیری براساس حل مشکل بر مهارتهای تفکر انتقادی، عوامل زمینه ساز تفکر انتقادی، نگرش و رفتار دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پژشکی تهران”نتایج تحقیق نشان داد میان گروه های مورد و شاهد در پایان انجام این آموزش به روش یادگیری براساس حل مشکل اختلاف معنی داری به لحاظ مهارتهای تفکر انتقادی وجود دارد.
” عباسی” (1380)، در تحقیقی تحت عنوان” بررسی مهارتهای موثر بر پرورش تفکر انتقادی در برنامه درسی جامعه شناسی دوره متوسطه “بیان نموده اند که محتوای کتاب جامعه شناسی فصل سوم، تحت عنوان مزایای اجتماعی با توجه به فرآیند تفکر منطقی بازسازی و سپس جهت تدریس به شیوه حل مسئله، راهنمای معلم تدوین و تنظیم گردیده تا از طریق آن مهارتهای تحلیل، ترکیب، ارزشیابی و استنباط و جمع بندی در دانش‌آموزان تقویت گردد. نتایج تحقیق نشانگر کارایی و اثربخشی عمل آزمایش بوده است و فرضیات تحقیق تأیید شده که مهارتهای تحلیل ترکیب، ارزشیبابی و استنباط و جمع بندی تفکر انتقادی قابل پرورش بوده است.
” شاه ولی”(1376)، در تحقیقی تحت عنوان” به کارگیری آموزش تفکر انتقادی در آموزش عالی” به منظور پاسخگویی به نیازهای جامعه و مشارکت هر چه بیشتر دانشجویان در فرآیند یادگیری و آموزش در دوران تحصیلی خود است تا بتوانند با نحوه تفکر انتقادی پیرامون مسائل موجود در زمینه کاری خود آشنا شوند و تواناییهای لازم برای پاسخگویی به نیازهای مخاطبان کاری خود را به دست آورند. این الگو براساس آموزش تفکر انتقادی و نظریه آموزشی حل مسئله تدوین و چهار مرحله دراین الگو پیش بینی شده است که شامل مراحل فوق هستند: مرحله آگاهی، مرحله پردازش، مرحله بحث و جمع‌بندی می باشد. بررسی اطلاعات حاصله بیانگر نتایج مثبتی است که الگوی تهیه شده برای آموزش تفکر انتقادی در برداشته و به دانشجویان کمک کرده تا مشکلات و سؤالات مربوط به زمینه‌ای خاص را تشخیص دهند و به موفقیت اجرای طرح بیانجامد.
تحقیقات خارجی(تفکر انتقادی)
” مک نیلی و دونا” (1992)، در تحقیقی تحت عنوان” بررسی برنامه درسی رشته پرستاری ازنظر قابلیت آن در پرورش تفکر انتقادی “نتایج نشان داد که به طور کلی در این برنامه درسی مهارتهای تفکر انتقادی کمتر مورد توجه قرار گرفته است و اساتید، فقدان مواد آموزش حمایت کننده، تفاوتهای فردی، اهداف نامناسب برای برنامه درسی را به عنوان دلایل فقدان آموزش منسجم مطرح نمودند.
“یه یوچو” (1997)، در تحقیقی تحت عنوان” بررسی آموزشی تفکر انتقادی دانشجویان تربیت معلم” مشاهده آنان در طول دوره آموزشی نشان داد که رفتارهای متناسب آموزش تفکر انتقادی، و همچنین آگاهی از تفکر انتقادی، در آنان افزایش یافته است.
” توماس “(1999)، در تحقیقی تحت عنوان” بررسی وضعیت آموزش تفکر انتقادی در مدارس متوسطه ایالت کالیفرنیا ” نتایج نشان داد که تعداد زیادی از معلمان از اینکه آموزش تفکر انتقادی شامل چه فعالیتهایی است و استانداردهای تفکر انتقادی چیست؟ آگاهی بسیار اندک داشتند و نمی‌دانستند که چه مهارتهایی را باید در دانش‌آموزان پرورش دهند. تحقیق چنین نتیجه گرفت که همه معلمان نیازمند آموزش در زمینه فرایند تفکر انتقادی در دوره‌های پیش و ضمن خدمت هستند.
“مانینگ” (1999)، در تحقیقی تحت عنوان” بررسی ارتباط میان تفکر انتقادی و نگرش دانشجویان کالج نسبت به خواندن انتقادی “نتایج نشان داد که میان تفکر انتقادی و نگرش نسبت به خواندن تفاوت معنی داری وجود ندارد، اما تفاوت معنی داری میان نمرات کسب شده در تفکر انتقادی میان گروه کنترل و گواه دیده شد. که نشان می‌داد آموزش مهارتهای تفکر انتقادی باعث افزایش تواناییهای آنان در تفکر انتقادی شده است.
“ورشام و آستین “(1983)، در تحقیقی تحت عنوان”بررسی تاثیر برنامه مهارت تفکر، روی مهارتهای کلامی در دانش‌آموزان دوره متوسطه” چنین نتیجه گرفتند که شرکت کنندگان در برنامه در مهارتهای کلامی (دامنه لغات و درک مطلب خوانده شده) به طور معنی دار نمرات بهتری دریافت داشتند.



دیدگاهتان را بنویسید