منبع پایان نامه با موضوع هوش هیجانی، پردازش اطلاعات، کنترل تکانه

خوشحال و با نشاط هستند.
تحمل مشکلات در آنها زياد است.
درباره اطرافيان خود احساس خوبي دارند.
2-1-5) رویکردهای متفاوت به هوش هیجانی
با توجه به تعاریف متعدد از هوش هیجانی دو رویکرد عمده در زمینه هوش هیجانی مطرح است (Sarboland,2011):
الف) رویکرد توانایی: که هوش هیجانی را به عنوان هوشی که شامل هیجان می‌باشد، در نظر می‌گیرد و تعریف می‌کند. تعاریف اولیه از هوش هیجانی در قالب رویکرد توانایی بیان گردید که آن را “نوعی پردازش اطلاعات هیجانی که شامل ارزیابی صحیح هیجان در خود و دیگران و بیان مناسب عواطف و تنظیم سازگارانه عواطف به نحوی که به بهبود زندگی منجر شود” تعریف کردند.
ب) رویکرد مختلط: که هوش هیجانی را با مهارت‌ها و ویژگی‌های دیگر مانند بهزیستی، انگیزش و توانایی برقراری رابطه با دیگران ترکیب می‌کند. تعریف هوش هیجانی به صورت “توانایی‌های شناخت هیجانات خود، درک احساسات درونی دیگران، مهار هیجانات و اداره و مدیریت روابط با نرمش و مدارا” از گلمن (۱۹۹۵) و مجموعه‌ای از توانایی‌های غیرشناختی، توانش‌ها و مهارت‌هایی که بر توانایی رویارویی موفقیت آمیز با خواسته‌ها، توانش‌ها، احتیاجات و فشارهای محیطی تاثیر می‌گذارند” از بار- آن (۱۹۹۷)، نظریه “گلمن” و “بار- آن” را جزء این رویکرد قرار می‌دهد.
2-1-6) مدلهای هوش هيجاني
و در مجموع مهمترين مدلهاي مختلف هوش هيجاني عبارتند از (مختاری پور،30،1389): مدل ماير و سالووي؛ مدل گلمن؛ مدل بار- آن؛ مدل دلويس و هيگس.
الف : مدل ماير7 و سالووي8
مایر و سالووی و کارسو چهار بعد برای هوش هیجانی تشخیص دادند (مختاری پور،1389، 31):
شناسایی هیجان ها در خود و دیگران
كاربرد هيجانها
توانايي درك و فهم هيجانها
مديريت هيجانها
ب :مدل گلمن9
گلمن مدلي از هوش هيجاني ارائه کرد که بيست و پنج شايستگي را در پنج خوشه جاي داده بود يا به عبارت ديگر مدل هوش هيجاني گلمن داراي 5 حوزه است (مرتضوی، 1391):
حوزه آگاهي شامل آگاهي هيجاني، ارزيابي صحيح از حوزه اعتماد به نفس: حوزه آگاهي محور اصلي هوش هيجاني است. گلمن خودآگاهي را درک عميق و روشن از احساسات و هيجانات و نقاط قوت و ضعف آنها تعريف مي کند.
حوزه کنترلي شامل قابليت اعتماد،وجدان، انطباق پذيري، نو آوري، حوزه کنترلي: کنترل هيجانات به شيوه اي مناسب مهارتي است که بدنبال حوزه آگاهي ايجاد مي شود. اشخاص کارآمد در اين حيطه بهتر مي توانند از هيجانات منفي نظير نااميدي، اضطراب، تحريک پذيري رهايي يابند و در فراز و نشيب هاي زندگي کمتر با مشکل مواجه مي شوند و يا در صورت بروز مشکل به سرعت مي توانند موقعيت مشکل را به شرايط مطلوب باز گردانند. ارسطو بیان میکند: عصباني شدن آسان است. همه مي توانند عصباني شوند . اما عصباني شدن در مقابل شخص صحيح، به ميزان صحيح، در زمان صحيح به طريق صحيح و به دليل صحيح کار آساني نيست.
خود انگيختگي شامل گام برداشتن به سوي هدف، قصد، پيشگام بودن، خودکنترلي: اين مولفه مربوط به تمرکز هيجان ها براي دستيابي به اهداف مورد نظر مي باشد. بسياري از روانشناسان خود انگيزه را شرط بقا مي نامند. افراد خود انگيخته ارضا و سرکوب خواسته ها را به تاخير مي اندازند. آنها همواره در تکاپو و حرکت هستند، تمايل دارند که همواره، موثر و مولد باشند. از نظر گلمن خود انگيزگی زبان سائق پيشرفت مي باشد و کوششي است جهت رسيدن به حد مطلوبي از فضيلت.
همدلي شامل درک ديگران، رشد ديگران: همدلي اساس مهارت مردمي است. درک احساسات و هيجانات ديگران و به کارگيري يک عمل و واکنش مناسب، همدلي بيشتر به معني تامل و ملاحضه احساسات ديگران است نه تاييد و تحسين احساسات ديگران. شرط واکنش مناسب در مقابل ديگران درک نوع احساسات طرف مقابل مي باشد. متخصصان هوش هيجاني معتقدند که نشانه اصلي هوشياري اجتماعي توان معمولي مي باشد.
تنظيم روابط شامل تاثيرگذاري، ارتباطات، مديريت رهبري، تعارض، سرعت دادن به تغيير، برقراري پيوند، همکاري و تعاون: مهارت در اين حيطه با توانايي مشترک در کنترل هيجان و تعامل سازگارانه با ديگران همراه است. به نظر گلمن افرادي که مي خواهند در ايجاد رابطه با ديگران موثر واقع شوند بايد توانايي تشخيص، تفکيک و کنترل احساسات خود را داشته باشند، سپس از طريق همدلي يک رابطه مناسب برقرار کنند(شهایی و سجادی،1390، 42).
ج: مدل هوش هيجاني بار- آن10
بار- آن مفهوم هوش هيجاني را در 5 مولفه و  15 عامل تشکيل دهنده ارائه مي کند که به شرح زير معرفي مي گردند(شهایی و سجادی،1390، 42):
الف) مولفه درون فردي که شامل موارد زیر است:
خود آگاهي هيجاني: ميزان آگاهي فرد از احساسات را مورد بررسي قرار مي دهيم . پي بردن به اين نکته که فرد چه احساسي دارد و چرا اين احساس در او شکل گرفته است.
جراتمندی : توانايي بيان احساسات، عقايد، افکار و باورهاي خود و دفاع از حقوق خود به شيوهاي مطلوب، که خود داراي سه بعد است: توانايي ميان احساسات (ابراز خشم, صميميت و احساسات جنسي)، توانايي بيان عقايد (بيان عقايد مخالف و اتخاذ موضع مشخص حتي با از دست دادن امتياز)، توانايي ايستادگي در برابر حقوق خود (اجازه ندادن به ديگران جهت اذيت کردن فرد و دادن امتياز- کم رو و خجالتي نيستند).
حرمت نفس: توانايي احترام به خود و پذيرش خود بعنوان شخصي که اساسا خوب است. شخص صاحب حرمت نفس، احساس عدم کفايت و حقارت نمي کند. پذيرش جنبههاي مثبت و منفي- محدوديتها و قابليتهای خ ود.
خود شکوفايي: توانايي شناخت توانمنديهاي بالقوه، تلاش براي شکوفا کردن آنها، کسب حداکثر رشد تواناييها، قابليتها و استعدادها، تلاش براي داشتن بهترين عملکرد و بهتر کردن خود.
استقلال: توانايي خود کنترلي در تفکر، عمل و عدم وابستگي عاطفي، قابل اتکا در تصميمگيريها و برنامههاي مهم، توانايي رفتار خود مختار در مقابل نياز به حمايت و حفاظت، پرهيز از ديگران براي برآوردن نيازهاي عاطفي خود (شهایی و سجادی،1390، 42).
ب) مولفه بين فردي شامل موارد زیر است:
همدلي: توانايي شناخت هيجانات و عواطف ديگران، همدلي يعني ايجاد حس مشترک با يکديگر، يعني همان احساسي که ديگري به آن دست يافته است داشته باشيم. افراد همدل به ديگران توجه دارند و به نگراني و علايق آنها توجه نشان ميدهند.
مسئوليت اجتماعي: نشان دادن خود به عنوان عنصري سازنده، مشارکت کننده، داراي حس همکاري درگروه خويش و داراي وجدان اجتماعي .
روابط بين فردي: توانايي برقراري و حفظ ارتباطات متقابل، توانايي صميميت با محبت و انتقال دوستي به شخص ديگر است (شهایی و سجادی،1390، 42).
ج) مولفه سازگاري شامل موارد زیر است:
حل مساله: توانايي شناسايي و تعريف مشکلات، داشتن کفايت و انگيزه براي مقابله موثر با، تعيين راه حل هاي مختلف مسئله، تصميم گيري و انجام يکي از راه حلها .
آزمون واقعيت: سنجش ميزان انطباق بين آنچه فرد تجربه کرده و آنچه واقعا وجود دارد، تلاش براي فهم امور بطور صحيح و تجربه رويدادها آن گونه که واقعا هستند بدون خيالپردازي .
انعطاف پذيري: توانايي منطبق ساختن عواطف، افکار و رفتار موقعيتها و شرايط دائما در حال تغيير، افراد موظف، افرادي فعال، زرنگ، قادر به واکنش به تغيير بدون تعصب نسبت به ايدهها، جهت گيري ها و صبور و گشاده رو (شهایی و سجادی،1390، 42).
و) مولفه کنترل استرس شامل موارد زیر است :
تحمل استرس: توانايي مقاومت در برابر رويدادها و موقعيتهاي فشار زا، پشت سر گذاشتن موقعيتهاي مشکلزا بدون از پاي در آمدن، اين افراد کمتر دچار نااميدي مي شوند و بحرانها و مشکلات را بهتر ميگذرانند.
کنترل تکانه: توانايي به تاخير انداختن تکانه و سائق، پذيرش تکانه هاي پرخاشگرانه، خودداربودن و کنترل خشم، اثر نداشتن اين مهارت فقدان خود کنترلي، رفتار هاي کند و غير قابل پيش بيني و آزارگري است(شهایی و سجادی،1390، 42).
ﻫ) مولفه خلق عمومي شامل موارد زیر است:
خوش بيني: توانايي نگاه کردن به نيمه روشن ترزندگي، اميد به زندگي و رويکردي مثبت داشتن به زندگي روزمره
نشاط: لذت بردن از خود و ديگران، شاد بودن، رضايت از خود ولذت بردن از زندگي، داشتن احساس خوب در محيط کار و در اوقات فراغت(شهایی و سجادی،1390، 42) .
بنابراین با توجه به پژوهشهاي اخير در حوزة هوش عاطفي، ظهور سه رويكرد متفاوت بیان شده در بالا تایید میشود : مدل تركيبي بار – آن : با تأكيد بر سلامت رواني فرد؛ مدل تركيبي گلمن : با تأكيد بر عملكرد سازماني؛ مدل شناختي سالووي – ماير : با تأكيد بر منشاء كاملا عقلاني هوش عاطفي. و به طور خلاصه مدل بار – آن ، به عنوان يك رويكرد تركيبي كه هوش عاطفي را با ويژگي هاي ديگري چون : انگيزش، بهبود روابط و سلامت فردي در هم مي آميزد، شناخته مي شود. نمونه اي از اين رويكرد را مي توان در مدل بار-آن كه مبتني بر تئوري شخصيت و سلامت فردي است، مشاهده كرد. مدل ديگر هوش عاطفي كه بعنوان تئوري عملكرد شناخته مي شود، به وسيلة دانيل گلمن معرفي شد. مدل سوم يا مدل توانمندي، هوش عاطفي را بعنوان هوشي كه با عواطف در ارتباط است معرفي ميكند. اين مدل به وسيلة سالووي و كاروسو ارائه شد (Wannamaker ,2012). د : مدل هوش هيجاني دلويس و هيگس11
دلويس و هيگس بر اساس تحقيقات تجربي خود عناصر محوري مشترک را در ساختار کلي هوش هيجاني شناسايي کرده اند که عبارتند از (Delewiz & Higgs,2011) :
خود آگاهي: آگاهي از احساسات شخصي خود و توانايي تشخيص و مديريت آنها.
انعطاف هيجاني: توانايي خوب عمل کردن و سازگاري در موقعيتهاي مختلف.
انگيزش: انرژي و انگيزه اي  که براي دستيابي به نتايج و هدفهاي کوتاه مدت و بلند مدت وجود دارد.
حساسيت بين فردي: توانايي آگاه بودن از احساسات ديگران و دستيابي به تصميمات قابل نفوذ در آنها.
تاثير: توانايي ترغيب ديگران به تغيير ديدگاهشان درباره يک مسئله.
شهود: توانايي استفاده از بينش و تعامل در تصميمگيري هنگام رويارويي با اطلاعات مبهم.
انضباط، انسجام و وجدان كاري: توانايي عملكرد ثابت و در راستاي ضروريات اخلاقي سازمان (Delewiz & Higgs,2011).
عليرغم وجود مدلهاي متفاوت از هوش هيجاني، شباهتهاي آماري و نظري، بين مفاهيم گوناگون آنها وجود دارد. در سطحي جامعتر، تمامي مدل ها قصد فهميدن و سنجش عناصر دخيل در درک و تنظيم هيجانات شخصي خود فرد و ديگران را دارا هستند. تمامي مدل ها، با اين نگاه که مولفههاي کليدي معيني براي هوش هيجاني وجود دارد، موافقند. براي نمونه، هر سه مدل هوش هيجاني سالووي و ماير؛ بار- آن و گلمن، متضمن آگاهي ( درک) هيجانات و مديريت هيجانها به عنوان عناصر کليدي در وجود يک شخص هوشمند هيجاني هستند. بين معيارهاي خود گزارشي هوش هيجاني از جمله دو معيار ماير و سالووي و بار- آن همبستگي قابل ملاحضه اي يافت شده است. معيارهاي ديگري نيز از هوش هيجاني وجود دارد که در زمينه هاي صفتي و سازماني کاربرد دارد (مختاری پور،1389، 33).
2-1-7) انواع هوش هیجانی ( فردی و اجتماعی)
هوش هيجاني خود به دو دسته تقسيم مي شود؛ هوش هي جاني فردي و هوش هيجاني اجتماعي (بين فردي) هوش هيجاني فردي عبارت است از : آگاهي داشتن از احساسات شخصي خود و توانايي متمايز كردن آنها براي هدايت رفتار خويش . هوش هيجاني اجتماعي (بين فردي ) يعني توانايي درك و سپس ارائه پاسخ مناسب به روحيات، خلق و خو و خواسته هاي ديگران. اين هوش به معني توانايي درك ديگران است و اين رمز موفقيت در بازاريابي است. توانايي درك و شناخت ديگران و در نتيجه ارائه پاسخ به نيازهاي آنان، كليد موفقيت در فتح بازارها و فروش است . افرادي كه داراي هوش هيجاني هستند، اميد و خوش بيني زيادي دارند و همين ويژگي در فعاليتي مثل بازاريابي كه مستلزم تحمل ناك امي هاي زياد است بسيار حياتي است . هچ و گاردنر در معرفي مؤلفه هاي هوش بي ن فردي، اين مؤلفه ها را شناسايي كرده اند(Gardner – Hatch,2010). هوش هیجانی مربوط به هوش میان فردی و درون فردی است. هوش درون فردی اشاره دارد به توانایی برای درک احساسات خود فرد در حالیکه هوش بین فردی اشاره دارد به توانایی]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *