مهارت های اقتصادی هنگام استفاده از رایانه

» مهارت های اقتصادی: بعضی بازی ها به گونه ای طراحی شده اند که کاربر را مجبور می سازند لحظه به لحظه، نسبت به جمع آوری پول و یا همان ذخیره مالی و مدیریت آن، جهت صرف در مراحل دیگر تواناتر شده و یاد بگیرد که چطور با یک سکه اضافه تر می توان مدیریت اقتصادی بهتری داشت و همچنین این نوع  بازی ها، چگونگی صرفه جویی و اهمیت آن را به کاربر آموزش می دهند. این می تواند نوعی بازتاب در زندگی واقعی داشته و سبب افزایش تجربه و مهارت در کارهای اقتصادی گردد.

» توانایی های فیزیکی و مهارت های فنی مهندسی: بسیاری از بازی ها، همان قوانین فیزیکی را که در زندگی واقعی استوار و حکمفرما است، در بر دارند و می توانند بر چنین مهارت ها و دانش هایی بیفزایند. مثلا: تاثیر شدت وزش باد در تیراندازی و یا زاویه ای که برای پرتاب نارنجک به آن طرف دیوار، باید اندازه گیری شود و یا پرش از یک چاله بزرگ که نیاز به عقب نشینی به اندازه کافی دارد.

همچنین در این مورد می توان به افزایش توانایی حل مسائل پیچیده مانند درست کردن پازل هایی سخت در بازی‌ای مانند Syberia و یا پیدا کردن تصویری خاص در میان قاب های روی دیوار و در کل دقیق تر شدن دید و ریز شدن بر روی مسائل زندگی، خود یکی از توانایی هایی است که اکثرا در بازی ها یافت می شود.

» افزایش قدرت و سرعت تایپ و نوشتن: تایپ کردن یک از مهارت هایی است که امروزه بسیار مورد نیاز است. از جمله مزایای یک تایپیست خوب بودن این است که می توانیم به سرعت ایمیل های خود را نوشته و یا اینکه در کوتاه ترین زمان ممکن، پایان نامه دانشگاهی خود را، خود تایپ کنیم. ضمن اینکه در بسیاری از بازی ها، استفاده سریع و آنی از کلیدهای صفحه کلید و همچنین گفتگوی (chat) همزمان بین کاربر و کامپیوتر در بعضی بازی ها، باعث افزایش این مهارت کلید و اساسی در دنیای کامپیوتر، خواهد شد.

مطلب مشابه :  مولفه ها و تعاریف هوش معنوی از نظر برخی صاحب­نظران

در واقع نکته مهم این است که پس از مدتی، جای هر کلید در ذهن ثبت شده و همین باعث ارتقای مهارت تایپ و کلیدیابی در صفحه کلید می گردد.

» کارهای گروهی و مدیریت و رهبری : علیرغم اینکه گفته می شود بازی های کامپیوتری برخلاف حس اجتماعی شدن و در اجتماع بودن هستند، ما اغلب در بازی های استراتژیک می آموزیم که چگونه با همراهان خود همکاری کرده و یا اینکه یک اجتماع یا یک شهر و یا یک تمدن را اداره کنیم. در این نوع بازی ها می آموزیم که وقتی یک نقش و وظیفه ای به ما داده می شود، باید آن نقش را به بهترین نحو انجام داده و هیچ کم و کاستی نگذاریم و تا آن را به پایان نرسانیم، نمی توان به مرحله بعد راه یافت و با تبعات انجام وظیفه ناقص روبرو می شویم.

همچنین می آموزیم که چگونه مراقب جان و وسایل همراهان خود باشیم در صورتی که آنها زخمی شده و یا مهمات ندارند، از مهمات و توانایی خود به آنها ببخشیم، که در زندگی واقعی نیز دقیقا همینطور باید عمل کرد. همچنین در بازی هایی که رهبری و مدیریت وظیفه ماست، یاد می گیریم که چگونه به زیردستان خود، راه های موفقیت را بیاموزیم و وظایف آنها را تنظیم کنیم. همچنین در صورتیکه اشتباهی از آنها سر می زند، راه های انجام بهتر آن را به آنها گوشزد کنیم.

» رفتار منطقی با افراد بد و خشن و مشکل ساز: در بعضی بازی ها مشاهده کرده اید که چطور با یک فرمانده خشن باید رفتار کرد که او ناراحت نشده و در عین حال کار خود را انجام دهید و یا در مواقع لزوم عقب نشینی کنید. همچنین گاهی اوقات اصلا نباید به اطرافیان اهمیت داد و باید بی تفاوت از کنار آنها گذشت و در صورتیکه به جملات آنها پاسخ داده و بخواهیم با آنها صحبت و بحث کنیم، نتیجتا به دعوا و به کاهش میزان کارایی در بازی می انجامد. مثلا در یک بازی پلیسی، در صورتیکه ما فرد خطا کار باشیم، باید به گونه ای با پلیس رفتار نماییم که گویی اصلا چنین عملی انجام نشده و یا در صورتیکه ما پلیس باشیم و با یک فرد جانی که اسلحه نیز به همراه دارد برخورد کنیم، باید به گونه ای با وی برخورد شود که اصلا متوجه پلیس بودن ما نشده و یا اگر هم متوجه شد، به گونه ای با او برخورد نماییم که دست به اسلحه نشود.

مطلب مشابه :  ضرورت اخلاق حرفه‌ای برای مدیران

» لذت بردن از بازی: همانگونه که در بعضی مراحل بازی، یک سکانس آنچنان کاربر را جذب می کند. در زندگی واقعی هم می توان چنین صحنه هایی را پیش آورد و همچنین همانگونه که به پایان رسانیدن یک مرحله و یا بازکردن یک قفل، به ما انرژی فراوان می بخشد و باعث می شود که بازی را بهتر از قبل دنبال کنیم، می آموزیم که در زندگی نیز بازکردن گره، می تواند باعث باز شدن ده ها گره دیگر شده و امید به زندگی را افزایش دهد.

در کل در بازیهای کامپیوتری می آموزیم که در مسائل روزمره زندگی، بسیار خونسرد برخورد کرده و راه خود را به راحتی باز کنیم و بدانیم که هیچ گره ای نیست که گشوده نشود.