پایان نامه با کلید واژگان تجزیه واریانس، عملکرد اقتصادی، نرم افزار

اندازه‌گیری و میانگین آنها به‌عنوان قطر بلال یادداشت برداری شد.
3-5-11- قطر چوب بلال:
برای محاسبه قطر چوب بلال بعد از جدا نمودن بذور از بلال‌های انتخاب شده در مرحله قبل، قطر آنها با کولیس با دقت 1/0 میلی‌متر اندازه‌گیری و میانگین آنها به‌عنوان قطر چوب بلال یادداشت برداری شد.
3-5-12- وزن هزار دانه:
برای محاسبه وزن هزار دانه دو نمونه هزار دانه‌ای از بذور جمع‌آوری شده برای محاسبه عملکرد اقتصادی به‌صورت تصادفی جدا شده و پس از توزین با ترازوی دیجیتالی با دقت 01/0 گرم میانگین آنها به‌عنوان وزن هزار دانه در هر کرت آزمایشی یادداشت برداری شد.
3-5-13- شاخص برداشت:
برای محاسبه این صفت اعداد داد حاصله از عملکرد اقتصادی و عملکرد بیولوژیک را از طریق معادله زیر بر هم تقسیم و درصد حاصله را به‌عنوان شاخص برداشت در هر کرت یادداشت برداری خواهیم نمود.
« شاخص برداشت = ( عملکرد اقتصادی ÷ عملکرد بیولوژیک ) × 100 »
3-5-14- وزن کاه و کلش:
برای محاسبه وزن کاه و کلش به‌دست آمده در یک مترمربع تحت تیمارهای مورد بررسی از طریق تفاضل وزن‌های به‌دست آمده در صفات عملکرد بیولوژیک و عملکرد اقتصادی در هر کرت عدد مربوط به وزن کاه و کلش را استخراج نموده و یادداشت برداری می‌نماییم.
3-6- روش تجزیه و تحلیل آماری طرح
بعد از تکمیل جداول یادداشت برداری جهت تجزیه واریانس داده‌های آماری از نرم افزارهای آماریSAS ،MSTATC استفاده گردید و میانگین تیمارها با آزمون چند دامنه‌ای دانکن مورد مقایسه قرار گرفتند. جهت نگارش متن پایان نامه و رسم نمودارهای مربوطه از نرم افزارهای Wordو Excel استفاده گردید.
4-1 تعداد ردیف در بلال
نتایج حاصل از تجزیه واریانس (جدول 4-1) نشان داد که اثر سطوح مختلف کودهای نیتروژنه وکمپوست و همچنین اثر کود زیستی بارور 2 بر تعداد ردیف در بلال اختلاف معنی‌داری مشاهده نگردید. و همچنین بین اثرات متقابل نیز اختلاف معنی‌داری نگردید.
جدول 4-1- خلاصه نتايج تجزيه واريانس برخي از صفات مورد بررسي
با استناد به نتایج(جدو4-2) اختلاف معنی‌داری بین تیمارهای کاربرد کودهای مورد بررسی وجود نداشت و در یک گروه آماری قرار گرفتند.
جدول 4-2- مقايسه ميانگين برخي از صفات مورد بررسي
4-2- تعداد دانه در ردیف
نتایج حاصل از تجزیه واریانس(جدول4-1) نشان داد که اثر سطوح مختلف کودهای نیتروژنه و کمپوست بر تعداد دانه در ردیف معنی‌داری نگردید اما اثر کود زیستی بارور 2 و اثرات متقابل اختلاف معنی دار گردید. با استناد به نتایج(جدول2-4) بیشترین تعداد دانه در ردیف را تیمار تلقیح یافته با بارور2 با متوسط7/53 به خود اختصاص داد. همچنین با توجه به معنی دار شدن اثر متقابل کود و کمپوست و بارور2 نشان داده شد که بیشترین تعداد دانه در ردیف را تیمار تلقیح یافته با بارور2 و کاربرد 100 درصد ازت(بدون کاربرد کمپوست) با متوسط 75/55 به خود اختصاص داد و از لحاظ آماری در گروه آماری (a) قرار گرفت و کمترین دانه در ردیف در تیمار عدم تلقیح با بارور 2 با کاربرد 50% کمپوست + 50% کودنیتروژنه و تیمار کاربرد 75% کمپوست + 25% کود اوره با تعداد 75/50 دانه به‌دست آمد و به‌صورت مشترک در گروه آماری (c) قرار گرفتند. (شکل4-1).
میرزاشاهی و همکاران (2005)و همتی (2006) طی آزمایشاتی اعلام کردند که مصرف کمپوست به همراه کود ازته تاثیر زیادی بر عملکرد و اجزاء عملکرد سیب‌زمینی داشتند.که با نتایج آزمایش حاضر مطابقت داشت.
باتوجه به نتایج حاصله از این بررسی می‌توان چنین استدلال نمود که تلقیح بذور با بارور 2، تأثیر مثبت و معنی‌داری بر افزایش تعداد دانه در ردیف دارد و باعث افزایش این صفت می‌گردد و این افزایش در نهایت به‌دلیل اینکه این صفت یکی از اجزای عملکرد محسوب می‌گردد به افزایش عملکرد اقتصادی منجر خواهد گردید. همچنین کاربرد کودهای ماکرو از قبیل پتاس که تأثیر مثبتی بر افزایش تعداد گل‌های تشکیل شده دارد و همچنین کود نیتروژن که باعث افزایش وزن دانه می‌گردد تأثیر مثبتی در افزایش تعداد دانه در ردیف و در نهایت بر افزایش عملکرد دارد.
شکل 4-1 اثرات متقابل کاربرد کودهای نیتروژنه وکمپوست و بارور 2 بر تعداد دانه در ردیف
4-3- وزن هزار دانه
همان‌طور که در جدول 4-1 مشاهده گردید، نتایج حاصل از تجزیه واریانس صفت وزن هزار دانه نشان داد اختلاف معنی‌داری در سطح یک درصد بین سطوح مختلف کاربرد کودهای نیتروژنه وکمپوست وجود دارد. در بررسی کاربرد و یا عدم کاربرد بارور 2 و همچنین اثرات متقابل کاربرد کود و بارور2 اختلاف معنی‌داری در سطح یک درصد بین تیمارهای مورد بررسی مشاهده گردید.
همان‌طور که در (جدول4-2) مشاهده می‌گردد اختلاط سطوح مختلف کودهای نیتروژنه وکمپوست تأثیر معنی‌داری بر افزایش وزن هزار دانه داشته به‌طوری‌که تیمار کاربرد 25% کمپوست + 75% کود نیتروژن با وزن هزار دانه 5/193 گرم بیشترین تأثیر را بر افزایش وزن هزار دانه داشته و در گروه آماری (a) قرار گرفت و کمترین وزن هزار دانه در تیمار شاهد با وزن هزار دانه 160 گرم به دست آمد و در گروه آماری (d) قرار گرفت.
در بررسی تأثیر کاربرد بارور 2 بر وزن هزار دانه همان‌طورکه اشاره گردید اختلاف معنی‌داری در سطح یک درصد بین سطوح مورد بررسی مشاهده گردید و بیشترین وزن هزار دانه در سطح تلقیح بذور با بارور2 با وزن 5/182 گرم به‌دست آمد و در گروه آماری (a) قرار گرفت و کمترین وزن هزار دانه با وزن 171 گرم در سطح عدم تلقیح با بارور 2 به‌دست آمد و در گروه آماری (b) قرار گرفت (جدول4-2).
در بررسی اثرات متقابل کاربرد کود و تلقیح با بارور 2 اختلاف معنی‌داری در سطح احتمال یک درصد بین تیمارهای مورد بررسی مشاهده گردید بطوری که بیشترین وزن هزار دانه را تیمار تلقیح بذور با بارور 2 با کاربرد 25% کمپوست + 75% ازت با متوسط 37/195 گرم به خود اختصاص داد و در گروه آماری (a) قرار گرفت و کمترین وزن هزار دانه را تیمار عدم تلقیح با بارور 2 با کاربرد 100% کمپوست بدون کاربرد کود ازت(شاهد) با متوسط 37/153 گرم به خود اختصاص داد و در گروه آماری (f) قرار گرفت(شکل 4-2).
از نتایح حاصله در این بررسی می‌توان چنین استدلال نمود که کاربر کمپوست به تنهایی نمی‌تواند باعث افزایش وزن هزار دانه گردد و ترکیب این کود با کودهای شیمیایی از قبیل کود نیتروژن باعث افزایش وزن هزار دانه می‌گردد. همچنین تلقیح بذور با بارور 2 قبل از کاشت نیز تأثیر مثبتی بر افزایش جذب عناصر غذایی در گیاه و استقرار بوته داشته و در نهایت منجر به افزایش وزن هزار دانه گردیده است.
مدنی (2005) در نتایج به‌دست آمده از آزمایش‌های مزرعه‌ای خود در دو منطقه کرج و اراک بر مؤثر بودن استفاده از فسفات بارور 2 به‌عنوان کود زیستی فسفر برای کاهش مصرف کودهای شیمیایی در امر تولید محصولات کشاورزی در کشور تأکید دارد.
شکل 4-2 اثرات متقابل کاربرد کودهای نیتروژنه وکمپوست و بارور 2 بر وزن هزار دانه
4-4- عملکرد دانه
نتایج حاصل از تجزیه واریانس (جدول 4-1) نشان داد که اثر کاربرد کودهای نیتروژنه وکمپوست بر عملکرد دانه در سطح احتمال پنج درصد معنی دار گردید و اثر کود زیستی بارور2 بر عملکرد دانه در سطح احتمال یک درصد معنی دار گردید اما اثر متفابل بر این صفت معنی دار نگردید.
نتایج(جدول 4-2) حاکی از این بود که تیمار کاربرد 25% کمپوست + 75% کود نیتروژن با متوسط 16408 کیلوگرم در هکتار بیشترین تأثیر را بر عملکرد دانه داشت و به‌لحاظ آماری در گروه آماری (a) قرار گرفت. کمترین عملکرد دانه را تیمارهای کاربرد 100% کمپوست و تیمار کاربرد 50% کمپوست + 50% کود نیتروژن به‌ترتیب با متوسط 13972 و 13806 کیلوگرم در هکتار به‌دست آمد(شکل4-3).
تلقیح بذور با بارور 2 نیز تأثیر مثبتی بر افزایش عملکرد دانه داشت و همان‌طورکه در نمودار 4-4 ملاحظه می‌گردد تیمار تلقیح با بارور 2 با متوسط 14782کیلوگرم هکتار از عملکرد بالاتری نسبت به تیمار شاهد بدون تلقیح برخوردار بود.
با توجه به نتایج حاصله در بخش‌های پیشین چنین استدلال می‌گردد که کاربردکمپوست همراه با کودهای ماکرو از قبیل کود نیتروژن تأثیر بیشتری بر افزایش عملکرد و اجزای عملکرد داشته و تیمار بذور قبل از کاشت با بارور 2 نیز تأثیر مثبتی از خود بر جای می‌گذارد. لذا توصیه می‌شود که که جهت حصول عملکرد بالاتر در راستای کاهش مصرف کودهای شیمیایی و تولید محصول سالم کودهای آلی به‌همراه کودهای شیمیای به‌کار برده شوند و جهت استقرار بهتر بوته‌ها و افزایش سطح ریشه و در نتیجه افزایش جذب عناصر غذایی و کارآیی مصرف کود بذور ذرت با ترکیبات بیولوژیک از قبیل بارور 2 تلقیح گردند. در این رابطه ملکوتی و کشاورز (1384) بیان داشتند که نیتروژن از مهم‌ترین عناصر غذایی و عامل کلیدی در دست‌یابی به عملکرد مطلوب در محصولات زراعی می‌باشد. در عناصر ضروری غیر از اکسیژن، هیدروژن و کربن نیتروژن بالاترین غظلت را در گیاهان داشته و گذرگاه رشد است.
همچنین سامرفلت و مک‌کی (1987) اظهار می‌دارند، بعد از کاربرد کود دامی، فعالیت‌های میکروبی خاک جهت تجزیه بقایای آلی افزایش پیدا کرده و مقدار قابل توجهی از نیتروژن معدنی را به مصرف می‌رسانند. استیر و سیلور (1990) و خالیکو (2004) همچنین گزارش کردند که میزان دسترسی به نیتروژن روی ترکیب اسیدهای چرب روغن آفتابگردان تأثیر می‌گذارد. مونیر و همکاران (2007) با بررسی تیمارهای مختلف تغذیه‌ای از کودهای آلی، شیمیایی و تلفیقی دریافتند که بیشترین عملکرد دانه در تیمار تلفیقی حاصل شد و صفات کیفی آفتابگردان مانند درصد روغن و پروتئین در تیمارهای تلفیقی از کود آلی و کود شیمیایی به‌طور معنی‌داری بالاتر از کاربرد آن‌ها به‌تنهایی است.
شکل 4-3 تأثیر کاربرد کودهای نیتروژنه وکمپوست بر عملکرد دانه
شکل 4-4 تأثیر کاربرد بارور 2 بر عملکرد دانه
4-5- عملکرد بیولوژیک
نتایج حاصل از تجزیه واریانس (جدول 4-1) نشان داد که اختلاف معنی‌داری بین سطوح مختلف تیمارهای کاربرد کودهای نیتروژنه وکمپوست وجود نداشت. در بررسی تیمار کاربرد و یا عدم کاربرد بارور 2 نیز اختلاف معنی‌داری مشاهده نگردید اما در بررسی اثرات متقابل کاربرد کود و بارور2 اختلاف معنی‌داری در سطح یک درصد بین تیمارهای مورد بررسی مشاهده گردید.
جدول 4-3- خلاصه نتايج تجزيه واريانس برخي از صفات مورد بررسي
نتایج(جدول4-4) حاکی از این بود که در بین اثرات متقابل کاربرد کودهای نیتروژنه وکمپوست و تلقیح با بارور 2 بیشترین عملکرد بیولوژیک را تیمار تلقیح با بارور 2 با کاربرد 75% کمپوست + 25% کود نیتروژن با متوسط 47180 کیلوگرم در هکتار به خود اختصاص داد و به‌ لحاظ آماری در گروه آماری (a) قرار گرفت. کمترین عملکرد بیولوژیک را تیمار بدون تلقیح با کاربرد 75% کمپوست + 25% کود نیتروژن با متوسط30470 کیلوگرم در هکتار به خود اختصاص داد و در گروه آماری (b) قرار گرفت (شکل 4-5).
راتی و همکاران (2001) نیزدر تحقق خود بر روی علف لیمو مشاهده کردند که کاربرد چندین سوش از باکتری‌های حل کننده فسفات، عملکرد بیولوژیک را در مقایسه با شاهد افزایش داد. کاربرد میکروارگانیزم حل کننده فسفات در یک بستر حاوی پرلیت و ورمی کولیت، نیز سبب بهبود معنی‌دار عملکرد بیولوژیک در گیاه دارویی نعنا گردید (کابلو، 2005).
شکل 4-5 اثرات متقابل کاربرد کودهای نیتروژنه وکمپوست و بارور 2 بر عملکرد بیولوژیک
4-6- شاخص برداشت
نتایج حاصل از تجزیه واریانس (جدول 4-2) صفت شاخص

دیدگاهتان را بنویسید