پایان نامه با کلید واژگان کشاورزی پایدار، محصولات کشاورزی، گیاهان دارویی

مقايسه با عملكرد آن در شرايط تغذيهاي مطلوب و يا افزايش عملكرد بخش برداشت شده گياه زراعي به ازاي هر واحد عنصر غذايي مصرف شده بهصورت كود تعريف شده است.
2-1-3- مديريت صحيح مصرف كودهاي نيتروژني
امروزه بر اساس تحقيقات انجام شده مشخص شده است كه ميتوان هدر رفت نيتروژن را با چگونگي مصرف (پخش سطحي، مصرف نواري و جايگذاري عميق)، تركيب كود نيتروژندار، زمان و ميزان مصرف كنترل نمود. از نظر منبع كودي، تصعيد NH3و نيتراتزدايي و همچنين الگوي هدر رفت نيتروژن تحت تاثير نوع كود است. البته اثر متقابل بين نوع كود، نوع خاك و محيط نيز وجود دارد. بهعنوان مثال هدر رفت از طريق تصعيد از سولفات آمونيوم بيشتر نيترات آمونيوم است (11). در بسياري از موارد هرچه مقدار كود مصرفي بالاتر باشد ميزان هدر رفت از طريق تصعيد بيشتر است. بنابراين استفاده از روش هاي جديد از جمله روش نيترات پاي بوته، تقسيط بيشتر كودهاي نيتروژن بهمنظور كاهش آلودگي نيتراتي و يا جلوگيري از كاربرد بيرويه كودها ميتواند روشهاي مناسبي براي كاهش هدر رفت نيتروژن باشد. تحرك نيترات تغييرات فضايي و زماني نيتروژن معدني خاك را بسيار متغير كرده و اين موضوع ارزش نمونهگيري را كاهش ميدهد. روشي كه براي حل اين مشكل بكار گرفته شده، استفاده از روش نيترات پاي بوته است كه اولين بار براي گياه ذرت بكار گرفته شد. روش مصرف كودهاي نيتروژن بسيار مهم است تا آن جا كه مصرف كود نيتروژني بهصورت سطحي نسبت بهمصرف آن بهصورت نواري يا جايگذاري عمقي و مخلوط كردن آن با خاك داراي كارآيي كمتري است (25و15). مصرف تقسيطي كودهاي نيتروژن و مطابق با نياز گياه تاثير زيادي در افزايش كارآيي نيتروژن دارد. اين روش به كشاورزان اجازه ميدهد كه تقسيط بيشتر را داشته و براي اين منظور كود نيتروژن در آب آبياري حل شده در اختيار گياه قرار داده مي شود. يكي ديگر از شيوههاي كاهش هدر رفت نيتروژن، استفاده از منابع كودي با سرعت آزاد سازي كم و استفاده از بازدارندههاي نيتريفيكاسيون و اوره است كه ميتواند به طور مؤثري در افزايش كارآيي كودهاي نيتروژن نقش داشته باشد.
تربتی نژاد و همکاران (1381) به این نتیجه رسید که اثر سطوح مختلف نیتروژن بر روی ارقام مختلف سورگوم معنی‌دار شده همچنین شاخص سطح برگ در ارقام مختلف تحت تأثیر نیتروژن معنی‌دار شد.
رضوانی مقدم (1371) و کاشانی (1363)در یک بررسی به این نتیجه رسید که نسبت ماده خشک برگ به ساقه سورگوم در سطوح مختلف ازت تفاوت معنی‌داری نداشته.
بیرچ بش (2003) گزارش کردن که در سورگوم با افزایش مقادیر ازت نسبت برگ به ساقه کاهش می‌یابد.
بارکلویاند (2003) ذکر کرد کلروفیل و نیتروژن در گیاهان ارتباط نزدیکی با هم دارند و به همین دلیل از میزان کلروفیل برای تعیین وضعیت نیتروژن در گیاهان استفاده می‌شود و می‌توان با اندازه‌گیری کلروفیل توسط وسیله‌ای به نام کلروفیل‌متر وضعیت نیتروژن را در گیاه به‌دست آورد. همچنین برید میر (2005) گزارش کرده که بالاترین سطوح نیتروژن بالاترین اعداد کلروفیل‌متر و کم‌ترین اعداد کلروفیل‌متر مربوط به شاهد بوده است.
2-2- تاثیر نیتروژن بر میزان پروتئین
سرمدنیا و کوچکی (1366) ثابت شده است که تنش خشکی سیستم اسیدهای نوکلئیک و RNAرا که رابطه نزدیکی با پروتین سازی دارند از بین می‌برند. عده‌ای هم به این نتیجه رسیداند کاهش پروتئین سازی در برگ‌ها تنش دیده در نتیجه کمبود سیتوکنین‌ها می‌باشد مع هذا پیشنهاد شده است. صدمات وارد شده در اثر تجزیه پروتین‌ها در گیاهان تنش دیده به‌علت کمبود پروتین نبوده بلکه در اثر تجمع مواد سمّی مانند امونیاک است که از تجزیه پروتین‌ها حاصل می‌شود.
رضوانی مقدم (1373) اظهار می‌دارد درصد پروتئین بر اثر مصرف ازت هنگامی افزایش می‌یابد که نیتروژن بیش از نیاز گیاه برای تولید باشد و در مقادیر کم فقط عملکرد افزایش می‌یابد بدون این‌که تغییر محسوسی در میزان پروتین به‌وجود آید.
میر لوحی و همکاران (1374) بر اساس آزمایشی مقادیر مختلف کود ازته را بر رشد عملکرد و کیفیت سورگوم علوفه‌ای بررسی کردند و اظهار داشتند که کود ازت اثر معنی‌داری بر درصد عملکرد پروتئین مواد سیلو شده داشت که با افزایش سطح کود از 300 به 500 کیلوگرم ازت در هکتار درصد و عملکرد پروتئین 69/5% و 98 /0 در هکتار افزایش یافت.
هاریس و همکاران (1973) پروتئین سورگوم را بین 5 تا 3/19 درصد با میانگین 1/7 درصد گزارش کردند مقدار پروتئین و ترکیبات شیمیایی آندوسپرم تحت تأثیر ژنوتیپ و محیط (به خصوص حاصلخیزی خاک) می‌باشد مقدار پروتئین آندوسپرم بیشتر تحت تأثیر جذب و انتقال ازت به بذر قرار داشت تا مقدار و فرم ازتی که به خاک اضافه می‌گردد.
هایس (1995) عنوان نمود ازت اضافه شده به خاک بیشتر باعث افزایش عملکرد می‌شود تا زیاد شدن مقدار پروتئین. اضافه کردن ازت از طریق برگ‌ها، بیشتر از اضافه کردن ازت به خاک باعث افزایش پروتئین می‌گردد. در خاک فقیر مناطق حاره‌ای کود ازته باعث افزایش عملکرد پروتئین می‌شود به‌طوری که دارای درصد بیشتری پروولین و گلوتامین و درصد کم‌تری لیزین و تریپتوفان خواهد بود زیاد شدن جمعیت گیاهی ممکن است باعث کاهش مقدار پروتئین شود.
2-3- تأثیر کاربرد بار ور 2 بر افزایش عملکرد و اجزای عملکرد
در نتایج آزمایش تأثیر خاک‌دهی و کود زیستی فسفر بارور 2 توأم با محلول پاشی عناصر ریز مغذی بر عملکرد سیب‌زمینی نشان داده شد که تأثیر تیمار خاک‌دهی پای بوته‌ها و تیمار کوددهی به‌جزء تعداد غده در بوته، بر ارتفاع بوته، تعداد انشعابات بوته، تعداد برگ، میانگین وزنی غده و عملکرد غده معنی‌دار بود و همچنین نشان داد که بیشترین عملکرد غده در حالت دوبار خاک‌دهی و استفاده از کود زیستی فسفر بارور 2 همراه با محلول پاشی سولفات آهن حاصل شد ( عیوضلو و همکاران، 1389).
میرزاشاهی و همکاران (2005 ) طی آزمایشی اعلام کردند که محلول پاشی عناصر کم‌مصرف بر، روی، منگنز و آهن نسبت به خاکی آنها مؤثرتر است. همتی (2006) با محلول پاشی عناصر ریز مغذی آهن، روی، منگنز و بر نشان داد که این عناصر تأثیر معنی‌داری بر عملکرد و اجزاء عملکرد سیب‌زمینی داشتند و با افزایش غلظت آهن و به‌ویژه روی در محلول پاشی عملکرد سیب‌زمینی افزایش یافت. آلوین (2003) در مواردی که ریشه گیاه در اثر بیماری‌هایی نظیر فوزاریو و یا فیتوفترا آسیب ببیند یا خواهان جذب سریع عناصر باشد مصرف برگی کودها بهترین راه حل بوده و باعث افزایش عملکرد می‌شود.
حضور میکرو ارگانیسم‌ها خاک را پویا نگه داشته و توانایی باز چرخ عناصر غذایی را بهبود بخشیده و شرایط زندگی گیاه را در خاک مساعد می‌سازد (شارما، 2002).
نتایج به‌دست آمده از آزمایش‌های مزرعه‌ای در دو منطقه کرج و اراک بر مؤثر بودن استفاده از فسفات بارور 2 به‌عنوان کود زیستی فسفر برای کاهش مصرف کودهای شیمیایی در امر تولید محصولات کشاورزی در کشور تأکید دارند (مدنی، 2005).
نتایج بررسی طافی و همکاران (2010) نشان داد که تیمار خاک‌دهی پای بوته تأثیری بر ارتفاع بوته نداشته است و این افزایش ارتفاع بیشتر به نوع رقم بستگی دارد. ضعیفی‌زاده و همکاران (1998) طی آزمایشی اعلام کردند کود آهن تأثیر معنی‌داری بر ارتفاع بوته نداشت، در صورتی که مصرف فسفر بارور 2 همراه محلول پاشی سولفات آهن اثر معنی‌داری بر ارتفاع بوته داشته است.
شارما و سان‌وال (1994) اعلام کردند که عنصر آهن در تشکیل کلروفیل گیاه نقش اساسی دارد و در حالت کمبود آهن مقدار فتوسنتز و رشد گیاه کاهش یافته و در اثر آن سطح برگ و تعداد برگ‌ها در گیاه کاهش می‌یابد. قربانلی و بابالار (2003) اعلام کردند در شرایط کمبود فسفر توسعه سطح برگ‌ها و تعداد برگ‌ها کاهش می‌یابد زیرا گستردگی سطح برگ‌ها تحت تأثیر توسعه سلول‌های اپیدرمی بوده که این فرایند در گیاهان مواجه شده با کمبود فسفر به دلایل مختلفی دچار اختلال می‌شود.
شهاتا و خواز (2003) افزایش معنی‌دار درصد روغن آفتابگردان با کاربرد کود زیستی گزارش کردند. محققین در آزمایشات خود اعلام نمودند که با افزایش دسترسی به نیتروژن درصد روغن بذر کاهش می‌یابد در حقیقت رابطه منفی بین افزایش نیتروژن و درصد روغن وجود دارد (کاظم و آل‌میسلی، 1992 و استیر و سیلور، 1990). سامرفلت و مک‌کی (1987) اظهار می‌دارند، بعد از کاربرد کود دامی، فعالیت‌های میکروبی خاک جهت تجزیه بقایای آلی افزایش پیدا کرده و مقدار قابل توجهی از نیتروژن معدنی را به مصرف می‌رسانند. استیر و سیلور (1990) و خالیکو (2004) همچنین گزارش کردند که میزان دسترسی به نیتروژن روی ترکیب اسیدهای چرب روغن آفتابگردان تأثیر می‌گذارد. مونیر و همکاران (2007) با بررسی تیمارهای مختلف تغذیه‌ای از کودهای آلی، شیمیایی و تلفیقی دریافتند که بیشترین عملکرد دانه در تیمار تلفیقی حاصل شد و صفات کیفی آفتابگردان مانند درصد روغن و پروتئین در تیمارهای تلفیقی از کود آلی و کود شیمیایی به‌طور معنی‌داری بالاتر از کاربرد آن‌ها به‌تنهایی است.
2-4- تأثیر کاربرد کودهای آلی بر افزایش عملکرد و اجزای عملکرد
در آزمایش بررسی اثر کاربرد میکوریزا، ورمی‌کمپوست و کود فسفات زیستی بر گل‌دهی، عملکرد بیولوژیک و همزیستی ریشه، در گیاه داوریی رازیانه دریافتند که بیشترین تعداد چتر در بوته و عملکرد بیولوژیک با کاربرد 10 تن ورمی‌کمپوست و نیز بیشترین درصد همزیستی ریشه با کاربرد 5 تن ورمی‌کمپوست حاصل گردید (درزی و همکاران، 1387). قارچ‌های میکوریزایی دارای رابطه همزیستی با ریشه اغلب گیاهان زراعی می‌باشند و از طریق افزایش جذب عناصر غذایی مثل فسفر و برخی عناصر کم‌مصرف، افزایش جذب آب، کاهش تأثیر منفی تنش‌های محیطی و افزایش مقاومت در برابر عوامل بیماری‌زا، سبب بهبود در رشد و عملکرد گیاهان میزبان در سیستم‌های کشاورزی پایدار می‌شوند (شارما، 2002).
ورمی‌کمپوست نیز نوعی کمپوست تولید شده به کمک کرم خاکی است که در نتیجه تغییر و تبدیل و هضم نسبی ضایعات آلی (کود دامی، بقایای گیاهی و غیره) در ضمن عبور از دستگاه گوارش این جانوران به‌وجود می‌آید. ورمی کمپوست دارای تخلخل زیاد، قدرت جذب و نگهداری عناصر غذایی بالا، تهویه و زهکشی مناسب و ظرفیت بالای نگهداری آب می‌باشد و استفاده از آن در کشاورزی پایدار، علاوه بر افزایش جمعیت و فعالیت میکروارگانیزم‌های مفید خاک (نظیر قارچ‌های میکوریزا و میکروارگانیزم‌های حل کننده فسفات)، در جهت فراهمی عناصر غذایی مورد نیاز گیاه مانند نیتروژن، فسفر و پتاسیم محلول عمل نموده و سبب بهبود رشد و عملکرد گیاهان زراعی می‌شود (آرانکون و همکاران، 2004). در یک پژوهش کاپور و همکاران، 2004) نشان دادند که تلقیح رازیانه با قارچ میکوریزا سبب افزایش معنی‌دار تعداد چتر در بوته، بیوماس و درصد همزیستی ریشه آن گردید. همچنین در پژوهشی که توسط سوبرامانیان و همکاران، 2006 بر روی گوجه فرنگی انجام گرفت، مشخص گردید که همزیستی ریشه گوجه فرنگی با یک گونه از میکوریزا، باعث افزایش معنی‌دار تعداد گل در بوته در مقایسه با تیمار شاهد گردید. در تحقیق دیگری عنوان گردید که تلقیح گیاه دارویی علف لیمو (Cymbopogan martini) با گونه‌ای قارچ میکوریزایی (Glomus aggreganum)سبب افزایش قابل توجه عملکرد بیولوژیک و درصد همزیستی ریشه گردید (راتی و همکاران، 2001). در همین خصوص طی مطالعه دیگری که بر روی نعنا (Mentha arvnsis) انجام گرفت، گوپتا و همکاران (2002) گزارش کردند که تلقیح گیاه نعنا با گونه‌ای قارچ میکوریزای VAM به‌طور قابل ملاحظه‌ای عملکرد بیولوژیک و درصد همزیستی ریشه را در مقایسه با گیاهان تلقیح نشده، افزایش داد. در پژوهشی که روی گیاهان دارویی شوید (Anethum graveoleens) نوعی

دیدگاهتان را بنویسید