فروش فایل پایان نامه : تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین بر کاهش علائم نافرمانی در کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای

باید توجه داشته باشیم که معمولاً اختلالاتی همراه اختلال نافرمانی هستند. این اختلالات عبارتند از اختلال نقص توجه- بیش فعالی، اختلال خلق، اضطراب و افسردگی(باری، 2001). زمینه و ماهیت این ارتباط به درستی مشخص نشده است. مطالعات جامعی از کودکان دارای اختلال نقص توجه- بیش فعالی نشان می دهد که 40 درصد از کودکان دارای این اختلال به اختلال نافرمانی مبتلا بوده اند. کودکانی که هر دو اختلال را دارند، پرخاشگرتر هستند، مشکلات رفتاری بیشتری دارند و افت تحصیلی شدیدتری را نشان می دهند  نیز از طرف همسالان بیشتر طرد می شوند.به نظر می آید اختلال نقص توجه- بیش فعالی بروز نافرمانی را تسهیل می بخشد(گرین و بیدرمن[1]، 2002). در یک مطالعه جامع از کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی 14 درصد اختلال نقص توجه- بیش فعالی، 14 درصد اضطراب و 9 درصد هم افسردگی داشتند. در مطالعه دیگری محققان دریافتند که کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی به احتمال زیاد در برابر گروه مرجع افسردگی ماژور شدید یا اختلال دو قطبی داشتند. در مورد اختلالات یادگیری و اختلال زبان همراه با اختلال نافرمانی مطالعات کمی وجود دارد.(اسکالز، 1999) یکی دیگر از اختلالات همراه، اختلال سلوک است با اینکه نمی توان با قطع و یقین گفت که اختلال نافرمانی به اختلال سلوک منجر می شود اما تقریباً همه کودکان دارای علائم اختلال سلوک یک تشخیص اختلال نافرمانی زودتر داشته اند(بارکلی، 1997). ارتباط بین سطوح اختلال نافرمانی شدید و اختلال سلوک در مطالعات بیان شده است. اختلال نافرمانی می تواند یک پلکان برای ایجاد وتشدید علائم اختلال سلوک باشد. نوجوانای که هم اختلال نافرمانی و هم اختلال سلوک داشته اند، اختلالات خلق و آسیب های اجتماعی بیشتری نسبت به نوجوانانی که فقط اختلال نافرمانی داشته اندف نشان داده اند(باری، 2001)

2-2-6 پیش آگهی

درمان اختلال نافرمانی بستگی به شدت، فراوانی، اختلالات همراه و سن بروز اختلال دارد. در زمینه پیش آگهی اختلال مزبور اتفاق نظر وجود ندارد. عده ای معتقدند که اکثریت کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی در آینده یک نمونه با ثبات از اختلال نافرمانی، اختلال عاطفی، اختلال نافرمانی همراه با اختلال نقص توجه- بیش فعالی را خواهد داشت(کن[2]، 2004). کودکانی که تشخیص نافرمانی را دریافت کرده اند ممکن است بعداً به تشخیص اختلال نقص توجه- بیش فعالی، اضطراب و افسردگی تغییر یابند. در مطالعه ای دیگر کانر (2002) و لابر(2000) مطرح کرده اند که حدود 67 درصد از کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی سه سال بعد تشخیص این اختلال را دریافت نخواهند کرد و در طیف نرمال قرار می گیرند. حدود 30 درصد کودکانی که اختلال نافرمانی را در سنین پایین تر نشان می دهند با افزایش سن احتمال ابتلا به اختلال سلوک، اختلال نقص توجه- بیش فعالی، اضطراب و اختلال خلق در آنها افزایش می یابد. اندرسن و کازدین(1997) نیز این مطلب را تایید کرده اند و معتقدند 30 درصد از کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی بعداً ملاک های اختلال سلوک را دریافت خواهند کرد. یاتس و استیوارت[3] (1998) بیان کرده اند که اختلال نافرمانی به عنوان یک عامل پیش گویی کننده قوی اختلالات اجتماعی در بزرگسالی است مقطع نظر از اینکه منجر به اختلال سلوک شود (کندلر[4]، 2005). بارکلی(1997) نیز اختلال نافرمانی را به عنوان عامل پیش گویی کننده افت تحصیلی و مشکلات اجتماعی بعدی مطرح کرده است. بروز اختلال نافرمانی در سنین پایین تر و با شدت بیشتر، پیش آگهی طولانی مدت خواهد داشت. گرینبرگ(1999) اشاره کرده است که بعضی فاکتورها مانند هوش کودک خلق و خوی او، کیفیت ارتباط کودک در جمع با معلمان و همسالان مانع پیشرفت علائم اختلال نافرمانی می شود. (مایلر، 2005).

2-2-7 علت شناسی

هیچ پیوند علّی مستقیم میان عوامل زمینه ساز و مسائل رفتاری آتی در کودکان خردسال وجود ندارد. تنها چیزی که می توان گفت این است که برخی عوامل به مسائل رفتاری مربوط اند. بر همین بنا چند دیدگاه نظری در مورد علت نافرمانی مطرح شده است.

بررسی تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین بر کاهش علائم نافرمانی در کودکان مبتلا به نافرمانی مقابله ای

2-2-7-1 دیدگاه زیستی    

تعیین دقیق مبانی زیست شناسی برای اختلال نافرمانی هنوز ناشناخته است ولی مطالعاتی در این زمینه انجام گرفته است. طبق مطالعات انجام شده، تاثیر ژنتیک در مواردی که اختلال نافرمانی همراه اختلال دیگری مانند اختلال نقص توجه- بیش فعالی است آشکارتر است(دیک، ویکن و کاپریو[5]، 2005). راین[6](2002) به نقل از مایلر، 2005) مطرح ساخته که به نظر می رسد که اگر کودک در معرض توکسین و نیکوتین قرار بگیرد و یا کمبود ویتامین داشته باشد به احتمال زیاد به اختلال نافرمانی مبتلا خواهد شد. در همین راستا مطالعه ای دیگر نشان می دهد کودکانی که مادرانشان در دوران بارداری سیگار مصرف می کرده اند و یا سوء تغذیه داشته اند در خطر ابتلا به این اختلال هستند(سارت[7]، 2002). پژوهش ها نشان داده اند که اختلال نافرمانی به علت آسیب در انتقال دهنده های عصبی مانند دوپامین، سرتونین و نوراپی نفرین است. افرادی که در هر سه انتقال دنده مشکل داشته اند علائم اختلال نافرمانی را شدیدتر نشان داده اند. آنهایی که در یک یا دو انتقال دهنده آسیب دیده اند علائم این اختلال را خفیف تر نشان داده اند(باری، 2001). در مطالعه ای که توسط راین(2002) انجام گرفته است به این نتیجه رسیده اند که آسیب به کرتکس پیشانی، اشکال در عملکرد انتقال دهنده های عصبی آدرنالین، دوپامین و سرتونین، میزان کم کورتیزول و سطوح بالای تستسترون در کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی دیده می شود. مدنیک و تونین[8](2002) نیز ترکیبات ژنتیک را در اختلال مورد نظر موثد دانسته اند (مارتا و مکوارد[9]، 2001).

2-2-7-2 دیدگاه روان تحلیل گری

روان تحلیل گران معتقدند که تعارضات حل نشده مرحله مقعدی این اختلال را ایجاد می کند (لطفی کاشانی و وزیری، 1376). دلایل دیگری که می توان گفت در این دیدگاه مطرح می شوند عبارتند از:

الف- بی توجهی والدین و اطرافیان

ب- محرومیت ها

ج- نیازهای شدید

د- فشار بر خود

خ- ولادتی جدید

ممکن است برخی کودکان به طور ذاتی، استعداد نشان دادن قدرت و اظهار وجود در برابر اطرافیان را داشته باشند که این امر موجب کشمکش بین او و صاحبان قدرت می شود(لطفی کاشانی و وزیری، 1376).

شکل گیری هویت در خانواده ای که نسبت به رفتار فرزند خود کنترل شدید دارد و برای همین کودک برای مشخص کردن هویت و جایگاه خود مجبور است با خواسته های آنها مقابله کن(فرقانی رئیسی، 1376)

[1]- Green & Biederman

[2]- Kane

[3]- Yats & Stivart

[4]- Chandler

[5]- Dick & Viken &Kaprio

[6]- Rain

[7]- Surette

[8]- Madnik & Tonin

[9]- Martha & Markward