بلوغ جنسی، جنگ جهانی دوم، ابتلا به بیماری، یونان باستان

خواص گیاه دارویی سیاه‌دانه به علت ترکیبات و مواد تشکیل دهنده آن می‌باشد مطالعات نشان می‌دهد که سیاه‌دانه موجب بهبود مصرف خوراک، عملکرد رشد و سیستم ایمنی می‌شود (84)؟ بنابراین هدف از این پژوهش بررسی تأثیر سطوح مختلف بذر سیاه‌دانه بر عملکرد رشد، خصوصیات و بازده لاشه، برخی از فاکتورهای خونی و پاسخ ایمنی در بلدرچین ژاپنی می‌باشد. فصل دوم:
بررسی منابع 2-1- طبقه بندی بلدرچین
بلدرچین (ژاپنی) در راسته گالیفورم و در خانواده فازیانیده و همراه با کبک و قرقاول در یک گروه قرار دارد، در مورد رده بندی این پرونده نظریات متفاوتی وجود دارد. شکل 2-1 نشان دهنده‌ی رده بندی بلدرچین است.
Aves (Bird) رده
Galliformes (Game Birds and fowl) راسته
Phasianidae Tetraonidae خانواده
quail
Partridgs
Pheasants
Capercaillie
Ptarmigan
Grouse
زیر خانواده شکل 2-1- رده بندی بلدرچین (کاتی، 1998) در جنس بلدرچین 13 گونه وجود دارد که کلیه نژادهای موجود از گونه‌ی کوترنیکس7 می‌باشند. در این گونه دو نوع بلدرچین وحشی به نام‌های اروپایی یا نوع معمولی و اروپا-آسیایی شناخته شده است. این احتمال وجود دار که منشا گروه دوم از گروه اول باشد. بلدرچین ژاپنی8 یک نژاد وحشی است و وزن آن سنگین‌تر از بقیه سویه‌های این نژاد است. سابقه اهلی شدن بلدرچین ژاپنی بسیار طولانی است و از قرن 12 میلادی به عنوان یک پرنده آواز خوان مورد توجه بوده است این سویه بلدرچین از گروه بلدرچین‌های موجود در کشتزارها حاصل شده است. باقیمانده اسکلت بلدرچین در قسمت‌های فوقانی تخته سنگ‌های غار پلییستوسین در بریتانیا مشاهده شده است. همچنین استفاده قوم یهود از گوشت بلدرچین در یک نسخه اسپانیایی مربوط به قرن یازدهم که در کتابخانه واتیکان حفظ می‌شود، ذکر شده است. در یونان باستان بلدرچین به عنوان یک پرنده قفسی توسط افراد علاقه مند برای جنگ دادن و یا برای مصرف گوشت پرورش داده می‌شد (59).
2-2- تاریخچه اهلی کردن بلدرچین ژاپنی
شروع پرورش بلدرچین در ژاپن، قرن یازدهم است که به صورت اهلی از کشور چین وارد می‌شد. در ابتدا هدف از پرورش و نگهداری بلدرچین، به عنوان یک پرنده آواز خوان بود و از آن برای شرکت در مسابقات آواز خوانی استفاده می‌شد. بلدرچین تجاری امروزی نیز در فاصله سال‌های 1910 تا 1941 از لا ین‌های بلدرچین آواز خوان به وجود آمد و از همان زمان انتخاب برای گوشت و تخم در بلدرچین آغاز شد. در طول جنگ جهانی دوم جمعیت هر دو گروه بلدرچین (آواز خوان و تجاری) به شدت کاهش یافت. بعد از جنگ، بخش بلدرچین ژاپنی از معدودی بلدرچین موجود در کشورهایی مثل کره، چین و تایوان و هم چنین نوع وحشی موجود در طبیعت رونق گرفت. لا ین‌های بلدرچین ژاپنی موجود در آمریکا و اروپا نیز بعد جنگ جهانی دوم از این جمعیت حاصل شده‌اند (59).
در حال حاضر با توجه به محدودیت مراتع کشور، تهیه گوشت قرمز از پرورش گاو و گوسفند با مشکلاتی مواجه است. این مسئله موجب شده است که انسان‌ها برای دغدغه‌های تا مین پروتئین مورد نیاز خود اقدام به اهلی کردن پرندگان حلال گوشت کنند و با پرورش صنعتی آن‌ها بخشی از احتیاجات پروتئینی خود را برطرف سازند. پرورش بلدرچین امروزه جایگاه خاصی در صنعت پرورش طیور پیدا کرده که با توجه به افزایش تقاضای مردم برای مصرف گوشت و تخم بلدرچین و اقتصادی بودن آن از نظر تولید، پیش بینی می‌شود در آینده توسعه بیشتری پیدا کند (8). 2-3- پراکندگی و محل زیست
به طور کلی بلدرچین‌ها در تابستان زیاد دیده می‌شوند. معدودی از آن‌ها در زمستان در زمین‌های کم ارتفاع سراسر ایران باقی می‌مانند. رشد بلدرچین بومی آسیا (Coturnix coturnix) سریع بوده و آب و هوای معتدل برای آن‌ها مناسب بوده است. بنابراین بین المدارین منطقه مناسبی برای زندگی آن‌ها می‌باشد. نوع وحشی بلدرچین که در طبیعت زندگی می‌کند مهاجر است و زمستان را در شمال آفریقا، در بیابان و دشت‌های سبز و خرم سپری و در تابستان با پرواز در امتداد دریای مدیترانه به اروپا مهاجرت می‌کند. در دشت‌ها و سبزه زارهای ایران، بلدرچین‌های وحشی به وفور یافت می‌شوند (8).
2-4- ویژگی‌های عمومی بلدرچین
اصولاً بلدرچین‌ها پرندگانی پر طاقت، نیرومند و مقاوم می‌باشند و می‌توانند در مناطقی با آب و هوای گوناگون رشد و تولید مثل کنند. این توانایی ناشی از قدرت سازگاری زیاد آن‌ها با شرایط گوناگون محیطی می‌باشد. بلدرچین دارای مقاومت خوبی نسبت به شرایط نامساعد محیطی بوده و در محیط‌های مختلف به راحتی سازگار می‌شود. این پرندگان سریع رشد می‌کنند. سن بلوغ در این پرندگان کم بوده و در سن 2-15/1 ماهگی بلوغ جنسی در آن‌ها کامل می‌شود در این هنگام وزن پرنده نر در حدود 180 تا 200 گرم و وزن پرنده ماده در حدود 200 تا 250 گرم می‌باشد. البته وزن پرنده بر اساس نوع، نژاد و روش پرورش می‌تواند با اعداد ارائه شده متفاوت باشد. این پرنده پس از بلوغ جنسی حدود 8 تا 10 ماه تخمگذاری می‌کند و میانگین تعداد تخم در این مدت 200 تا 250 عدد است. ویژگی‌های عمومی بلدرچین در جدول 2-1 نشان داده شده است (8). جدول 2-1 : مشخصات عمومی و تولیدی بلدرچین ژاپنی
معیار
میانگین
واحد
دمای محیطی مورد نیاز
3 9-24
درجه سانتی‌گراد
رطوبت محیطی مورد نیاز
70-45
درصد
متوسط مصرف خوراک
30-25
گرم در روز
تعداد کروموزوم‌ها
78
n2
دوره جوجه کشی
18-17
روز
سن بلوغ جنسی
50-35
روز
دوره تخم گذاری
8-6
ماه
سن شروع تخم گذاری
6-5
هفته
حداکثر تولید تخم در یک سال
280-150
عدد
نطفه داری
85-75
درصد 2-5- اندازه و طول عمر بلدرچین
جثه بلدرچین در نژادهای مختلف متفاوت است. بزرگ‌ترین جثه متعلق به نژاد9 از گروه10 و کوچک‌ترین آن‌ها نژاد بلدرچین چینی از گروه11 می‌باشد. اطلاعات کمی در مورد طول عمر این پرنده وجود دارد. برخی از گزارشات طول عمر بلدرچین را حدود 10 سال ذکر کرده‌اند اما طول عمر اقتصادی آن حدود یک سال است (8).
2-6- افزودنی‌های غذایی غیر مغذی
2-6-1- محرک رشد
جیره برای جوجه‌های گوشتی باید به صورتی آماده گردد که علاوه بر داشتن حداقل هزینه، حاوی مواد مغذی مورد نیاز برای ایجاد حداکثر رشد و بهترین ضریب تبدیل غذایی باشد. به منظور اطمینان از مصرف، هضم، عدم تخریب، جذب و انتقال مواد مغذی به سلول‌های بدن، علاوه بر غلظت‌های مناسب و متعادل مواد مغذی، بعضی افزودنی‌های غذایی غیر مغذی نیز به جیره اضافه می‌شود. بقیه افزودنی‌ها به منظور تغییر در سوخت و ساز مرغ و جهت رشد بهتر و تولید محصول نهایی با قیمت کمتر مورد استفاده قرار گرفته‌اند (5).
یک محرک رشد، ماده‌ای است که اگر به مدت طولانی و در مقادیری کمتر از دز درمانی به جیره دام و طیور اضافه شود باعث افزایش، عواید اقتصادی از طریق دخالت در یکی از سه شاخص تولیدی زیر می‌گردد:
1- میزان رشد و ضریب تبدیل غذایی
2-میزان مرگ و میر
3-میزان ابتلا به بیماری‌ها
اساساً موادی که بدین منظور به کار گرفته می‌شوند باید یکی از این دو نقش (و در بعضی موارد هر دو نقش) را ایفا نمایند:
1- بالا بردن کارائی از طریق افزایش میزان رشد یا بهبود ضریب تبدیل غذایی در حیواناتی که از نظر بالینی سالم بوده و غذای کافی دریافت می‌دارند.
2-حفظ سلامتی حیوان در برابر استرس‌های محیطی و توانایی مبارزه در برابر تهاجم میکروب‌ها در سیستم‌های نوین دامپروری به ویژه سیستم‌های پرورش متراکم (18).
2-7-راه‌های استفاده از دارو
روش عمده تجویز دارو در طیور از راه غذا و آب می‌باشد، تزریق و تجویز از طریق آئروسل نیز گاهی انجام می‌شود (40).
2-7-1- درمان با آب
درمان با آب به دلیل سهولت انجام آن و نیز موثر بودن بیشتر دارو انجام می‌شود. بدین منظور دارو در آب حل و به صورت محلول در می‌آید این روش تجویز بسیار ساده است و وسایل مورد نیاز در دسترس می‌باشند در مناطق با آب و هوای معتدل مصرف آب در طیور نسبت به غذا 5/2 برابر است لذا از این طریق دارو نسبتاً سریع دریافت شده و مقدار آن نیز بالا خواهد بود.
2-7- 2-درمان همراه غذا
داروهای غیر محلول باید همراه با غذا تجویز شوند، از معایب تجویز دارو همراه غذا نیاز به غلظت بالای دارو است که به علت اختلالی است که مواد معدنی و آلی موجود در جیره غذایی در جذب دارو ایجاد می‌کنند اما نظر به معین بودن مقدار مصرف غذا در مقایسه آب در هنگام درمان همراه آب تعیین مقدار دارو راحت‌تر انجام می‌شود که هم باعث صرفه جویی در مصرف دارو شده و هم از عوارض آن جلوگیری می‌کند ولی باید توجه داشت در بیماری‌هایی که به علت وجود تب و عوارض گوارشی مصرف غذا کاهش یافته یا قطع می‌شود راه غذایی اصولاً نتیجه بخش نبوده و از راه آب آشامیدنی به علت وجود عطش، دارو سریع‌تر به بدن می‌رسد (48).
2-7-3- درمان به وسیله تزریق
از نظر اثر بخشی سریع‌ترین و موفقیت آمیز تر ین راه تجویز دارو راه تزریق است، مثال این مورد عفونت هموفیلوس12 و پاستورلا در طیور تخم‌گذار می‌باشد که با تزریق آ مو کسی سیلین صورت می‌گیرد و با درمان به وسیله آب دنبال می‌شود اما صرف وقت بسیار و نیاز به کارگر و وسایل ضروری از قبیل سرنگ، سوزن و…و همچنین عوارض آن همچون بروز استرس در طیور انجام آن را غیر اقتصادی و بی فایده می‌سازد (35).
2-7-4- درمان توسط آئروسل
امروزه تجویز دارو به طریق آئروسل یا اسپری بسیار کم صورت می‌گیرد زیرا به علت ناکافی رسیدن آنتی بیوتیک به محل عفونت و نیاز به جریان آرام و ملایم هوا در درمان عفونت‌های تنفسی به ویژه ناشی از ایکولای موفقیت آمیز نبودن است همچنین ممکن است به واسطه استنشاق داروها خطراتی را برای عامل در برداشته باشد (40).
2-8- بررسی‌های انجام شده در زمینه استفاده بیش از حد دارو
افزایش استفاده از آنتی بیوتیک ها معضل مقاومت به دارو را به دنبال داشته است. محققان می‌گویند بیماری‌های کشنده‌ای مانند مالاریا، سل و در واقع استافیلو کو کها در شکل‌های جدی و کشنده مجدداً روبه گسترش اند (52).
در حال حاضر فشار سازمان‌های جهانی برای توقف استفاده از آنتی بیوتیک ها در کشاورزی بیشتر شده است. (سازمان جهانی سلامت13) نیز اعلام کرده مقاومت به آنتی بیوتیک ها تهدیدی جدی برای جامعه انسانی است. معاون سازمان اف دی ای14 نیز گفت: کشاورزان و دامداران باید هر چه سریع‌تر مصرف آنتی بیوتیک ها را به منظور حفظ سلامت دام‌ها متوقف کنند. این در حالی است که شرکت‌های داروسازی و انجمن‌های مزرعه بر ضرورت استفاده از این داروها به منظور حفظ سلامت دام‌ها و کاهش هزینه تولید گوشت تاکید دارند و آن را لازم می‌شمرند. در یک سال استفاده از آنتی بیوتیک ها در آمریکا باعث صرفه جویی 30 درصدی در هزینه برای پرورش دهندگان خوک شد. اما کارشناسان سلامت ضمن اشاره به معضل مقاومت دارویی، در مورد گسترش میکروارگانیسم های مقاوم به آنتی بیوتیک از طریق انتقال دام‌ها، روان آب سطحی، بارندگی و فضولات دامی که در نهایت ممکن است وارد فرآورده‌های غذایی شوند، هشدار می‌دهند (89). سازمان اف دی ای اعلام کرده است بدون وضع قوانین جدید، امکان محدود کردن این داروها چندان میسر نیست و این سازمان در سال 1951 مجوز استفاده از آنتی بیوتیک ها را برای دام‌ها صادر کرد، یعنی زمانی که مقاومت دارویی هنوز شناخته شده نبود. در سال 1977 این سازمان استفاده از پنیسیلین و تتراسایکین در خوراک دام را ممنوع کرد اما با تلاش گروه‌های مخالف، این ممنوعیت اعمال نشد. در سال 2000 این سازمان دستور داد یک دارویی بسیار پر استفاده در مرغداری‌ها از بازار خارج شود. این سازمان محدودیتی در مورد استفاده از یک آنتی بیوتیک (سفال و سپور ین) در مرغ‌ها، گاوها و خوک اعلام کرد اما دولت وقت آمریکا با توجه به صدها نامه دریافتی از شرکت‌های دارویی، انجمن‌های تجارت محصولات دامی و غیره این تصمیم را معلق گذاشت. به علت قوانین ضعیفی که وجود دارد و با توجه به استفاده گسترده از آنتی بیوتیک در مزارع و دامداری‌ها، هیچ سیستمی برای آزمایش گوشت و جلوگیری از باکتری‌های خطرناک مقاوم به آنتی بیوتیک وجود ندارد (83).
2-9- مصرف بی رویه آنتی بیوتیک ها در پرورش صنعتی دام و طیور
به عنوان مصرف کننده همواره انتظار داریم محصولاتی که خریداری و غذایی که تهیه می‌کنیم پاک، تازه و عاری از آلودگی‌های مختلف همچون مواد شیمیایی، باکتری‌ها و … که بیماری زا هستند، باشد. اما مصرف بی رویه و غلط دارو و مسأله باقی ماندگی دارویی در غذایی با منشأ دامی و آثار سوء آن در انسان و حتی محیط زیست هشداری بر این موضوع است. این مواد شیمیایی که همان آنتی بیوتیک ها هستند در انسان هم برای درمان بیماری‌های عفونی مصرف می‌شوند اما واقع امر این است که مقاومت به یک داروی خاص همواره به موازات مصرف آن دارو رشد و توسعه می‌یابد. تا قبل از کشف آنتی بیوتیک ها استفاده از آن‌ها مسلماً هیچ مقاومتی نبوده ولی حالا که مدت مدیدی از زمان شروع استفاده از آنتی بیوتیک ها می‌گذرد مقاومت باکتری‌ها به آن‌ها هم بسیار وسیع شده و به امر نگران کننده برای انسان تبدیل شده است. پزشکان منتقد مصرف بیش از حد آنتی بیوتیک ها می‌گویند: مصرف آنتی بیوتیک ها در دامپروری ها با صنعتی شدن پرورش دام افزایش یافته است زیرا در دامداری به شیوه صنعتی که تعداد زیادی دام و طیور در کنار هم نگهداری می‌شود احتمالاً ابتلای آن‌ها به بیماری‌ها و شیوع بیماری‌های واگیر به شدت زیاد و در صورت ابتلا و همه گیری درمان قطعی بسیار مشکل است و لذا تلفات زیاد و خسارت‌های اقتصادی سنگینی را متوجه صاحبان دامداری‌ها می‌کند و بعلاوه اینکه در اقتصاد کشور نیز ضربه خواهد زد. آنتی بیوتیک ها در پرورش دام با اهداف دیگری غیر از درمان بیماری‌های دامی استفاده می‌شوند، 90 درصد آنتی بیوتیک های تجویز شده توسط دامپزشکان با هدف تسریع رشد دام‌ها صورت می‌گیرد تا برای درمان آن‌ها (16).
متخصصان سلامت عمومی که در زمینه سلامت جامعه انسانی تحقیق و فعالیت می‌کنند، همواره به مصرف بی رویه و غلط آنت]]>

گیاهان دارویی، مواد غذایی، کشورهای در حال توسعه، بهبود عملکرد

فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر مصرف خوراک در 21- 0 روزگی 46
نمودار 4-2 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر افزايش وزن در 21- 0 روزگی 47
نمودار 4-3 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر افزايش وزن در 42- 22 روزگی 47
نمودار 4-4 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر افزايش وزن در 42- 0 روزگی 48
نمودار 4-5 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر ضريب تبديل غذا در 21- 0 روزگی 49
نمودار 4-6 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر ضريب تبديل غذا در 42- 22 روزگی 49
نمودار 4-7 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه جيره بلدرچين بر ضريب تبديل غذا در 42- 0 روزگی 50
نمودار 4-8 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر کلسترول خون بلدرچين در 42 روزگی 52
نمودار 4-9 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر تري گلسريد خون بلدرچين در 42 روزگی 52
نمودار 4-10 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر LDL خون بلدرچين در 42 روزگی 53
نمودار 4-11 : اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر گلبول‌های قرمز خون بلدرچين در 42 روزگی 53
نمودار 4-12: اثر سطوح مختلف سیاه‌دانه بر SRBC در بلدرچين در 42 روزگی……………………………..56
چکیده
هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر سطوح مختلف بذر سیاه‌دانه بر عملکرد رشد، برخی از فاکتورهای خونی و پاسخ ایمنی در بلدرچین بود. بدین منظور 240 قطعه بلدرچین یک روزه در 4 تيمار و 4 تكرار و 15قطعه بلدرچین در هر تكرار در قالب طرح کاملاً تصادفي توزیع شدند. گروههای آزمایشی شامل تیمار شاهد(جیره پایه+0% سیاه‌دانه)، تیمار یک (جیره پایه+5/0% سیاه‌دانه)، تیمار دو (جیره پایه+1% سیاه‌دانه)، تیمار سه (جیره پایه+5/1% سیاه‌دانه) و پس از آنالیز سیاه‌دانه جیره مطابق با NRC سال1994 تنظیم شد. طول دوره آزمایش 6 هفته بود. مصرف خوراک، افزایش وزن و ضریب تبدیل خوراک در پایان هر هفته اندازه گیری شد. و در پایان دوره برای اندازه گیری فاکتورهای خونی از هر تکرار دو بلدرچین برای خون گیری انتخاب گردید، برای اندازه گیری پاسخ ایمنی علیهSRBC روزهای 14 و 28 خون گوسفندی به صورت عضلانی تزریق گردید 7 و 14 روز پس از تزریق خون گیری از دو بلدرچین انجام شد در روزهای 28 و 42 از هر تیمار 2 قطعه بلدرچین برای اندازه گیری بازده لاشه و اندام‌های ایمنی انتخاب شد. 21 – 0 روزگی تیمار 3 نسبت به سایر تیمارها مصرف خوراک بیشتری داشت و تفاوت معنی داری را نشان داد (05/0 ≥ p)، تیمار 2 بیشترین افزایش وزن و بهترین ضریب تبدیل را نسبت به سایر تیمارها نشان داد (05/0 ≥ p)، تیمار شاهد بیشترین میزان LDL، کلسترول و تری گلسرید را داشت (05/0 ≥ p)، تیمارهای 2و 3 به طور معنی داری بیشترین میزان گلبول‌های قرمز را نسبت به تیمار شاهد داشتند (05/0 ≥ p)، درصد بورس نسبت به وزن زنده در 42 روزگی تیمار شاهد نسبت به سایر تیمارها تفاوت معنی داری داشت (05/0 ≥ p)، تیمار 3 در نسبت بیضه در نرها نسبت به سایر تیمارها تفاوت معنی داری داشت (05/0 ≥ p)، میزان پاسخ ایمنی علیه SRBC در هفته ششم تیمار 2 با سایر تیمارها تفاوت معنی داری داشت (05/0 ≥ p)، تفاوت بین تیمارها از لحاظ (HDL،VLDL ، آلبومین، پروتئین کل، هموگلوبین، هماتوکریت، بازده لاشه، سینه، ران‌ها، کبد، طحال، سنگدان، قلب، چربی بطنی) تفاوت معنی داری نبود (05/0 ≥ p).
واژه‌های کلیدی: سیاه‌دانه، عملکرد تولیدی، فاکتورهای خونی، ایمنی، بازده لاشه، بلدرچین فصل اول:
مقدمــه دسترسی مطمئن به منابع غذایی مورد نیاز جوامع بشری به صورت یک ضرورت اجتناب ناپذیر در آمده است. وضعیت تولید مواد غذایی در دنیای امروز به خصوص در کشورهای در حال توسعه یکی از مسائل مهم اقتصادی به شمار می‌رود و بر اساس برخی پیش بینی‌ها این مسئله در آینده نزدیک ممکن است مشکلات اجتماعی را به همراه داشته باشد. افزایش روز افزون جمعیت دنیا به ویژه در کشورهای فقیر مهم‌ترین دلیل این امر می‌باشد (6). بیشتر کشورهای در حال توسعه غذای مورد نیاز جمعیت خود را به سختی تأمین می‌کنند و بخش عظیمی از جمعیت انسانی جهان از سوء تغذیه رنج می‌برند (57). نیاز به پروتئین از مسائل پیش روی تغذیه انسان می‌باشد و اهمیت آن در رشد و سلامت کاملاً روشن می‌باشد. با افزايش جمعيت جهان، نياز بشر به مواد پروتئيني روز به روز افزايش يافته است. اين مسئله سبب شده که بسياري از حيوانات را که گوشت آن‌ها براي مصرف انسان مناسب است، به صورت اهلي درآورده و با پرورش صنعتي آن‌ها بخشي از احتياجات پروتئینی انسان برطرف گردد، امروزه با توجه به افزایش روز افزون جمعیت و لزوم تأمین مواد غذایی، بهبود راندمان تولید سبب می‌شود تا سطح تغذیه مردم جهان به تدریج بهبود یابد (7). صنعت طیور نقش عمده‌ای در این توسعه و بهبود خواهد داشت. بنابراین یکی از اهداف اصلی در این صنعت، بهبود راندمان تولید با حداقل هزینه است. از آن جا که بخش تغذیه در این صنعت قسمت اعظم هزینه‌ها را به خود اختصاص می‌دهد، لذا تلاش در جهت بهبود کار آیی، استفاده از مواد مغذي در جیره امري ضروري و قابل توجه می‌باشد (11). دانشمندان در اکثر نقاط جهان فعالیت‌های مستمري را جهت رفع اين نيازها آغاز کرده‌اند. از جمله اين فعاليت‌ها که از سال‌ها پيش شروع شده است اهلي کردن، پرورش و اصلاح بعضي از گونه‌های پرندگان وحشي می‌باشد. به عنوان مثال توسعه صنعت بلدرچين در استونیا از زمان ورود تخم بلدرچين به آنجا در سال 1976 آغاز گشت و روي خصوصيات مورفولوژيکي بلدرچین و تحقیق در مورد گله‌های پر تولید و مقاوم در این کشور بررسی و مطالعه گرديد (2). در اين ارتباط پرورش بلدرچين در اوايل قرن بيستم توسط دامپروران از اهميت خاصي برخوردار شد. از آن جا که سلامتي، پويايي و شکوفايي استعدادهاي افراد هر جامعه، در گرو تغذيه صحيح و کافي، به ويژه بخش پروتئين حيواني افراد آن جامعه است. لذا براي تأمین پروتئين حيواني توسعه هر چه بیشتر دامپروري، به ويژه صنعت پرورش طيور و ساير پرندگان از جمله بلدرچين ضرورت انکار ناپذيري پيدا می‌کند (3). مطالعه روي بلدرچين به عنوان يک پرنده به دلايل متعددي می‌تواند جنبه بنيادي يا کاربردي پيدا کند. هم اکنون از بلدرچين به عنوان حيوان آزمايشگاهي در سطح گسترده استفاده می‌شود. و مزاياي فراوان ديگري نيز سبب اهميت پرورش بلدرچين شده است. بلدرچين با داشتن خصوصيات مناسب جثه کوچک، رشد سريع، بلوغ زودرس، توليد بالاي تخم، فاصله کوتاه تخم گذاري حدود ٢٠ ساعت، فاصله کوتاه ايجاد نسل، نیاز کم به محيط پرورشي از نظر مساحت، نياز به غذاي کم، مقاومت به شوري جيره تا حد ٣ درصد نمک دوره انکوباسيون کوتاه، مقاومت به بسياري از بيماري‌های متداول جوجه‌های گوشتي، کيفيت بالاي گوشت و تخم، قيمت بالاي توليدات، هزينه کم مواد غذايي و درمان، و بازگشت سريع سرمايه و … به عنوان پرنده‌ای با ارزش اقتصادي شناخته شده و هم اکنون در بسياري از کشورهاي جهان پرورش داده می‌شود. و تحقيقات گسترده‌ای بر روی آن در حال انجام می‌باشد (80). اولين بار پرورش صنعتي اين پرنده در استان تهران در محل ماهي سراي کرج توسط دکتر معتمد انجام شد. سپس دکتر رادي ميبدي در يزد اقدام به پرورش بلدرچين به صورت صنعتي نمود. به دنبال آن در شهر‌های مختلف کشور از جمله تبريز، مشهد، قم، کرج و ديگر نواحي پرورش بلدرچين در واحد‌ها‌ی صنعتي کوچک و بزرگ رواج یافت (2).
وجود ويژگي‌های مناسب سبب شده تا بلدرچين به عنوان يک پرنده مطلوب نزد کشاورزان و پرورش دهندگان تلقي شده و علا قمند ان زيادي به پرورش صنعتي اين پرنده روي آورند ( 2).
پرورش بلدرچین امروزه جایگاه خاصی در صنعت پرورش طیور پیدا کرده است و با توجه به تقاضاي مردم، پرورش آن رو به گسترش است. بلدرچین و جوجه‌های گوشتی جزء پرندگانی هستند که از رشد سریعی برخوردارند. این پرندگان در طی دوره پرورش با عوامل استرس‌زای مختلفی مواجه می‌شوند و این استرس‌ها باعث تغییر در هورمون‌ها، کاهش خوراك مصرفی، تغییر در متابولیسم مواد مغذي و تضعیف سیستم ایمنی می‌شود. از راهکارهای توفیق در صنعت پرورش طیور تغذیه مناسب است که از جهات مختلف مورد توجه بوده، از جمله می‌توان به ارتباط تغذیه با رشد و ارتقاء ایمنی اشاره نمود (80). در این راستا شرایط تغذیه‌ای، اعمال ایمونولوژی و پاسخ به عوامل عفونی را در میزبان تحت تأثیر قرار می‌دهد و بر عکس، بیماری‌های عفونی حاد یا مزمن نیز اثر زیان باری بر شرایط تغذیه‌ای خواهد گذاشت. در مورد کنترل، پیشگیری مهم‌تر از درمان است. زیرا اولاً درمان در جایگاه‌های بزرگ مشکل بوده و ثانیاً هزینه‌های آن زیاد است. در حالی که پیشگیری بیماری‌ها آسان‌تر و هزینه آن کمتر است. از این رو باید تدابیری اتخاذ نمود که به جای درمان، مسئله پیشگیری از بیماری‌ها را مد نظر قرار داد. برای پیشگیری از بروز بیماری‌ها و بالا بردن مقاومت، روش‌های متعددی وجود دارد از جمله واکسیناسیون، استفاده از آنتی بیوتیک ها و غیره که هر یک از این روش‌ها علی رغم ارتقاء عملکرد سیستم ایمنی معایبی مانند ایجاد مقاومت میکروارگانیسم ها نسبت به آنتی بیو تیک ها دارند و مدت زمان مصرف آنتی بیوتیک ها و فاصله آخرین مرحله استفاده از آن‌ها تا زمانی که طیور به کشتار گاه منتقل می‌شوند، می‌بایست مورد بررسی قرار گیرد و حتی در صورت رعایت همه موارد، احتمال بروز عوارض جانبی ناشی از باقی ماندن این مواد در لاشه و در بدن افرادی که از این محصولات خصوصاً به مقدار زیاد در رژیم غذایی خود استفاده می‌کنند، وجود دارد. در نتیجه نگرانی‌های ناشی از اثرات نامطلوب مصرف زیاد آنتی بیوتیک ها در تغذیه طیور روز به روز در حال گسترش است (46).
در دهه‌های اخیر جهت بالا بردن بازده تولیدی دام و طیور از ترکیباتی به عنوان افزودنی‌های غذایی و محرک رشد که در دسترسی مواد مغذی جیره و بهبود رشد استفاده شده است، که از جمله این ترکیبات آنتی بیوتیک های محرک رشد بوده که به طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرند ولی با توجه به اثرات مضر استفاده از آنتی بیوتیک های و محدود بودن استفاده از آن‌ها، متخصصین تغذیه دام و طیور در پی جایگزینی برای این ترکیبات هستند. از سال 2006 در اروپا کاربرد هر نوع آنتی بیوتیکی به عنوان محرک رشد در جیره دام و طیور ممنوع گردید (91).
حذف آنتی بیوتیک ها از جیره دام و طیور به عنوان محرک رشد به دلایل مختلفی بود که مهم‌ترین آن‌ها ایجاد میکروارگانیسم های مقاوم به آنتی بیوتیک ها، مخفی شدن عفونت‌های موجود، مسمومیت دارویی و بقایای آنتی بیوتیکی در محصولات می‌باشد (7). با توقف استفاده از آنتی بیوتیک ها، افزایش بیماری و کاهش تولید به کرات در جوجه‌های گوشتی مشاهده شد (38). همچنین چنانچه یک ترکیب ضد میکروبی برای مدت طولانی استفاده شود، برخی از باکتری‌ها نسبت به آن مقاوم خواهند شد و لذا در بدن پرنده تکثیر می‌یابند. به همین دلیل محرک‌های رشد با منشأ غذایی در طی زمان طولانی کم اثرتر می شو ند. ممکن است آنتی بیوتیک های مختلف به طور هم‌زمان و یا به صورت متناوب در جیره پرندگان استفاده شوند. همچنین به علت نگرانی‌ها از انتقال عامل مقاومت از یک میکروب به میکروب دیگر نگران کننده است به دلیل وجود نگرانی‌ها در مورد عوارض جانبی داروهای شیمیایی و کاهش اثرات آن‌ها در مدت زمان طولانی و همچنین کارایی بیشتر داروهای مشتق شده از گیاهان دارویی در درمان بیماری‌ها نسبت به داروهای شیمیایی باعث افزایش میل به استفاده از گیاهان دارویی به عنوان جایگزین مناسب در درمان بیماری‌ها شده است (10). نتایج پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهد مصرف جایگزین آنتی بیوتیک ها از جمله گیاهان دارویی، پروبیوتیک ها و اسیدهای ارگانیک می‌تواند باعث بهبود عملکرد طیور از جمله بهبود مصرف خوراک، افزایش وزن، ضریب تبدیل و کاهش شمار باکتری‌های مضر دستگاه گوارش شود. کارائی این جایگزین‌ها قابل رقابت و مقایسه با آنتی بیوتیک های محرک رشد می‌باشد (69). گیاهان داروئی ترکیبات گیاهی می‌باشد که به واسطه فعالیت ضد میکروبیشان شناخته شده‌اند. داروهای گیاهی به عنوان درمان جایگزین با عوارض کمتر و خواص متعدد و در برخی موارد به عنوان تنها درمان موثر در درمان بیماری‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. از جمله این گیاهان، گیاه سیاه‌دانه است که تاریخچه غنی طبی و مذهبی دارد. سیاه‌دانه از زمان‌های قدیم به عنوان یک گیاه دارویی و ادویه‌ی مورد استفاده قرار می‌گرفته است. این گیاه بومی اروپای جنوبی، آفریقای شمالی و آسیاست؛ و در ایران سیاه‌دانه در نقاط مختلف به عمل می‌آید. بذر گیاه سیاه‌دانه که به سیاه‌دانه معروف است توسط مصرهای باستانی و پزشکان یونانی برای درمان سردرد، اسم، آلرژی و سیستم ایمنی مورد استفاده قرار می‌گرفته است (56). این گیاه یکی از قدیمی‌ترین گیاهان اهلی شناخته شده است که دانه‌های آن در مقبره تو تن خامون1 یافت شده است و دانه این گیاه به عنوان چاشنی و در طب سنتی در طول تاریخ و در فرهنگ‌های مختلف استفاده می‌شده است (31). از این گیاه به طور گسترده در طب سنتی استفاده شده (85)؛ و حاوی مواد شیمیایی مفید و دارای ارزش درمانی بالا است (32).
دانه گیاه سیاه‌دانه توسط مصری‌های باستان و پزشکان یونانی برای درمان بسیاری از بیماری‌ها مورد استفاده قرار گرفته شده است (81). پزشکی مسلمان دانه‌های سیاه‌دانه را به عنوان یک دارو برای سرما خوردگی و بسیاری از بیماری‌های دیگر در نظر گرفته است. به عنوان مثال در یکی از کتاب‌های مسلمانان گفته شده است که سیاه‌دانه درمان هر دردی به جز مرگ می‌باشد (31). در ایران از دانه‌ی این گیاه به عنوان چاشنی در نان، ماست، ترشی و پنیر استفاده می‌شود (47). مواد مختلفی از دانه سیاه‌دانه استخراج شده است (41). تایموکینون2، تایموهیدروکینون3، تیمول4 و کارواکرول5 از مواد مؤثره مهم در عصاره آبی دانه این گیاه می‌باشند (71) که جزء گروه مهمی از متابولیک های ثانویه یعنی ترپن ها6 می‌باشند (32). تایموکینون از ترکیبات اصلی بذر گیاه سیاه‌دانه است و اثرات درمانی بسیار زیادی به این ماده نسبت داده شده است (29).
در سال‌های اخیر دانه‌های گیاه سیاه‌دانه مورد تحقیقات وسیع فارماکولوژیک بوده است. این مطالعات دامنه وسیعی از اثرات مانند ضد باکتری (43)، ضد تومور (39)، ضد التهاب (53)، مسکن (61)، کاهنده قند خون (27)، شل کننده عضلات]]>

منابع مقاله درمورد جبران خسارت

تجزيه وتحليل تصادفات جادّه اي در ايران به خوبي نشان مي دهد که به طور کلّي در تصادفات جادّه اي ايران عامل انساني در 90 تا 95 درصد موارد به تنهايي يا به صورت مشترک با عوامل ديگر مسئوليت وقوع حادثه را بعهده داشته است.(تن زاده، ص 397)
گفتار دوّم: صور مختلف نواقص راه و خودرو و مصاديق آن:
1- صور مختلف نقص راه در تصادف:
نقص راه به صورت يکي از انواع زير نمايان ميگردد که همواره مي بايست مورد توجه مسئولين سازمانها به منظور رفع آن قرار گيرد و همچنين کارشناسان تصادفات نيز بايستي در حين رسيدگي به تصادفات بمنظور مشخص نمودن ميزان تاثير نقص موجود در راه در بروز تصادفات با انواع آن آشنايي داشته و در اظهار نظرات کارشناسي خود نقص راه را مد نظر قرار داده ودر صورت تشخيص موثر بودن نقص راه در بروز تصادف ، سازمان يا اشخاص ذيربط را مسئول در حادثه وجبران خسارت قرار دهد.نقص راه در يکي از صور ذيل قابل تشخيص مي باشد: 1-1: کندگي سطح راه :
اين کندگي بعضاٌ توسط ادارات ذيربط جهت عمليات عمراني راه ،آب وفاضلاب ،مخابرات،…انجام و بدون نصب علايم لازم و ايمن سازي رها گرديده و يا کندگي،ناشي از فرسودگي سطح آسفالت و يا نزولات آسماني مي باشدو مسئولين نگهداري راه در ترميم يا ايمن سازي آن بي توجهي نموده و اين کندگي ها باعث انحراف وسايل نقليه در محل وقوع حادثه ميگردد. 1-2: نصب و ايجاد کاهنده هاي سرعت غير استاندارد:
نصب و ايجاد کاهنده هاي سرعت مي بايست مطابق با استاندارد هاي تعيين شده باشد . بطوريکه ميزان ارتفاع ، جانمايي ، علايم مورد نياز آنها مشخص شده باشد. بنابر اين در صورتي که شرايط و نحوه ايجاد کاهنده هاي سرعت مطابق موارد تعيين شده نباشد و به همين دليل تصادف بوقوع پيوسته باشد، سازمان ذيربط به عنوان مقصر در تصادف و مسئول جبران خسارت تعيين خواهد شد.
1-3: اختلاف در شانه راه :
در راهها ميزان اختلاف شانه با سطح اصلي راه و خط عبور بايستي به نحوي باشد که به هنگام خروج وسيله نقليه از سطح راه و ورود به آن شانه يا برگشت مجدد باعث انحراف يا واژگوني وسيله نقليه نشود. { به طور معمول حداکثر ميزان اختلاف شانه راه در سطح 5سانتي متر در نظر گرفته مي شود}
1-4: عدم ايمن سازي به هنگام عمليات اجرايي در سطح راهها:
نقص راه يا عدم ايمن سازي آن از سوي سازمان يا شرکت سازنده به عنوان قصور سازمان يا شرکت ذيربط در علت تامه تصادف لحاظ خواهد شد. موارد ايمن سازي در اين بخش عبارتند از:
1-1-4) محکم کردن علائم به طور مناسب در جاي خود:
براي محکم کردن و محافظت علايم و تجهيزات، به طوري که در اثر ترافيک عبوري و ساير عوامل موجود از جاي خود حرکت نکرده وثابت بمانند ، بايد ازکيسه هاي نازك حاوي ماسه يا ديگر مصالح ريز دانه که فاقد خاك رس يا ساير دانه هاي چسبنده هستند ، استفاده نمود.
2-1-4) قابل ديد بودن علايم : کليه علايم بايد در شب هنگام يا در مواقعي که محدوديت ديد وجود دارد، داراي منبع روشن کننده يا مواد منعکس کننده مناسب باشد. 3-1-4) علايم اضافي:در راههاي با جدا کننده وسط ، بايد علايم در دو سمت راه به کار روند ، نبايد به صورت پيچيده، نصب و کارگذاري شوند و يا در زماني بيش از زمان مورد نياز استفاده گردند.
4-1-4) تميز کردن: گل ولاي و ديگر مواد زائد نبايد در محل اجراي عمليات انباشته شوند.
5-1-4) ارتفاع نصب علايم:لبه پاييني علايم بايد 150 سانتي متر بالاتر از لبه سواره رو قرار گيرد.
6-1-4) نحوه قرار گرفتن علائم: نحوه قرار گرفتن علائم در راههاي با جدا کننده وسط
(آزادراههاو بزرگراهها)، علايم بايد در سمت راست جاده (سمت حرکت) به صورتي قرار داده شوند که نزديک ترين لبه آن از کناره آسفالت 120 سانتيمتر فاصله داشته باشد و در جايي که شانه راه آسفالت شده دارد، اين فاصله از کنارشانه، 75 سانتيمتر باشد. در اين راهها براي تاکيد بيشتر، بايد علايم در سمت چپ ( رفيوژ مياني ) نيز تکرار گردند.
1-5: حفاظ غير استاندارد:
حفاظ منصوبه در حاشيه راه ضمن آنکه بايستي با فاصله مناسب از شانه راه نصب گردد مقاومت و ميزان استحکام و نگه دارندگي آن نيز بايد متناسب با نوع وسايل نقليه سنگين مجاز عبوري در محور باشد.
1-6: کمبود علايم هشدار دهنده در نقاط پر حادثه: در صورتيکه حسب اعلام پليس نقطه يا مقطعي به عنوان نقاط پر حادثه تعيين و اعلام گرديده باشد سازمان ذيربط موظف است در اسرع وقت اصلاح آن را در دستور کار قرار داده و تا رفع و اصلاح نسبت به نصب علايم هشدار دهنده ((اعلام خطر،نقطه حادثه خيز است، تعيين محدوديت سرعت ، نصب چراغ چشمک زن)) اقدام نمايد.در صورت قصور مراتب در علت تامه تصادف لحاظ خواهد شد.
1-7: عدم اصلاح نقاط پر حادثه:
در صورتيکه سازمان مسئول اقدام به نصب علايم هشدار دهنده مطابق بند بالا در نقطه پر حادثه نموده اما باز هم حوادث رانندگي به وقوع پيوسته باشد پليس راه يا راهور محل موظف است با انجام مکاتبات نس بت به پيگيري موضوع جهت رفع نقص اقدام نمايد.چنانچه با وجود مکاتبه وپيگيري سازمان يا اداره مربوطه اقدام موثري در اين خصوص ننمايد کارشناس تصادفات موظف است با استناد به سوابق مکاتبات انجام شده قصور آن سازمان را در علت تامه تصادف لحاظ نمايد. 1-8: قيراندود بودن سطح راه:
عدم توجه به کيفيت واستاندارد بودن مصالح مورد استفاده در آسفالت باعث مي شود اجزاي مربوطه نگهداري لازم را نداشته باشند و سطح راه در تابستان و زمستان لغزندگي بيش از حد براي وسايل نقليه ايجاد نمايد. دراين صورت افسر کارشناسي موظف است قصور سازمان مربوطه در علت تامه تصادف را لحاظ نمايد. 1-9: نبود يا نقص روشنايي در معبر:
در سر بالايي هاي تند، نقاطي که اکثر مواقع مه آلود مي باشد و داخل تونل ها عدم وجود روشنايي باعث عدم شناخت و ديد کافي براي رانندگان ميشود و ساير مواردي که پليس از قبل ضرورت تامين روشنايي معابر مذکور را به اداره ذيربط اعلام تا نسبت به انجام آن اقدام نمايند در صورت قصور و بوجود آمدن حادثه ناشي از عدم وجود روشنايي مناسب در علت تامه تصادف بايد لحاظ شود. 2- صور مختلف نقص وسيله نقليه در تصادف:
نقص وسيله نقليه به صورت يکي از انواع زير نمايان ميگردد که همواره ميبايست مورد توجه سازندگان و تعميرکاران وسايل نقليه و يا توليد کنندگان و فروشندگان قطعات وسايل نقليه به منظور رفع آن قرارگيرد و همچنين کارشناسان تصادفات نيز در حين رسيدگي به تصادفات بمنظور مشخص نمودن ميزان تاثير نقص فني وسيله نقليه و موثر در بروز تصادفات با انواع آن آشنايي داشته و در اظهار نظرات کارشناسي خود نقص وسيله نقليه را مد نظر قرار داده ودر صورت تشخيص موثر بودن نقص وسيله نقليه در بروز تصادف ، سازمان ، شرکت ،اداره ،کارخانه يا اشخاص ذيربط را مسئول در حادثه وجبران خسارت مورد لحاظ قرار دهد. نقص وسيله نقليه شامل موارد زير مي باشد:
2-1: نقص در سيستم ترمز:
در صورتي که سيستم ترمز نصب شده توسط کارخانه سازنده بر روي وسيله نقليه از نوع سيستم ترمز ضد قفل نبوده و يا اينکه سيستم ترمز داراي استانداردهاي لازم نبوده و به همين دليل تصادف رخ دهد در علت تامه تصادف بايد کارخانه سازنده يا شرکت وارد کننده به عنوان مقصر تعيين گردد. 2-2: نقص در سيستم چرخها:
شامل رينگ چرخها ، توپي ، پيچهاي چرخ ، ژامبون چرخ ، مي باشد که چنانچه مشخص گردد استحکام و نگهداري لازم را از ابتدا دارا نبوده اند ، در علت تامه تصادف بايد شرکت سازنده يا وارد کننده به عنوان مقصر تعيين گردد.
2-3: نقص در لاستيک:
در صورت سپري نشدن زمان گارانتي، عمر مفيد و قانوني آن چنانچه بطور ناگهاني بترکد يا دو پوست شود و موجب تصادف يا واژگوني وسيله نقليه گردد در علت تامه تصادف بايد شرکت سازنده يا وارد کننده به عنوان مقصر حادثه و مسئول در جبران خسارت تعيين شود.
2-4: نقص در سيستم انتقال نيرو:
شامل قفل شدن ناگهاني گيربکس يا ديفرانسيل در حين حرکت، بريدن پولس ها، چهار شاخه گاردان، ميل گاردان، در صورت سپري نشدن زمان گارانتي، عمر مفيد و قانوني آن و در صورتي که موجب تصادف يا واژگوني وسيله نقليه گردد در علت تامه تصادف بايد شرکت سازنده يا وارد کننده به عنوان مقصر حادثه و مسئول در جبران خسارت تعيين شود.
2-5: نقص سيستم ايمني داخل خودرو:
با توجه به الزام نصب سيستم ايمني کيسه هوا در داخل خودرو از تاريخ 1/1/90 و يا در صورت عدم کارايي آن و يا وجود زائده در داخل خودرو ، بر روي و يا جلو داشبورد که وسيله نقليه را غير ايمن نموده باشد و همچنين کمربند ايمني غير استاندارد که به هنگام وقوع حادثه شدت صدمه را براي راننده يا سرنشين ايجاد نمايد، در علت تامه تصادف بايد شرکت سازنده يا وارد کننده به عنوان مقصر حادثه و مسئول در جبران خسارت تعيين شود.
مبحث دوّم:
قواعد حاکم بر تعيين سبب مسئول در تصادفات رانندگي و مسئوليّت سازمانها در آن. طرح بحث:]]>

منابع مقاله درمورد قاعده لاضرر، اجتماع سبب، قانون مجازات، جبران خسارت

با توجه به توضيحات فوق اگر فعلي بدون تقصير, ولي بدون واسطه, موجب خسارت شود, حادثه به فاعل انتساب عرفي دارد؛ بنابراين, مرتكب چنين فعلي مسئول است. ولي در موردي که فعلي يا ترك فعلي با واسطه موجب خسارت شود، در صورتي حادثه به فاعل آن انتساب عرفي خواهد داشت که فاعل تقصير داشته باشد. البته در مبناي قانوني تسبيب نيز ظاهراً لزوم تقصير مطرح نگرديده يا به عبارت ديگر، ظاهر ماده 331 قانون مدني به عنوان مبناي قانوني تسبيب از اين جهت اطلاق دارد, ولي تقصير در مفهوم تسبيب نهفته است.
به عبارت ديگر تا شخصي, عملي غير مجاز انجام ندهد يا عهده دار وظيفه اي نباشد, فعل و ترک فعل وي را نمي‌توان به عنوان تسبيب موجب مسئوليّت مدني دانست. ملاك تحقق تقصير يا به تعبير فقهي، انتساب عرفي حادثه در مورد ترك فعل، عدم انجام فعل يا وظيفه مقرر توسط شخصي است كه عهده دار انجام آن مي باشد. البته داشتن توان انجام آن فعل لازم است و در صورت سلب توان انجام، به عمل آوردن اقدام به موقع، جهت انجام فعل توسط ديگري يا جلوگيري از حادثه از هر طريق ممكن ديگر لازم است. به عنوان مثال اگر شخصي كه عهده دار انجام امري باشد, به علت بيماري قادر به انجام آن نباشد بايد اقدام لازم از قبيل تعيين جانشين يا اطلاع به موقع به شخصي كه در معرض خسارت بعدي ناشي از عدم انجام آن فعل قرار دارد را به عمل آورد. در غير اين صورت به عنوان سبب ضامن جبران خسارت وارده خواهد بود.
2-2-4: لزوم انتساب عمل به فاعل: فعل غير مجازي که زمينه ساز خسارت مي‌شود در صورتي تحت عنوان تسبيب مسئوليّت آور است كه به مسبب انتساب داشته باشد.گاهي ممكن است فعل غير مجازي انجام شده باشد، ولي به شخص ديگري به جز فردي كه عامل حادثه است انتساب داشته باشد. به عنوان مثال اگر شخصي در معبر عمومي اقدام به حفر چاله اي نموده باشد و وسيله نقليه اي در هنگام شب در آن سقوط نموده باشد در همين حال وسيله نقليه ديگري بلافاصله با آن برخورد نمايد. در اين مورد حادثه دوم به وسيله نقليه اول انتساب ندارد, زيرا توقف او در محل غير مجاز ناشي از اراده او نمي‌باشد, بلكه توقف نامبرده به حفر كننده چاله، انتساب دارد.(عباسلو، ص59)
يکي ديگر از موجبات ضمان قهري در فقه، قاعده تسبيب است که طبق رويه معمول در ذيل عنوان اتلاف مطرح مي شود و در مفهوم و به ويژه در ماهيت آن اختلاف نظر وجود دارد. به موجب اين قاعده هرگاه به انجام فعلي مثبت يا ترک فعل زمينه ورود خسارت به ديگري را فراهم نمايد به عنوان سبب، ضامن جبران خسارت وارده به زيانديده مي باشد مبناي قانوني اين قاعده ماده 331 ق.م است که مقرر مي دارد: “هرکس سبب تلف مالي شود بايد مثل يا قيمت آن را بدهد و اگر سبب نقص يا عيب آن شده باشد بايد از عهده نقص قيمت بر آيد.”(عباسلو،ص51)
در فقه تعاريف مختلفي از تسبيب ارائه شده است ازجمله برخي اذعان داشته اند: تسبيب انجام عملي است که ملزوم علّت است (علامه حلي ص444) برخي نيز در تعريف آن بيان داشته اند: چيزي که اگر نمي بود تلف حاصل نمي شد ولي علت تلف چيزي غير از آن است.(محقق حلّي، ص61)
از اين تعاريف و ساير تعاريفي که فقها از تسبيب و سبب نموده اند استنباط مي شود که منظور از تسبيب اتلاف غيرمستقيم مال ديگري يا ايراد جنايت نسبت به بدن شخص است به اين معني که عمل شخص مستقيما مال ديگري را از بين نمي برد، بلکه رابطه بين عمل شخص و تلف به نحوي است که اگر آن عمل واقع نمي شود، تلف نيز اتفاق نمي افتاد و منظور از عمل نيز صرفاً فعل مثبت وجودي به معناي فلسفي نيست بلکه اعم از عمل و فعل مثبت مانند کسي که سنگي يا شيئي لغزنده در پياده رو قرار دهد و ديگري با آن برخورد نمايد و پايش بلغزد و صدمه ببيند و نيز فعل منفي مانند اينکه درخانه را نبندد و باد بوزد و در رادمحکم به هم بکوبند و به علّت شدّت ضربه، شيشه درب بشکند.(جعفري لنگرودي،ص187)
2-3- کاربرد قاعده تسبيب در تصادفات رانندگي:
در تصادفات رانندگي ارتکاب فعلي که زمينه ساز حادثه است غالبا، ايجاد مانع غيرمجاز بر سر راه عبور ساير وسايل نقليه اعم از اينکه مانع مذکور اشياء ثابت يا متحرّک از قبيل وسايل نقليه در حال حرکت که بدون رعايت مقررات راهنمايي و رانندگي چنين مانعي ايجاد نمايند يا اجراي عمليات راهسازي يا حفّاري درمعابر بدون نصب تابلو، علائم، چراغ هشدار وساير تجهيزات فنّي که در انجام پروژه ها استفاده مي شود ويا ريختن روغن، قيراندود کردن جادّه ها يا قرار دادن اشياء لغزنده در معبر که باعث لغزش عابرين و يا وسائط نقليه ديگر شود که در مورد عابرين ماده 346 قانون مجازات اسلامي مقرر مي دارد:
” هرگاه کسي چيز لغزنده اي را در معبر بريزد که موجب لغزش رهگذر گردد عهده دار به خسارت خواهد بود…”
موارد بسياري که با واسطه توسط اشخاص يا سازمانها باعث بروز خسارت در تصادفات رانندگي به افراد ديگر مي شوند که همگي از مصاديق تسبيب مي باشند . 3 – اجتماع سبب و مباشر:
جمع دو مبناي اتلاف و تسبيب تحت عنوان اجتماع سبب ومباشر مطرح مي شود و آن حالتي ا ست که عمل يکي به عنوان اتلاف و عمل ديگري به عنوان تسبيب مطرح باشد. فردي که اتلاف را انجام داده مباشر و فردي که تسبيب را انجام داده سبب ناميده مي شود.
مادّه 332 ق.م” هرگاه يک نفر سبب تلف مالي را ايجاد کند و ديگري مباشر تلف شدن آن مال شود، مباشر مسئول است نه سبب مگر اينکه سبب اقوي از مباشر باشد به نحوي که عرفاً اتلاف مستند به او باشد”
همچنين مادّه 363 ق.م اسلامي بيان مي دارد” در صورت اجتماع سبب و مباشر در جنايت مباشر ضامن است مگر اينکه سبب اقوي از مباشر باشد.”
همانطور که از متن قانون بر مي آيد در اجتماع سبب و مباشر يک طرف و فقط يک طرف مسئول حادثه شناخته مي شود به طوريکه اگر:
نقش مباشر بيشتر از سبب باشد؛ در اين صورت مباشر مسئول است.
نقش سبب بيشتر از مباشر باشد؛ در اين صورت سبب اقوي از مباشر بوده و مسئوليت جبران خسارت برعهدة اوست.
هر دو نقش يکساني داشته باشند، مباشر مسئول است.
همانطور که در تعريف مباشر گفته شد، فردي است که به تقصير و يا به غيرتقصير اتلاف مالي را منجر شود بنابر اين در حالتي که اتلاف به تقصير صورت گرفته باشد و سبب نيز که در مفهوم خود را تقصير را به همراه دارد، در اين صورت دو راننده مقصّر خواهيم داشت. اين مادتّين تکليف طرفين را مشخصّ کرده است و در همه حال مباشر را مقصّر مي داند، مگر در مورد آخر که سبب اقوي از مباشر باشد. موارديکه سبب اقوي از مباشر است شامل موارد زير ميباشد:
زماني که مباشر فاقد اراده و تشخيص باشد.
وقتي سبب به گونه اي عمل نموده باشد کمه اراده مباشر را جهت اجتناب از حادثه سلب نموده باشد.
اما متاسفانه آنچه ملاک عمل اغلب کارشناسان و مخصوصاً قضات دادگاهها در رسيدگي به تصادفات قرار مي گيرد، چيزي جز اين مي باشد که با متن صريح قانون منافات دارد. جناب آقاي پورسالويي حقوقدان و کارشناس عالي تصادفات در کتاب خود با عنوان ” مسئوليت جزايي و مدني ناشي از تصادفات رانندگي” در مورد تصادف ناشي از تقصير دو طرف چنين مي نويسد:
” در فرض سوّم تصادف که در نتيجه تقصير هر دو طرف به وقوع پيوسته است، مانند اينکه وسيله اي از کوچه فرعي بدون رعايت حق تقدّم به خيابان اصلي برود و با وسليه ديگري که در آن خيابان با سرعت در حرکت است تصادم نمايد بعضي گمان مي کنند که بايد راننده اي که خطاي شديدتر را مرتکب شده (راننده اي که از خيابان فرعي به اصلي آمده است) مسئول همة خسارات شمرد ولي بايد دانست که مادّة 335 ق.م اين ترتيب را نپذيرفته و هردو راننده را مسئول قرار داده است.”
در صورتي که در تحليل حقوقي اين تصادف با تکبه بر مباني مسئوليت که در مادّة 363 ق.م اسلامي متبلور مي شود، وسيله اي که در حرکت مي باشد، مباشر و وسيله اي که از فرعي به اصلي مي آيد سبب حادثه مي باشد. کارشناس در اينجا بايد از نظر فنّي بررسي کند که آيا عليرغم تخلف راننده اي که از فرعي به اصلي وارد شده ( که البتّه اين تقصير، لازمه سبب بودن آن است) حادثه براي راننده مباشر قابل اجتناب بوده و يا خير؟ اگر راننده سبب به گونه اي عمل نموده باشد که اراده راننده مباشر را سلب نموده و حادثه را براي هر دو راننده متعارف غير قابل اجتناب نمايد سبب اقوي از مباشر خواهد بود و راننده مباشر فقط مسئول تخلفي است که در اثر سرعت زياد داشته است؛ در غير اين صورت مباشر کلية مسئوليت مدني را عهده دار خواهد بود.
نظير اين مثال موارد بسياري از اجتماع سبب و مباشر وجود دارد که کارشناسان با تکيه بر اين ذهنيّت که روح قانون و منظور نظر قانونگذار در عنوان نمودن مسئوليت مشترک ماده 336 همانان احقاق حقوق طرفيني است که هردو در حادثه مقصّر مي باشند و با ذهنيّتي که مادّه هاي 47و 49 آيين نامه اجرايي قانون تاسيس و بهره برداري موسسّات حمل و نقل مصوّب سال 57 در رابطه با مسئوليت مشترک ايجاد نموده که در ذيل به آن مي پردازيم:
مادّه 363 را ناديده گرفته و مادّه 336 را به کلية موارد بدون در نظر گرفتن مباني مسئوليت آن تعميم مي دهند.
مادّه 49 آيين نامة اجرايي ق.تاسيس و بهره برداري مؤسسات حمل و نقل:
” چنانچه در نتيجة عدم رعايت مادّه فوق ( مادّه 48 که راننده وسايل ترابري را موظّف مي سازد هنگام توقف اجباري علائم لازم را پشت سر خود نصب نمايد) حادثه اي منجر به قتل يا جرح يا خسارت براي وسايل ترابري پيش آيد راننده وسيلة ترابري پارک شده به تناسب تقصيري که در بوجود آمدن حادثه دارد مقصّر شناخته خواهد شد.”
در نفي اين عقيده مي توان به موارد زير اشاره کرد:
مواد قانون مجازات بر هر مادّه اي در آيين نامه هاي اجرايي ارجحيّـت دارد.
اين مواد مصوّب سال 1357 بوده، به طوريکه قانون مجازات اسلامي و اصلاحات آن مصوّب سال 1370 مي باشد.
اين مادّه تنها اشاره به تقصير نموده و هيچ اشاره اي به مسئوليت نشده است و از اين جهت منافاتي با مادّه 363 ق.م. اسلامي نخواهد داشت چراکه اين مادّه نيز متناسب با ميزان تقصير و نقش هر دو وسلية مباشر و سبب تکليف طرفين را مشخص نموده است، و فقط در حالتي که نقش سبب بيشتر از مباشر باشد به عبارت وسيلة نقليه متوقف اقوي از مباشر باشد مسئوليت خواهد داشت.
4 – قاعده لاضرر:
4-1 مفهوم قاعدة لاضرر :
يکي از مشهورترين قواعد فقهي که در بيشتر ابواب فقه مانند عبادات، معاملات و غيره به آن استناد ميشود قاعده لاضرر است. مستند بسياري از مسائل فقهي همين قاعده مي باشد. اهميّت قاعده مذکور به حدّي است که بسياري از فقها از گذشته دور و نزديک در تاليفات وتقريرات خود رسالة مفصّلي را به آن اختصاص داده اند.(نائين، 1373ه.ق)
لازم به ذکر است که بر نفي ضرر و ضرار در منابع دو شکل وجود دارد:
لاضرر و لا ضرار
لا ضرر و لا ضرار في الاسلام
آنچه در اغلب منابع فقهي وارد شده است شکل اول يعني ” لاضرر ولاضرار” است در بعضي از منابع فقهي در همين مادّه به ضميمه ” في الاسلام” نقل شده است و در بعضي از احاديث هم به اضافه کلمه ” علي المومن” وارد شده است ولي به طور قطع مي توان گفت که قاعده ” لاضرر ولا ضرار” از نظر منابع فقه اسلامي تثبيت شده است.(جعفري، 1389، ص86و91)
البته بر نفي ضرار علاوه بر مستندات شرعيه، دلايل عقلي محکم نيز وجود دارد و در واقع بايد گفت که مدلول اين قاعده جزو مستقلات عقليه است و مهمترين دليل بر حجيّت آن مدرک چهارم فقه، يعني عقل است. علاوه بر عقل که به موازات ادلّه و مدارک ديگر بر حاکميّت و اعتبار قاعدة لاضرر گواهي مي دهد. به شرح مندرج در قرآن مجيد و مضمون رواياتي که در اين باب وارد شده است قاعده لاضرر به روايت ومناسبات بين مردم حاکم است.(هرندي، ص23)
علاوه بر موارد ذکر شده در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز به نفي ضرر از منافع عمومي و ديگران تاکيد شده است.
اصل 40 قانون اساسي: ” هيچ کس نمي تواند اعمال حق خويش را وسيلة (اضرار) به غير يا تجاوز به منافع عمومي قرار دهد”
اصل 43 قانون اساسي: ” براي تامين استقلال اقتصادي و ريشه کن کردن فقر و محروميّت و برآوردن نيازهاي انسان در جبران رشد و با حفظ آزادي او، اقتصاد جمهوري اسلامي وبراساس ضوابط زير استوار است:….. 5- منع (اضرار) به غير و انحصار و احتکار و ربا و ديگر معاملات باطل و حرام.”
4-2 دلالت قاعده لاضرر بر ضمان:
نظر اکثر فقهاي اماميّه اين است که قاعده لاضرر توان اثبات ضمان را ندارد و نمي تواند به عنوان يکي از موجبات ضمان مورد استناد قرار گيرد و بيان شده است که قاعده لاضرر مختص نفي احکام ضرري است و رسالت آن اين است که حکم را بردارد، نه اينکه مثبت حکم ضمان باشد يعني قاعده لاضرر رافع حکم است و داراي نقش بازدارنده است نه سازنده. هرجا که نياز به ضمان باشد بايد به اسباب ضمان از قبيل: اتلاف، تسبيب و ساير موجبات ضمان ردّي آورد. قاعده لاضرر که صرفاً حکم ضرري را نفي مي کند به عنوان اسباب ضمان قابل استناد نيست.(انصاري، ص119)
علاوه بر آن کساني که در قاعده لاضرر (لا) را لاي نهي مي دانند اعتقاد دارند که قاعده صرفاً دلالت بر حرمت دارد نه ضمان بنابر اين از آن ضمان قابل استنباط نيست.(جمشيدي،ص77)
اما برخي از فقها برخلاف نظر مشهور معتقدند که قاعده لاضرر دلالت بر ضمان دارد و مي توان از آن حکم بر ضمان و مسئوليت مدني را استنباط نمود، برخي از فقها اظهار داشته اند اگر مفهوم قاعده نهي الهي باشد حکم بر ضمان به استناد آن بعيد نيست، زيرا در اين صورت، نهي دلالت بر حرمت ايراد ضرر خواهد داشت و مقتضي اين نهي، تحريم ابقا وضع ايجاد شده نيز مي باشد و بقاي اين وضعيت نيز ضرر است و لازمه آن وجوب رفع اين ضرر است. و تنها کسي که بايد آنرا رفع کند کسي است که ضرر از وي ناشي نشده است، والا صرف حکم تکليفي به حرمت اضرار مشکلي را حل نخواهد کرد.(مراغي، ص318)
برخي ديگر قاعده لاضرر را که خبر ” من اضر بطريق المسلمين شيئاً فهو ضامن” متصرف به اتلاف و تسبيب مي دانند را با وجود اطلاق خبر منتفي دانسته واذعان داشته اند که اين خبر صراحت در ضمان فاعل فعل زيانبار دارد بنابر اين حکم به]]>

تحقیق با موضوع استان فارس

به گفتة اين عشاير، در زمان كوچندگي‏شان، اين دلالان كه معمولاً در قشلاق كه در منطقة مُهر حضور داشتند هر هفته به نزد آنان مي‏آمدند و وسائل مورد نيزشان را تهيه مي‏كردند كه از اين طريق سود فراواني نصيب آنان مي‏شد. اين دلالان در قبال پرداخت وسائل مورد نياز عشاير، از آنان گوسفند، شير، پشم و گوشت دريافت مي‏كردند. هنر و صنعت بافندگي فارس در وهلة نخست، هنري عشايري و در وهلة دوم هنري روستايي است که وابستگي به عشاير دارد. عشاير فارس بويژه قشقايي‌ها و ايل خمسه بيش از ديگر عشاير به اين هنر اشتغال دارند و روستائيان که در مسير اين ايل‏ها زندگي مي‏کنند نيز به کار توليد قالي و ساير دستبافت‏ها مبادرت مي‏کنند. فرش‏بافان اين استان معمولاً دست‌بافت‏هاي خود را نه به عنوان يک کالاي تجارتي بلكه براي خود توليد مي‏کنند و چون دنباله‏رو نوسانات بازار فرش نيستند، طرح‏هاي آنها داراي رنگ‏آميزي و طراوت خاصي است. البته در سال‏هاي اخير بافندگان عشايري به بافتن فرش براي فروش و به سليقه مصرف‌کنندگان روي آورده‏اند. ليکن غالباً همان ذهني‌بافي و رنگ‏هاي مرسوم پيشينيان خود را ادامه مي‏دهند. تا قبل از اسكان اين “هنر ـ صنعت” به طور عمده به دست زنان انجام مي‏گرفت. به طور کلي توليد دست‌بافته‌ها از مرحله ابتدايي تا آخرين مرحله به دست زنان صورت مي‏گيرد. دارقالي ايل قشقايي مانند ساير عشاير افقي بوده است و بافنده براي بافتن بر روي زمين مي‏نشسته است. بيشتر دارهاي روستايي نيز افقي و گاه عمودي است. علت استفادة عشاير از دار افقي به اين دليل بوده است که با زندگي کوچ‌نشيني آنها هماهنگي داشته و حمل آن بر پشت چهارپايان به سهولت انجام مي‏گرفته است. فرش‏هاي قشقايي معمولاً به طريق “ذهني بافي” بافته مي شود. اين نقشه‏هاي ذهني نوعي بازآفريني سنتي است که از نسل‏هاي پيشين به امروزيان رسيده است. بافندگان ايلي همان نقوش را تکرار مي‏كرده‏اند بدون آن که از نقشه استفاده کنند. از اين رو معمولاً هيچ دو فرشي کاملاً و عيناً شبيه يكديگر نيست. بافندگان تازه‌کار از سرمشق‏هايي کمک مي‏گيرند که “حور1” ناميده مي شود. بافندگان قشقايي اين سرمشق ها را که يک‌يک نقش مايه‌ها و نگاره‌هاي اصلي بر آن بافته شده است “دستور2” مي‏گويند. رنگ قالي‏هاي قشقايي کاملاً به سليقه و خواست بافنده ارتباط دارد. ‏فرش اين عشاير به مانند ساير فرش‏هاي عشايري فارس، اکثراً نرم و تا اندازه‏اي ظريف و نازک هستند و وجه تمايز آنها با ساير فرش‌ها نيز همين صفات است. گره در قالي‌هاي فارس هم به صورت متقارن (ترکي) و هم به صورت نامتقارن (فارسي) استفاده مي‏شود. بافت قالي در اکثر مناطق عشايري و روستايي استان فارس رواج دارد و افزون بر مناطقي که ايل قشقايي در آن اسكان دارند. قالي‌بافي در ديگر شهرها و روستاهاي استان من جمله در آباده و شيراز و فسا نيز مرسوم و متداول است. از بافته‏هاي ديگر عشاير قشقايي مورد مطالعه جاجيم است که براي پوشاندن رختخواب و اثاثيه درون چادر استفاده مي‏شده است كه به آن “پوشن” نيز مي‏گويند. جاجيم‏هاي کوچک به عنوان روانداز نيز کاربرد داشته‏اند . جاجيم در رنگ‏هاي مختلف بافته مي‏شده است و رنگ‏هاي روشن در بافت آن بيشتر به کار مي رفته است. معمولاً تار و پود آن هم رنگ است. نقوش جاجيم که براي تزيين آن به کار مي‌رفته‏اند عبارت بودند از: نقش شطرنجي،نقش آينه‌کگل، نقش کنگره، نقش موازي، نقش حوض، نقش مدخل، نقش لوزيو… عكس شمارة (25) بافت جاجيم
3ـ1ـ3ـ بـافـت سـيـاه‌چـادر
يكي از فعاليت‏هايي كه قبل از اسكان در ميان عشاير وجود داشته است ، بافتن سياه چادر با استفاده از موي بزها بوده است، كه از اين طريق بافت سياه‌چادر و فروش آن به ديگر گروه‏هاي عشايري به نوعي براي خود منبع درآمدي ايجاد مي‌كردند، هر چند كه ممكن بود اين گونه مبادلات بيشتر به صورت پاياپاي انجام پذيرد.
سياه‏چادرها در قشلاق و ييلاق است كاربرد بسياري براي ايلات و عشاير داشتند. مهمترين ويژگي اين چادرها قابل حمل بودن آنها است كه مسافت طولاني ميان ييلاق و قشلاق را با خود حمل مي‏كردند، هر چند كه نسبت به چادرهاي جديد سنگين‏تر هستند. اين سياه‏چادرها سريع برپا مي‏شدند و براي جمع كردن آن نيز وقت چنداني نمي‏برد. عموماً اين سياه‏چادر توسط زنان بافته مي‏شد. عكس شمارة (26) سياه‏چادرها در ميان عشاير مورد مطالعه امروزه كمتر مورد استفاده قرار مي‌گيرد و فقط براي مواردي محدود ماننذ نگهداري بزغاله‌ها و دام‌هاي تازه متولد شده مورد استفاده قرار مي‌گيرند كه البته اين‌گونه استفاده نيز روز به روز كاهش مي‌يابد
البته بايد ذكر شود كه توليد محصولات گوناگون در ميان عشاير شهرستان، بيشتر به منظور برطرف نمودن نيازهاي شخصي و خانوادگي خودشان بوده است و مبادلات ميان آنها پس از اين امر يعني برطرف شدن نيازهايشان صورت مي گرفته است. در اين صورت اكثر اين مبادلات به صورت پاياپاي و با توافق طرفين صورت مي‏گرفته است. در سال‌هاي مختلف با تغيير در نيازهاي گروه‏هاي عشايري و بر حسب نيازهاي موجود آنان اين مبادلات با استفاده از كالاهاي گوناگون انجام مي‏شده است كه يكي از اقلام اين مبادلات در ميان آنها، سياه چادر بوده است.
4ـ1ـ3ـ تـولـيـد مـحـصـولات مـخـتـلـف لـبـنـي
اين گروه‏ها با استفاده از شير دام‏هايشان ، محصولات مختلفي از قبيل پنير ، كره و . . . توليد مي‏كردند كه در اكثر موارد توسط خود آنها به مصرف مي‏رسيد و در موارد اندكي به يكجانشينان در قبال اخذ وسائل مورد نياز زندگي داده مي‏شد. عكس شمارة (27) تهية كشك در ميان عشاير روستاي كريم‏آباد
در آن زمان به دليل عدم ارتباط ميان عشاير با گروه‏هاي ساكن شهرستان مُهر، يا پايين بودن سطح اين ارتباطات، دسترسي آنان به وسايل جديد و صنعتي توليد محصولات مختلف لبني در ميان آنان امكان‌پذير نبوده است، بنابراين، اين محصولات با استفاده از وسايل و ابزارهاي ساخته شده توسط خود عشاير توليد مي‏شده است. اين فعاليت‏ها اغلب توسط زنان صورت مي‏گرفت. دام‏ها در زمستان‏ها كه مراتع اطراف محل سكونت براي چراي دام‏ها بسيار مناسب بوده است، توسط مردان به چرا برده مي‏شد ـ لازم به ذكر است كه به دليل آب و هواي گرم منطقه، در زمستان شهرستان داراي آب و هواي معتدل است و كمتر سرماي زمستان در آن احساس مي‏شود كه همين معتدل بودن هوا در زمستان به سرسبزي منطقه در اين فصل مي‏انجامد و در هنگام بازگشت به محل زيست ، بقيه كارها ، اعم از دوشيدن شير دام‏ها و تبديل اين شيرها به محصولات مختلف لبني توسط زنان صورت مي‏گرفته است .
اين محـصولات به طور كلي نقش عمـده‏اي را در تـغذية عـشاير بر عهده داشتند، به ويـژه آنكه نقش تـغذيه‏اي اين محـصولات در زمـان كـوچ بسيـار حائز اهـميت اسـت و از ارزش بالايي برخوردار است. به دليل اينكه شير پس از دوشيدن سريع فاسد مي‏شود و عشاير نيز وسـيلة نـگه‏داري از آن را در اخـتيار نداشتند، براي اينكه بتوانند مدت بيشتري از آن استفاده كنند، شير را به پنير، كشك، كره و . . . تبديل مي‏كردند تا مدت زمان بيشتري بتوانند از آن استفاده كنند.
5ـ1ـ3ـ فـعـالـيـت‌هـاي مبـتنـي بـر نـگـهـداري، پـرورش، چرا و . . . دام‏ها
عمدتاً زندگي عشايري با توجه به وجود عاملي اساسي در ميان آنان تعريف مي‌شود. هر چند كه در اين بين ممكن است عوامل معرفه ديگري نيز نقش داشته باشند. اما اساسي‏ترين اين تعاريف با توجه به وجود دام در ميان آنها قابل بررسي است و عمدتاً زندگي عشايري بدون وجود دام، هيچ‏گونه شناختي از آن نمي توان كسب نمود. عكس شمارة (28) زن عشايري در حال تهية ماست عكس شمارة (29) كودك عشايري در حال چراي دام‏ها
بنابراين با توجه به اهميت و نقش اين عامل در زندگي آنان، فعاليت‏هاي مختلفي نيز به تبع آن صورت مي‏گيرد. تا قبل از زمان اسكان اين فعاليت‏ها بيشتر در قابل جنبه‏هايي از نگهداري، پرورش، توليد، چرا و . . . دام‏ها صورت مي‏پذيرفته است.
در ميان عشاير عده‏اي بودند كه شغل اصلي‏شان چوپاني بود، بدون آنكه دامي متعلق به آنها باشد و فقط آنها در قبال به چرا بردن دام‏ها در طول روز و نگه‏داري و حفظ دام‏ها در طول كوچ مزد دريافت مي‏نمودند. اين افراد در استخدام كساني بودند كه تعداد دام آنها بسيار زياد بود، به گونه‏اي كه به تنهايي قادر نبودند دام‏ها را به چرا ببرند و از آنها نگه‏داري كنند. عكس شمارة (30) چوپانان عشايري
مردان اصلي ترين فعاليت‏ها را در اين ميان انجام مي‌داده‌اند. آنها بيشتر طول روز را در بيرون از خانه به سر مي‏بردند تا دام‌ها را در محيط‏هاي مناسب تغذيه نمايند. حتي بايد عنوان شود كه در زمان اسكان فصلي آنان، گاهي به دليل دوري مراتع از محل سكونت، مردان مجبور مي‏شده‌اند كه روزها و حتي ماه‏ها را دور از خانه و محل سكونت به چرا و تغذيه دام‏هايشان بپردازند. اما در زمان بازگشت به خانه و محل سكونت، تقريباً نقش مردان در رابطه با دام‌ها كم رنگ مي‏شد و بيشتر فعاليت‌ها از اين زمان بر عهدة زنان قرار مي‏گرفت. اين فعاليت‏ها بيشتر در رابطه با دوشيدن و تيمار دام‏ها پس از چراي روزانه يا هفتگي و يا بيشتر، بود كه مردان در اين مورد كمتر نقشي را بر عهده مي‏گرفتند.
2ـ3ـ ويـژگـي‏هـاي فـعـالـيـت‏هـاي شـغـلـي و اقـتـصـادي
بنابراين با توجه به فعاليت‏هاي معيشتي مختلف در ميان عشاير قبل از اسكان، اقتصاد اين گروه شامل ويژگي‏هاي ذيل بوده است:
1ـ2ـ3ـ اقـتـصـاد نـيـمـه خـود كـفـا و تـقـريـبـاً خـود كـفـا
در گذشته به دليل عدم ارتباط با يكجا نشينان شهري و روستايي و يا ارتباط بسيار اندك با آنها، ايلات منطقه بيشتر مجبور بودند كه مايحتاج روزانه خود را تامين كنند و اين امر به نوعي به استقلال اقتصادي ايلات و عشاير انجاميده بود.
به صراحت مي‏توان عنوان نمود كه بسياري از جنبه‌هاي فعاليت اقتصادي در ميان عشاير به صورت كاملاً خودكفا و يا تا حدودي نيمه خودكفا بوده است كه اين امر نياز كمتر عشاير براي ايجاد ارتباط با يكجانشينان را منجر مي‌شده است. البته پايين بودن ميزان ارتباطات ميان اين عشاير با يكجانشينان هر چند كه ممكن بود كه به نوعي داراي اقتصاد خودكفا و نيمه خودكفا باشند، اما در كنار آن، همين مسأله باعث مي‏شد كه اطلاعات و آگاهي آنان از محيط اطرافشان بسيار اندك باشد.
2ـ2ـ3ـ اقـتـصـاد بـسـتـة مـعـيـشـتـي
عدم ارتباط اقتصادي اين عشاير با روستاييان و شهرنشينان اطرافشان، در آن زمان باعث شده بود كه عشاير بنا بر ضروريات شغلي خود به نوعي اقتصاد تك محصولي روي آورند. البته اين نوع اقتصاد بيشتر براي آنان به صورت اجبار درآمده بود و آنان به دليل نوع زندگي ويژه‏اي كه داشتند، به اين كار مي‏پرداختند. عشاير به طور كلي ، به لحاظ سنتي از گذشته‏هاي دور به دليل پرورش دام، فعاليت‏هاي مرتبط با آن را به انجام مي‏رساندند و مشاغل ديگر(به جزء برخي صنايع دستي) در ميان آنان كمتر ملاحظه مي‏شد.
همانگونه كه بيان شد، اين عشاير به دليل عدم ارتباط با ديگر يكجانشينان ساكن در منطقه، مجبور بودندكه تنها از دام‌هايشان تمامي نيازهاي خود از قبيل نيازهاي خوراكي، پوشاك، مسكن و . . . خود را تهيه كنند. نيازهاي تغذيه‌اي آنان در قالب استفاده از گوشت، شير و . . . دام‌ها به صورت‏هاي متفاوت بوده است. نياز به پوشاك در ميان آنان نيز با استفاده از پوست، پشم و حتي موي دام‏هايشان برطرف مي‏شده است. در گذشته قسمت‏هاي مختلف از پوشاك يك فرد عشايري (كفش، شلوار، پيراهن، دستمال، كلاه، جوراب و . . .) با استفاده از محصولات دامي خود تهيه مي‏كردند و كمتر مستقيماً از فروشندگان شهري و روستايي اين وسايل خود را تهيه مي‏نمودند، زيرا به دليل نوع زندگي آنان در آن زمان، از يك‏سو اين افراد چنين نيازهايي را براي خود احساس نمي‏كردند و از سويي ديگر سوداگران و فروشندگان بسيار به ندرت به آنان براي فروش محصولات خود مراجعه مي‏كردند.
عشاير براي چراي دام‏هاي خود دائماً مجبور بودند كه در حال كوچ باشند. ازاين‌رو در ميان آنان نياز چنداني به مسكن‌هاي اساسي احساس نمي‏شد. از اين به نظر آنان، ويژگي اساسي مسكن آنان بايد در حمل و نقل آسان آن در كوچ‏ها و نيز فضاي مناسب و باز آنها براي كاركردهاي چندگانه آن خلاصه مي‏شد. از اين رو مهمترين ابزار و وسيله‏اي كه آنان را در نيل به اين كاركردهاي مسكن مي‏رساند، استفاده از پشم، پوست و موي اين دام‏ها در ساخت اين نوع مسكن بود. البته در اينجا، منظور از مسكن، سرپناه آنان است. مهمترين نوع سرپناه و مسكني در ميان اين عشاير وجود داشته است چادر بوده است. اين چادرها و يا به نوعي سياه‌چادر از موي بزها بافته مي شده است. بافت اين سياه‌چادرها توسط زنان عشايري بوده است.
3ـ2ـ3ـ تـولـيـد بـراي مـصـرف
ويژگي اقتصاد خودكفا در ميان عشاير به اين صورت بود كه از بيشتر توليدات مختلف خود براي استفاده‏هاي مصرفي استفاده مي‏كردند و كمتر براي فروش عرضه مي‏داشتند. البته در آن زمان، وقتي معامله‏اي صورت مي‌گرفت به صورت پاياپاي در قبال اخذ برخي از كالاهاي ضروري بود كه كمتر و يا اصلاً توسط عشاير ساخته مي‏شد. از اين جمله مي‌توان به وسائل ساخت پنير، كره و . . . اشاره نمود.
4ـ2ـ3ـ تـكـنـولـوژي ابـتـدائـي در تـهـيـه و سـاخـت مـحـصـولات
كوچندگان عشايري همان‏گونه كه عنوان شد داراي اقتصادي خودكفا بودند كه اغلب محصولات توسط خود آنها فراهم و تهيه مي‏شد. از اين رو آنان براي توليد، ساخت و تهية محصولات مختلف دامي از ابزار و تكنولوژي بسيار ساده‌اي بهره مي‏بردند كه اغلب موارد حتي اين وسايل و تكنولوژي‏ها نيز به دست خود آنان تهيه مي‏شد.
5ـ2ـ3ـ نـوع مـعـيـشـت غـالـب مـبـتـنـي بـر دامـداري
همان‏گونه كه قبلاً عنوان گرديد، در گذشته اقتصاد تك‌محصولي عشاير بر پايه دام‏هايشان استوار بوده است و اين عشاير در تمـامي جـنبه‏هاي مختلف زندگي‏شان از فرآورده‏هاي مختلف دامي براي رفع نياز‏هاي مربوط به پوشاك، مسكن، خوراك و . . . استفاده مي‏نمودند.
6ـ2ـ3ـ زنـدگـي اقـتـصـادي پـر مـشـقـت
عدم ارتباط با يكجانشينان و اجبار به توليد كالاهاي اوليه و]]>

تحقیق با موضوع استان فارس، سلسله‌مراتب، طرح و نقش، استان اصفهان

7931
50843
اردبيل
6633
45638
بوشهر
3046
1993
سمنان
1823
9975
سمنان
2695
14048
همدان
1405
9173
گلستان
1723
10772
تهران
1194
6541
هرمزگان
1459
8507
مركزي
771
4961
تهران
787
4921
مازندران
553
2727
زنجان
704
4542
زنجان
549
3834
مركزي
604
3752
گيلان
342
2237
اصفهان
600
3363
قزوين
240
1514
گيلان
372
2416
هرمزگان
206
1193
قزوين
222
1483
گلستان
126
804
قم
169
1205
قم
2
10
همدان
150
956
بوشهر
0
0
مازندران
45
210
يزد
0
0
يزد
38
212
3ـ3ـ2ـ جـامـعـه عـشـايـري روسـتـاي كـريـم‏آبـاد
1ـ وجـه تـسـمـيـه
منطقه‏اي كه دقيقاً تحقيق در آن صورت گرفته است، روستايي است به نام كريم‏آباد كه ساكنان آن ازجمله عشايري‏اند كه در طي چند سال اخير به دلايلي كه عنوان خواهد شد، در اين منطقه اسكان يافته‏اند. نام اين روستا از نام بزرگ خاندان آنها، كريم، گرفته شده كه اولين بار در ميان اين دسته اقداماتي را براي اسكان آنان انجام داد و بقية افراد را به يكجانشيني و اسكان ترغيب نمود. كريم يكي از بزرگان بنكوه هاشمي بود. كريم حدود 5 سال پيش در گذشته است.
عكس شمارة (13)تابلو روستاي كريم‏آباد
2ـ پـيـشـيـنـة روسـتـا
اين روستا در شهرستان مُهر يكي از جنوبي‏ترين شهرستان‏هاي استان فارس و در بخش گله‏دار و در فاصله‏اي حدود 40 كيلومتري از مركز شهرستان واقع شده است. نزديكترين محل شناخته شده به اين روستا دهستان اسير است كه در كتاب عشاير فارس در سال 1913 ميلادي توسط دوموريني با ذكر برخي ويژگي‏هاي اقتصادي و انساني آن عنوان شده است.12
شرايط سخت اين گروه در دهه‏هاي 50 و 60 هـ . شمسي به همراه برخي دلايل ديگر كه در بخش دلايل اسكان به آنها اشاره خواهد شد موجبات اسكان آنها را فراهم آورد.
اين گروه در زمان گوچندگي‏شان، قشلاق خود را در شهرستان‌هاي جنوبي استان فارس و از جمله شهرستان مُهر سپري مي‏كردند و ييلاق را در مناطق شمالي استان فارس، در شهرستان‏هاي اقليد و آباده و گاهاً سميرم و دربند استان اصفهان مي‏گذراندند. همزمان با تصميم‏گيري براي اسكان و يكجانشين شدن با توجه به فراهم بودن زمين و مراتع كه دولت در اين شهرستان به آنها واگذار نمود، آنها تصميم گرفتند كه در اين منطقه اسكان يابند.
3ـ جـمـعـيـت روسـتـاي كـريـم‏آبـاد
اين روستا جمعاً شامل 16 خانوار است كه مجموعاً 111 نفر در آن ساكن هستند. از لحاظ نسبت جنسي تقريباً زنان برتري محسوسي نسبت به مردان دارند . به لحاظ نسبت سني، جمعيت روستا را بيشتر جوانان و افراد زير 25 سال تشكيل مي دهند .(جـدول شـمـاره (10ـ3))
عشاير ساكن اين روستا از ايل قشقايي هـستند. ايل قشقايي يكي از ايلات ترك زبان ايران اسـت كه مركز اصـلي آن اسـتان فارس محسـوب مي‏شود . در مورد قشـقايي‏ها در كتـاب زمـينة جامعه‏شناسي ايلات و عشاير ايران اين‏گونه آمده است:
“قشقايي‏ها طايفه اي از تركان خلج بوده‏اند كه كه از عراق عجم و ساوه به فارس كوچيده‏اند.
جدول شمارة (24) تـركـيـب سـنـي و جـنسـي روسـتـاي كـريـم آبـاد
زن
مرد
جمع تعداد
درصد
تعداد
درصد
تعداد
درصد 4
6/3
3
7/2
7
3/6
كمتر از يك سال
6
4/5
3
7/2
9
1/8
5 ـ 1 سال
5
5/4
6
4/5
11
9/9
10 ـ 6 سال
6
4/5
4
6/2
10
9
14 ـ 11 سال
9
1/8
7
3/6
16
41/14
24 ـ 15 سال
8
2/7
10
9
18
21/16
34 ـ 25 سال
6
4/5
9
1/8
15
51/13
44 ـ 35 سال
4
6/2
6
4/5
10
9
54 ـ 45 سال
6
4/5
5
5/4
11
9/9
64 ـ 55 سال
3
7/2
1
9/
4
6/3
65 سال و بيشتر
57
35/51
54
65/48
111
100
جمع
قسمتي از اين مهاجرين در بلوك قونقري (شهرستان آباده) ساكن و ده‏نشين شده‏اند كه هنوز هم به تركي سخن مي‏گويند و به نام خلج ناميده مي‏شوند. گروهي ديگر به كوچندگي ادامه مي‏‏دهند و به دو بخش خلج و قشقايي تقسيم مي‏شوند. چون مهاجرت اينان به فارس حالتي گريز و فرار داشته است به (قاج‏قائي) به معني گريخته و فراري معروف شده‏اند. بعدها اين واژه به قاش‏قائي و قشقايي تبديل مي‏شود. برخي عقيده دارند كه قشقايي از (قشقه) به معني شال و علامت سفيدي مشتق شده است كه بر روي پيشاني اسب‏هاي آنان وجود داشته است و نشانة قبيلة آنان بوده است” . (فسائي، حاج ميرزا حسن، 1313 ، فارسنامة ناصري، تهران، چاپ سنگي) طايفه‏هاي مختلف قشقايي كه به تدريج به اين منطقه مهاجرت كرده‏اند، شامل: عمله، دره‏شوري، فارسي‏مدان، كشكولي‌بزرگ، كشكولي‌كوچك، شش‌بلوكي، صفي‌خاني، قره‏چاهي و رحـيمي بودند. (پيمان، 1347: 232) اما امروزه ايل قشقايي از شـش طايفة عمله، دره‏شوري، فارسي‏مدان، كشكولي‌بزرگ، كشكولي‌كوچك و شش‌بلوكي تشكيل شده است (فيروزان، 1362: 27). عكس شمارة (14) نماي كلي روستاي كريم‏آباد
ايل قشقايي
طايفة طايفة طايفة طايفة طايفة طايفة
دره شوري فارسيمدان عمله شش‌بلوكي كشكولي‌بزرگ كشكولي‌كوچك بلي هاشمي
البته لازم به ذكر است كه تيرة بلي 3 شاخه و بنكوه متفاوت دارد. اولين بنكوه همين بنكوه هاشمي است كه در شهرستان مُهر قرار دارند. بنكوه ديگر كهره و زيرك هستند كه در شهرستان فيروز آباد استان فارس ساكن هستند. اين دو بنكوه ديگر نيز در حال حاضر به طور كامل اسكان يافته‌اند.
مسير كوچ اين دسته‌ تا قبل از زمان اسكان و در دورة كوچندگي‌شان به اين ترتيب بوده است:
1ـ‌ آغاز مسير كوچ از جنوب شهرستان مهر
2ـ عبور از بخش خنج در شهرستان لارستان
3ـ عبور از شهرستان قير و كارزين
4ـ عبور از شهرستان فيروزآباد
5‌ـ عبور از بخش كوهمره در شيراز
6ـ عبور از شهرستان‌هاي سپيدان و مرودشت
7ـ پايان مسير: شهرستان‌هاي اقليد و آباده در شمال استان فارس
البته تعدادي از خانوارهاي شش‌بلوكي پس از عبور از شهرستان هاي اقليد و آباذه در شمال استان فارس، به دربند و سميرم استان اصفهان وارد مي‌شدند و ييلاق را در آنجا سپري مي‌كردند.
پس از اسكان هنوز هم ساختمان خويشاوندي آنان بر اساس ساخت‌هاي سنتي گذشته تعريف مي‌شود. با اين تفاوت كه هر چند آنان بر اين امر واقفنذ، اما روز به‌ روز از روابط آنها با ديگر طوايف و تيره‌هاي خويشاوندشان كاسته مي‌شود.
ساخت سياسي اين دسته نيز ديگر به مانند گذشته بر اساس سلسله مراتب ايلي تعريف نمي‌شود، به اين صورت كه ديگر كدخدا، كلانتر، ايل‌بيگي، ‌ايل‌خان و خان خارج از سلسله‌مراتب سياسي آنان است و قدرت و سلسله‌مراتب آن فقط در ريش‌سفيد روستا خلاصه مي‌شود كه اولين بار “كريم” اين نقش را بر عهده گرفت. عكس شمارة (15) نمايي از يك خانه در روستاي كريم‏آباد
4ـ فـرايـنـد‏هـاي اقـتـصـادي
شغل اصلي ساكنان اين روستا به دليل سـابقه آنها در پرورش دام‏ها همچنان دامداري اسـت، اما امروزه تعدادي بسياري از اين شاغلين اين روستا به شغل هاي ديگري روي آورده‏اند كه هيچ‌گونه‌ سنخيتي با فعاليت‏هاي اقتصادي قبل از اسكان آنها ندارد.از جمله‏اي مشاغل مي‏توان به كشاورزي، باغباني، كارگري، مشاغل خدماتي، پرورش زنبور عسل، مشاغل صنعتي و… اشاره نمود كه در جدول ذيل به آنها اشاره شده است.
جدول شماره (23) فعاليت اقتصادي در ميان عشاير كريم آباد
جمع
زن
مرد
جنس
شغل
4
0
4
مشاغل خدماتي
6
0
6
كارگري
4
2
2
پرورش زنبور عسل
4
0
4
باغباني
7
0
7
كشاورزي
41
12
29
دامداري
5
0
5
مشاغل صنعتي
12
12
0
صنايع دستي
81
24
57
جمع 5ـ امـكانـات روسـتـا
هر چند كه روستاي كريم آباد به مانند ساير روستاها و مناطق شهرستان از امكانات مناسبي برخوردار نيست، اما با توجه به نوپا بودن و عمر كوتاه اين روستا در چند سال اخير تا حدودي سعي شده است كه امكاناتي به اين روستا اختصاص داده شود. از جمله اين امكانات مي‏توان به برق اشاره نمود كه حدود 3 سال است به اين روستا برق‏كشي شده است.
تلفن نيز در اواسط سال 1383 ه . ق با تلاش روستاييان كريم آباد به اين روستا كشيده شده است و تمامي روستاهاي اين روستا به اين امكان دست يافته‌اند. راه‏سازي نيز براي دست‌يابي اين مردم به ساير مناطق شهرستان در مراحل پاياني خود است. آب لوله‏كشي نيز به واسطه حفر چاه توسط روستاييان در اين روستا به بهره‏برداري رسيده است.
عكس شمارة (16) نمايي از درون يك خانه در روستاي كريم‏آباد
عكس شمارة (17) راه‏سازي به روستا عكس شمارة (18) لوله‏كشي آب به روستا با سرمايه و هزينة روستائيان درچند سال اخير امكاناتي به روستائيان اختصاص يافته است كه از آن جمله مي‏توان به برق و تلفن اشاره نمود (عكس‏هاي شمارة 19 و20) فـصـل سـوم
ـ فـعـالـيـت هـاي اقـتـصـادي
ـ صـنـايـع دسـتـي
ـ فـرش‌بـافـي
ـ بـافـت سـيـاه‌چـادر
ـ تـولـيـد مـحـصـولات مـخـتـلـف لـبـنـي
ـ فـعـالـيـت‌هـاي مـبـتـنـي بـر نـگـهـداري، پـرورش، چـرا و . . . دام‌هـا
ـ ويـژگـي‏هـاي اقـتـصـادي
ـ اقـتـصـاد نـيـمـه خـودكـفـا و تـقـريـبـاً خـودكـفـا
ـ اقـتـصـاد بـسـتـة مـعـيـشـتـي
ـ تـولـيـد بـراي مـصـرف
ـ تـكـنـولـوژي ابـتـدائـي در تـهـيـه و سـاخـت مـحـصـولات
ـ نـوع مـعـيـشـت غـالـب مـبـتـنـي بـر دامـداري
ـ زنـدگـي اقـتـصـادي پـر مـشـقـت
ـ رابطة كاري خانوادگي 1ـ3ـ فـعـالـيـت‌هـاي اقـتـصـادي و مـعـيـشـتـي قـبـل از اسـكـان
به طور كلي زندگي عشاير وابسته به دام‌هايشان است، كه اصولا زندگي كوچندگي اين گروه نيز به دليل چراي زمستاني و تابستاني همين دام‌ها صورت مي پذيرفته است و بر مبناي آن تعريف مي شده است. دام‌هايي كه قبل از اسكان در اختيار آنها قرار داشت، عبارت بودند از: گوسفند كه بيشترين اين دام‌ها را به خود اختصاص مي داد، بز، اسب و قاطر. عكس شمارة (21) دام‏هاي عشايري
بيشتر فعاليت هاي شغلي كه در ميان اين عشاير صورت مي‏گرفت، جنبه‏هاي مختلف حفظ، نگهداري، پرورش، كوچ و سودآوري‏هاي تغذيه‏اي و اقتصادي همين دام‌ها را تشكيل مي‏داده است. در گذشته به دليل عدم ارتباط با يكجا نشينان در طول سال، اين گروه‏ها مجبور بودند كه منابع غذايي و معيشتي مستقلي را از ديگر گروه‌ها سامان دهند. به همين دليل براي تغذيه، از تمامي منابع در دسترس طبيعي و دامي در دسترس خود سود مي‏جستند كه اين امر فعاليت‏هاي اقتصادي مختلفي را در ميان عشايران شكل مي‏داد، كه تمامي اين فعاليت‏ها نيز به نوعي با استفاده از محصولات مختلف دامي توسط آنان صورت مي‏گرفت، يعني با استفاده از تمامي محصولات و منابع توليد شده توسط دام‏ها، فعاليت‏هاي معيشتي و اقتصادي مختلفي نيز در ميان آنها به وجود آمده بود كه هر يك از اين فعاليت‏ها، شكلي از محصولات مختلف دامي بودند، كه همين امر موجب مي‏شده است كه هميشه در منابع مختلف عشاير را جوامعي خودكفا بناميم. اما به تدريج و در طول زمان، همراه با صنعتي شدن جوامع كه تغييرات عميقي را در جنبه‏هاي مختلف زندگي آنان به وجود آورد ، زندگي عشايري نيز از اين امر مستثناء نشد و در مسير اين تغيير و تحولات واقع گرديد.
با توجه به موارد ذكر شده، مهمترين مشاغل و فعاليت‏هاي اقتصادي را كه تا قبل از اسكان در ميان عشاير مورد مطالعه مي‏توان ذكر نمود عبارتند از:
1ـ1ـ3ـ صـنـايـع دسـتـي و فـرش بـافـي
همواره به يكي از اساسي‏ترين فعاليت‌هايي كه در ميان عشاير ايران در طول دوران مختلف مي‏توان اشاره نمود توليد و ساخت وسايل مختلفي است كه به آنها نياز داشته‏اند و حتي به جرأت مي‏توان عنوان نمود كه بسياري از اين گونه فعاليت‏ها صرفاً توسط عشاير صورت مي‏گرفته است و فقط توسط آنان توليد مي‏شده است.
از مهمترين صنايع دستي كه در ميان عشاير منطقه توليد و ساخته مي‏شود، مي‌توان به گليم، فرش، جاجيم و . . . اشاره نمود.
به طور كلي فرش توسط اكثر عشاير ايران بافته مي‏شود و هر كدام از اين عشاير در استان‏هاي مختلف طرح و نقش مخصوص به خود دارند. عشاير قشقايي فارس و عشاير منطقه مُهر در بافت فرش از گذشته تا به حال فعاليت داشته‏اند.
تا قبل از گسترش ارتباطات ميان عشاير منطقه و يكجانشينان روستايي و شهري، بافت اين فرش‏ها توسط عشاير بيشتر بر مبناي استفاده‏هاي شخصي آنان و از روي تفنن صورت مي‏گرفت و معمولاً هر خانوار عشايري در طول سال يك يا دو عدد فرش براي استفاده در محل زندگي مي‏بافته است كه به دليل تغيير سريع مكان زندگي در طي دوره‏هاي كوتاه و همچنين در طول مسير كوچ، فرش بافته شده توسط آنان براي مدت زيادي دوام نمي‌آورد و دوباره در سال بعد نيز اين فعاليت را ادامه مي‏دادند. عكس شمارة (22) طرح فرش عشايري و وسائل بافت آن
به دليل از بين رفتن سريع فرش‏ها در مدت زمان اندك به دلايل ذكر شده، معمولاً در بافت اين فرش‌ها از مواد بسيار ساده و ابتدايي و ارزان استفاده مي‌كردند. همچنين طرح و نقشه‏هايي كه در بافت اين فرش‌ها به كار برده مي‌شد، بسيار ساده بودند، اين مسأله به بافت سريع‏تر فرش در مدت زمان اندكي توسط بافندگان فرش عشايري مي‏انجاميد.
هر چند ممكن است كه اين‌گونه استنباط شود كه مواد اولية بافت اين فرش‏ها توسط سوداگران شهري و روستايي به عشاير داده مي‏شود، اما اصلي‏ترين عنصر ساخت اين مواد اولية بافت اين فرش‏ها نيز، پشم گوسفندان]]>

تحقیق با موضوع استان فارس، استان هرمزگان، آداب و رسوم، سلسله مراتب

3ـ13ـ1ـ عـشـايـر اسـكـان‏يـافـتـه
“به جماعتي از عشاير اطلاق مي‏گردد كه به دلايل مختلف از كوچ دست كشيده و در محلي سكني گزيده‏اند” (واحد مطالعات و تحقيقات سازمان امور عشاير ايران، فصلنامه عشايري ذخائر انقلاب، شماره 11، تابستان 1369).
4ـ13ـ1ـ ايـل
“ايل مردماني را گويند كه در تمامي سال در بيابان‏ها در چادرها زندگي مي‏كنند و از گرم‏سيرات به سردسيرات مرحله‏الشتاء والصيف نمايند” (فسايي، 1367، جلد2: 309).
ايل را مي‏توان در نظام سلسله مراتب تقسيمات اجتماعي، عشاير بالاترين رده دانست كه از اتحاد چند طايفه با فرهنگ و آداب و رسوم و تاريخ مشترك بوجود آمده است. در شكل‏گيري ايل عواملي چون حفظ منافع مشترك، بقاي قدرت، دفاع و گسترش و نفوذ طوايف نقش مؤثري دارند. ايل شامل طايفه‏هاي متعددي است كه به علت همخوني يا خويشاوندي يا دلايل اجتماعي، سياسي و . . . با يكديگر متحد هستند و معمولاً در يك قلمرو جغرافيايي كه قلمرو ايل به حساب مي‏آيد زندگي مي‏كنند (مركز آمار ايران، 1377).
5ـ13ـ1ـ طـايـفـه
جماعتي از عشاير كه غالباً با هم خويشاوندي دارند و در چند يا چندين نسل پيش نسباً و سبباً به نياي مشتركي مي‏رسند و خود را به صورت حقيقي يا اساطيري منتسب به آن مي‏دانند تشكيل طايفه را مي‏دهند (واحد مطالعات و تحقيقات سازمان امور عشاير ايران، فصلنامه عشايري ذخائر انقلاب، شماره 11، تابستان 1369).
6ـ13ـ1ـ يـيـــلاق
محدودة زيست و قلمرو جغرافيايي كه عشاير، تمام يا قسمتي از فصول گرم سال را در آن مي‏گذرانند “ييلاق” يا “سردسير” مي‏گويند (همان).
7ـ13ـ1ـ قـشـــلاق
محدودة زيست و قلمرو جغرافيايي كه عشاير، تمام يا قسمتي از فصول سرد سال را در آن مي‏گذرانند، “قشلاق” يا “گرمسير” مي‏گويند (همان).
8ـ13ـ1ـ زيـسـت‏بـوم
زيست‏بوم عشايري محدوده‏اي است از سرزمين و قلمرو رده‏هاي ايلي، علي‏الاصول شامل ييلاق، قشلاق و مسير بين اين دو است كه از حيث جغرافياي طبيعي و مراحل كوچ داراي وحدت و همگني نسبي باشد (همان).
9ـ13ـ1ـ بـنـكـوه
بنكوه در ايل قشقايي واحدي است متغير، بنا به اقتضاء با سياه‏چادرهاي خود كه هر كدام حكم واحدي اجتماعي را دارد و “اُبه”، “بلوك” يا “ايشوم” ناميده مي‏شود و در منطقه‏اي محدود كه به آن اصطلاحاً يورت مي‏گويند مستقر مي‏گردد (طبيبي، 1375 :330).
همة افراد بنكوه از يك تيره و داراي نياي مشترك هستند، مرتع آنان نيز مشترك است و تصميم‏گيري‏ها نيز مشترك است. فـصـل دوم ـ اسـتـان فـارس
ـ شـهـرسـتـان مُهر
ـ مـوقـعـيـت جـغـرافـيـايـي
ـ جغرافياي انساني
ـ اقتصاد و انرژي
ـ جـغـرافـيـاي انـسـانـي
ـ روستاي مورد مطالعه 1ـ2ـ اسـتـان فـارس
استان فارس در جنوب ايران واقع گرديده است. اين استان از طرف شمال به استان‏هاي اصفهان و يزد از سوي غرب به استان‏هاي بوشهر و كهگيلويه و بويراحمد، از سمت جنوب به استان هرمزگان و از جانب شرق به استان كرمان محدود مي‌گردد. وسعت استان فارس 123946 كيلومتر مربع مي‌باشد و تقريباً رقمي معادل 5/7% از مساحت كل كشور را شامل مي‌شود. براساس آخرين تقسـيمات كشور در سال 80 اين اسـتان داراي 19 شهرستان، 62 شهر، 67 بخـش، 189 دهستان مي‌باشد. جمعيت اين استان براساس نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن در سال 1375.ه.ق 3817036 نفر مي‌باشد كه در حدود 3/6% درصد از جمعيت كشور را در خود جاي داده است. از اين تعداد 1940692 نفر مرد و 1876344 نفر زن بوده‌اند كه در نتيجه نسبت جنسي برابر با 103 به دست مي‌آيد. هم چنين 67/56% در نقاط شهري و 89/41% در نقاط روستايي سكونت داشته و بقيه غير ساكن بوده‌اند. آب و هواي فارس در شمال سردسير، در نواحي مركزي زمستان‏ها معتدل و باراني و تابستان‏هاي گرم و خشك، و در جنوب و جنوب شرقي زمستان‌ها معتدل و باراني و تابستان‌ها بسيار گرم مي باشد.استان فارس يكي از مناطق عمدة عشايري ايران محسوب مي‌گردد كه بالغ بر40 ايل و طايفه در اين استان زندگي مي‌كنند.اكثريت مردم فارس به زبان فارسي تكلم مي‌كنند اما به دليل اينكه در زمان‌هاي گذشته طوايف مخـتلفي در اين سرزمين ساكن شـده بودند زبان‌هايي همانند تركي، لري، عربي، عبري، ارمني و آسوري نيز رواج پيدا كرده است. از لحاظ فرهنگ نيز با توجه به اينكه استان فارس محل سكونت زندگي آريايي‏ها، سامي‏ها و ترك‏ها بوده فرهنگ‏هاي متفاوتي نيز رواج پيدا كرده است. اما بايد اذعان داشت كه مذهب زيربناي خصوصيات فرهنگي جوامع ساكن در فارس مي‌باشد. هم‌چنين وجود اقليت‏هاي مذهبي همانند يهودي، عبري، ارمني، آشوري و زرتشتي از ديگر خصوصيات فرهنگي استان فارس است (مأخذ: سازمان برنامه و بودجه). نقشة شمارة 1: نقشة ايران (استان فارس در اين نقشه شمارة 14 مي‏باشد) منطقه فارس يكي از قديمي‏ترين مراكز تمدن ايران است. فارس در كتيبه‌هاي هخامنشي به صورت پارسه و در نوشته‌هاي يوناني پرميس آمده و معرب آن فارس است.
جدول شماره (1) تعداد بخش‏ها، شهرها و دهستان‏هاي كشور برحسب استان و شهرستان در پايان اسفند 1381
تعداد بخش
تعداد شهر
تعداد دهستان
استان و شهرستان
69
69
190
فارس
1
4
4
آباده
1
1
3
ارسنجان
2
3
3
استهبان
3
2
9
اقليد
2
2
7
بوان ات
4
4
12
جهرم
2
2
4
خرم بيد
3
2
12
داراب
2
2
5
زرين دشت
3
2
8
سپيدان
6
7
22
شيراز
2
1
4
فراشبند
4
3
8
فسا
2
2
5
فيروزآباد
2
2
5
قيروكارزين
4
6
11
كازرون
7
8
17
لارستان
3
4
7
لامرد
5
4
16
مرودشت
4
2
13
ممسني
3
3
6
مُهر
4
3
9
ني ريز
مأخذ : مركز آمار ايران
2ـ2ـ شـهـرسـتـان مُهر
شهـرستان مُهر به مركزيـت شـهر مُهر، در محـدودة طـول جغرافيايي ( َ53 وْ52) و عرض جـغرافيايي ( َ33 و ْ27) قرار دارد ارتفاع آن از سـطح دريا 430 متر مـي‌باشـد. اين شهـرستان از طرف شرق و شمال به شـهرستان لامـرد و از جنوب و غرب به استان بوشهر محدود است. مساحت اين شهـرستان در حدود 1850 كيلومتر مربع مي‌باشـد. ايـن شهـرسـتان داراي سـه بخـش مـركزي، وراوي، گله‌دار است. شهرستان مُهر در آخرين تقسيمات كشوري سال (138) به تصويب هيأت وزيران از شهرستان لامرد جدا شد. راه‏هاي ارتباطي اين شهرستان با استان بوشهر در غرب شهرستان و ارتباط با شهرستان‌‏هاي استان فارس از محور لامرد ميسر است. فاصله اين شهرستان تا مركز استان 530 كيلومتر مي‌باشد.
اين شهرستان داراي چندين اثر تاريخي است كه از آن جمله مي‌توان به قلعه‌هاي سرگاه، تخت پرس، قلعة شلدان، قبرستان تاريخي فال، استودان‌هاي خوزي، مسجد و حمام علي‌خان، آسياب آبي خوزي و چند اثر ديگر اشاره كرد. در اين شهرستان12 دهستان، 6 نقطه شهري، 107 مزرعه، 8 مكان و 93 نقطه فرعي در بخش كشاورزي فعاليت مي‌كنند.
1ـ2ـ2ـ مـوقـعـيـت جـغـرافـيـايـي شـهـرسـتـان مُهر
شهرستان مُهر به عنوان يكي از شهرستان‏هاي استان فارس در حدود 2354 كيلومتر مربع وسعت داشته و در جنوبي‏ترين نقطه استان فارس واقع و مركز آن شهر مُهر است. محدودة اين شهرستان از شمال به شهرستان لامرد و فيروزآباد، از شرق به شهرستان لامرد و از جنوب و غرب به شهرستان گنگان (استان بوشهر) ختم مي‏شود. از لحاظ مختصات جغرافيايي ?27 و ?42 از خط استوا و طول ?52 و ?45 گرينويچ قراردارد. شهر مُهر به عنوان مركز اين شهرستان مي‏باشد كه ارتفاع آن از سطح دريا 450 متر مي‏باشد.
از لحاظ تقسيمات سياسي اين شهرستان داراي 3 بخش و 6 دهستان مي‏باشد. اين شهرستان مجموعاً داراي 2 شهر و 123 روستا مي‏باشد. عكس شمارة (7)قبرستان تاريخي فال عكس شمارة (8)آسياب آبي خوزي عكس شمارة (9)حمام وراوي عكس شمارة (10)استودان‏هاي خوزي
2ـ2ـ2ـ جـغـرافـيـاي انـسـانـي
1ـ2ـ2ـ2ـ تـعـداد و سـيـر تـحـول جـمـعـيـت طـي چـهـار دوره سـرشـمـاري
با بررسي 4 دوره سرشماري در مي‏يابيم كه شهرستان فعلي مُهر در سال 1345، 1355 و 1365 تنها شامل دو دهستان به نام هاي گله دار و وراوي بوده است. در شال 1367 دهستان مُهر پا به عرصه حيات گذاشته و در سال 1375، شهرستان فعلي مُهر شامل دو بخش مُهر و گله‏دار گشته است. جمعيت شهرستان مُهر در سال 1345 هجري شمسي شامل دو دهستان گله‏دار و وراوي، 16270 نفر بوده است كه اين مقدار به 46461 نفر در سال 1380 رسيده است. (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي فارس، 1380)
جدول شمارة (2) ناحيه مورد مطالعه در سرشماري 1345
جمعيت
مرد
زن
تعداد خانوار
نام دهستان
11840
6083
5757
2380
گله دار
4790
2477
2313
958
وراوي
16270
8560
7710
3338
كل
جدول شمارة (3) ناحيه مورد مطالعه در سرشماري 1355
جمعيت
مرد
زن
تعداد خانوار
نام دهستان
16379
8333
8047
3259
گله دار
6239
3158
3077
1238
وراوي
22614
11491
11124
4497
كل
جدول شمارة (4) ناحيه مورد مطالعه در سرشماري 1365
جمعيت
مرد
زن
تعداد خانوار
نام دهستان
25928
13286
12642
4694
گله دار
10003
5088
4915
1814
وراوي
35931
18374
17557
6508
كل نقشة شمارة (2) : نقشة استان فارس جدول شمارة (5) ناحيه مورد مطالعه در سرشماري 1375
جمعيت
مرد
زن
تعداد خانوار
نام دهستان
22545
11446
11099
4330
بخش گله دار
14965
7262
7700
2598
بخش وراوي
12214
6013
6207
2087
بخش مُهر
49751
24741
25010
8975
كل
جدول شمارة (6) ويژگي هاي جمعيتي شهرستان مُهر در سال 1380
جمعيت
مرد
زن
نسبت جنسي
مساحت
تراكم نسبي
46461
23309
23152
101
2354
20
2ـ2ـ2ـ2 ـ تـوزيـع جـمـعـيـت
در سال 1380 كل جمعيـت شهرستان مُهر 46461 نفر بوده است كه از اين تعداد 26درصـد در بخش مركزي ، 25 درصد در بخش وراوي و 49 درصد در بخش گله‏دار سكونت داشـته‏اند. از اين تعداد 7/73 درصد در نقاط روستايي و 3/26 درصد در نقاط شهري ساكن بوده‏اند. شهرهاي اين شهرستان، شامل شهرهاي مُهر ، اشكنان و گله‌دار است. طبق آمار ارائه شده توسط فرمانداري شهرستان مُهر حدود 34234 نفر در نقاط روستايي شهرستان مُهر سكونت داشته‏اند كه حدود 6300 خانوارهاي شهرستان را تشكيل مي‏داده‏اند. به اين ترتيب ميانگين تعداد افراد در خانوارهاي معمولي روستايي شهرستان 43/5 نفر به دست مي‏آيد. از جـمعـيت نـقاط روسـتايي شهـرستـان، 2491 نـفر (27/7 درصد) در آبـادي‏هاي كـمـتر از 20خانوار و 31743 نفر (73/92 درصد) در آبادي‏هـاي بالاي 20 خـانوار زنـدگي مي‏كنند. طبق آمار سال 1380 از 34234 نفر جمعيت ساكن در نقاط روستايي شهرستان، 17184نفر مرد و 17050 نفر زن بوده‏اند كه در نتيجه نسبت جنسي برابر با 101 به دست مي‏آيد. به ع بارتي ديگر، در نقاط روستايي شهرستان در مقابل هر 100 زن ، 101 نفر مرد وجود داشته است.
جدول شماره (7) توزيع جمعيت بر حسب بخش به تفكيك جنس در سال 1380
جمعيت
مرد
زن
نسبت جنسي
نام بخش
22545
11446
11099
103
گله دار
11702
5850
5852
100
وراوي
12214
6013
6207
97
مركزي
46461
23309
23152
101
كل
جدول شماره (8) توزيع جمعيت نقاط روستائي بر حسب بخش به تفكيك جنس در سال 1380
جمعيت
مرد
زن
نسبت جنسي
نام دهستان
14222
7195
7027
103
گله دار
11702
5850
5852
100
وراوي
8310
4139
4171
23/99
مركزي
34234
17184
17050
101
كل
جدول شماره (9) توزيع جمعيت نقاط روستايي بر حسب بخش به تفكيك جنس در سال 1380
جمعيت
مرد
زن
نسبت جنسي
نام دهستان
8323
4251
4072
104
گله دار




وراوي
3904
1874
2030
92
مركزي
12272
6125
6102
4/100
كل
جدول شماره (10) تعداد آبادي هاي داراي سكنه شهرستان‏بر حسب بخش و به تفكيك تعداد خانوار
بالاي 20 خانوار
بالاي 50 خانوار
بالاي 100 خانوار
بالاي 200 خانوار
نام بخش
25
15
9
4
گله دار
18
14
8
2
وراوي
14
13
5
1
مركزي
57
42
22
7
كل
نقشة شمارة (3) نقشة شهرستان مُهر
3ـ2ـ2ـ2ـ تـراكـم جـمـعـيـت
تراكم نسبي جمعيت در سال1380 براي كل شهرستان 20 نفر در هر كيلومتر مربع بوده است. اين رقم براي بخش مركزي، 7/24، براي بخش گله‏دار 3/23 و براي بخش وراوي 3/19 نفر برآورد شده است. تراكم نسبي در همين سال براي مناطق روستايي 54/15 نفر در هر كيلومتر مربع برآورد شده است.
جدول شماره (11) جمعيت و مساحت به تفكيك بخش در سال 1380
جمعيت
مساحت (كيلو متر مربع)
تراكم نسبي
نام بخش
22545
1085
3/23
گله دار
11720
775
3/19
وراوي
12214
494
7/24
مركزي
46461
2354
20
كل
4ـ2ـ2ـ2ـ وضـعـيـت سـواد
بر طبق آمار ارائه شده توسط سازمان مديريت و برنامه‌ريزي فارس و فرمانداري شهرستان مُهر، از جمعيت 6ـ24 ساله شهرستان 07/64 درصد در حال تحصيل بوده‏اند. اين نسبت در نقاط شهري 27/75 درصد و در نقاط روستايي 1/62 درصد بوده است. در شهرستان مُهر 45/92 درصد از كودكان، 27/75 درصد از نوجوانان و 03/29 درصد از جوانان در حال تحصيل بوده‏اند. جدول شمارة (12) درصد جمعيت در حال تحصيل گروه‌هاي مختلف سني 6ـ24 ساله به تفكيك نقاط روستايي و شهري را بيان مي‏كند.
از كل جمعيت شهرستان 4/82 درصد با سواد بوده‌اند. نسبت با سوادي در گروه‌هاي سني 6 ـ 24 ساله 32/95 درصد و گروه سني 15 ساله و بيشتر 24/64 درصد بوده است. در بين افراد لازم‌التعليم (6ـ14 ساله) نسبت با سوادي در نقاط شهري 78/97 درصد و در نقاط روستايي 25/94 درصد بوده است (جدول شماره (13)) .
در اين شهرستان نسبت با سوادي در بين مردان 52/81 درصد و در ميان زنان اين نسبت 74/71 درصد ذكر شده است. اين نسبت براي مردان در نقاط شهري 94/83 درصد و براي زنان 12/76 درصد بوده است و در نقاط روستايي اين رقم براي مردان 23/79 درصد و براي زنان اين ميزان 47/67 درصد به دست آمده است.
درصد باسوادي براي بخش مركزي 76 درصد، براي بخش گله‏دار 74 درصد و براي بخش وراوي اين ميزان 81 درصد عنوان شده است.
جدول شماره (12) درصد جمعيت 6 ـ 24 ساله در حال تحصيل بر حسب گروه هاي عمده سني به تفكيك نقاط شهري و روستايي به صورت درصد]]>

تحقیق با موضوع نفت و گاز، استان فارس

گروه‌هاي عمده سني
شهرستان
شهري
روستايي
مرد
زن
مرد
زن
6ـ24 ساله
07/64
25/75
2/67
55/62
25/47
6ـ10 ساله
45/92
32/94
25/96
53/93
43/91
11ـ14 ساله
27/75
17/93
32/87
42/82
72/54
15ـ25 ساله
03/29
4/35
47/32
20/17
41/9
جدول شماره (13) درصد باسوادان در جمعيت 6 ساله و بيشتر بر حسب گروه هاي سني به تفكيك سن و جنس به درصد (فرمانداري شهرستان مُهر، 1380)
گروه‌هاي عمده سني
جمع
مرد
زن
باسواد
بي‌سواد
باسواد
بي‌سواد
كل
100
2/79
8/20
4/67
6/32
6ـ10 سال
100
35/95
65/4
5/93
5/6
11ـ14 سال
100
2/97
8/2
43/95
57/4
15ـ24 سال
100
42/89
58/10
54/87
46/12
25ـ64 سال
100
23/65
77/34
21/38
9/6
65 به بالا
100
02/22
98/77
62/1
38/98
5ـ2ـ2ـ2ـ تـركـيـب سـنـي و جـنـسـي
از جمعيت 46461 نفر شهرستان در سال 1380، 23309 نفر مرد و 23152 نفر زن بوده‏اند كه در نتيجه، نسبت جنسي برابر با 101 به دست مي‏آيد. به عبارتي ديگر در اين شهرستان در مقابل هر 100 زن 101 مرد وجود داشته است. اين نسبت براي مناطق روستايي 101 و براي مناطق شهري 100 عنوان شده است. از جمعيت اين شهرستان 17/50 درصد را مردان و 83/49 درصد را زنان تشكيل مي‌داده اند كه اين ميزان براي مناطق روستايي، 2/50 درصد براي مردان و 8/49 درصد براي زنان در سال 1380 بوده است.
همچنين از كل جمعيت اين شهرستان 46 درصد در گروه سني كمتر از 15 سال، 50 درصد در گروه سني 15ـ64 سال و 4 درصد در گروه سني 65 سال و بيشتر قرار داشته است.
3ـ2ـ2ـ اقـتـصـاد و انـرژي
بخش انرژي (نفت و گاز) به عنوان مهمترين عامل در پيشرفت توسعه، ترقي و رونق اقتصادي هر كشور مي‌باشد كه در اين شهرستان با وجود ذخائر و بخش منابع عظيم چهار گانه گازي به نام‌هاي “هما، وراوي، شانول و تابناك” و پالايشگاه عظيم پارسيان آينده روشن دارد. در سال‌هاي اخير با اكتشافات حوزه‏هاي گازي، شانول، تابناك، وراوي و هما و تأسيس پالايشگاه گاز پارسيان در بخش مركزي و 11 كيلومتري شرق شهر مُهر به منظور استحصال و بهره‏برداري از منابع گازي شهرستان رونق اقتصادي و توسعه را در شهرستان چند برابر سرعت بخشيده است.
عكس شمارة (11)بخش انرژي شهرستان مُهر
پالايشگاه گاز پارسيان در 11 كيلومتري شرق مُهر، 34 كيلومتري غرب شهرستان لامرد، جنوب شرقي استان فارس واقع شده است. يكي از امتيازات پالايشگاه پارسيان نزديكي به منطقه عظيم نفت و گازي پارس‌جنوبي به خليج فارس و آب‌هاي آزاد جهت صادرات مي‌باشد. طراحي اين پالايشگاه به منظور تصفيه گاز شيرين ـ تفكيك ميعانات گازي به محصولات با ارزش تر شامل “اتان، پروتان، بوتان و بنزين طبيعي” مي‌باشد كه در چندين فاز طراحي و برنامه‌ريزي گرديده كه بخش اول پالايشگاه در تاريخ 25/6/1382 با حضور رياست جمهوري، جناب آقاي خاتمي، با ظرفيت 21 ميليون متر مكعب گاز و 12 هزار بشكه ميعانات گازي در روز فعاليت خود را آغاز نموده است. گاز مورد نياز اين پالايشـگاه توسط يك لولـة 30 اينچي و با طول 28 كيلومتر از ميدان گازي تابناك تامين مـي‌گردد. عكس شمارة (12)پالايشگاه در حال ساخت
3ـ2ـ عـشـايـر مورد مطالعه
عشاير به عنوان گونه‏اي خاص از اجتماعات، پس از شهر و روستا، قرار دارند و بايستي زواياي گوناگون حيات اجتماعي آنان به طور مجزا مورد مطالعه قرار گيرد ولي تاكنون در اكثر مطالعات و برنامه‌ريزي‌هاي مملكتي، عشاير را به عنوان جامعه روستايي محسوب مي‏كردند. در صورتي كه از لحاظ فعاليت، عشاير به دام و مرتع وابسته‏اند ولي روستائيان به آب و زمين و اگر بخواهيم اين دو جامعه را با هم مورد مطالعه و به صورت يكسان مورد مقايسه قرار دهيم از ذكر برخي از ويژگي‏هاي خاص زندگي عشاير باز مانده‏ايم.
در نيمة دوم قرن نوزدهم ميلادي، عشاير حدود 25 درصد الي 50 درصد جمعيت ايران را تشكيل مي‏دادند و در شرايط خاص نيز نقش مهمي در حيات اجتماعي ـ سياسي و اقتصادي به عهده داشتـند. در دوران اخير به دليل فروپاشـي جامعة سنتي و فراينـد شتابان جامعة شهر‏نشينـي، جامعه عشايري ايران دستخوش يك تحول و دگرگوني گسترده و عميق شد. به‏طوري كه جمعيت آن به صورتي چشمگير كاهش يافت. به عنوان مثال در فاصله كمتر از نيم قرن، از 25 درصد به14 درصد جمعيت در سال 1355 تنزل يافت. اين سير نزولي جمعيت با ورشكستگي فاحش اقتصاد دامداري كشور همراه بود، به نحوي كه سهم دامداران در توليد ناخالص ملي از 7/11 درصد در سال 1352 به 3/3 درصد در سال 1354 كاهش يافت.
اين روند سير نزولي زندگي عشيره اي هنوز هم به قدرت خود باقي است و عشاير ميل به يكجانشيني را به كوچندگي ترجيح مي‏دهند. البته اين امر شامل همه آنها نمي‏شود، ولي يك روند فراگير و در حال گسترش، در ميان اين اقوام مخصوصاً جوانان وجود داشته است كه البته عوامل گوناگوني اين روند را موجب شده‏اند. از آن جمله مي‏توان به محدوديـت‏ها و سختي‏هاي سفر و امكانات زندگي در يكجانشيني و شهرها را نام برد.
با توجه به نياز شديدي كه جهت شناسايي و پي بردن به نحوة زندگي عشاير، با به كارگيري از اصول و روش‏هاي علمي به چشم مي‌خورد ضرورت پرداختن به اين مهم نمايان مي‏شود.
تحولات اجتماعي و اقتصادي نيم قرن اخير در ايران زندگي كوچندگي را تحت تأثير قرار داده است و به پيدايش اشكال جديدي از كوچ در انطباق با شرايط اجتماعي و ا قتصادي جديد انجاميد. امروزه اكثريت ايلات و عشاير ايران يا كاملاً اسكان يافته‏اند و يا داراي مسكن مي‏باشند. روي آوردن بخش توجهي از عشاير به يكجانشيني و زندگي زراعي، در اكثر موارد سبب گسست پيوند عشاير با دامداري و مراتع سنتي آنها شده و بخشي از آنها هم‌چنان كاركرد كوچ و جابجايي و حفظ حقوق ساير از اعضاء طايفه را بر ايل راه‏ها و مراتع ييلاقي و قشلاقي به عهده دارند.
يكي از مآخذي كه اين آمارها را در آستانه قرن اخير جمع‏آوري كرده است كتاب گنج شايگان نوشته سيد محمد علي جمال‏زاده است. به استناد اين اثر، دسته‎بندي جمعيتي ايران و منابع تخمين زننده همراه با سال تخمين بشرح جدول ذيل مي‏باشد:
جدول شماره (14)
بنابه تخمين راپرت 10
بنا به تخمين هوتم شيندلر در سال 1302
بنا به تخمين لوتارو 11
بنا به تخمين لردكرزن در سال 1309
بنا به تخمين لريني در سال 1317
منابع دسته بندي
000/850
800/963/1
؟
000/063/2
؟
در شهر
تخته‏ قاپو
000/150
000/780/3
؟
500/978/3
؟
در دهات 000/000/1
800/743/5
000/000/3
500/041/6
770/193/7
جمع 000/400/3
800/909/1
000/000/3
000/014/2
0230/138/2
چادرنشين
000/400/4
600/653/7
000/000/6
500/055/8
000/332/9
كل جمعيت
3/77
25
50
25
23
درصد چادرنشيني به كل جمعيت
بنا به منابع فوق نسبت جمعيت عشاير كوچنده از سال 1285 تا سال 1317 هـ . ش بين3/77 تا 23 درصد تخمين زده شده است.
كميسيون ملي يونسكو نيز در سال 1342 جمعيت ايران را 21 ميليون نفر ثبت كرده است كه از اين تعداد حدود 2 ميليون نفر (5/9 درصد جمعيت كل كشور) كوچنده و بالقوه كوچنده بوده‌اند.
كتاب آشنايي با جامعه عشايري ايران تاليف منوچهر تركمان كه دفتر تحقيقات و برنامه‌ريزي درسي وزارت آموزش و پرورش آن را منتشر كرده است در صفحه 41 و 42 جمعيت ايران و جامعه عشايري را در 100 سال منتهي به سال 1366 به شكل ذيل آورده است. جدول شماره (15)
سال (هجري شمسي)
جمعيت كل كشور
جمعيت عشاير كوچنده درصد نسبت به كل كشور
1260
000/645/7
000/900/1
25
1290
000/000/10
000/500/2
20
1311
ــــ
000/300 خانوار
ــــ
1319
ــــ
000/300 خانوار
ــــ
1342
000/000/21
000/000/2 خانوار
5/10
1342
ــــ
000/220 خانوار
ـــ
1345
000/780/25
000/500/2 خانوار
10
1345
000/780/25
000/700 خانوار
7/2
1350
000/020/30
000/800 خانوار
7/2
1354
000/818/32
000/410/2 خانوار
2/7
1355
000/700/33
000/400/2 خانوار
7
1366
000/000/50
000/150/1 خانوار
3/2
گرچه برخي از پژوهشگران مسائل عشايري سرشماري‏هاي سال‏هاي 1335 ، 1345 و 1355، كه عشاير كوچنده را به ترتيب 2/1 ، 7/2 و 1 درصد كل جمعيت برآورد نموده‏اند مواجه با كم شماري و نداشتن تعريف درست از عشاير مي‏دانند ولي سرشماري سال 1366 كه از ويژگي و دقت بيشتري براي شمارش جامعه عشاير برخوردار بود و شواهد عيني ديگر نشان مي‏دهد كه : قطعاً نسبت عشاير كوچنده در كل جمعيت كشور به شدت كاهش يافته و به‏ ندرت از 2/2 درصد تجاوز كرده است.
1ـ3ـ2ـ وضعيت موجود در جامـعه عـشـايـري بـر اساس سـرشـمـاري 1377
جمعيت عشايري كشور در سرشماري سال 1377 معادل 089/304/1 نفر بود كه بالغ بر 200 هزار خانوار بوده است.
از كل جمعيت لازم‏التعليم عشايري كشور جمعي معادل 516/ 555 نفر با سواد بوده‏اند كه 50 درصد از كل جمعيت لازم‏التعليم عشايري را شامل مي شوند. جدول شمارة(16)خانوار و جمعيت ايل‌ها و طايفه‎هاي مستقل بيش از 20 خانوار و استان‌هاي محل استقرار آنها
خانوار
جمعيت
طايفه مستقل
استان محل استقرار(زيست‎بوم) مرد و زن
مرد
زن
311
1790
906
884
طايفه مستقل جشني گشني
فارس
139
846
450
396
طايفه مستقل چهارراهي
فارس
166
1155
581
574
طايفه مستقل جبل‎النارويه
فارس
2309
14919
7520
7399
ايل ممسني
فارس – كهگيلويه بويراحمد
17449
110975
56735
54240
ايل قشقائي
فارس-كهگيلويه ‏و ‏بويراحمد- بو شهر ـ خوزستان-اصفهان‌ـ چهارمهال و بختياري
574
3178
1660
1518
ايل جرقويه
فارس – اصفهان – چهارمحال و بختياري
6108
38522
19592
18930
ايل خمسه
فارس ـ يزد
2376
16721
702
8019
ايل بويراحمد عليا سردسير
فارس – كهگيلويه و بويرا حمد عشاير كشور داراي 033/427/22 راس دام و 367/449 هكتار زمين كشاورزي هستند . كل اراضي ديم عشاير معادل 198/294 هكتار و اراضي آبي متعلق به ايشان معادل 169/155 هكتار بوده است.
طبق نتايج سرشماري عشاير در سال 1377، از كل عشاير كشور 461/40 خانوار معادل 20 درصد مايل به اسكان نبوده و 357/148 خانوار يعنـي معادل 74 درصـد داوطلب اسكان بوده‏اند. از 357/148 خانوار داوطلب اسكان، تعداد 161/86 خانوار مايل به اسكان در شهرك‏هاي عشايري و مابقي مايل به اسكان در آبادي‏ها و يا شهرها بوده اند. 2ـ3ـ2ـ سـرشـمـاري عـشـايـر كـوچـنـده سال 1377
1ـ2ـ3ـ2ـ‏تـوزيـع جمـعيت 6 سـالـه و بيـشـتـر عشـايـري كـشور بـر حـسـب وضـع سـواد
واحد : نفر
جدول شماره (17)
بي سواد
باسواد
نامشخص
جمع
درصد باسواد
عنوان
30944
23054
438
54436
42
عشاير كوچ نكرده
144569
132938
1770
279277
6/47
كوچ كمتر از 30 كيلومتر
374500
399524
4721
778745
3/51
كوچ بالاتر از 30 كيلومتر
550013
555516
6929
1112458
50
جمع كل
2ـ2ـ3ـ2ـ آمـار دام مـتـعـلـق بـه عـشـايـر
واحد : رأس جدول
جدول شماره (18)
گوسفند و بره
بز و بزغاله
گاو و گوساله
گاوميش و بچه گاوميش
جمع
عنوان
413405
486107
7389
285
908186
كوچ نكرده
2100757
2424227
64383
1434
4590801
كوچ زير 30 كيلومتر
10656782
6106135
157625
7504
16928046
كوچ بالاتر از30 كيلومتر
13170944
9016469
230397
9223
22427033
جمع
3ـ2ـ3ـ2ـ اراضـي زراعـي مـتـعـلـق بـه عـشـايـر1
واحد : هكتار
جدول شماره (19)
زير كشت
آيش
باغ و مرتع
جمع كل
4429
8611
879
2580
783
74
17356
27090
54559
3831
14168
4904
823
105375
82712
167351
17932
44863
12609
1169
326636
114231
230521
22642
61611
18296
2066
449367
4ـ2ـ3ـ2ـ آمـار جـمـعـيـتـي عـشـايـر داوطـلـب اسـكـان بـرحـسـب مـحـل مـورد نـظـر بـراي اسـكـان1
واحد : خانوار
جدول شماره (20)
كانون‏هاي هدايتي
كانون‏هاي خودجوش
ساير نقاط
جمع
عنوان طول مسير كوچ
16573
18245
821
35639
عشاير كوچنده با مسير كوچ كمتر از 30 كيلومتر
69588
39495
2850
111933
عشاير كوچنده با مسير كوچ بيشتر از 30 كيلومتر
86161
57740
3671
147572
جمع
6ـ2ـ3ـ2ـ آمـار جـمـعـيـتـي عـشـايـر بـر حـسـب عـلاقـه بـه اسـكان يـا كـوچ2
واحد : خانوار جدول شمارة (21)
كل جمعيت
مايل به ادامه كوچ
داوطلب اسكان
اظهار نشده
عنوان
طول مسير كوچ
49366
13489
35639
238
عشاير كوچنده با مسير كوچ كمتر از 30 كيلومتر
139452
26972
111933
547
عشاير كوچنده با مسير كوچ بيشتر از 30 كيلومتر
188818
40461
147572
785
جمع
جدول شماره(22) جمعيت عشايري در استان هاي كشور به ترتيب تعداد خانوار ييلاقي و قشلاقي
ييلاق
قشلاق
استان
تعداد خانوار
جمعيت
استان
تعداد خانوار
جمعيت
فارس
23031
145988
فارس
26334
169554
كرمان
21935
129904
خوزستان
25983
174993
چهارمحال و بختياري
19561
132331
كرمان
20692
122586
خراسان
16718
99576
سيستان و بلوچستان
15819
92964
لرستان
15933
106606
آذربايجان غربي
14448
114617
سيستان و بلوچستان
14499
84205
خراسان
13773
80486
آذربايجان شرقي
13572
84184
كهكيلويه و بوير احمر
11740
80404
آذربايجان غربي
13809
109717
لرستان
11351
76167
كهكيلويه و بوير احمر
13479
92951
اردبيل
10778
72213
كرمانشاه
10898
73879
كرمانشاه
9976
67526
ايلام
8124
62112
ايلام
9858
74255
اصفهان
7604
50135
آذربايجان شرقي
8633
52001
خوزستان
6923
43894
چهارمحال و]]>

تحقیق با موضوع آداب و رسوم، استان فارس

* آيت‌اللهي، سيد عليرضا، 1357، ايلات و عشاير استان فارس، شيراز، انتشارات دانشگاه شيراز
* نيك‏خلق و عسكري نوري، 1380، جامعه‏شناسي عشاير ايران، تهران، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامي
* طبيبي، حشمت‌الله، 1371، مباني جامعه‏شناسي و مردم‏شناسي ايلات و عشاير، تهران، انتشارات دانشگاه تهران
* افشار سيستاني، نادر، 1369، مقدمه‌اي بر شناخت ايل‌ها، چادرنشينان و طوايف عشايري ايران، تهران.
تحقيق حاضر يك تحقيق كيفي و ميداني در حوزة مطالعات تغييرات و نوآوري‌هاي اقتصادي مي‌باشد. در اين مطالعه سعي شده است با ورود به جامعه مورد مطالعه و بررسي مستقيم شيوة زندگي و اقتصاد و فعاليت‌هاي شغلي مردم مورد مطالعه به اراية يك تصوير كلي از وضعيت اقتصادي اين مردم در دوره زماني تعيين شده دست بيابيم. بنابراين در اين قسمت در مورد مطالعه ميداني، كيفي توضيحاتي ارائه مي‌گردد.
مطالعة ميداني تلاشي براي درك و شناخت نحوة عمل يك واحد اجتماعي تام نظير يك گروه يا سازمان يا اجتماع و مناسبات دروني آن، اين نوع تحقيقات، مشخصة كار انسان‌‌شناسان است. تحقيقات انسان‌‌شناسان ابتدا منحصر به اقوام ناشناخته و بيگانه بود، سپس همان اصول تحقيق را براي مطالعه گروه‏هاي آشنا و محيط‌هاي خويش به كار بردند، به هر حال اين دست مطالعات درست نقطة مقابل روش‌‏هاي كمي و كنترل شده تحقيقات پيمايشي است(بيكر، 1377: 40 و21).
در واقع محققاني كه از اين روش استفاده مي‌كنند با شركت در زندگي روزمره واحد اجتماعي و ارتباط با مردم آن مي‌كوشند حضورشان تغييري در محيط ايجاد نكند، سپس با دقت به مشاهدة جريان امور پرداخته مشاهدات خويش را يادداشت كرده و سعي مي‌كنند تا به درك آن محيط اجتماعي نايل آيند. بنابراين در مطالعات ميداني نقش محقق حائز اهميت اساسي است زيرا اين موقعيت محقق است كه تعيين‌كنندة مشاهدات و توصيف آن است. در اين تحقيق نيز بيشتر از اين روش سود جسته‌ايم و فقط در مواردي محدود (آمارهاي مربوط به انواع وتعداد مشاغل در روستاي مورد مطالعه، نسبت سني و . . .) از روش‌هاي كمي استفاده شده است.
در تحقيق كيفي، براي ديدگاه‏هاي افراد مورد مطالعه ارزش قائل مي‌شوند و مي‌كوشند تا از ديدگاه‌هاي آنان آگاه گردند ضمن آنكه پژوهشگر و افراد مورد تحقيق با هم رابطه متقابل برقرار مي‌كنند (مارشال وراس‌من، 1377 :7). اين تحقيق هم حالت توصيفي دارد و هم تبييني و سرانجام اينكه براي جمع‌آوري داده‌هاي اصلي به گفته‌ها و رفتارهاي قابل مشاهده افراد تكيه مي‌كند.
ـ تـكـنـيـك‏هاي تـحـقـيـق
همان‌طور كه عنوان شد اين مطالعه، يك مطالعه ميداني است و پژوهشگران ميداني در مطالعة گروه‌ها و محيط‌ها غالباً فنون چندگانه‌اي براي جمع‌آوري داده‌ها به كار مي‌برند كه شامل مشاهدة مستقيم، مشاهدة مشاركتي، مصاحبة عميق، بررسي اسناد و مدارك موجود و روش‌هاي تكميلي ديگر شامل تجزيه و تحليل تاريخي شامل داده‌هاي دست اول و دست دوم و بررسي تاريخچة زندگي افراد و تصاوير فيلم ويدئو و عكس مي‌باشند.
در اين مطالعه فنون گردآوري اطلاعات عبارتند از :
1ـ10ـ1ـ مـشـاهـده
يكي از تكنيك‏هاي مورد استفاده در زمينه اهداف مورد نظر مشاهده است. اين تكنيك مستلزم آن است كه محقق در جامعه مورد مطالعه مشاركت كند و واقعيات را در آن جامعه شخصاً مشاهده كند، سپس به بررسي واقعيات و اهداف مورد نظر بپردازد.
در اين تحقيق براي نيل به اهداف و نتايج مورد نظر، سعي شده است از مشاهده استفاده شود. استفاده از اين تكنيك اقتضاء مي‌كند كه به جامعة مورد مطالعه به دفعات متعدد مراجعه شود و به ضبط و ثبت و بررسي اين واقعيات پرداخته شود. در اين مشاهدات، از سوي محقق، سعي شده است به سه پرسش اساسي براي مشاهدة مناسب پاسخ داده شود:
* چه چيزي را مشاهده كند؟
* كجا مشاهده كند؟
* چگونه مشاهده كند؟4
در مشاهدة مستقيم محقق، شخـصاً و بدون آنكه به اشـخاص مورد نظر مراجعه كنـد، اطلاعات لازم را جمع‌آوري مي‌كند. مشاهده مستقيم از استعداد مشاهده محقق كمك مي‌گيرد. البته در اين تحقيق بيشتر مشاهدات به صورت مستقيم صورت پذيرفت و كمتر از روش‏هاي مشاهده مشاركتي سود برده شده‌ است.
2ـ10ـ1ـ مـصـاحـبـه
مصاحبه، جريان مبادله واقعي است كه طي آن محقق دريافت‏‏ها و برداشت‏هايش را از يك رويداد يا از يك وضعيت بيان مي‌كند. تجربياتش را در ميان مي‌گذارد تفسيرهايش را از مسئله عنوان مي‌كند، در همان حال محقق با طرح پرسش‏هاي باز و واكنش‏هايش اين بيانات را تسهيل كرده و نمي‌گذارد كه آنها از هدف‌هاي تحقيق دور شوند (كيوي، 1370: 188).
بنابراين در اين تحقيق علاوه بر مشاهده به انجام يك دسته مصاحبه‌هاي دقيق و منظم پرداخته‏ايم. هم چنين با استفاده از سئوالات از قبل تعيين شده با عشاير در زمينه اهداف مورد نظر اطلاعاتي جمع‌آوري و تنظيم شد. مخصوصاً اين مصاحبه‌ها با افرادي كه دورة قبل از اسكان را به خاطر مي‌آورند، توانست نگارنده را در شناخت دوره قبل از اسكان بسيار ياري رساند.
از مجموع 111 نفر ساكن در اين روستا، 4 نفر بالاي 65 سال هستند كه 3 نفر از آنان زن و 1نفر مرد مي‌باشند. از طريق مصاحبه با اين افراد و تعدادي از گروه‏هاي سني مختلف ديگر (44ـ35 سال، 54 ـ 45 سال و 64ـ55 سال) اطلاعات ذيقيمتي در مورد دوره قبل از اسكان اين ع شاير به دست آمد. (جدول شمارة (10ـ3))
لزوم مصاحبه در اين تحقيق از آنجاست كه شناخت دورة قبل از اسكان و فعاليت‌هاي اقتصادي آن در ميان عشاير مورد مطالعه براي ما بسيار ضروري است. از اين‌رو براي اين منظور به افرادي مراجعه شده است و با آنان به مصاحبه پرداخته‌ايم كه دورة قبل از اسكان را به خوبي به ياد دارند و فعاليت‌ها و مشاغل آن دوره يعني دورة كوچندگي را به خاطر دارند.
3ـ10ـ1ـ مـطـالـعـة اسـنـاد و مـدارك
به منظور آشنايي با وضعيت تاريخي، سياسي و اجتماعي و فرهنگي عشاير ايران اسناد و مدارك متعددي در دست است كه با توجه به اهميت مطالعه عشاير در طول زمان، مي‏توانيم با مراجعه به اين منابع به اطلاعات زيادي دست يابيم و سازمان‌هايي مانند جهادكشاورزي و سازمان برنامه و بودجه، سازمان ميراث فرهنگي، ادارة آموزش و پرورش و سازمان امور عشاير ايران و استان مي توانند اطلاعاتي در مورد مسـئله مورد تحقـيق در اختيار ما بگذارند. البـته در تـحقيق حاضـر با توجـه به لزوم مـقايسـة عشاير مـنطقه در دو دوره متفاوت قبل و بعـد از اسـكان، يكـي از روش‌هـايي كه براي مقايسة اين دو دوره بسيار سـودمند و مـفيد به نظر مي‏آيد، استفاده از منابع و تحقـيقات پيـشـيني است كه در مورد عشـاير به نگارش و در آمده است.
4ـ10ـ 1ـ عـكـس
يكي از ابزارهايي كه ما را در شناخت جنبه‌هاي مختلف زندگي عشاير ياري مي‌رساند، استفاده از دوربين عكاسي براي ثبت صحنه‌هايي است كه با نگارش و نوشتن آنها، نمي‌توان آنها را به ديگران به صورت روشن و واضح شناساند. در چنين صحنه‌هايي تصوير واضح‌ترين مطلب را به بيننده و خواننده منتقل مي‌كند. “هنر عكاسي به اقتضاي پيوندي كه با علم مردم‌‌شناسي و مباحث مردم‌‌نگاري پيدا مي‌كند به منزلة روشي از تحقيق مباحث اجتماعي است. عكاسي مردم‌‌نگار، محققي است كه پرده از ناشناخته‌هاي زندگي مردم برمي‌دارد و آداب و رسوم يك قوم را در دوربين خود، يكجا جمع‌آوري مي‌نمايد” (عناصري، 1368: 86).
براي نشـان دادن بسـياري از جنـبه‌هـاي مختلفي كه در امر بيان تحـقيق به كار برده شده‏اند، تصاوير و عكس‌هايي در رابطه با مراسم هاي گوناگون عشايري، نماي كلي برخي از عشاير، خدمات، كوچ عشايري، مشاغل و فعاليت‌هاي اقتصادي و معيشتي، نوع مسكن و . . . آورده شده است.
11ـ1ـ چـارچـوب نـظـري
1ـ11ـ1ـ كـاركـردگـرايـي
تغيير و تحول در يكي از اجزاء جامعه موجبات تغيير در ساير اجزاء را نيز به همراه خواهد داشت. در جامعة مورد همزمان با اسكان آنها، تغييراتي در جنبه‌هاي مختلف زندگي آنان پديد آمد. از جمله تغييرات اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي. نظريه‌اي كه در اين زمينه به كار برده شده است نظرية كاركردگرايي است.
كاركردگرايي يكي از نظريه‌هايي است كه به تحليل ميان اجزاء و كل مي‌پردازد و در اين ميان كل از اجزاء مهم‌تر است. به طوري كه اجزاء در رابطه با كل قابل درك هستند (فكوهي، 1381‌:‌80) كاركردگـرايي داراي دو اصل اسـاسي است: كل‌گرايي(جـامـعيت) و اصل سودمندي. اصل جامعيت به اين معنا است كه هر پديدة اجتماعي به عنوان جزيي از يك كل است و با توجه به آن كل تحليل مي‌شود. اصل سودمندي به اين معنا است كه هر پديدة اجتماعي داراي كاركردي است.در يك تقسيم‌بندي كاركردها به دو دسته كاركرد مناسب و كاركرد نامناسب تقسيم‌بندي مي‌شوند. كاركرد مناسب كاركرد‌هايي است كه به بقاياي نظم ياري مي‌رسانند و كاركرد نامناسب، نظم را با خلل و مشكل مواجه مي‌كنند.
در ميان عشاير نيز بسياري از فعاليت‌ها وجود دارد كه كاركرد مناسبي ندارند. از دست دادن كاركرد بسياري از آنها به تبع تغييراتي است كه پس از اسكان به وجود آمده است كه بسياري از اين تغييرات را دستخوش تغيير نمود. از اين جمله مي‌توان به سياه‌چادر اشاره نمود كه عشاير پس از اسكان و رابطه با يكجانشينان توانستند از چادرهاي آماده استفاده كنند. امروزه سياه‌چادر با توجه به صرف زمان در ساخت آن و مشكلات حمل و نقل آن به واسطة سنگيني آن در ميان اين دسته از عشاير كارايي چنداني ندارد و بيشتر از چادرهاي آماده استفاده مي‌كنند.
عكس شمارة (5)استفاده از چادرهاي جديد در ميان عشاير عكس شمارة(6) سياه‌چادر در ميان عشاير منطقه به مانند گذشته كارايي چنداني ندارد
مالينوفسكي از اولين نظريه پردازان كاركردگرايي بر اين باور بود كه پديده‌هاي فرهنگي نقش برآورده كردن نيازهاي فردي در جامعه را عهده‌دار هستند. (عسكري‌خانقاه و كمالي، 1378‌:260)در ديدگاه مالينوفسكي دو مفهوم اساسي نيازها و نهادها در توضيح كاركردها قابل مشاهده است. نيازها در نظر وي به موجوديت بيولوژيك انسان باز مي‌گردند و به اين ترتيب اولين ردة نيازها نيازهايي‌اند كه ميان انسان ها و جانواران مشترك هستند، نيازهايي مثل تغذيه، توليد مثل، امنيت و. . .. بيشتر فعاليت‌هاي عشاير با وجود تحمل زحمات و مشقت‌هاي فراوان براي برطرف كردن نيازهاي اوليه‌شان است.
به طور كلي كاركرد را در شش گزاره مي‌توان توضيح داد:
1ـ تشكيل جوامع از كليت‌هاي مختلف
البته هر چند كه ممكن است اين گونه كلياتي كه در موارد مختلف به چشم مي‌آيند ما را به نوعي ساخت‌گرايي بكشانند، اما اين وجود كليت‌ها در سطوح مختلف نياز به تحليلي پويا دارند كه اين باعث تفاوت و جدايي ميان كاركردگرايي و ساخت‌گرايي مي‌شود.
2 ـ پيوستگي و وابستگي ميان اجزاء يك كليت
در اين گزاره پيوستگي اجزاء يك كليت نوعي پيوند مستقيم و محسوس ميان اجزاء يك كليت است. وابستگي نيز در اين جا به معناي آن است كه هر جز در يك نظام به ديگر اجزاء وابسته است و با تغيير در يكي از اجزاء ساير اجزاء نيز دچار تغيير مي‌شوند و اين تغييرات در اجزاء به مقادير مختلف صورت مي‌گيرد.
3 ـ رابطه كاركردي اجزاء با يكديگر يا با كل
اين گونه رابطه، يعني رابطه كاركردي ميان اجزاء با يكديگر، رابطه منطقي ميان اجزاء و كل را بيان مي كند. به نحوي كه مشخص كنندة اين رابطه به سوي غايتي معين است.
4 ـ غايت اساسي كاركرد، حفظ موجوديت كل است.
در مورد پيش بيان گرديد كه رابطة اجزاء با يكديگر و اجزاء با كل به سوي هدف و غايتي مشخص است، اين غايت و هدف معين كاركرد، حفظ و بقاي موجوديت كل و نظام است. در اين گزاره نوعي اقتصاد مشاهده مي‌شود كه هدف از آن كاهش هزينه‌هاي و بالا بردن امكان ادامه حيات و موجوديت نظام است. در اينجا توازني وجود دارد كه به نوعي حالت آرماني از بيشترين هماهنگي در بين اجزاء با يكديگر و اجزاء با كل است.
5 ـ كاركرد ها در سراسر كالبد تعميم دارند.
اين گزاره به اين معنا است كه كاركرد در تك‌تك اجزاء يك نظام وجود دارد.
6 ـ كاركردها ضروري هستند.
اين امر بيانگر آن است كه كاركردهايي كه در يك نظام وجود دارند ضرورت دارند(همان: 162ـ163).
اسپنسر و دوركيم هر كدام به گونه‌اي اصول كاركردي را مي‌پذيرند: “اسپنسر كاركردها را دقيقاً علت وجودي اندام‌ها مي‌داند. بنابراين بر آن است كه غايت هر كاركردي حفظ موجوديت زيستي و بهبود آن است و دليل وجودي آن كاركرد و آن اندام نيز همين است. بنابراين جدا شدن كاركرد از اندام سبب مرگ اندام مي‌شود. به عبارت ديگر، اسپنسر معتقد نمي‌تواند جدا از كاركرد (غايت) وجود داشته باشد، در حالي كه دوركيم، معتقد است، چه در موجوديت‌هاي طبيعي و چه در موجوديت‌هاي زيستي لزوما” نياز و غايت كاركردي نيست كه انـدام‌ها را به وجـود مي‌آورد، و ايـن اندام‌هـا مي‌توانـند مـوجوديـتي مـستقل از آن كاركرد داشته باشند. دليل به وجود آمدن اندام‌ها را دوركيم در مجموع شرايط زيستي يا شرايط اجتماعي مي‌بيند و نه كاركرد خالص آن اندام در يك واحد زيستي(اجتماعي)” (فكوهي، 1381 :160).
2ـ12ـ1ـ نـوآوري
پس از اسكان، مسأله‌اي كه بايد به آن پرداخته شود ميزان و نوع رابطة اين عشاير تازه اسكان‌يافته با روستاييان و يكجانشينان اطراف است. از اين‌رو اين مبحث در قالب اشاعة نوآوري‌ها در ميان اين دو دسته قابل بررسي است.
از ميان اشاعه‌گرايان معاصر اورت راجرز نگرش سنتي به اشاعه را به عنوان موضوع اصلي خود انتخاب كرده و مطالعه‌اي نيز در زمينه اشاعة نوآوري‌ها انجام داده است كه اشاعه را به عنوان الگويي از دگرگوني فرهنگي در نظر مي‌گيرد(معيني، 1374: 78).
از نظر راجرز چهار عنصر اساسي در تجزيه و تحليل اشاعة نوآوري‌‌ها وجود دارد كه عبارتند از: 1ـ نوآوري
نوآوري به عنـوان ايده‌اي جـديد كه بوسيله افراد مورد پذيـرش قرار مي‌گيرد تلقي مي‌شود. جديد بودن يك ايده باعث مي‌شود كه فرد نسبت به آن عكس‌العمل نشان بدهد، اينكه چه مدت از زمان اولين كاربرد يا كشف مسأله گذشته چندان مهم نيست تلقي نوآوري به عنوان هر ايده، جديـد باعث گسـتردگي دامـنة تـعريف مي‌شـود. نـوآوري‌ها شـامل مواردي از قبـيل جنبـش‌هاي اجـتماعي، باورهاي عقيـدتي، مد لباس، اتومبـيل‌هاي كوچـك و غيره مي‌شود.
2ـ ارتباط
اشاعه فرايند]]>