با موضوع الگوی بوم شناختی

علمی

همون‎طور که در شکل ۷ـ۲ نشون داده شـده س، سه بخش گسترده از سازه‎ها واسه تبیین زمـان شروع و شدت رفتار ضد اجتماعی در الگوی بوم‎شناسی مورد استفاده قرار می‎گیرند.

“پویاییهای رابطه۱“، اولً بر تعامل با والدین، خواهران و برادران و همسالان به عنوان بافت‎هایی که آموزش بدون واسطه واسه یادگیری و ابقای رفتار ضد اجتماعی از کودکی تا بزرگسالی رو جفت و جور می‎بیارن، تأکید دارن. “موقعیت رفتار۲“، ویژگی‎های بافت‎هایی رو توصیف می‎کنه که به روابط تأثیرگذارنده بر رفتار مشکل‎آفرین ساخت میدن.”خودنظم‎جویی۳“توانایی فرد رو توصیف می‎کنه واسه اینکه از نظر اداره امور روزمره، تنظیم هیجانات، کنترل تفکر نارساکنش‎ور۴ و انتخاب محیط‎های مناسب با رفتار معطوف به هدف، خودهدایتگر شه. علاوه بر این سه بخش، بافت فرهنگی به عنوان یه متغیر مشروط۵[۱] در نظرگرفته می‎شه (دیسهیون و پترسون، ۲۰۰۶).

                                 بافت فرهنگی
 موقعیتهای رفتار

 

خونه                                                             مدرسه

 

 

 

 

محله

               جست و خیزهای رابطههمسر                                    همسال

 

آبجی و داداش                              معلم

 

والدین

خود نظمجویی

 

شکل ۷ـ۲٫ بوم شناسی رفتار ضد اجتماعی (اقتباس از دیسهیون و پترسون، ۲۰۰۶، ص.۵۱۳)

شکل ۸ـ۲ الگویی رو نشون می‎دهد که دیسهیون و پترسون (۲۰۰۶) براساس تحقیق‎های انجام شده در مورد رفتار ضد اجتماعی تدوین کرده‎ان. این صاحب‎نظران در تدوین این الگو چهار نکته رو مطرح می‎کنن:

  • با اینکه رفتار ضد اجتماعی از نظر روان‎سنجی سازه‎ای باثباته، درک روند تحولی و فرق ـای جنسیتی واسه درنظرگرفتن اشکال خاص رفتار ضد اجتماعی از جمله تمایزات بین خشونت رو و مخفی، به درد بخور به نظر می‎رسد.
  • جست و خیز‎های تعامل والد ـ کودک و مدیریت خونواده در تعیین راه تغییر رفتار مشکل‎آفرین در اوایل و اواسط کودکی و هم نوجوونی نقش مهمی بازی می‎کنه و تحقیق‎های دخالت‎ای، رو ساخته که تمرکز هدف این مداخلات بر روش‎های والدگری، خطر دچار شدن به این رفتارها رو در کودک و نوجوون کاهش می‎دهد.
  • اثرات همسال الان یه موضوع غالب در دلیل‎شناسی رفتار ضد اجتماعیه که در اوایل کودکی شروع می‎شه و طیّ نوجوونی افزایش می‎یابد. تحقیق‎های دخالت‎ای بر اثر همسال در افزایش رفتار مشکل‎آفرین نوجوون تأکید دارن.
  • تحقیق‎های علوم عصبی و تحوّلی در درک پیوند اساسی مغزـ رفتار که پیدایش و رشد کنترل اجرایی و در آخرً خود‎نظم‎جویی رو تبیین می‎کنن، در حال همگرایی هستن.
موقعیتهای رفتاری 

 

خونه

 

محله

 

مدرسه

خود نظمجویی
مدیریت خونواده
اتحاد با همسال و آبجی و داداش
رفتار ضد اجتماعی

شکل ۸ـ۲ الگوی تغییر و بوم شناسی رفتار ضد احتماعی (اقتباس از دیسهیون پترسون، ۲۰۰۶، ص.۵۳۲)

 

در شکل ۸ـ۲ خطوط پیوسته مبیّن فرضیه‎هایی هستن که تحقیق‎های طولی و دخالت‎ای گذشته اونا رو تأیید کرده. خطوط نقطه‎چین فرضیه‎هایی هستن که به آزمونگری بیشتری نیاز دارن.

  1. الگوی بوم‎شناختی تحوّلی

الگوی بوم‎تحوّلیِ تحوّلِ کودک و نوجوون، چگونگی رابطه داخلی عوامل متفاوت محیطی حفاظت‎کننده و خطرآفرین رفتارای مشکل‎آفرین رو در افراد جوون و خونواده‎هاشون، تبیین می‎کنه (شاپوچنیک و کوتس ورت، ۱۹۹۹، نقل از شوارتز، پانتن، شاپوچنیک و کوتس ورت، ۲۰۰۳).

این نظریه بر مبنای سه مؤلفه مهم بنا شده که با هم رابطه داخلی دارن.  این سه مؤلفه عبارت ـ  ان از: الف) مؤلفه اجتماعی ـ بوم‎شناختی که بر عوامل بافتی مثل خونواده، همسالان و مدرسه متمرکزه؛ ب) مؤلفه تحوّلی که بر تغییرات در افراد و بافت‎هاشون درزمانّ زمان تأکید داره؛ و پ) مؤلفه اجتماعی  تعاملی که روش‎هایی رو مشخص می‎کنه که به واسطه اونا، فرایندهای بوم‎شناختی واسه ایجاد نتیجه‎های رفتاری و روان‎اجتماعی با همدیگه تعامل دارن (شوارتز و بقیه، ۲۰۰۶). شکل ۹ـ۲ وجود آشیان‎شده و متحدالمرکز نظریه بوم‎تحولی رو  در مورد رفتار مشکل‎آفرین نشون می‎دهد (اقتباس از پانتن، شوارتز، سالیوان، پرادو، شاپوچنیک،۲۰۰۴، ص.۵۵۰).

 

 

میاننظام خونواده- همسالنظارت والدین بر همسالان

نظارت بر فعالیت‎های همسالان نوجوون

فرهنگ
زبون
سیاستمهاجرت
ارزش‎ها
خردهنظام خونوادهرابطه والد- نوجوون درمورد مسائل جنسی

پیوند/ رابطه والد- نوجوون

پشتیبانی نوجوون از طرف خونواده

اختلاف خانوادگی

خردهنظام مدرسهپیوند با مدرسه

پیشرفت تحصیلی

خردهنظام همسالمصرف مواد با دوستان

دوستان فعال از نظر جنسی

دوستان جامعه‎پسند

میاننظام خونواده- مدرسهمشارکت والدین نر مدرسه

نظارت بر تکالیف درسی

بروننظامپشتیبانی اجتماعی والدین

پیچیدگی حرفه ای والدین

کلاننظام

 

شکل ۹ـ۲ الگوی بوم تحولی (اقتباس از پانتن و بقیه،۲۰۰۴، ص.۵۵۰)

 

شوارتز و بقیه (۲۰۰۳) سه مؤلفه الگوی بوم‎تحولی رو به توضیح زیر توضیح میدن:

“مؤلفه اجتماعی ـ بوم‎شناختی” بر دیدگاه بوم‎شناختی برونفن برنر مبتنیه.”خرده‎نظام‎ها” بخش‎هایی اجتماعی هستن که کودک به‎طور مستقیم در اونا مشارکت داره؛ مثل خونواده، همسالان و مدرسه. با اینکه کلیه خرده‎نظام‎ها مهم هستن، در نظریه بوم‎تحولی، خونواده بیشترین اثر رو بر کودکان و نوجوانان داره. عواملی چون انسجام، اختلاف و رابطه خانوادگی بعضی از مهم‎ترین پیش‎بینی‎کننده‎های تغییر مثبت و تغییر منفی در دوره کودکی و نوجوونی حساب می‎شن. یه خونواده منظم، هماهنگ و با رابطه خوب، شایدً کودکان و نوجوانان شایسته و خوب تربیت می‎کنه؛ اگر یه خونواده دارای اختلاف، نامنسجم و با رابطه ضعیف، کودکان و نوجوانان دارای مشکلات رفتاری به بار می‎آورد. علاوه بر این، روش عمل‎وری کودک و نوجوون در بافت همسال و مدرسه به‎طور گسترده تحت اثر وجود مهارت‎های رابطه‎ایه که اون در خونواده یادگرفتهه. در نتیجه، انتخاب همسال تابعی از کیفیت روابط درون خانواده س؛ مثلا، کودکان و نوجوانان واسه خونواده‎‎های نامنسجم و دارای اختلاف، مستعد انتخاب همسالان منفی هستن.

مشکلات

“میان‎نظام‎ها”، رابطه‎های بین قلمروهای فردی نوجوون رو دربر می‎گیرند، مثل مشارکت والدین در فعالیت‎های تحصیلی و نظارت بر همسالان نوجوون. مشارکت فعال والدین در قلمرو تحصیلی نوجوون و قلمرو همسال، نوجوون رو در مقابل خطر انجام دادن رفتار مشکل‎آفرین مواظبت می‎کنه.

هر چی رابطه بین بافت‎هایی که نوجوون رو محاصره کرده‎ان، به خصوص بین خونواده و همسال و بین خونواده و مدرسه مثبت‎تر و زیاد‎تر باشه، خطر مشارکت نوجوون در انجام رفتار مشکل‎آفرین کمتر می‎شه.

“برون‎نظام‎ها”از ساختارها واثرهای درون‎ بوم‎شناسی اجتماعی تشکیل می‎شن که بر نوجوون اثر مستقیمی ندارن بلکه بیشتر بر افراد دیگری که به‎نوبهخود بر کودک اثر دارن، اثر می‎گذارن؛ مثلا، زندگی والد، مانند کیفیت پشتیبانی اجتماعی یا سطح پیچیدگی شغلی اون، توانایی والد رو واسه اینکه با نوجوون رابطه مؤثری داشته باشه، تشویق کننده اون باشه و انضباط اون رو مدیریت کنه، پیشرفت می‎دهد یا به تأخیر می‎اندازد. والدینی که به منابع کافی دسترسی دارن، بیشتر احتمال داره که با نوجوون تعامل مثبت داشته باشن؛ اگر والدین دارای منابع خیلی کم (مثلا از نظر پشتیبانی اجتماعی یا مالی) یا بدون منبع، بیشتر احتمال داره که در مهارت‎های والدگری خود مشکل داشته باشن. برون‎نظام‎ها هم اینکه آدمایی به غیر از والدین رو دربر می‎گیرند؛ مثلا، اتفاق های که در زندگی همسالان یا معلمان اتفاق می‎افتند، شایدً بر اندازه تشویق و پشتیبانی اونا از نوجوون اثر می‎گذارن.

“کلان‎نظام” از شبکه‎ای از آرزو‎ها و آیین‎های اجتماعی، سیاسی و فلسفی تشکیل می‎شه که یه فرهنگ، گروه قومی یا جامعه خاصی رامشخص می‎سازه. کلان‎نظام، رفتارها، تعامل‎ها و روابطی رو که تو یه بافت فرهنگی خاص پذیرفتنی و در بافتی دیگه غیرقابل قبول‎ان، تعریف می‎کنه. مثلا، این که یه فرد ۲۵ ساله در خونه با والدین خود زندگی کنه، ممکنه در خیلی از خونواده‎های اسپانیایی یه عمل هنجاری باشه اما در فرهنگ آمریکایی از نظر تحولی مناسب نباشه. آدمایی که از آرزو‎های فرهنگی کلان‎نظامی پیروی می‎کنن، بیشتر احتمال داره که از دیگر سطوح نظام پشتیبانی دریافت کنن تا آدمایی که سبک زندگی، باورها یا موقعیت اجتماعی‎شون اونا رو از کلان‎نظام غالب جدا می‎سازه.

دومین مؤلفه به تغییر در “تعامل‎های شخص ـ محیط” طی زمان اشاره داره. براساس نظریه بوم‎تحولی، سازمان، ساختار وکنش‎وری شخص و بوم‎شناسی اجتماعی اون طیّ زمان، غیرقابل تفاوت و جدانشدنی هستن. این نظریه متمرکزه بر این که چیجوری قلمروهای متفاوتِ مؤثر بر تغییر در لحظه‎های وقتی متفاوت مهم می‎شن و چیجوری روابط بین قلمروهای متفاوت (مثلا خونواده، همسال) طیّ زمان تغییر می‎کنن. این تغییرات در سازمان و ساختار محیط اجتماعی کودک، توان بالقوه‎ای دارن؛ چون بر تغییر کودک به روش‎های زیاد اثر می‎گذارن. مثلا، اثرهای همسالان منفی و تغییر اجتماعی کودک به‎طور زیادی بین مدرسه ابتدایی و مدرسه راهنمایی تکامل و گسترش می‎یابد. در مدرسه ابتدایی، همسالان منفی از رفتار خشن و بی‎ادبانه پشتیبانی می‎‎کنن؛ در حالی که در مدرسه راهنمایی، همسالان منفی نه فقط از این رفتارها بلکه از مشارکت در گناه کاری، مصرف مواد و رفتار جنسی خطر‎آمیز هم پشتیبانی می‎کنن.

ردیابی تغییر بهنجار از کودکی تا نوجوونی، به بهترین راه تغییرات در چگونگی اثر محیط اجتماعی بر تغییر کودک رو توصیف می‎کنه. در کودکی، بافت بوم‎تحولی تقریباً به‎طور انحصاری در خرده‎نظام خونواده قرار داره. در نتیجه، میان‎نظام (مثلا، رابطه‎های والد ـ مدرسه و والد ـ همسال) دست کم اثر رو داره اما برون‎نظام (مثلا، شبکه پشتیبانی اجتماعی والدین) می‎تونه واسه بوم‎شناسی اجتماعی کودک بسیار مهم باشه. در اوایل و اواسط کودکی، بخش مدرسه از اهمیت بیشتری برخورداره. تعامل‎های کودک با همکلاسی‎ها و معلمان (یعنی، خرده نظام مدرسه) و تعامل‎های والدین با معلمان و دیگه کارکنان مدرسه (یعنی، میان‎نظام والد ـ مدرسه) به‎طور در حال افزایش‎ای به عوامل مهم مؤثر بر احتمال افزایش نتیجه های منفی و حفاظت‎کننده در مقابل این پیامدها تبدیل می‎گردند. بعداً، نوجوونی مهم بیشتر خرده‎نظام همسال و در نتیجه، افزایش اهمیت و پیچیدگی فرایندهای خطرآفرین و حفاظت‎کننده در میان‎نظام خونواده ـ همسال (مثلا، مدیریت و نظارت والدین در مورد همسالان نوجوون، شناخت والدین از والدین دوستان نوجوون) همراه س. با ورود کودک به دوره نوجوونی و صرف وقت بدون نظارت در بیرون از خونه، محله هم به عنوان یه خرده‎نظام و هم روابط میان‎نظامی با خونواده از اهمیت بیشتری بهره مند می‎شه.

سومین مؤلفه به تغییرات”فرد و محیط” درزمان زمان اشاره داره. نظریه بوم‎تحولی بر الگوهای روابط و تعامل‎های مستقیم بین افراد و سطوح متفاوت محیط‎شون طی زمان تأکید داره. این روابط و تعامل مستقیم، تغییر فرد رو هدایت می‎کنن. به خصوص، نظریه بوم‎تحولی به این می‎پردازه که چیجوری سلامتی و نارساکنش‎وری به الگوهایی مربوط‎ان که در سطح میان‎نظام عمل می‎کنن؛ مثلا، دشمنی رو و اختلاف بین والدین و معلمان در مورد ارزش‎ها، سبک‎ها و چیزهای مورد علاقه، تغییر کودک رو به سمت نارساکنش‎وری هدایت می کنه؛ اگر هماهنگی والدین و معلمان با هم و پشتیبانی اونا از همدیگه، تغییر کودک رو به سمت بهزیستی می‎راند. (، ص. ۱۹۸ـ۲۰۰)

 

خاطر‎نشون می‎سازه که در سال‎های گذشته، محققان واسه دلیل‎شناسی نشونه‎های برونی‎سازی‎شده و افسردگی در دوره نوجوونی بیشتر بر چهارچوبهای تحولی ـ بوم‎شناختی متکی شده‎ان (شوارتز و بقیه، ۲۰۰۶). در تحقیق حاضر در ارائه الگوی پیشنهادی از این نظریه استفاده شده.

افسردگی

۱٫relationship dynamics ۳٫self-regulation ۵٫ conditional
۲٫behavior setting ۴٫dysfunctional