ژانویه 25, 2021

بررسی مفهوم رنج از دیدگاه بودا- قسمت ۲۴

1 min read

مولانا در دفتر سوم مثنوی، داستان مردی را می‌آورد که همیشه نام مقدّس خداوند را بر زبان داشت و الله الله می‌کرد. شبی شیطان برای فریب او می‌گوید‌: تو که پاسخی برای لبیکهایت از سوی خدا نمی‌شنوی چرا هر شب نام خدا را بر زبان می‌آوری؟
آن مرد که از گفته‌های شیطان بسیار آزرده خاطر می‌شود بخواب می‌رود. در عالم خواب یکی از اولیای الهی یعنی حضرت خضر (علیه السلام) را می‌بیند که از او علّت ذکر نگفتن وی را جویا می‌شود مرد در پاسخ می‌گوید که مدتهاست که حقّ را می‌خوانم ولی در پاسخ لبیکی نشنیده‌ام. شاید بر درگاه خداوند مرا راهی نیست! و حضرت خضر (علیه السلام) از جانب خدای تبارک و تعالی به وی چنین پاسخ می‌دهد‌:
گفت آن الله تو لبیک ماست و آن نیاز و درد و سوزت پیک ماست
حیله‌ها و چاره جویی‌های تو جذب ما بود و مبارک پای تو ۱۹۶ـ ۱۹۵/۳
رنج و سوز اندرونی که در وجود انسان است به مانند کمندی است تا او را در لطف و رحمت خداوند گرفتار نماید. در حقیقت ورای هر لبیک آدمی، ‌لبیکهای خداوند جریان دارد‌:
ترس و عشق تو کمند لطف ماست زیر هر یاربّ تو لبیک‌هاست ۱۹۷/۳
مولانا حکایت را اینگونه ادامه می‌دهد که خداوند به فرعون مکنت و ثروت بسیاری داد و او را چنان در لطف و رحمت خویش غرق کرد تا رحمت دعا را از او بی نصیب کند چرا که حقیقت هر دردی را می‌توان در نزدیکی انسان به خداوند دانست و تنها مردمان نادان و سیاه دل هستند که از نعمت درد بی بهره می‌باشند‌:
داد مر فرعون را صد ملک و مال تا بکرد او دعوی عزّ و جلال
در همه عمرش ندید او دردسر تا نَنالد سوی حق آن بدگهر ۲۰۱ـ۲۰۰/۳
خداوند این گونه انسان‌ها را به نعمتهای بیکران خویش مشغول می‌سازد تا آن‌ها را از برترین نعمت که همان درد و رنجیست که او را به حق نزدیک می‌کند محروم سازد‌:
داد او را جمله ملک این جهان حق ندادش درد و رنج و اندوهان ۲۰۲/۳
۳-۷٫ رنج موجب تلطیف روح می‌شود.
غم و رنج اگر از نوع دغدغه‌ی خاطر نباشند تلطیف کننده‌ی روح آدمی‌است و او را متوجه‌ی عالمی ‌‌برتر از خور و خواب می‌کند. گریه هم که تقطیر بغض درونی است، از درماندگی بشرِ بلندپرواز در برابر عظمت کائنات حکایت دارد و نشانه‌ای است از فقدان معادله میان آنچه هست و آنچه باید باشد.[۲۳۸]
بهر گریه آمد آدم بر زمین تا بود گریان و نالان و حزین ۱۶۳۴/۱
از غم و شادی نباشد جوش ما با خیال و وهم نبود هوش ما
حالتی دیگر بود کان نادرست تو مشو منکر که حقّ بس قادرست ۰۴ـ۱۸۰۳/۱
مولانا معتقد است درد، روح آدمی را تلطیف میکند تا آماده‌ی حضور خداوند شود‌:
درد آمد بهتر از ملک جهان تا بخوانی مر خدا را در نهان
خواندن بی درد از افسردگیست خواندن با درد از دل بردگیست
آن کشیدن زیر لب آواز را یاد کردن مبدأ و آغاز را
آن شده آواز صافی و حزین ای خدا وی مستغاث و ای معین
نالهی سگ در رهش بی جذبه نیست زانکه هر راغب اسیر ره زنیست
چون سگ کهفی که از مردار رست بر سر خوان شهنشاهان نشست
تا قیامت می‌خورد او پیش غار آب رحمت عارفانه بی تغار
ای بسا سگ پوست کو را نام نیست لیک اندر پرده بی آن جام نیست ۱۰ـ۲۰۳/۳
وقتی روح آدمی ‌پذیرای حضور در محضر خداوند گشت، تلخی‌ها هم برایش به مانند شکر و نبات شیرین می‌گردد‌:
که ز لطف یار تلخی‌های مات گشت بر جان خوشتر از شکر نبات ۳۶۳۹/۵
۴-۷٫ غم و رنج موجب شادی می‌شود.
یکی از راه‌های شناخت هر پدیده اصل تضاد است. مولانا بر این باور است که هر چیزی را با ضد خودش می‌توان شناخت. در نظر مولوی انسان با استفاده‌ از قاعده‌ی تضاد می‌تواند به شناخت دست یابد. چنانچه خود او بارها در مثنوی به شناخت اشیا از طریق اصل تضاد اشاره نموده است‌:
جز بضد، ضد را همی‌نتوان شناخت چو ببیند زخم، بشناسد نواخت ۵۹۹/۵
اگر همه‌ی هستی یک رنگ بود، نمی‌توانستیم متوجه ارزش آن شویم؛ زیرا نزدیکی و گستردگیش پرده‌ای بر شناخت آن می‌شد. مولانا در این باب خداوند متعال را مثال می‌زند‌: از آنجا که وی را ضدی نیست، با آنکه سراسر هستی از وی پُر است شناخته نمی‌شود. غم نیز بزرگترین کاری که در باب شادی می‌کند، همین شناساندن و نمودن آن است. اگر همه‌ی زندگی را شادی فرا بگیرد درک شادی ممکن نخواهد بود.[۲۳۹] یعنی در سایه تضاد معناها کلمات هویتشان به خوبی دیده میشود.
پس نهانیها بضد پیدا شود چونک حق را نیست ضد پنهان بود
که نظر پر نور بود آنگه برنگ ضد به ضد پیدا بود چون روم و زنگ
پس به ضد نور دانستی تو نور ضد ضد را می‌نماید در صدور
نور حق را نیست ضدی در وجود تا به ضد او را توان پیدا نمود ۳۴ـ۱۱۳۱/۱
فلسفه‌ی وجود رنج و غم در نهایت رسیدن به خوش دلی و شادی است که متضاد آن می‌باشد‌:
رنج و غم را حق پی آن آفرید تا بدین ضد خوش‌دلی آید پدید ۱۱۳۰/۱
مولانا معتقد است غم، شادی افزاست. همان گونه که سرسبزی باغ از باران است، شادی زندگی انسان نیز از گریه سر برمی‌آورد. پس غم بر شادی ترجیح دارد‌:
این دلم باغست و چشمم ابروش ابر گرید باغ خندد شاد و خوش

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.