ژانویه 16, 2021

بررسی مفهوم رنج از دیدگاه بودا- قسمت ۲۶

1 min read

در جای دیگر بیان میدارد:
صبر با نااهل اهلان را جلاست صبر صافی می‌کند هرجا دلیست
آتش نمرود ابراهیم را صفوت آیینه آمد در جلا
جور کفر نوحیان و صبر نوح نوح را شد صیقل مرآت روح ۴۳ ـ ۲۰۴۱/۶
وی با تمثیلی این مسأله را نیک روشن می‌سازد‌: نوعی خارپشت به نام اُشغُر وجود دارد که هر چه ضربه بخورد نیرومندتر می‌شود، روح مؤمن نیز بر اثر ضربات و لطمات روزگار و رنج‌های گوناگون نیرومند می‌شود‌:
هست حیوانی که نامش اُشغُر است او به زخم چوب زفت و لَمتر است
تا که چوبش می زنی، بـه میشود او ز زخم چوب، فربـــه میشـــود
نفــــس مؤمن اُشغُری آمــــد یقین کو به زخم رنج زفت است و سمین ۹۹ـ ۹۷/۴
من عجب دارم زجویــــای صفــــا کو رمد در وقت صیقل از جفا ۴۰۰۸/۳
وی به کسانی که توانایی و شجاعت به استقبال رنج رفتن را ندارند توصیه می‌کند خود را تسلیم خدایی کنند که علم و حکمت او فراتر از مصلحت سنجی‌های حقیرانه‌ی بشری است‌:
ور نمی تـــانی رضا ده ای عیـــار گر خدا رنجت دهد، بی اختیار
که بلای دوست تطهیر شمــاست علم او بالای تــدبیر شماست ۰۷ـ۱۰۶/۴
شادی به عالم تن و غم به عالم جان تعلّق دارد. باید حالتی ورای غم و شادی جست؛ زیرا این دو نیاز جسمانی را برمی‌انگیزند. طلب شادی و پرهیز از رنج است که‌ آن همه جنگ و کشمکش را میان انسان‌ها به راه ‌انداخته است.
باغ سبز عشق کو بی منتهاست جز غم و شادی در او بس میوه‌هاست ۱۷۹۳/۱
محمدعلی ندوشن معتقد است‌: «مولانا و همه کسانی که غم و رنج را ستوده‌اند آگاه یا ناآگاه از تجربه‌ی تاریخ و ماهیّت بشر راهنمایی گرفته‌اند. خویشاوندی غم با هنر و با لطافت و نجابت بیشتر از بی غمی ‌‌است. این ناکامی ‌است که محرک کامروایی در خلاقیت شده.»[۲۴۱]
از سوی دیگر مولانا معتقد است که رنج‌ها و سختی‌ها برای زندگی در این دنیا ضروری است تا خداوند انسان‌ها را به خودشان بشناساند.
گفت قاضی گر نبودی امر مُر ور نبودی خوب و زشت و سنگ و دُر
ور نبودی نفس و شیطان و هوا ور نبودی زخم و چالیش و وغا
پس به چه نام و لقب خواندی ملک بندگان خویش را ای منتَهِک
چون بگفتی ای صبور و ای حلیم چون بگفتی ای شجاع و ای حکیم
صابرین و صادقین و منفقین چون بدی بی ره‌زن و دیو لعین
رستم و حمزه و مخنث یک بدی علم و حکمت باطل و مندک بدی
علم و حکمت بهر راه و بی ‌رهیست چون همه ره باشد آن حکمت تهیست ۵۳ ـ۱۷۴۷/۶
راههای مقابله با انواع رنج‌
اما پس از توضیح پیرامون رنج، چیستی آن، انواع و مصادیق، عوامل و آثارش، در این بخش به ذکر تعدادی از راههای مقابله با انواع رنجی که در مثنوی مورد بررسی قرار گرفته خواهیم پرداخت.
۱-۸ صبر
درد و رنجهای بشری می‌توانند محکی برای آشکار نمودن عیار وجودی آدمی ‌قرار بگیرند.
حق تعالی گرم و سرد و رنج و درد بر تن ما می‌نهد ای شیر مرد
خوف و جوع و نقص اموال و بدن جمله بهر نقد جان ظاهر شدن ۶۴ ـ۲۹۶۳/۲
حتی صبر ابزاری است که غم و اندوه را از انسان دفع می‌کند و او را با حق قرین می‌سازد.
گفت لقمان صبر هم نیکو دمی‌است که پناه و دافع هر جا غمی‌است
صبر را با حق قرین کرد ای فلان آخر وَالعصر را آگه بخوان ۱۸۵۳/۳
پیر طریقت با نگاهی متفاوت، صبر را در طیف وسیعی از تعابیر در مثنوی به کار می‌برد. صبر و ایمان دو خصیصه‌ی مهمی‌ هستند که اگر هر دو یک جا در وجود آدمی ‌جمع شوند سبب تعالی و عروج آن می‌گردند.
صبر از ایمان بیاید سر کله حَیثَ لا صَبرَ فَلا ایمانُ لَه
گفت پیغمبر خداش ایمان نداد هر که را صبری نباشد در نهاد ۶۰۱ ـ۶۰۰/۲
مولانا یکی از نشانه‌های صدق ایمان را آن می‌داند که مؤمن به هنگام رنج و بلا نیز لذّات حق را بچشد و جزع و فزع ننماید و به ‌آن خشنود باشد و مایل. او صبر را سپری می‌داند در برابر سختی‌ها و رنج‌ها و راه‌ حلی در برابر آن‌ها می‌داند. وی در تفهیم این مطلب از داستان انبیای الهی نیز کمک گرفته است. او در داستان ایوب (علیه السلام) می‌گوید که ایوب فقط با صبر و تحمّل سختی‌ها و بلاها، سرانجام لذّت معنوی و روحانی‌، لطف و عنایت الهی را چشید‌:
هفت سال ایوب با صبر و رضا در بلا خوش بود با ضیف خدا
تاچو واگردد بلای سخت رو پیش حق گوید به صد گون شکر او
کز محبت با من محبوب کش رو نکرد ایوب یک لحظه ترش

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.