آوریل 14, 2021

بررسی مفهوم رنج از دیدگاه بودا- قسمت ۲۷

1 min read

از وفا و خجلت علم خدا بود چون شیر و عسل او با بلا ۹۲ـ ۳۶۸۹/۵
همچنین در جای دیگر با اشاره به داستان یوسف (علیه السلام) او را تمثیلی از روح می‌داند که در چاه دنیا گرفتار شده و تنها با ریسمان صبر است که می‌تواند از این چاه نجات یابد‌:
یوسف حسنی و این عالم چو چاه وین رسن صبر است بر امر اله
یوسفا آمد رسن در زن دو دست از رسن غافل مشو بیگه شدست ۷۷ ـ ۱۲۷۶/۲
و یا درجای دیگر می‌گوید‌:
از حشم هر که به ما کردی گله از بلا و فقر و خوف و زلزله
ما همی‌گفتیم کم نال از حرج صبر کن کالصَّبرِ مفتاحُ الفرج ۹۴ـ۳۸۹۳/۶
از سوی دیگر مولوی صبر در برابر فراق از حق را که از دیدگاه او مهم‌ترین رنج است، سختترین نوع صبر می‌داند. او در شگفت است که چگونه می‌توان این درد را تحمّل و بر آن صبر کرد‌:
ای که صبرت نیست از دنیای دون چونت صبرست از خدا؟ ای دوست چون؟
چونکه صبرت نیست زین آب سیاه چون صبوری داری از چشمه اله؟ ۱۳-۳۲۱۲/۴
مولوی درجای دیگر به صبر انبیا در برابر خلق اشاره می‌کند که صبر آن را به مقامی‌ رسانده که خاص حقّ باشند‌:
صبر جمله‌ انبیا با منکران کردشان خاص حق و صاحبْقِران ۱۴۱۰/۶
۲-۸٫ ریاضت
ریاضت و سختی دادن به نفس که یکی از سرچشمه‌های مهم تولید درد و رنج برای انسان است، یکی دیگر از راهکارهای مولانا برای مقابله با درد و رنج است. زیرا می‌دانیم که بسیاری از رنج‌ها را آدمی ‌‌به واسطه‌ی اعمالش برای خود بوجود می‌آورد. با ریاضت، نفس امّاره ضعیف می‌شود و رنج‌های آدمی ‌نیز کاهش می‌یابد‌:
تا بدانی که زیان جسم و مال سود جان باشد رهاند از وبال
پس ریاضت را به جان شو مشتری چون سپردی تن به خدمت جان بری ۹۶ـ ۳۳۹۵/۳
بزرگان عرفا و صوفیه بر این باورند که در نهاد آدمی‌ عنصری شرور و بدخواه به نام روح حیوانی و شهوانی قرار دارد که او را به زشتی و تبهکاری می‌انگیزد و تا آدمی ‌بر قوای شهوانیهاش چیرگی نیابد سخن از دین و ایمان بی اساس است. بنابراین ریاضت دادن نفس، اساس دینداری است. مولانا همچون مرتاضان و صوفیان سختگیر به اعمال شاقّ و ریاضتهای افراطی اعتقادی ندارد بلکه ریاضت در مکتب عرفانی او یعنی به تعادل آوردن نفس و پرورش استعدادهای خفته انسانی.[۲۴۲]
کی شود باریک هستی جمل جز به مقراض ریاضات و عمل؟ ۳۰۶۶/۱
انسان با ریاضت و تحمل رنجهای طاقت فرسا به روح طراوتی تازه می‌بخشد و حیاتی ابدی را نیز به جان هدیه می‌دهد:
مردن تن در ریاضت زندگی است رنج این تن‌، روح را پایندگی است ۳۳۶۵/۳
و در جای دیگر میگوید:
این ریاضتهای درویشان چراست کآن بلا بر تن بقای جان ماست
تا بقای خود نیابد سالکی چون کند تن را سقیم و هالکی ۵۰ ـ۳۳۴۹/۳
۳-۸٫ تضرّع و گریه به درگاه خدا.
در رویارویی با غم‌ها و رنج‌های برخاسته از اعمال انسانی، استغفار و تضرّع به درگاه الهی می‌تواند به کم شدن و از بین رفتن درد و رنج کمک کند‌:
پس بدان رنجت نتیجه زلتیست آفت این ضربتت از شهوتیست
گر ندانی آن گنه را ز اعتبار زود زاری کن طلب کن اغتفار
سجده کن صد بار می‌گوی ای خدا نیست این غم غیر درخورد و سزا
ای تو سبحان پاک از ظلم و ستم کی دهی بی‌جرم جان را درد و غم
من معین می‌ندانم جرم را لیک هم جرمی ‌بباید گرم را
چون بپوشیدی سبب را ز اعتبار دایماً آن جرم را پوشیده دار
که جزا اظهار جرم من بود کز سیاست دزدیم ظاهر شود ۹۴ـ۳۹۸۸/۵
مولانا برای اثبات نظر خود به تشبیه‌ها و تمثیل‌های متعدّد دست می‌زند‌: روییدن گل از آب است و گریه از جنس آب، پس با آب گریه و زاری گُل رحمت خداوند را در وجود خود برویان. طفل تا گریه نکند دایه به او شیر نمی‌دهد تو نیز با خدا همین معامله را داشته باش.
چون خدا خواهد که مان یاری کند میل ما را جانب زاری کند
ای خنک چشمی ‌که ‌آن گریان اوست ای همایون دل که‌ آن بریان اوست
آخر هر گریه آخر خنده‌ایست مرد آخر بین مبارک بنده‌ایست
هر کجا آب روان سبزه بود هر کجا اشکی روان رحمت شود ۲۰ـ۸۱۷/۱
او در داستان برگرفتن مشتی خاک از روی زمین جهت ترکیب جسم ابوالبشر، همین مفهوم را بیان کرده است. وقتی که میکائیل یکی از فرشتگان خداوند برای مأموریتی به زمین فرستاده می‌شود، هنگامی ‌که می‌خواهد به فرمان خداوند مشتی خاک از زمین بردارد، زمین با گریه و زاری از او می‌خواهد که این کار را نکند. میکائیل دست خالی برمی‌گردد و ماجرا را برای خداوند شرح می‌دهد و می‌گوید‌:
آب دیده پیش تو با قدر بود من نتانستم که آرم ناشنود

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.