نوامبر 28, 2020

بررسی مفهوم رنج از دیدگاه بودا- قسمت ۲۸

1 min read

آه و زاری پیش تو بس قدر داشت من نتانستم حقوق آن گذاشت
پیش تو بس قدر دارد چشم تر من چگونه گشتمی‌ استیزه‌گر ۹۸ـ۱۵۹۶/۵
مولانا در ادامه می‌گوید که وقتی خداوند بخواهد انسانی را از غم خسته کند، راه زاری کردن و تضرّع را بر او می‌بندد‌:
آن که خواهی کز غمش خسته کنی راه زاری بر دلش بسته کنی
تا فرود آید بلا بی دافعی چون نباشد از تضرّع شافعی
وانک خواهی کز بلااش وا خری جان او را در تضرّع آوری ۰۳ـ۱۶۰۱/۵
و ادامه می‌دهد که اگر مردمی ‌که به بلای الهی گرفتار شدند به درگاه خداوند گریه و زاری می‌کردند عذاب دفع می‌شد‌:
گفته‌ای اندر نبی که‌ آن امتان که بریشان آمد آن قهر گران
چون تضرّع می‌نکردند آن نفس تا بلا زیشان بگشتی باز پس ۰۵ـ۱۶۰۴/۵
۴-۸٫ لطف الهی
یکی دیگر از راه‌های رهایی از غم و رنج، لطف الهی است که باید شامل حال انسان شود. مولانا میگوید شناخت لطف در جامهی لطف از عموم مردم بر میآید. اما وقتی که لطف و قهر به جامهی یکدیگر درآیند شناخت آن دو کمی دشوار میشود و همین شناخت این دو، از خصوصیّات کمال آدمی است‌:[۲۴۳]
خلق را از گرگ غم لطفت شبان چون کلیم الله شبان مهربان ۳۲۸۰/۶
لطف الهی بر قهرش غلبه دارد و اصولاً خداوند تمام عالم را از روی لطف خلق کرده است. اگر لطف الهی شامل حال آدمی‌ شود درد و رنجی باقی نمی‌ماند. خود فراق از حق بزرگترین درد و رنج است‌:
از برای لطف، عالم را بساخت ذره‌ها را آفتاب او نواخت
فُرقت از قهرش اگر آبستن است بهر قدر وصل او دانستن است
تا دهد جان را فراقش گوشمال جان بداند قدر ایام وصال ۶۴ ـ۲۶۳۲/۲
یا در جای دیگر می‌فرماید‌:
سبق رحمت بر غضب هست ای فتا لطف غالب بود در وصف خدا ۱۵۹۱/۵
مولانا بر این باور است که با همه گناهانی که آدمی ‌مرتکب می‌شود باز هم لطف الهی شامل حالش می‌گردد‌:
فضل حق با این که او کژ می‌تند عاقبت زین جمله پاکش می‌کند
سبق برده رحمتش و آن غدر را داده نوری که نباشد بدر را
کوششاش را شسته حق زین اختلاط غسل داده رحمت او را زین خباط
تا که غفاری او ظاهری شود مِغفری کلیش را غافر شود ۹۸ـ۱۹۵/۵
۵-۸٫ عشق و تغییر نگاه.
تغییر دیدگاه از رنج به لذّت یکی دیگر از راه‌های رهایی از رنج و غم است. مصداق آن در دفتر چهارم داستان زاهدی است که در خشکسالی و قحطی که همه از بی آبی و گرسنگی ناله می‌کنند او می‌خندد و خوشحال است. وقتی به او می‌گویند چرا در این وضعیت خوشحال هستی جواب می‌دهد‌:
گفت در چشم شما قحطست این پیش چشمم چون بهشتست این زمین
من همی ‌بینم بهر دشت و مکان خوشه‌ها انبه رسیده تا میان
خوشه‌ها در موج از باد صبا پر بیابان سبزتر از گندنا
ز آزمون من دست بر وی می‌زنم دست و چشم خویش را چون بر کنم
یار فرعون تنید ای قوم دون زان نماید مر شما را نیل خون
یار موسیی خرد گردید زود تا نماند خون و بینید آب رود ۵۴ـ۳۲۴۹/۴
انسان اگر برای رفع آزارهای روانی خود به رنج خویش معنا دهد یعنی درد و رنج را آزمایشی الهی بداند، با چنین رویکردی رنج را ناشی از آزمایش خداوند می‌داند و دیگر آزرده خاطر نمی‌شود، بلکه‌ آن را مقدّس و مبارک قلمداد می‌کند‌:
ای خجسته رنج و بیماری و تب ای مبارک درد و بیداری شب
نک مرا در پیری از لطف و کرم حق چنین رنجوریی داد و سقم ۵۷ ـ۲۲۵۶/۲
رنج گنج آمد که رحمت‌ها در اوست مغز تازه شد چو بخراشید پوست ۲۲۶۱/۲
پیامبر اکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) میفرمایند: «به مؤمن بلا و مرضی نمیرسد مگر اینکه کفارهی گناهش باشد.»[۲۴۴]
تغییر نگاه ما به رنج، درد و گرفتاری و پذیرش آن‌ها به عنوان یک نعمت آشکار ساز شادی‌ها می‌تواند زمینهی رضایت مندی، سازگاری و معنایابی را در زندگی ما فراهم سازد‌:
غم خور و نان غم افزایان مخور زانک عاقل غم خورد کودک شکر
قند شادی میوه باغ غمست این فرح زخمست و آن غم مرهمست

این مطلب را هم بخوانید :  مقاله - مقایسه اثرات سطوح مختلف نانو‌زئولیت و زئولیت طبیعی جیره‌ای بر خصوصیات استخوان درشت ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.