ژانویه 21, 2021

بررسی مفهوم رنج از دیدگاه بودا- قسمت ۵

1 min read

شاهی کن و رو به سوی ما کن
وان نامده را به خود رها کن
بودیستوه پس از شنیدن این سخنان پاسخ داد:
عزیز من، تو جز آنچه پیش آمدنش ناگزیر خواهد بود چیز دیگری بیان نکردهای. با گذشت زمان دیر یا زود این تارهای مو قطعاً همچون رشتههای کتان سپید خواهد شد. اندام برنا و موزون دختران شاه و همچنین دیگران را میبینم که اندک اندک خمیده میشوند و زیباییشان رنگ میبازد. آن هنگامی که وزنهی سالهای رفته سنگین میشود و آنهایی که امروز سرمست از جاذبهی جوانی و مغرور از خویش چون حلقهی گلهای نیلوفر آبی لطیف و پرطراوت و مانند تندیسهای زرّین درخشان هستند فرتوت و پژمرده میشوند. آری اینچنین است که سرانجام موجودات زنده به شکل حزن آوری در میآیند ای عزیز.
و با پیگیری سخنان خود در رثای رهبانیت، با جذابیتی همچون یک بودا میگوید:
نودخت جوان خوب و رعنا
باریک میان، بلند بالا
میبینمش و روان چو پیچک
همواره سبک به پویه و تک
در دام هوس، به خیل مردان
زو شعله فزوده میل مردان
میبینمش و زمان گذشته است
بردخت جوان، جهان گذشته است
دستی به عصا سپرده دیری است
هشتاد و نود فسرده پیری است
وان پشت دوتا ز ناتوانی
چون تارک سقف شیروانی
و بدین ترتیب پس از نشان دادن رنجی که در زیبایی نهفته است، برای توضیح این نکته که چگونه زندگی یک خانه سالار تهی از شادمانی حقیقی است این سروده را برخواند:
امروز، گر آرمیدهام در
تنهایی خود میان بستر
زان روست که پیش از این فراوان
اندیشیدم به وضع انسان
چون مینگرم به عمق و احوال
میبینم کز رضایت حال
در عرصه زندگی نشان نیست
آرام دلی در این جهان نیست
آن به کاینک به زهد و پاکی
پویم ره قدس و تابناکی
لذّات جهان طناب و بند است
بندی است هر آنکه پایبند است
دانایانی که آرمیدند
این بند ز پای خود بریدند
بر لذّت عشق راه بستند
وز حسرت و از ندامه رستند!
بدین سان وی با نمایان کردن شادیها و رنجهای روزگاران هوسبار، به شیوایی یک بودا زندگی راهبانه را ارج نهاد، پس از آن دوست خود را طلبید، مسئولیت فرمانروایی را به او واگذار کرد و در میان ناله و اندوه بیپایان خویشان و همراهان و دوستان دولت افتخار را رها ساخت و برای پیش گرفتن پارسایی به هیمهونت رهسپار شد. به یُمن تفکر و قناعت به تواناییهای ماورای بشری دست یافت و سپس به جهان برهمه ارتقا پیدا کرد.[۱۲۴]
این داستان علاوه بر اینکه به بیان رنج پیری میپردازد، نشان میدهد که چگونه انسان میتواند با پشت پا زدن به زندگی دنیوی و لذّتهای مادی که بر سر راه او قرار میگیرد به درجات بالای معنوی برسد و اساساً این داستان رنج را در زندگی با امیال و آرزوهای نفسانی عجین دانسته است. کما اینکه در راستای بیان کمالات باز این داستان نیز به کمال صبر در آئین بودایی اشاره دارد و این طور نشان میدهد که آدمی با صبر و متانت در زندگی خویش میتواند به درجات بالای معنوی دست یابد و نهایتاً از این طریق به رهایی نائل آید.
۳- منشأ رنج در جاتکه
در کتاب جاتکه که سرگذشت زندگیهای پیشین بودا در ۶ مجلد از زبان پالی به انگلیسی ترجمه شده است؛ در جلد یک، بخش مقدمه صفحه ۵ چنین بیان میشود که: در این کتاب آموزههای بودایی به کار گرفته میشوند تا تناسخ را توضیح دهند. پس می توان درون مایه اولیه این کتاب را بیان و توصیف تناسخ عنوان کرد.
در ادامه بیان میگردد که جاتکهها خود به عنوان نمونهای از ادبیات بودایی جالب توجه هستند. بیش از هرچیز این جاتکهها به داستانهای ملی و فرهنگی عامیانه وابستهاند؛ یعنی اندیشهها و باورهای تمدن باستانی هند، زندگیهای اجتماعی و آداب و رسوم هند باستان را به تصویر میکشند. این داستانها پر است از خشونت، نیرنگ و نگاه گاهاً تحقیرآمیز به زنان.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.
Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.