مارس 7, 2021

تحقیق رایگان با موضوع داراي، استايلت، مري

1 min read
<![CDATA[]]>

شيارهاي طولي سطوح جانبي تقريباً در تمام پهناي اين شبکه امتداد داشته و قبل از رسيدن به ناحيه دم قطع مي شوند. دو خط موازي سطوح جانبي فقط در ناحيه شبکه کوتيکولي انتهاي بدن به خوبي مشخص و قابل رؤيت بوده و در ساير قسمتهاي بدن قابل رؤيت نمي باشد. در تعدادي از برش هاي انتهايي بدن، فاسميدها به خوبي قابل تشخيص مي باشد.
نر: يافت نشد.
لارو سن دوم:
سر همطراز با بدن و بدون فرو رفتگي،‌ شکل سر از ديد جانبي تخت و صاف و داراي سه شيار در پشت کلاهک سر مي باشد. استايلت باريک و داراي گره هاي گرد و مشخص مي باشد. حباب مياني به طول 11 تا 13 و عرض شش تا هفت ميکرومتر، فاصله منفذ دفعي ترشحي تا ابتداي سر 73 تا 84 ميکرومتر و هميزونيد بلافاصله در جلوي منفذ دفعي ترشحي واقع شده است.
سطوح جانبي داراي چهار شيار طولي و خطوط خارجي داراي دندانه هاي ظريف بوده و شيارهاي دروني فاقد اين دندانه ها مي باشد. راست روده (Rectum) متورم و دم به تدريج به طرف انتهاي بدن باريک شده و انتهاي آن گرد تا کمي نوک تيز است و شيارهاي عرضي کوتيکول به طرف انتهاي بدن درشت مي شوند.
بحث:
با استفاده از کليد جپسون (Jepson, 1987)، شرح و اندازه هاي اورتون ويليماز (Ortonwilliams, 1972) و شرح و اندازه هاي ايزن بنک و تريانتافيلو (Eisentack & Triantaphyllou , 1991) گونه افراد نمونه مورد بررسي M. javanica تشخيص داده شد.
ميزبان اصلي اين گونه چغندر قند بوده و براي اولين بار از کشور اندونزي جدا سازي و گزارش گرديده است. اين گونه به طور وسيعي در اقليم هاي گرمسيري گسترش داشته و در بعضي از کشورها به عنوان جدي ترين آفت محصولات کشاورزي مطرح مي باشد. گودي و همکاران در سال 1965 (Goodey et al, 1965) بيش از 770 گونه گياهي اعم از باغي،‌ زراعي،‌ زينتي و درختان مثمر و غير مثمر را به عنوان ميزبانان اين گونه نماتد،‌ معرفي و گزارش کرده اند (Ortonwilliams, 1972).
اين گونه از نواحي مختلف ايران و از روي محصولات مختلف گزارش گرديده است و براي اولين بار اين گونه توسط قوام الدين شريف در سال 1335 از قصر شيرين و از روي ريشه هاي گوجه فرنگي گزارش گرديده است. اين گونه از خاک اطراف ريشه پسته و مو در مناطق مختلف قم جمع آوري و شناسايي شد.
4-8- جنسCriconema Hofm?nner & Menzel, 1914
اين جنس متعلق به خانواده Criconematidae و زيرخانواده Criconematinae مي‌‌باشد. طول بدن متغير (200 تا 800 ميکرومتر) داراي 35 تا 140 حلقه گرد يا متمايل به سمت عقب بدن؛ ناحيه لبي داراي يک تا سه حلقه که ممکن است کم و بيش پيوسته با محيط بدن بوده و يا متمايز از ساير حلقه هاي بدن باشند. حاشيه حلقه ها صاف يا اندکي دانه دار و در گونه هاي داراي ناحيه لبي کم و بيش پيوسته با محيط بدن ممکن است موهاي ريز يا فلس هاي گرد نيز در حاشيه حلقه ها مشاهده شود. ناحيه لبي داراي شش لب کاذب برجسته و معمولاً فاقد برجستگي هاي چهارگانه؛ استايلت 45-150 ميکرومتر؛ شکاف تناسلي بسته و به فاصله 25-2 حلقه از انتهاي بدن؛ دم مخروطي و داراي انتهاي نوک تيز تا گرد؛ لاروهاي سن چهار داراي 8-18 رديف فلس؛ افراد نر داراي تمايز شکلي مشخص نسبت به ماده ها، سه يا چهار شياز طولي در سطح جانبي و داراي بورساي کم و بيش تحليل رفته يا فاقد آن (Wouts, 2006).
4-8-1-.گونه 1985 Criconema mutabile (Taylor, 1936) Raski & Luc,
=Criconemoides mutabilis Taylor, 1936
=Nothocriconema mutabile (Taylor, 1936) De Grisse & Loof, 1965
Nothocriconemella mutabilis (Taylor, 1936) Ebsary,1981=
Criconemoides kashmirensis Mahajan & bijral, 1973 =
Criconemoides magnoliae Edward & Misra, 1964=
Nothocriconema mukovum Khan, Chawla & Saha, 1976=
Criconemoides askii Goodey, 1963=
=Criconemoides siddiqi Khan, 1964
(جداول 4-9)
اين گونه اولين بار از خاك اطراف ريشه گياه گل جعفري آفريقايي (Tagetes erecta L.) در آمريكا جمع آوري و شرح داده شده است (Taylor,1936). در ايران، اولين بار اين گونه از خاك اطراف ريشه فونر (Feuner ianam)، چمن و نخل زينتي در تهران (Barooti, 1981)، سپس از خاك اطراف ريشه انگور در همدان (Karegar et al., 1995)، گردو و گندم در مراغه (Barooti, 1998)، سيب زميني در همدان (گيتي و همكاران، 1379)، گياهان مهم زراعي در سيستان (سراجي و همكاران، 1379)، و از خاك اطراف ريشه چمن و ترخون در تبريز (جباري و نيكنام، 1386) جداسازي و گزارش گرديد.
اين گونه با داشتن بيش از 85 حلقه صاف و متمايل به سمت عقب بدن به طول متوسط سه ميكرومتر، بدن كم وبيش كوچك، استايلت قوي به طول 70 ميكرومتر، غير آويزان بودن لبه بالايي شكاف تناسلي بر روي لبه پائيني آن، عدم وجود فرورفتگي هاي قوسي در حاشيه حلقه ها و دم كم و بيش گرد كه دو حلقه انتهايي آن منقبض شده و اندكي به سمت پشتي بدن متمايل شده است؛ مشخصات ريخت شناسي و ريخت سنجي جمعيت هاي مورد مطالعه با گزارش هاي قبلي از ايران و نيز شرح هاي ارائه شده توسط دگريسه (De Grisse, 1969a) و ووتس(Wouts, 2006) مطابقت دارد. اين گونه از خاک اطراف ريشه پسته در مناطق جنت آباد و حاج خليل جمع آوري و گزارش شد.
4-9- جنس Paratylenchus Micoletzky, 1922
اين جنس به زيرخانواده Paratylenchinae تعلق دارد. اين گروه از نماتدها، كوچك و كمتر از 5/0 ميليمتر طول دارند. نماتدهايي كرمي شكل، گاهي در ماده‌هاي بالغ ممكن است ناحيه قبل از فرج كمي متورم شود، اما تورم غير طبيعي مشاهده نمي‌گردد. ماده‌ها و لاروها معمولاً بعد از تثبيت به طرف شكم خميده شده و به شكل C باز در مي‌آيند. حلقه‌هاي بدن ظريف، مشخص، مي‌باشند. سطوح جانبي داراي دو، سه و غالباً چهار شيار طولي است. سر همطراز با بدن، گرد، مخروطي يا بصورت مخروط ناقص، صاف يا داراي شيارهاي عرضي ظريف است. شبكه كوتيكولي سر ضعيف مي‌باشد(به استثناءP. israelensis وP. sheri). استايلت كوچك تا متوسط(12 تا 40 ميكرون) بدون خميدگي و داراي گره‌هاي كروي شكل است. لوله‌ ثانويه مري استوانه‌اي شكل و حباب انتهايي گرد تا گلابي شكل مي‌باشد. جاي روزنه ترشحي از حلقه عصبي تا محل اتصال مري به روده تغيير ميکند. ماده داراي يك تخمدان كشيده و متمايل به سمت جلوي بدن مي‌باشد. فرج داراي پرده كوتيكولي يا فاقد آن است. كيسه عقبي رحم كوتاه يا وجود ندارد. لاروها داراي استايلت، اما مرحله لاروي قبل از بلوغ، در برخي گونه‌ها فاقد استايلت است. استايلت و مري در نرها تحليل رفته است. پرده بورسا وجود ندارد. اسپيكولها استوانه‌اي و كمي خميده به طول 15 تا 23 ميكرون و گوبرناكولوم كوچك به طول سه تا پنج ميكرون مي‌باشد (Raski and Luc, 1987; Siddiqi, 1986). در اين تحقيق از اين جنس يک گونه شناسايي شد.
4-9-1-گونه Paratylenchus arculatus Luc & de Guiran, 1962
= Paratylenchus nainianus Edward & Misra, 1963
جدول (4-10)
مشخصات:
ماده: نماتد‌هايي كرمي شكل هستند كه بدنشان بعد از تثبيت به شكل C باز در آمده و اغلب از نيمه دوم بدن به طرف شكم خميدگي پيدا ميکنند. كوتيكول با شيارهاي عرضي مشخص، فاصله دو شيار عرضي از هم 5/1 تا دو ميكرون است. سطوح جانبي داراي چهار شيار طولي صاف هستند. سر به شكل مخروط ناقص با شيارهاي عرضي ظريف. استايلت بلند و ظريف، محل ريزش غده پشتي مري از قاعده استايلت دو تا سه ميكرون فاصله دارد. مري از نوع Criconematid، لوله اوليه مري با حباب مياني درهم ادغام شده اند. حباب مياني داراي دريچه بزرگ و مشخص. لوله ثانويه مري نسبتاً كوتاه، حباب انتهايي گرد تا گلابي شكل، حلقه عصبي در وسط لوله ثانويه قرار دارد. هميزونيد به طول دو حلقه بدن و محل آن كمي بالاتر از روزنه ترشحي يا بلافاصله قبل از آن قرار گرفت است. فرج با كمي فرورفتگي در فاصله يک سوم انتهايي بدن قرار دارد. واژن مورب و متمايل به سمت جلوي بدن، داراي يك تخمدان كه به طرف جلوي بدن كشيده شده است. كيسه ذخيره اسپرم كوچك و گرد، پر از اسپرم و بصورت اتصالي از طرف شكمي- جانبي به تخمدان مي‌چسبد و داراي كيسه عقبي رحم است. دم به تدريج باريك شده و انتهاي آن به اشكال مختلف، تقريباً گرد تا كمي نوك تيز ميباشد همچنين داراي حلقه هاي بسيار ظريف بوده و به سختي قابل رويت هستند. فاسميدها مشاهده نشدند.
نر: مشاهده نشد.
Table 4-10 Morphometric characters of Paratylenchus arculatus population
(All measurements in micrometer )
Origin
Qom region
Characters
Female
n
2
L
275±7.07(270-280)
a
23.97±2.08(22.5-25.45)
b
4.61±1.11(3.83-5.4)
c
17.19±6.13(12.85-21.53)
c’
3.18±0.80(2.62-3.75)
V
80.34±1.02(79.62-81.07)
G
St
27.5±0.70(27-28)
H-v
22.1±8.45(21.5-22.7)
Tial
17±5.6(13-21)
بحث:
با استفاده ازكليد شناسايي گونه هاي جنسParatylenchus که راسكي (Raski, 1975) و نيکل (Nickle, 1991) ارائه داده اند، اين گونهParatylenchus arculatus تشخيص داده شد. مشخصات مرفولوژيكي، نسبت ها واندازه هاي افراد نمونه با شرح اصلي گونه و همچنين جمعيت گزارش شده از هرمزگان مطابقت داشت.
بالا خانواده Dorylaimoidea (De Man,1966)
اين بالا خانواده از راستهDorylaimoida مي باشد. طول اين نماتدها به ندرت بيشتر از 10 ميليمتر بوده و فرم بدن کشيده و باريک و اکثرأ پس از مرگ بطرف شکم خميده مي شوند. سر داراي 16 پاپيل (زوائد حسي عصايي شکل) که در دو دايره داخلي و خارجي قرار گرفته اند. آمفيدها کيسه اي يا قيفي شکل با دهانه شکافي. حفره دهاني داراي استايلت از نوع Odontolet stylet و حلقه هادي استايلت(guiding ring) مي باشد. در ادامه استايلت، دنباله استايلت (Odontophore) قرار گرفته که انتهاي آن ساده يا متورم است. مري از قسمت باريک ابتدايي و قسمت فراخ انتهايي تشکيل شده که قسمت دوم آن داراي طول متغيير و سه تا پنج غده ترشحي مي باشد (Siddigqi, 1969: Goodey, 1963).
مروري بر تاريخچه شناسايي نماتدهاي خانواده Longidoridae
تاريخچه شكل‌گيري و طبقه‌بندي كلاسيك خانواده Longidoridae
اولين بار تورن در سال 1935 زير خانواده Longidorinae را براي جنس Longidorus پيشنهاد نمود. وي بعداً جنس‌هاي Xiphinema و Longidorella را به آن اضافه كرد. ميل (Meyl, 1961)، جايراجپوري (Jairajpuri, 1964) و صديقي (Siddiqi, 1969) آن را بعنوان خانواده معتبر در نظر گرفتند. صديقي و همكاران (Siddiqi et al., 1963) جنس Paralongidorus را به اين خانواده اضافه كرده و جنس Longidorella را از آن جدا نمودند. دالماسو (Dalmasso) در سال 1969 زير خانواده Xiphinematinae را براي جنس Xiphinema در اين خانواده پيشنهاد كرد. در سال 1972 لوف و كومنس (Loof & Coomans) ضمن شرح اهميت هسته‌هاي غدد مري در اين گروه دو زير خانواده Longidorinae و Xiphinematinae را در اين خانواده پذيرفتند. در سال 1975 خان و احمد (Khan & Ahmad) اين گروه را به بالا خانواده با دو خانواده Longidoridae و Xiphinematidae ارتقا دادند. در سال 1976 مونتيرو (Montiro) جنس جديد Xiphidorus را معرفي كرد. در سال 1987 خان و همكاران (1987، Khan et al.) ضمن پذيرفتن اين بالا خانواده، خانواده Xiphidoridae را براي جنس Xiphidorus و زير خانواده Paralongidorinae را براي جنس Paralongidorus پيشنهاد كردند.
در سال 1978 رابينز و وينر (1978، Robbins & Weiner) كه قبلاً جنس Californidons را معرفي كرده بودند، يك زير خانواده]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.