تعریف یادگیری

علمی

معروف ترین تعریفی که واسه یادگیری ارائه شده ، یعنی : )) روند ایجاد تغییر تقریباً پایدار در رفتاری که حاصل تجربه س )) . گانیه۳ یادگیری رو تغییری می دونه که در توانایی آدم ایجاد می شه و واسه یه مدت باقی می مونه و نمیشه اون رو خیلی راحت به فرایندهای رشد و نمو نسبت داد ( سیف ، ۱۳۸۸ ) . گانیه بر فعالیت فرد یادگیرنده که بدست اومده به یادگیری می شه تأکید داره و میگه وظیفه مربی جفت و جور آوردن شرایط مناسب واسه افزایش احتمال کسب کارکرد خاص به وسیله یادگیرندگانه ( به نقل از بهرنگی ، ۱۳۸۰ ) . اینجور تعریفی از یادگیری ، به معلمان نقش (( عامل تغییر )) میده . به دیگر سخن مربیان و معلمان مسئولیتی بردوش می گیرن که نتیجه اون ابتکار ، همکاری ، همیاری و سنجشه . نقش مدیریتی معلم که همراه با هدف باشه ، یادگیری رو موفقیت آمیز می کنه      ( احدیان و آقا زاده ، ۱۳۷۸ ) .

۴  ۹  ۲ : اصول یادگیری

یادگیری تاکتیکا و راهبردهای زیادی رو شامل می شه ، بعضی اصول عمومی و به درد بخور یادگیری عبارتند از : ( احدیان ، آقازاده ، ۱۳۷۸ ) .

  • یادگیری یه روند طبیعیه و چیزی نیس که فقط تو یه فضای آموزشی رسمی انجام شه .
  • یادگیری هدفداره و یه درخشش نیس ، هدفی آگاهانه هست ، این انگیزه باید شناخته شه .
  • فراگیران باید فعال باشن نه پشیمون ، افراد تو یه محیط گرم و مشارکتی بهتر یاد می گیرن .
  • تکرار و تازگی مهمه ، هر چی تکرار بیشتر انجام بشه و هر چی کارکرد تازه تر باشه ، یادگیری عمیق تر می شه . یادگیری لازمه تمرین و ممارسته.
  • افراد با همدیگه متفاوت ان . چیزی که تدارک دیده می شه ، باید واسه آدمایی با تواناییا ، استعدادها و تجربه های فرق داشته باشه .
  • یادگیری باید مورد پسند و لذت بخش باشه .
  • آدمایی که یادگیری رو مهم می دونن ، بهتر از کسائی یاد می گیرن که به ارزش اون پی نبردنند .
  • یادگیری به وجود اومده توسط فهم و درک ، کمتر فراموش می شه .
  • تقویت توان و ارائه بازخورد لازمه . اگه به افراد بازخورد ارائه نشه ، در یادگیری مسئولیتی ندارن .
  • یادگیری ممکنه درست یا نادرست باشه . افراد عادات بد رو هم مثل عادات خوب یاد می گیرن .

 

 

۱۰  ۲  : نظریه های آموزشی و یادگیری

وقتی که تو یه رشته علمی ، یافته های پژوهشی زیاد شد و به کمک اونا قوانین زیادی تدوین گردید شرایط لازم واسه تولید یه نظریه علمی جفت و جوره . یه علم واسه اون که به یافته ها ، فرضیه های تأیید شده ، و قوانین علمی خود نظم دهد و از پراکندگی اونا جلوگیری کنه و هم راه پژوهشای آینده رو در بخش علمی خود مشخص کنه نیاز به نظریه داره . یه نظریه علمی رو دست کم دارای دو فایده می دونن :         ۱ ) ترکیب پیدا کردن تعداد زیادی مشاهده و ۲ ) راه گشایی واسه پژوهشای بیشتر . جنبه دوم دسته بندی یا معنی دار کردن داده ها کارکرد کشف اسمشه )) پس نظریه تلاش داره قوانین در رابطه به هم رو تو یه رشته علمی ترکیب کنه و قانون علمی کلی تری به دست دهد ( هرگنهان و السون ;   به نقل سیف ، ۱۳۸۷ ) .

نظریه های یادگیری ، یه رشته واقعیتای معتبر و قبول شده ای هستن که با اصول تجربی و منطقی وابستگی دارن و به توضیح عوامل و پدیده های یادگیری می پردازن . نظریه های یادگیری واسه مشاهده رویدادهای محیطی ، چارچوبی رو جفت و جور می کنن و به عنوان پلایی میان تحقیق و آموزش و تربیت به کار می رن . یافته های پژوهشی بدون    نظریه ها چیزی بیشتر از مجموعه پراکنده ایی از داده ها و اطلاعات نیستن . در واقع نظریه ها بازتابی از پدیده های محیطی به حساب میان و با فرضیه های جدید سر و کار پیدا می کنن که میشه به شکلی تجربی به آزمایش اونا پرداخت  ( پارسا ، ۱۳۷۸ ) .

مهمترین نظریه های یادگیری عبارتند از :

۱  ۱۰ ۲ :  نظریه های رفتارگرایی [۲]

الف ) نظریه بازتابی پاولف۲

در نظریه بازتابی پاولف ، نزدیکی یه محرک با محرک دیگه و اختصاص جواب یکی از اونا به دیگری بر اثر تکرار ، یه تغییر بوجود می آورد و موجب یادگیری         می شه . به خاطر این نظریه بازتابی رو یادگیری محرک – محرک هم نامیده ان . در این نظریه ، تقویت کننده ، محرک اصلیه که همراه محرک شرطی میاد و به دووم و ادامه رفتار اثر می بخشه . گسترش محرک وقتی نمودار می شه که وقتی موجود زنده نسبت به شخصی ، شیئی یا چیزی شرطی شد نسبت به موارد مشابه هم همون جواب رو میده . اگر در تخصیص محرک در میان محرکای مشابه ، فقط به یکی از اونا ، نه به همه ، جواب داده   می شه . پاولف در نظریه بازتابی خود به تفاوتای فردی آزمودنیا فهمید که خود یه برداشت مهم تربیتی به حساب میاد . هم اینکه در این نظریه میشه با واکنشای هیجانی مثل علاقه مندی و بی علاقگی ، یا عشق و نفرت ، نگاه مثبت و منفی یا مناسب و نامساعد نسبت به معلّم ، تحصیل علم ؛ علم و مواد درسی به وجود آورد     ( پارسا ، ۱۳۷۸ ) .

 

۳- Gogne ۱- Hergenhahn
۲- Olson

 

۱- behaviorism
۲- Pavlov