اکتبر 22, 2020

دانلود پایان نامه ارشد درمورد دانشگاه تهران، عدل و انصاف، عدل و داد

1 min read
<![CDATA[]]>

واژه فارسي دادرسي مرکب از دو کلمه “داد” و “رسي” است که نخستين آن به معناي عدل و انصاف و دومي به معني رسيدن و رسيدگي کردن است . ²
بنابراين واژه دادرسي خود رسيدگي به عدل و داد را افاده مي کند . دادرسي يعني به داد مظلوم رسيدن به دادخواهي دادخواه و محاکمه . در اصطلاح حقوقي ، دادرسي به مفهوم اعم ، رسيدگي مرجع قضاوتي به درخواست خواهان در جهت صدور رأي ، با لحاظ پاسخي مي باشد که طرف مقابل عندالاقتضاء مطرح مي نمايد . بنابراين دادرسي شامل دسته اي اعمال مي شود که در برهه زماني مشخص انجام و از درخواست شروع مي شود و تا زمان صدور رأي ادامه مي يابد .
1-فضائلي ، مصطفي – دادرسي عادلانه – نشر شهر دانش – چ دوم – تابستان – 1389 – ص 95
2-معين ، محمد – فرهنگ فارسي – انتشارات اميرکبير – چ اول – 1347 – ج 2 – ص 1479
اما کلمه محاکمه در مصدر باب مفاعله از ريشه “حکم” يعني قضاوت و فصل خصومت است به معناي خواندن يکي ديگر به نزد حاکم و قاضي و تخاصم طرفين در نزد قاضي مي آيد پس واژه محاکمه مفهوم عدالت را درخود ندارد و از اين رو امر شده است که عدم حکم کنيد . ¹
کلمه trial مصدر است که از try گرفته شده و يکي از معناي لغوي آن سنجش آزمون و بررسي است و در فرهنگ قضائي مفهوم رسيدگي را بيان مي کند از همين معني اقتباس شده است .
در لغت برخي فرهنگ ها هم اين کلمه را به معناي رسيدگي رسمي در يک دادگاه قانوني به وسيله يک قاضي و اغلب يک هيأت منصفه براي تصميم گيري راجع به اينکه آيا شخص متهم به يک جرم “مجرم است يا نه” معني کرده اند .
با ملاحظه معناي واژه هاي دادرسي ، محاکمه و trial مي توان کلمه محاکمه مشتعر به نتيجه است که عبارت از حکم کردن و فصل خصومت است .
واژه trial به مقدمات حکم اشاره دارد که سنجش و بررسي است و البته اين به منظور کشف حقيقت است و دادرسي بر رسيدگي براي دادستادن و داد دادن دلالت دارد . پس دادرسي خود به معناي رسيدگي به عدل است .
1- سوره نساء – آيه 57
بنـــد دوم : مفهوم عادلانه
عادلانه يا منصفانه معادل واژه “fair” به کار برده مي شود . که در لغت به معناي رفتار برابر و مطابق با قواعد و حقوق با هر شخص يا طرف آمده است و نيز به معناي معقول و عادله يا متناسب با شرايط است مانند آنجا که وصف معامله ، سهم ، دستمزد ، قيمت و مانند آن واقع مي شود .
در ادبيات قضائي اين واژه به معناي داشن وصف بي طرفي و درستي آزادي از تعصب و جانبداري و نفع شخصي ، عادلانه ، منصفانه ، غيرجانبه ارائه و برابري ميان طرفين منازعه به کار برده مي شود اين وصف در عبارت “دادرسي عادلانه” نيز بر همين معاني دلالت دارد .
بنـــد سوم : دادرسي عادلانه
با نظر به آنچه درباره مفهوم هريک از واژه هاي تشکيل دهنده اصطلاح “دادرسي عادلانه” و مفاهيم مرتبط با آن گذشت مي توان آن را چنين تعريف کرد :
رسيدگي و تصميم قضائي درباره ي موضوعات مدني و کيفري ميان طرفين دعوا چه در امور حکمي و چه در امور موضوعي در دادگاهي صلاحيت دار ، مستقل ، بي طرف و غير ذينفع ، با رعايت حقوق قانوني طرفين دعوا در طي مراحل مختلف دادرسي ، به بيان ديگر محاکمه عادلانه ، منصفانه و بي طرفانه است .
دادرسي عادلانه ، مجموعه اي از حقوق و تأمينات مربوط به اجراي مناسب عدالت و حقي از حقوق مسلم شهروندان جامعه است . اين حق در اسناد بين المللي و قوانين اساسي و داخلي کشورهاي بسياري مورد تأکيد و توجه قرار گرفته است .
رعايت اصول دادرسي عادلانه به هيچ وجه به معني ارفاق به کسي نيست بلکه رعايت اين اصول در رسيدگي ها موجب مي شود در برخورد با اصحاب دعوا انسانيت افراد فراموش نشده و عدالت انصاف در حق آنان رعايت شود .
برخلاف آنچه معمول است ، دادرسي عادلانه تضمين حقوق دفاعي متهم نيست ، بلکه دادرسي عادلانه در معناي دقيق خود ، به دنبال حفظ و رعايت از حقوق و آزادي هاي تمامي افرادي است که به نوعي در فرآيند دادرسي سهيم هستند حفاظت از اين حقوق نيز نه تنها در جلسه دادرسي ضروري است ، بلکه امري عام است که همه مباحث مربوط به تشکيلات دادگستري ، جلسه دادرسي ، صدور حکم ، تضمينات بعد از حکم و اجراي حکم را شامل مي شود .
گفتـــار دوم : رابطه عدالت و انصاف با دادرسي عــادلانه
رابطه عدالت و انصاف با دادرسي عادلانه و منصفانه که يکي از ويژگي هاي يک دادرسي مي باشد با توجه به موضوع اين پژوهش در اين گفتار که از دو بند تشکيل شده است بررسي مي شود .
بند اول : عـــدالت
عدالت در لغت به معناي دادگري کردن و اسقامت است و همچنين در معني دادگر بودن ، انصاف داشتن و دادگري نيز آمده است . ¹
و در جاي ديگر چنين تعريف کرده اند ؛ ترک جرائم بزرگ و اصرار نورزيدن بر جرائم کوچک و رعايت مروت است درعلم حقوق هماهنگي انسان با نظام جهان را عدالت گويند .
اما ارائه تعريفي واحد از عدالت امکان پذير نمي باشد چرا که عدالت با توجه به نوع استعمال آن در موارد مختلف داراي معاني متعددي است به طوري که برخي نويسندگان عدالت را مفهومي دانسته اند که بشر از آغاز تمدن خود مي شناخته و براي استقرار آن کوشيده است . ²
بيشتر تعريف هايي که تاکنون از عدالت شده با اندکي تفاوت ، همان است که ارسطو حکيم يوناني گفته و حقوق دانان رومي ، مانند اولپين (ulpien) و سيسرون تکرار کرده اند . عدالت مفهومي است که بشر از آغاز تمدن خود مي شناخته و براي استقرار آن کوشيده است .
1-عميد ، حسن – فرهنگ فارسي – انتشارات دانشگاه تهران – چ 22 – 1381 – ص 719
2- کاتوزيان ، ناصر – گامي به سوي عدالت – نشر دانشگاه تهران – چ 1381- ص 84
مشاهده طبيعت و تاريخ رويدادها و انديشه در خلقت از ديرباز انسان را متوجه ساخت که جهان بيهوده آفريده نشده است ¹هدفي را دنبال مي کند و نظمي بر آن حکم فرماست . افلاطون در کتاب “جمهور” به تفصيل از عدالت سخن مي گويد . به نظر او عدالت آرماني است که تنها تربيت يافتگان دامان فلسفه به آن دسترسي دارند و به ياري تجربه و حس نمي توان به آن رسيد .
عدالت مفهومي است اخلاقي ، آموزش هاي مذهبي و وضع اقتصادي و سياسي در هر قومي اخلاقي به وجود مي آورد که برحسب آن درباره داد و ستم ، داوري مي کنند . به طور خلاصه انسان طالب اجراي عدالت است .
بدين ترتيب ، آرمان عدالت و مصداق هاي آن ثابت نيست و به جاي عدالت معقول و جاودانه ، بالاتر از “عدالت زمانه” سخن گفت .
حقوق دانان معتقدند که هدف از وضع قانون ، تأمين آسايش و برقراري نظم عمومي و اجراي عدالت است . به همين دليل اعتقاد رساخ دارند که قوانين با بگونه اي وضع شوند که در عين حفظ نظم و آرامش ، عادلانه بوده و ملت را به سوي تمدني عالي تر و اقتصادي پويا و مستحکم رهنمون کند.
بنـــد دوم : انصاف و رابطه ي آن با دادرسي منصفانه
مفوهم انصاف متأثر از انديشه هاي يوناني راجع به برتري روح بر سقط و اهميت اراده يا قصد نسبت به هدف الفاظ و نيز اعتقاد به امر منصفانه يا وجداني بوده است . مفهوم انصاف به عنوان معياري در کنان قانون که آن را تعديل يا تکميل مي کند مي کند از زمان ارسطو شناخته شده بود . ارسطو در کتاب اخلاق خود که عمدتاً پيرامون عدالت است به بررسي انصاف به مثابه مفهومي متمايز از عدالت مي پردازد وي انصاف را عدالتي برتر مي داند که وسيله تصحيح و تعديل عدالت قانوني مي شود و برآن حکومت دارد .
1- کاتوزيان ، ناصر – فصلنامه نقد و نظر – ش 10 – ص 1
مفهوم انصاف در جنس ، از عدالت متمايز نيست ، امر منصفانه در حقيقت عادلانه است اما نه براساس قانون بلکه انصاف اصلاح عدالت حقوقي است . مفهوم انصاف به موجب اصل هفتاد و نهم متمم قانون اساسي “در موارد تقصيرات سياسيه و مطبوعات هيئت منصفين در محاکم حاضر خواهند بود ” بيان شده است . انصاف يعني عدالت طبيعي يعني راه حلي که از نظر وجداني رضايت بخش است . قضاوت برمبناي انصاف ممکن است در عين حال عادلانه هم باشد و اين در جائي است که حکم قانونگذار راضي کننده وجدان باشد ولي هرجا حکم قانون رضايت بخش نباشد انصاف از آن فاصله مي گيرد .
در بيان مفاهيم عدالت و انصاف ملاحظه شد اين دو امروزه در نظام حقوقي مفاهيمي متمايز از يکديگر شناخته مي شوند به گونه اي که گذشت عدالت از زمان ارسطو تاکنون به دو نوع “توزيعي” و “اصلاحي”¹ تقسيم شده و به اين ترتيب در فرآيندهاي قانون گذاري و قضاوت به منزله يک ارزش ملاک عمل بوده است .
عدالت توزيعي يعني اينکه قانون ، حقوق و تکاليف را به طور منصفانه توزيع کند و اين همان عدالت ماهوي است . بنابراين قانون نماد عيني عالت حقيقي يا ماهوي است و عدالت ميزان قانون است.
يکي از مصاديق انصاف در رسيدگي هاي عادلانه از جانب محاکم ، اعطاء نوبت رسيدگي به طور منظم و مرتب مطابق با ظرفيت کار روزانه مرجع قضايي مي باشد . به عبارت ديگر دعاوني مراجعين به ترتيب وصول و براساس اولين نوبتي که دفتر اوقات در دادگاه ، امکان پذيرش دارد وقت رسيدگي تعيين مي شود . دليل صحت اين امر نيز تکليف قانونگذار در رسيدگي به مواردي بدون تعيين وقت رسيدگي مي باشد مانند قرار تأمين خواسته .²
1- کاتوزيان ،ناصر – مقدمه علم حقوق – انتشارات 40 انتشار – چ 34- 1382-صص 67و 66
2- ماده 115 قانون آئين دادرسي مدني :
“درصورتي که درخواست تأمين شده باشد مديردفتر مکلف است پرونده را فوري به نظر دادگاه برساند ، دادگاه بدون اخطار به طرف ، به دلايل درخواست کننده رسيدگي نموده ، قرار تأمين صادر يا آن را رد مي نمايد.”
گفتــار سوم : نقش دادرسي در تعديل مواعد
نظام قضائي براي اطمينان از اينکه متهم زمان کافي براي تهيه دفاع داشته باشد بايد شرايطي را در نظر بگيرد که متمم بتواند در يک زمان معقول ، دفاعيات خود را مهيا کند . زيرا مهيا کردن دفاع گاه مستلزم زمان زيادي است که در صورت عدم بهره مندي متهم از آن عدالت در دادرسي رعايت نشده است .
مثلاً در تبصره ماده 177 قانون آئين دادرسي کيفري¹ حداقل مهلت سه روزه اي را از زمان ابلاغ تا زمان دادرسي و حضور متهم در دادگاه در نظرگرفته است سه روز مبين حداقل زمان است و قاضي مي تواند با توجه به نوع جرم و شرايط و اوضاع و احوال ، زمان بيشتري را در نظر بگيرد .
يکي از لازم کار دادرسي ، وقت و حرف زمان است ، اين زمان نبايد مدت بسيار زيادي به طول انجامد . براي رسيدگي به هر پرونده اي ، با توجه به وضعيت و شرايط پرونده ، فرصت زماني معقول و منطقي لازم است که به طور معمول اين مقدار زمان در مرحله بدوي صرف رسيدگي به پرونده مي شود.
اين صرف زمان با انتظارات اصحاب دعوي و شرايط و امکانات جامعه کاملاً تناسب دارد ولي اگر رسيدگي بيش از اين مدت به طول انجامد ، موجب تحميل هزينه اضافي به جامعه و نارضايتي اصحاب دعوا خواهد شد . اين وضعيت با اهداف آئين دادرسي مدني سازگاري ندارد و جامعه را از دستيابي به نظم و امنيت بازمي دارد .
حال اگر پس از رسيدگي و صدور حکم در]]>

این مطلب را هم بخوانید :  منبع پایان نامه ارشد درموردمدل سازی، مدلسازی، دینامیکی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.