ژانویه 16, 2021

دانلود پایان نامه ارشد درمورد مرور زمان، بهره بردار، حقوق اشخاص

1 min read
<![CDATA[]]>

الف – به لحاظ ماهيت حقوقي ؛ اصولاً مرور زمان در مفهوم خاص به تنهايي مملک يا مسقط حق و تعهدات و نياز به تأثيرعامل ديگري ندارد ، درحاليکه گذر زمان به تنهايي چنين خاصيتي را ندارد فقط مهلتي است براي اجراي حق
ب – به لحاظ کاشف يا ناقل بودن حق ؛ پديده مرور زمان حاکي از انتقال کامل يک حق و يا انتقال ناقص و تبديل آن به تعهد طبيعي است درحالي که گذشت زمان در ظرف زماني کاشف از بقاي حق سابق است و به هيچ وجه ناقل حق محسوب نمي گردد .
ج – به لحاظ اصل يا استثنائي بودن قاعده ؛ پديده مرور زمان يک استثناء براصل استصحاب بقاي حال سابق است درحالي که گذشت زمان موافق اصل بقاي حق سابق است .
د – به لحاظ نوع حق ، پديده مرور زمان در حقوق غيرمالي را ندارد در حالي که گذر زمان در حقوق مالي و غيرمالي به طور يکسان عنوان گرديده است .
به تعبير يکي از نويسندگان وظيفه حکومت در احقاق حقوق اشخاص همانند تأمين امنيت آنان اندازه اي دارد .
عدم استماع دعوي (مشمول مرور زمان شده)خواهان تنها جريمه کاملي و تنبلي و نتيجه اقدام و عمل اوست.
بنابراين حفظ نظم عمومي چنين اقتضا دارد تا بي توجهي افراد را به حقوقي که در درازمدت از آن حق غفلت نموده اند.
به استناد و محمل قانوني مشخص که با اصول منطقي و عقلي نيز سازگاري کامل دارد موجب زوال ضمانت اجراي حق و حتي تعلق آن به شخص يا اشخاصي بدانيم که در دراز مدت از آن حق بهره برداري نموده و موجبات بقاي آن را فراهم ساخته اند دو محمل مزبور عبارتند از :
کاهش ارزش ادله مثبته حق وقتي شخص عاقل و صاحب اختيار کامل از امتيازي که به او تعلق دارد مدت هاي طولاني استفاده نکند به ويژه که حق مورد بهره برداري ديگران نيز قرار گرفته باشد در درجه اول ترديد باقي نمي ماند که ذي حق به زيان خويش عمل نموده وحقي را علاوه بر اين که معطل گذارده ، ديگران را نيز به موقع از استفاده از حق منع نموده است و در درجه دوم دلائلي که آن حق متکي به آنهاست نيز کمرنگ شده و کارايي لازمه را نخواهد داشت.
استفاده نکردن از حق اگر مدتي ادامه پيدا کند، کمترين امتياز آن يعني رجوع به دادگاه و اجبار مديون را از بين مي برد .حق بدون ضمانت اجرا مي ماند و مديون در ايفاي آن آزاد است اين مدت را که معمولا ده سال است در اصطلاح حقوق ما “مرور زمان”مي نامند .
بايد دانست که مرور زمان اصل حق را زايل نمي کند، امتياز مطالبه آن را از بين مي برد ، چنانکه در اثر ايراد مدعي عليه (مديون)دعوي مطالبه حق رد مي شود، ولي اگر مديون آن را بپردازد دين خود را ادا کرده است و نمي توان پولي را که داده است پس بگيرد.حقي را که امتياز مطالبه آن از بين رفته “حق طبيعي”مي نامند.مرور زمان شامل همه حق ها نمي شود.¹
از مجموع مواد قانون آيين دادرسي مدني به خوبي بر مي آيد که در حقوق خانوادگي و مالي مرو زمان اثر ندارد. بايد افزود که چون به نظر مشهور در فقه، رور زمان دعوي را ساقط نمي کند، پاره اي از دادگاهه نيز ايراد مرور زمان را نمي پذيرند.
بند دوم؛ تمايز موعد با مهلت عادله
در اين بند سعي بر آن شده تا با تعريفي از مهلت به بيان ويژگي ها و تفاوت هاي آن با مواعد پرداخته شود و به انواع مهلت در دادرسي ها نيز اشاره شده است.
الف – تعريف مهلت Mohlat
زمان دادن 2- آهستگي 3- فرصت و درنگ¹
ب – تفاوت موعد با علت عادله
موعد در قانون آيين دادرسي مدني به طور کلي به دو نوع تقسيم مي شود ولي از لحاظ مفهوم هم مهلت و هم موعد يک معنا دارند و تفاوت خاصي ندارند.
ج – انواع مهلت ها در قانون آئين دادرسي مدني
در اين جا به انواع مهلت ها در قانون آيين دادرسي مدني شرح مي پردازيم؛
مواردي که اصلا نيازي به تعيين مهلت نيست و بايد فورا رسيدگي شود به ترتيب زير است.
1- ثبت فوري دادخواست به وسيله مدير دفتر دادگاه پس از وصول دادخواست
1-2-مدير دفتر دادگاه بايد پس از تکميل پرونده آن رافورا در اختيار دادگاه قرار دهد.
1-3-هر گاه طرفين دعوي محلي را که براي ابلاغ اوراق قضايي انتخاب کرده تغيير دهند بايد فوري محل جديد را به دفتر دادگاه اطلاع دهند.
1-4-زماني که در خواست تامين شده مدير دفتر مکلف است پرونده را فورا به نظر دادگاه برساند و دادگاه بدون اخطار به طرف به دلايل در خواست کننده رسيدگي مي کنند.
1-5-قرار تامين بايد فوري به خوانده ابلاغ و پس از آن اجرا شود.
1-6-اگر مورد تامين محصولات باشند که در معرض تضييع هستند فورا بايد ارزيابي و بدون رعايت تشريفات با تصميم و نظرات دادگاه فروخته شود.
1-7-مدير دفتر دادگاه موظف است فوري پس از امضاي راي رونوشت آن را به تعداد اصحاب دعوي تهيه و به آنان جهت ابلاغ به مامور ابلاغ تسليم نمايد.
1-8-در صورتي که در ملک مورد تصرف عدواني زراعت شده باشد اگر موقع برداشت محصول رسيده باشد متصرف عدواني بايد فورا محصول را برداشته و اجرت المثل را تاديه نمايد.
2- مهــــلت هاي دو روزه ؛
2-1-اعلام نقايص دادخواست بدوي توسط مدير دفتر دادگاه ظرف دو روز به خواهان ابلاغ مي شود.
2-2-صدور قرار رد داد خواست توسط مدير دفتر به علت معلوم نبودن خواهان يا محل اقامت او در ظرف دو روز از رسيد دادخواست صورت مي پذيرد.
2-3-تسليم اوراق قضائي توسط مأمور ابلاغ دادگاه ظرف دو روز به خوانده ابلاغ مي شود .
2-4- عودت اوراق قضائي توسط مأمور ابلاغ به علت معلوم نبودن نشاني خوانده ظرف مدت 2 روز انجام مي شود .
2-5- رسيدگي به درخواست تبديل تأمين دادگاه صادرکننده ظرف مدت 2 روز انجام شود .
2-6- ارسال پرونده به مرجع تجديدنظر توسط مديردفتر دادگاه بدون ظرف 2 روز پس از تقديم دادخواست انجام مي گيرد .
2-7- اعلام نقايص دادخواست تجديدنظرخواهي توسط مديردفتردادگاه از تاريخ وصول درخواست به مدت 2 روز مي باشد .
2-8- ارسال دادخواست تجديدنظر و ضمائم آن به طرف دعوا از تاريخ وصول دادخواست ظرف 2 روز خواهد بود .
2-9- اعلام نقايص دادخواست فرجامي به دادخواست دهنده توسط مديردفتر از تاريخ رسيد دادخواست ظرف مدت 2 روز خواهد بود .
2-10- ارسال پرونده به دادگاه از تاريخ وصول دادخواست اعسار ظرف مدت 2 روز خواهد بود .
3- مهـــلت هاي سه روزه و پنج روزه :
1-3- دادخواست جلب ثالث(هريک از اصحاب دعوا که جلب ثالث را لازم بداند بايد ظرف 3 روز پس از جلسه دادخواست را تقديم کند)
2-3-پاک نويس و امضاي راي دادگاه (ظرف 5 روز از تاريخ صدور توسط دادرس)
3-3-فاصله زماني بين ابلاغ وقت به اصحاب دعوي و روز جلسه دادرسي کمتر از 5 روز نباشد.¹
به موجب حکم شماره 1946-12/11/28 شعبه 6 ديوان عالي کشور . اگر در دادگاه قبل از وقتي که براي رسيدگي تعيين کرده بود مبادرت به صدور حکم نمايد حکم صادره نقض خواهد شد.
4- مهـــلت هاي يک هفته اي
1-4-احضاريه گواه يا گواهان بايد حداقل يک هفته قبل از تشکيل دادگاه به آنان ابلاغ شود.
2-4-هرگاه ظرف مدت يک هفته از تاريخ ابلاغ دستمزد کارشناس ايداع نشود کارشناسي از عداد دلايل خارج مي شود.
3-4-در صورت اعتراض طرفين به نظر کارشناس ظرف يک هفته از تاريخ ابلاغ به دفتر دادگاه مراجعه و اعتراض خود را ارائه مي دهند.
4-4-انشا و اعلام راي حداکثر ظرف مدت يک هفته پس از اعلام ختم دادرسي
5-مهــــلت هاي ده روزه
1-5-رفع نقص دادخواست مرحله بدون ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ
2-5-اعتراض به قرار عدم تاديه انتشار آگهي ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ
3-5-اعتراض به قرار رد دادخواست صادره از دفتر دادگاه ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ
4-5-اعاده اوراق قضايي (براي ابلاغ در محل کار به کارمند دولت توسط کارگزيني يا رئيس که ظرف مدت ده روز بايد اوراق را اعاده کند. )
5-5-تقديم دادخواست نسبت به اصل خواسته تا ده روز از تاريخ صدور قرار تامين
6-5-اعتراض نسبت به صدور قرار تامين ظرف ده روز از ابلاغ
7-5-ارائه دفاعيات بابت خسارتي که از قرار تامين به خوانده وارد شده ظرف ده روز از تاريخ مفاد تقاضا
8-5-سرايدار،خادم،کارگرو هر امين ديگري ظرف ده روز از تاريخ اظهارنامه مبني بر مطالبه مال اماني بايد از آن رفع تصرف نمايد.
9-5-تسليم اصل سند موضوع ادعاي جعل ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ ادعاي جعليت و دلايل آن.
10-5-اعتراض به قرار رد درخواست تجديد نظرخواه ظرف ده روز از تاريخ الصاق به ديوار دادگاه.
11-5-رفع نقص دادخواست تجديدنظر ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ اخطاريه
12-5-مبادله لوايح در مرحله تجديد نظرخواهي ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ اخطاريه دادخواست و ضمايم آن
13-5-رفع نقص دادخواست در مرحله تجديد نظر ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ اخطاريه
14-5-رفع نقص از دادخواستي که برابر مواد 381¹ و 382² نبوده و يا هزينه دادرسي پرداخت نگرديده باشد ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ اخطاريه
15-5-رفع نقص از دادخواست فرجامي ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ اخطاريه
طبق راي شماره 1977 م 30/11/1327 شعبه سوم ديوان عالي کشور:
“در اخطاري که براي رفع نقص دادخواست فرجامي به فرجام خواه مي شود بايستي هدف قانوني ذکر شود.بنابراين رد دادخواست فرجامي از جهت عدم رفع نقص(بدون ذکر مهلت) صحيح نخواهد بود”
16-5-معرفي يا تعيين داور ظرف ده روز از تاريخ اظهار نامه
17-5-اعلام نظر در مورد داور ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ اظهار نامه توسط هر يک از طرفين
18-5-رد داور در صورت غيبت هر يک از طرفين تا تاريخ ابلاغ
به گفته دکتر شمس”در تمام مواردي که علت رد بعدا حادث مي شود،ابتداي مهلت اعتراض از تاريخ اطلاع معترض از اوضاع و احوالي است که داور را ممنوع از رسيدگي مي نمايد.”¹
و همينطور مي فرمايند:”اگر طرف هاي دعوا در جلسه حاضر باشند،لازم نيست که بي درنگ پس از اعلام داور را رد کنند،بلکه تا ده روز پس از اعلام فرصت دارند.”²
” کان النبي اذا حضر عنده خصمان فتواعد الموعد فوافي احدهها و لم يف الآخر، قضي للذي و في علي الذي ام يف ، اي مع البينه “³
بدين معني که روش پيامبر چنين بوده که هرگاه دونفر متخاصم به محضر معظم له مي آمدند ، آن حضرت براي آن ها تعين وقت مي نمودند و چنانچه در وقت معين يکي از آن ها آمده و طرف ديگر نمي آمد ، بر ضرر آن که نمي آمده و به نفع کسي که آمده بود و بينه نيز داشت حکم مي فرمودند .
نکته اي که به ذهن مي رسد اين است که اگ]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.