ژانویه 21, 2021

دانلود پایان نامه واژه‌نامه نجومی و تنجیمی بندهشن‌

1 min read
<![CDATA[]]>

پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه کارشناسی ارشد :واژه‌نامه نجومی و تنجیمی بندهشن‌


تکه ای از متن پایان نامه :


روشنی در چشم خرفستران چونان کهتران می باشد که جامۀ دیبا پوشند» (بهار،1378: 59). (برای توضیحات بیشتر رک. tamīg و pāyag)  


ریشه شناسی: این واژه وام گرفته از صورت اوستایی apāxtara-؛ apāxəδra- «شمالی» می باشد. بارتولومه (1904: 80) ساخت این واژه را در معنای «شمال»، از ترکیب (apa + axtara-) اشتباه محسوب می‌کند و آن را صفت برتر apā̊nk- «پس، پشت، وارون، برگشته» می‌داند؛ او واژه apāxtar- در معنای «سیاره» را مرکب از (upa + axtar-)، به معنی «آن چیز که نزدیک اختر می باشد»، می‌داند: اوستایی:  apāxtara-؛ apāxəδra- «شمالی» (نیبرگ، 1974: 25؛ بارتولومه، 1904: 79)؛ فارسی میانه: abāxtar (بهار، 1345: 11؛ مکنزی، 1373: 29؛ نیبرگ، 1974: 25)؛ فارسی میانه ترفانی: abāxtar «سیاره»؛ پهلوی اشکانی ترفانی: abāxtar «شمال» (بویس، 1977: 4؛ دورکین-مایسترارنست، 2004: 8)؛ پازند: awāxtar : «شمال» (نیبرگ، 1974: 25)؛ فارسی نو: باختر: «غرب»؛ «شمال»؛ «شرق» (دهخدا)؛ باختر در فارسی نو به معنی «سیاره» بکار نرفته می باشد؛ معادل انگلیسی: north, planet ؛ معادل عربی: متحیرة، سیارة؛ شَمال.


ترکیبات:


kust ī abāxtar = kustag ī abāxtar «ناحیت شمال، ناحیه شمال»


abāxtar rōn «سوی شمال، جانب شمال، سمت شمال»


az abāxtar nēmag «از میان ناحیه شمال، از وسط شمال، از منتصف شمال»


abāxtar spāhbed «سپاهبدِ شمال»؛


abāxtarān [ˀp̄ˀhtlˀn’] «سیارگان»


haftān abāxtarān [7ˀn ˀp̄ˀhtlˀn’] «سیارات هفت‌گانه، سیارات سبعه، کواکب سبعه»


haft abāxtarān [7 ˀp̄ˀhtlˀn’] «سیارات هفت‌گانه، سیارات سبعه، کواکب سبعه»


druzān abāxtarān «سیارات دیونهاد، سیارات بدنهاد»


murnǰēnīdārān abāxtarān «سیارات مرگ‌آور»


haft abāxtarān spāhbedān «سپاهبدانِ سیاراتِ سبعه، سپاهبدان اباختری»


سیاره دیگر، آن سیاره از زمین عقب می‌افتد؛ در نتیجه، از دید یک ناظر زمینی چنین به نظر می‌رسد که آن سیاره در حال عقب نشینی می باشد. به این پسرفت، در نجوم سنتی، «بازگشت» یا «رجوع» (بیرونی، 1352: 475) و در انگلیسی retrograde motion «جنبش پسرفت» می‌گویند (مور، 2002: 342؛ حیدری ملایری، 2007). ساخت معناشناختی واژه retrograde بطور کامل با واژه abāz-rawišn مطابقت دارد؛ چراکه از دو جزء retro- پیشوند فعلی به معنی «پس» (مطابق abāz) بعلاوه فعل grade به معنی «گام برداشتن» (مطابق rawišn «جنبش، حرکت») تشکیل شده می باشد. (برای توضیحات بیشتر و ترکیبات آن رک. rawišn)


ریشه شناسی: اسم مرکب abāz-rawišn «بازگردنده» (بهار، 1345: 11) از دو جزء تشکیل شده می باشد: حرف اضافه abāz (که در زیر مورد مطالعه ریشه شناسانه قرار می‌گیرد) + اسم rawišn (رک. rawišn). اگرچه فعل مرکب abāz raftan به معنی «پیش رفتن، جلو رفتن» نیز هست اما abāz-rawišn معنای عکس آن را دارد. در جمله مربوطه در بندهشن (5الف: 10)، نویسنده در حال برشمردن تفاوتهای حرکت ثوابت با سیارات می باشد و سخن او این می باشد که حرکت ثوابت یکنواخت و ثابت می باشد اما سیارات گاهی بی حرکت، گاهی تند، گاهی کند، و گاهی از پس می‌روند. پس، مقصود او صرفاً اقدام طلوع و غروب و چرخش ظاهری بدور زمین نیست، چراکه این اقدام در ثوابت

واژه‌نامه نجومی و تنجیمی بندهشن‌



برای دیدن تکه های بیشتری از این پایان نامه و دانلود فایل پایان نامه با فرمت ورد ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک پایین صفحه مراجعه نمایید:

 دانلود از لینک پایین صفحه



]]>

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.