رفتار مشکل‎آفرین: تفاوت‎های تحولی و جنسی

علمی

بانگرز۵، کوت۶، ان۷و ورهولست۸(۲۰۰۳) در تحقیقی با عنوان تغییر هنجاری رفتار مشکل‎‎آفرین کودک و نوجوون، در مورد رفتار خشن، رفتار بزهکارانه و مشکلات توجه اعلام می‎دارن:

مشکلات

نشانگان رفتار خشن (مشکل برونی‎سازی‎‎شده) شامل رفتارهایی چون دعوا کردن، مسخره کردن، لاف زدن و حمله کردنه که نشون دهنده خشونت و تضادورزیه. نوع رفتار خشن‎ای که دختران و پسران نشون میدن، طیّ تغییر تغییر شکل و سطح خشونت جسمی کاهش می‎یابد. قسمت بزرگ تحقیقات نشون داده‎ان که پسران بیشتر از دختران خشونت جسمی و کلامی نشون میدن (کیرنز۹ و کیرنز۱۰، ۱۹۸۴).

نشانگان رفتار بزهکارانه (مشکل برونی‎سازی‎شده) شامل رفتارهایی چون دزدیدن، آتیش‎افرزی، دروغگویی و تقلّبه. تحقیقات گذشته (ناگین۱۱و ترمبلی۱۲، ۱۹۹۹؛ موفیت۱۳و کاسپی۱۴، ۲۰۰۱) نشون میدن که بیشتر پسران (۶۰ـ۷۰ درصد) و۹۰ درصد دختران، طیّ کودکی و نوجوونی هیچ عمل بزهکارانه یا ضد اجتماعی‎ای مرتکب نمی‎شن. مطرح شده که گروه کوچیکی از پسران (۱۰ درصد) و دختران (۱ درصد) در سرتاسر کودکی و نوجوونی، رفتارای بزهکارانه و ضد اجتماعی رو به‎طور دائمی نشون میدن. گروه بزرگ‎تری از پسران (۲۶ درصد) و دختران (۱۸ درصد) رفتارای ضد اجتماعی یا بزهکارانه رو فقط طیّ نوجوونی مرتکب می‎شن. اونا در گروه نوجوانان ضد اجتماع قرار دارن که خلافکاری‎شون محدود به دوره نوجوونی۱۵ است. راه تحولی هنجاری به این شکله که رفتار بزهکارانه در نوجوونی افزایش می‎یابد و پسران بیشتر از دختران در سرتاسر دوره کودکی و نوجوونی رفتار بزهکارانه رو نشون میدن.
دروغگویی

فرض بر اینه که مشکلات توجه وقتی ظاهر می‎شن که کودکان تحصیل رو شروع می‎کنن؛ به خاطر این که با تکالیف پیچیده و ساخت‎یافته مواجه می‎شن. مطالعه‎ای در نمونه جمعیت عمومی استرالیایی، کمترین فرق‎های سنی در تعداد نشونه‎های مشکل مشکل توجه بیش‎فعالی[۲] رو در دامنه سنی ۵ تا ۱۱ سال نشون داد (گومز۲، هاروی۳، کوییک۴، شارر۵و هریس۶، ۱۹۹۹). یافته های مطالعه‎ای دیگه در نمونه بالینی پسران مبیّن اون بود که بیش‎فعالی ـ تکانشگری۷ با افزایش سن، به خصوص در اواخرکودکی و اوایل نوجوونی، کاهش می‎یابد؛ اگر نبود توجه طی گذشت زمان ثابت می‎موند (هارت۸ و بقیه، ۱۹۹۵). تحقیقات دیگه (کانت‎ول۹، ۱۹۹۶؛ گومز، ۱۹۹۹) نشون دادن که پسران نشونه‎های بیشتری از نبود توجه و رفتارای بیش‎فعالی رو در مقایسه با دختران نشون میدن. این یافته‎ها این راهِ تحوّلیِ هنجاری رو مطرح می‎سازند که در اول با حضور کودک در مدرسه، مشکلات توجه افزایش می‎یابد و بعد با گذشت زمان، زیادی این مشکلات کاهش می‎یابد و سطح اونا در پسران در مقایسه با دختران بالاتره. (صص.۱۸۰ـ۱۸۱)

بانگرز و بقیه (۲۰۰۳) به خاطر بررسی تغییر هنجاری براساس گزارش والدین از مشکلات در نمونه‎ای تشکیل شده از ۲۰۷۶ کودک عادی ۴ تا ۱۸ ساله آلمانی به این نتیجه رسیدن که پسران مشکلات برونیسازی‎شده بیشتری رو در مقایسه با دختران دارن، این مشکلات در هر دو جنس با افزایش سن کاهش می‎یابد، راه تحولی هنجاری واسه رفتار خشن با افزایش سن هم واسه پسران و هم دختران کاهش می‎یابد، در کودکی پسران در مقایسه با دختران سطوح بالاتری از رفتار خشن رو نشون میدن اما این رفتارها در پسران در مقایسه با دختران با سرعت بیشتری کاهش می‎یابد و در ۱۸ سالگی تقریباً هیچ فرق جنسی‎ای یافت نمی‎شه. براساس یافته های این تحقیق، پسران در مقایسه با دختران رفتار نقض قانون بیشتری نشون میدن. مشکلات توجه تا ۱۱ سالگی هم در دختران و هم در پسران افزایش می‎یابد و پس از اون، کاهش نشون می‎‎دهد و پسران مشکلات توجه بیشتری از دختران دارن.

موفیت (۱۹۹۳) بر مبنای شروع و حفظ رفتار مشکل‎آفرین، یه بحث‎بندی دو شاخه‎ای از گناه کاری دوره نوجوونی رو مطرح ساخت: نوجوانان ضد اجتماع که خلافکاری‎شون محدود به دوره نوجوانیه و اونایی که خلافکاری‎شون در طول زندگی موندگاری[۳] داره. دسته اول بدون گذشته‎ای از رفتار ضد اجتماعی در دوره کودکی هستن. رفتار ضد اجتماعی معمولا تا ۱۲ـ۱۳ سالگی شروع نمی‎شه و معمولاً تا ۱۸ـ۱۹ سالگی متوقف می‎شه. این گروه با رفتار ضد اجتماعی، تحت موقعیت‎های خاص و بیشتر در حضور همسالان، در جایی که هیچ نظارتی از طرف بزرگسال وجود نداره، آزمایش می‎‎کنن اما معمولاً این رفتار رو به نفع سبک زندگی جامعه‎پسندانه جایزه‎دهنده ترک می‎کنن. گروه دوم، رفتار مشکل‎‎آفرین رو زود شروع می‎کنن. اونا به سمت تظاهرات جور واجور‎تر و حتی جدی‎تر رفتار ضد اجتماعی و بیان اینجور رفتارهایی در موقعیت‎های چندگانه حرکت می‎کنن و در اونا عمل خلاف شدید شدن می‎شه و بیشتر به تبهکاری بزرگسال منجر می‎شه.

استنگر۲، آخن‎باخ و ورهولست (۱۹۹۷) در نمونه‎ای طولی از ۱۱۳۹ کودک ۴ تا ۱۸ ساله در آمریکا مسیرهای تحولی هنجاری رفتار بزهکارانه و خشن رو مطالعه کردن. اونا گزارش کردن که نمره‎های هـر دو زیرمقیـاس از ۴ تا ۱۰ سالگی کاهـش می‎یابـد. پس از حدود ۱۰ سالگـی، کـاهش نمـره‎های رفتــار خشن ادامه می‎یابد اما نمره رفتار بزهکارانه تا ۱۷ سالگی افزایش نشون می‎دهد و در هر دو زیرمقیاس، نمره‎های پسران از دختران بالاتره.

کیلی۳ ، بیتس۴، داج و پتیت (۲۰۰۰) مسیرهای تحولی مشکلات درونـی‎سازی‎شده و بـرونی‎سازی‎‎‎شده رو که به وسیله مادران و معلمان گزارش شدن، در ۴۰۰ کودک ۵ تا ۱۲ ساله آمریکایی مورد مطالعه قرار دادن. این محققان در رفتار داخلی‎سازی‎شده‎ای که مادران و معلمان گزارش کردن، اثر جنس رو نیافتند اما معلمان و مادران از نظر گزارش رفتار برونی‎سازی‎‎‎شده متفاوت بودن. معلمان رفتار برونی‎سازی‎‎‎شده بیشتری رو در پسران گزارش دادن تا در دختران و سرعت کاهش این رفتارها در پسران بیشتر از دختران بود. گزارش مادران هیچ اثر جنسی رو نشون نداد ولی مبیّن کاهش رفتار برونی‎سازی‎‎‎شده بود. هم اینکه یافته های این تحقیق نشون داد که کودکان دارای سطح اجتماعی اقتصادی پایین در مقایسه با کودکان دیگه در همون گروه سنی، سطوح بالاتری از رفتار برونی‎سازی‎‎‎شده رو نشون میدن.

اقتصادی

تو یه مطالعه، آخن‎باخ، دومنسی و رسکورلا (۲۰۰۳) گزارش کردن که پسران در مقایسه با دختران، در خیلی از زیرمقیاس‎های مشکل‎آفرین نمره‎های بالاتری دارن و نوجوانان دارای سطح اجتماعی اقتصادی بالاتر در مقایسه با نوجوانان دارای سطح اجتماعی اقتصادی پایین‎تر، مشکلات کمتری دارن.

اقتصاد

لیو۵، کیم۶و پیرز۷(۲۰۰۵) در نمونه‎ای از ۳۳۷ دختر و پسر سنین ۵، ۷، ۱۰،۱۴ و ۱۷ ساله آمریکایی به این

نتیجه رسیدن که رفتار برونی‎سازی‎‎‎شده در هر دو جنس با افزایش سن کاهش می‎یابد.

در کل، یافته‎های به دست اومده از راه تحولی رفتار مشکل‎آفرین گیج‎کننده هستن. تحقیقات متفاوت برحسب اندازه مورد استفاده، فرد گزارش‎دهنده و وسعت سنی مبیّن کاهش یا افزایش رفتار برونی‎سازی‎‎‎شده از اوایل کودکی تا نوجوونی هستن اما به‎طور کلی، بیشتر تحقیقات به این نتیجه رسیدن که پسران در مقایسه با دختران سطوح بالاتری از رفتار برونی‎سازی‎‎‎شده دارن (لیو و بقیه، ۲۰۰۵).

موفیت، کاسپی، راتر۱ و سیلوا۲(۲۰۰۱) دلایلی طولی ارائه میدن نشون دهنده اینکه فرق‎های جنسی در رفتار ضد اجتماعی نوجوانان و بزرگسالان (شامل مشکل رفتار ارتباطی، گناه کاری، و خشونت) به این نسبت داده می‎شه که مردان در اوایل کودکی در برابر عوامل خطرآفرین بیشتری، از جمله مشکلات عصبی شناختی، مزاج‎های غیرقابل کنترل، کنترل ضعیف تکانه‎ها، و بیش‎فعالی هستن. شایدً فرایندهایی که به واسطه اونا مردان و زنان به سطوح متفاوت رفتارای مشکل‎آفرین می‎پردازند، شامل طیف بزرگی از عوامل زیست‎شناختی، عاطفی، اجتماعی و فرهنگیه.

۱٫ Fleming, C. B. ۶ .Koot, H. M. ۱۱٫ Naggin, D..
۲٫ Harachi, T. ۷٫ Ende, J. ۱۲ Trembly, R. E..
۳٫ Cortes, R. C. ۸٫ Verhulst, F. C. ۱۳٫ Moffitt, T. E
۴٫ Abbott, R. ۹٫ Cairnes, R. B. ۱۴٫ Caspi, A
۵٫ Bongers, I. L. ۱۰٫ Cairnes, B. D. ۱۵٫adolescence-limited

 

۱٫ attention deficit hyperactivity disorder ۴٫ Quick, C ۷ hyperactivity-impulsivity.
۲٫ Gomez, R. ۵٫ Scharer, I. ۸٫ Hart, E. L.
۳٫ Harvey, J. ۶٫ Harris, G. ۹٫ Cantwell, D. P.

 

 

۱٫life-course-persistent ۴٫ Bates, J. E. ۷٫ Pears, K. C.
۲٫Stanger, C. ۵٫ Leve, L. D..
۳٫ Keiley, M. K. ۶٫ Kim, H.K.