ژانویه 20, 2021

مفاهیم و تعاریف کارآفرینی

1 min read
<![CDATA[]]>

مفاهیم و تعاریف کارآفرینی
تعریف کارآفرینی کار ساده ای نیست. تقریباً به اندازه کتب دانشگاهی موجود در این زمینه، تعاریفی از این واژه به عمل آمده است. برای برخی کارآفرینی به معنای یک نوآوری، برای برخی به معنای مخاطره کردن، از نقطه نظر جمعی دیگر به معنای یک نیروی ثبات دهنده بازار و برای شمار دیگری از افراد هنوز به معنای شروع، مالکیت و مدیریت یک فعالیت کوچک اقتصادی است. به این ترتیب کارآفرین به عنوان شخصی معرفی می گردد که به طور همزمان از عوامل تولید ترکیبات جدیدی همچون روشهای جدید تولید، تولیدات جدید و بازارهای جدید می سازد و در همان حال منابع عرضه کالا و نیز ساختارهای سازمانی مناسب کار را می یابد. (Baron & Ensley, 2006)
کارآفرین شخصی است که به مخاطره کردن اشتیاق دارد. او شخصی است که با بهره مندی از فرصت های بازار عدم تعادل بین عرضه و تقاضا را از میان می برد. (Duehr & Bono, 2006)
کارآفرینی همانند سایر واژه های مطرح در علوم انسانی هنگامی قابل تحلیل و تبیین می باشد که بتوان تعریف یا تعاریف روشن و مشخصی از آن ارائه نمود. از آنجا که مفاهیم علوم انسانی در زمره مفاهیم و پدیده های قطعی علوم تجربی به شمار نمی رود، ارائه تعریفی مشخص که مورد قبول تمامی متخصصان و صاحبنظران باشد کاری دشوار و غیرممکن است. کارآفرینی نیز واژه ای است که تعریفی واحد و یکسان برای آن وجود نداشته و از ابتدای طرح آن در محافل علمی براساس دیدگاه های اقتصادی، اجتماعی، روانشناسی و مدیریت، تعاریف متعددی برای آن ارائه شده است. (Jennings & McDougal, 2007)
مطالعه کارآفرینی یک فرایند چندجانبه است که حیطه گسترده ای از رشته های مدیریت، اقتصاد، جامعه شناسی و روانشناسی را در بر می گیرد و درک کامل از آن نیازمند داشتن دیدگاهی میان رشته ای است. (بهرنگی و طباطبایی، 1389)
کارآفرینی در طی 30 سال گذشته به یک رفتار مطلوب اجتماعی تبدیل شده است، به طوری که امروزه هدف بسیاری از کشورها، برنامه ریزی برای توسعه آن به عنوان یک تغییر اجتماعی است. ترویج کارآفرینی به دو دلیل مساله اصلی سیاست گذاران است: «تأثیر اقتصادی» و «ایده کارآفرینان به عنوان عاملان تغییر، رشد و نوآوری» (زالی و همکاران، 1386)
واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی Entreprendre به معنای «متعهد شدن» گرفته شده است. براساس تعریف لغتنامه وبستر، کارآفرین کسی است که متعهد می گردد مخاطره های زمینه یابی، سازماندهی، راه اندازی و مدیریت یک فعالیت اقتصادی را تقبل کند. (احمدپور داریانی و مقیمی، ۱۳۸۰)
همانطور که قبلاً اشاره شد، واژه کارآفرینی پیش از آنکه به زبان امروزی درآید، در قرن شانزده میلادی و در فرانسه ابداع گردید. در اوایل آن قرن، فرانسویان به کسانی که مأموریت های نظامی (نوعی فعالیت مخاطره آمیز) را هدایت می کردند کارآفرین می گفتند. از آن پس در فرانسه به افرادی که مسئولیت هر نوع فعالیت مخاطره آمیز را قبول می کردند، کارآفرین می گفتند. (آقازاده و رضازاده، ۱۳۸۵)
در ایران مفهوم Entrepreneur در ابتدا با عنوان اشتباه کارفرما مورد استفاده قرار گرفت و چون معنا و مفهوم واژه کارفرمایی برای صاحبنظران امر توسعه و محققان مختلف مسلم و هویدا بود، کمتر مورد مطالعه و بررسی واقع گردید؛ تا اینکه در دهه ۱۳۷۰ پس از پی بردن به اهمیت و نقش واژه Entrepreneurship  در توسعه اقتصادی – اجتماعی کشورهای مختلف از سوی صاحبنظران و محققان داخلی، برای آن واژه دیگری با عنوان کارآفرینی انتخاب گردید و از آن پس بررسی و مطالعه آن به شکل جدی مورد توجه محققان داخلی قرار گرفت؛ هرچند که به نظر می رسد واژه مذکور باز هم به درستی ترجمه نشده است و در بسیاری موارد آن را با اشتغال زایی اشتباه می گیرند. (احمدپور داریانی، ۱۳۸۰)
به نظر می رسد که بهتر بود به جای واژه کارآفرینی، واژه «ارزش آفرینی» انتخاب می گردید؛ زیرا انسانی که دارای قدرت درک و پیدا کردن خلأ و فرصت ها بوده و از طریق پرورش ایده و تبدیل ایده خود به یک خدمات و محصول جدید، اقدام به ارزش آفرینی از «هیچ» می کند، کارآفرین نامیده می شود. (آقازاده و رضازاده، ۱۳۸۵)
پیشینه مفهوم کارآفرینی به دویست سال پیش بر می گردد. اولین کسی که این مسأله را مطرح کرد فردی به نام ریچارد کانتیلون (1730) بود.
کانتیلون در حدود سال ١٧٣٠ بین زمین داران، دستمزد بگیران و کارآفرینان، تمایز قائل شد. او به سه عنصر اصلی در خصوص فعالیت کارآفرینان اشاره نمود، اول آن که آنها در یک محیط همراه با عدم قطعیت فعالیت می کنند، دوم آن که آنها در صورت نداشتن توانایی زیاد برای فعالیت اقتصادی، با فساد و تباهی خاصی مواجه می شوند و سوم اینکه آنها سرمایه اولیه را خودشان فراهم می آورند.
هر چند اصطلاح کارآفرینی برای نخستین بار توسط کانتیلون در قرن شانزدهم تعریف شده است، ولی شومپیتر (1934) کاربرد عام اصطلاح کارآفرینی را در حوزه اقتصادی به جان استوارت میل[1] (1848) نسبت می دهد.
وی کارکرد و عمل کار آفرین را شامل هدایت، نظارت، کنترل و مخاطره پذیری می دانست و عامل متمایز کننده مدیر و کارآفرین را مخاطره پذیری معرفی می کرد. (احمدپور داریانی، 1381)
بعد از استوارت میل، شومپیتر از منظر دیگری به کارآفرینی توجه داشته است. وی به نوآوری و نقش آن در پویایی نظام های اقتصادی تأکید می کند. (برومند نسب، 1381)
اصطلاح کارآفرینی در معنا و مفهوم فعلی را نخستین بار ژوزف شومپیتر به کار برد. بر طبق نظر شومپیتر، کار آفرین نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی است و نقش وی عبارت است از نوآوری یا ایجاد ترکیب های تازه از مواد. وی مشخصه کارآفرین را نوآوری می دانست و کار یک کارآفرین را «تخریب خلاق» تعریف می کرد. او اشاره می کند که تعادل پویا از طریق نوآوری و کارآفرینی ایجاد می گردد و این دو، مشخصه یک اقتصاد سالم هستند. (احمدپور داریانی، 1381)
درباره کارآفرینی تعاریف متعددی ارائه شده که به برخی از آنها در جدول زیر اشاره شده است.

جدول 2-1: تعاریف کارآفرینی از دیدگاه صاحبنظران کارآفرینی


















صاحبنظران کارآفرینی تعاریف کارآفرینی
باتیست سی[2] کارآفرین فردی است که منابع اقتصادی را از یک حوزه دارای بهره وری و سود پائین تر به حوزه دارای بهره وری و سود بالاتر منتقل می کند. (احمدپور داریانی و مقیمی، 1385)
شومپیتر[3] کارآفرین فردی است که ترکیبات جدیدی را در تولید ایجاد می کند.
بنابراین کارآفرینی یک نیروی ناپایدار است که فرآیند تخریب خلاقانه که لازمه توسعه اقتصادی است را آغاز می کند. (هیسریچ و پیترز، ترجمه فیض بخش و تقی یاری، 1385)
کرزنر[4] کارآفرینی بر بهره برداری از فرصت های کشف نشده تأکید دارد. (احمدپور داریانی و مقیمی، 1385)
شولتز[5] کارآفرینی توانایی مقابله با عدم توازن است نه توانایی پرداختن به ابهامات. (مقیمی، 1383)

ادامه جدول 2-1: تعاریف کارآفرینی از دیدگاه صاحبنظران کارآفرینی



























صاحبنظران کارآفرینی تعاریف کارآفرینی
دراکر[6] کارآفرینی منظری برای تغییر است که همیشه درجستجوی تغییرات و کارآفرین جستجوگر فرصت است. (Drucker, 1985)
وسپر[7] کارآفرینان افرادی هستند که رقابت را افزایش می دهند، به دنبال فرصت های مناسبی هستند تا در محیط بازار نیازهای برآورده نشده را برآورده کرده، عقاید جدیدی را خلق واجرا نمایند. (Vesper, 1992)
تیمونز[8] کارآفرینی توانایی خلق و ساخت چیزی از هیچ است. (احمدپور داریانی و مقیمی، 1385)
استیونسون[9] کارآفرینی فرایند خلق یک ارزش همراه با منابعی منحصر به فرد جهت بهره‌برداری از یک فرصت است. (کاظمی و آفاق ارجمندی نژاد، 1389)
پارستون[10] کارآفرینی رفتاری مدیریتی است که بطور دائم از فرصت ها برای دستیابی به نتایج مافوق ظرفیت های افراد بهره برداری می کند. (احمدپور داریانی و مقیمی، 1385)
تامپسون[11] کارآفرینی فرایندی است که بتوان با استفاده از خلاقیت، عنصر جدیدی را همراه با ارزش جدید با استفاده از زمان، منابع، ریسک و به کارگیری دیگر عوامل به وجود آورد. در واقع کارآفرینی را می توان یک فرایند پویا نامید؛ که شامل آرمان، تحول، دگرگونی و خلاقیت می شود. این فرایند به کاربرد و استفاده نیرو و انگیزه افراد در جهت خلق و اجرای ایده های نو و همچنین راه حل های کاربردی احتیاج دارد. (کورتکو و هاجتس، ترجمه عامل محرابی و تبریزی، 1383)
کانتیلون[12] کارآفرین فردی است که ابزار تولید را به منظور ترکیب به صورت محصولاتی قابل عرضه به بازار خریداری می کند. کارآفرین در هنگام خرید از قیمت نهایی محصولات اطلاع ندارد. (مقیمی، 1385)

 

ادامه جدول 2-1: تعاریف کارآفرینی از دیدگاه صاحبنظران کارآفرینی





















صاحبنظران کارآفرینی تعاریف کارآفرینی
نایت[13] کار آفرینان را کسانی می شناسد که در شرایط عدم قطعیت به اتخاذ تصمیم می پردازند و پیامدهای کامل آن تصمیمات را نیز شخصاً می پذیرند. (مقیمی، 1383)
کاسون[14] کار آفرین فردی است که تخصص وی تصمیم گیری عقلایی و منطقی در مورد ایجاد هماهنگی در منابع کمیاب می باشد. داشتن توان داوری و قضاوت، عنصر مشترک در تمامی کار آفرینان است. (مقیمی، 1383)
کارلند[15] کار آفرین فردی است که شرکتی را به منظور سود تاسیس می نماید  و آن را مدیریت کرده و از آن برای پیشبرد اهداف شخصی استفاده می کند. (مقیمی، 1385)
هایک[16] کارآفرینی نیروی پایداری است که باعث می شود بازارها به توازن نزدیکتر شوند و با هماهنگی بیشتری عمل کنند. (مقیمی، 1385)
فرای[17] کارآفرین، فردی است که منابع لازم را برای ایجاد و رشد یک فعالیت، جمع آوری می‌نماید و توجه اصلی وی بر توسعه‌ محصولات و خدمات جدید است. یعنی فردی که یک فعالیت پر ریسک را آغاز می‌نماید و از طریق ابزارهای نوآوری آن را بهبود می‌بخشد. (مقیمی، 1385)

 
بنابراین کار آفرینی عبارت است از فرایند خلق چیزی با ارزش و متفاوت، از طریق اختصاص زمان و تلاش کافی، همراه با ریسک مالی، روانی و اجتماعی، همچنین دریافت پاداشهای مالی و رضایت شخص از نتایج حاصله. (احمدپورداریانی،1381)
نوع ایده آل کارآفرینی، مفاهیمی از قبیل نیروی خلاقانه، بینش، ایده کسب و کار، مهارت وسوسه انگیزی در سرمایه داران برای سرمایه گذاری و توانایی اعمال ریسک برای حمله به موقعیت های ناشناخته را در بر داشته و تنوع وسیعی از نوآوری ها (محصولات یا فرایندهای جدید، دگرگون سازی محصولات، بازارهای جدید، تنوع سازی، مواد اولیه جدید یا ساختارهای بازارهای جدید) را مورد توجه قرار می دهد. (Van de ven, 1992)
با مروری کلی بر تعاریف متعددی که در خصوص کارآفرینی ارائه شده است، تعریف زیر در حکم یکی از تعاریف جامع ذکر می شود:
کارآفرینان افرادی هستند که نوآوری می کنند. فرصت های محیط را می شناسند و با ترکیبی نو از منابع و فرصت ها، محصول، روش و خدماتی تازه ارائه می دهند تا ضمن بقا در محیط بی ثبات و رقابتی از این نوآوری نیز بهره ببرند.
در واقع کارآفرین کسی است که نوآوری خاصی داشته باشد. این نوآوری می تواند در ارائه یک محصول جدید، ارائه یک خدمت جدید، طراحی یک فرایند نوین و یا نوآوری در رضایت مشتری و… باشد.
به طور کلی وجه اشتراک تمامی تعریف های ارائه شده را می توان در موارد زیر جمع بندی کرد:
  • کارآفرینان در واقع ارزش ها را تغییر می دهند و ماهیت آنها را دچار تحول می کنند.

  • کارآفرینان یک ویژگی مشترک دارند و آن اینکه مخاطره پذیرند.

  • کسانی که بتوانند به درستی تصمیم گیری نمایند، می توانند کارآفرین باشند و مانند کارآفرینان رفتار کنند.

  • کارآفرین تغییر را مقوله ای بهنجار می انگارد. وی تغییر را مطرح نمی سازد، بلکه همواره به دنبال تغییر است و به آن پاسخ می دهد و فرصت ها را شناسایی می کند.

  • کارآفرینی همانا بکار بردن مفاهیم و فنون مدیریتی، استاندارد سازی محصول، بکارگیری ابزارها و فرایندهای طراحی و بنا نهادن کار بر پایه آموزش و تحلیل کار انجام شده است.

  • کارآفرینی یک رفتار است و نه یک صفت خاص در شخصیت افراد. (احمدپور داریانی، 1381)

با توجه به توضیحات فوق سه عنصر اولیه کارآفرینی که اهمیت زیادی دارند عبارتند از فرصت گرایی در یک محیط با منابع محدود؛ ریسک پذیری و شایستگی
شالوده، نگرش ها و رفتارهای کارآفرینانه، سه بعد اساسی نوآوری، ریسک پذیری و  پیش نگری را شامل می شود. حدی که نوآوری، ریسک پذیری و پیش نگری به مرحله ظهور برسد می تواند به عنوان یک رویداد کارآفرینانه تلقی شود و شخصی که این نگرش ها و رفتارها را از خود بروز می دهد کارآفرین نامیده می شود.
به طور کلی با مروری بر سیر تعاریف کارآفرین و کارآفرینی موارد زیر قابل تأمل بوده و پرداختن به آنها ضروری می باشد:
1) مفهوم کارآفرینی به تدریج دگرگون گردیده و تکامل یافته است.
2) تعریف واحد و مشابهی که به طور کامل مورد قبول یا رد باشد وجود ندارد.
3) مفهوم کارآفرینی ریشه در فکر و زیربنای فکری افراد مختلف در مکاتب مختلف دارد.
4) تلاش برای مفهوم سازی کارآفرینی از مکاتب اقتصادی آغاز گردید و توسط روانشناسان و سپس جامعه شناسان و محققین مدیریت ادامه یافت. (همان منبع)
[1]. John Stewart Mill
[2]. Jean Baptiste Say
[3]. Joseph Schumpeter
[4]. israel kirzner
[5]. Howard Schultz
[6]. Peter Drucker
[7]. Karl Vesper
[8]. Jeffry Timmons
[9]. Howard Stevenson
[10]. Greg Parston
[11]. John Thompson
[12]. Richard Cantillon
[13]. Knight  Frank
[14]. Mark Casson
[15]. John Carland
[16]. Friedrich Hayek
[17]. Fred Fry]]>

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.