ژانویه 18, 2021

مقاله درباره ابراز وجود، رفتار پرخاشگرانه، علم ارتباطات

1 min read
<![CDATA[]]>

3- شنيدن جهت قدرداني: اين مهارت زماني بکار مي رود که فرد در صدد پيدا کردن علائم يا پيام هايي است که از دريافت آنها لذت مي برد. رهايي، آرامش ، کسب آرامش دروني و افزايش درک و فهم هيجاني مهمترين انگيزه فرد براي گوش دادن است. مانند: شنيدن سخنراني فردي خاص يا گوش دادن به موسيقي.
4- شنيدن همدلانه: اين مهارت زماني بکار مي رود که فرد به شنيدن، درک افکار ، اعتقادات و احساسات فرد مقابل ابراز تمايل مي کند. شنيدن همدلانه اکتسابي است و به گوينده کمک مي کند تا در افکار،احساسات وعقايد خود با ديگران سهيم گردد. بيشتر بين دوستان صميمي، مشاور و مراجع شکل مي گيرد. هارجي (2007، ترجمه خشايار بيگي، 1386، ص220)
مهارت تعقل
مهارت تعقل و تفکر يکي از مهارت هاي کلامي بسيار مهم از ديدگاه برلو است که در اين مهارت جامعيت در تفکر فرستنده پيام وجود دارد و شامل ابعاد زير مي باشد:
1- مشاهده امور خاص با توجه به ارتباط آنها در يک زمينه خاص.
2- ارتباط دادن مسائل حاضر به هدف هاي دور .
3- به کار بردن قوه تعميم درموقعيت هاي جديد.
4- توجه به جنبه هاي نظري پيام.
عمده ترين ويژگي مهارت تعقل عبارتند از:
1- مورد سوال قرار دادن آنچه را که ديگران مسلم و بديهي تلقي مي کنند.
2- کشف امور اساسي و بيان آنها در هر موقعيت.
3- توجه به اشارات و امور مربوط به جنبه هاي اساسي در هر موقعيت. (پاشا شريفي، 1387، ص199)
از مهمترين مواهبي که خداوند به انسان عطا نموده ،قدرت تفکر و تعقل است .توانايي انديشيدن و تفکرمنحصر به انسان است. پرورش تفکر منطبق بر ويژگي هاي عقلاني انسان همچون کنجکاوي، فهم عميق و ديد وسيع همراه است ودر سايه تفکر، فرد وضع موجود را به عنوان امر نهايي تلقي نمي کندو پيوسته درصدد ارزيابي امور است.
مهارت تعقل در واقع شرف انديشي به مسائل و موضوعات است که سبب درک روابط ميان مسائل حاضر و هدف هاي دور مي گردد، همچنين تعقل به درک امور اساسي و بنياني پرداخته و امور اساسي را متذکر مي شود.
مهارت ارتباط کلامي از ديدگاه بولتون24
يکي از مهارت هاي مهم ارتباط کلامي مهارت ابراز وجود است. ابزار وجود اثر بخش با قاطعيت و بدون سلطه گري مشخص مي شود. اين نوع ابزار وجود به شکلي نيرومند از حريم مشخص دفاع مي کند و در همان حال پيوسته تجاوز به قلمرو فرد متجاوز را مردود مي شمارد. وظيفه فرد مقابل در برقراري ارتباط اين است که بقهمد، چگونه مي تواند به بهترين وجه از حريم من خارج شود . گيرنده پيام معمولاً مي تواند راه حلي را براي مشکلي پيدا کند که هم حرمت نفس او را حفظ کند و هم نيازهاي فرستنده پيام را برآورده سازد.
يکي از سودمندترين راه هاي ابراز وجود استفاده از پيام سه بخشي است که ويژگيهاي زير را داشته باشد:
1- توصيف غير قضاوت آميز از رفتاري که بايد تغيير کند.
2- افشاي احساسات فرد در حال ابراز وجود.
3- واضح ساختن اثر عيني يا ملموس رفتار طرف مقابل بر فرد در حال ابراز وجود. بولتون (2005، ترجمه حميدرضا سهرابي، 1384، ص94)
توجه به اين عوامل سبب مي شوند که حرمت نفس گيرنده پيام حفظ شود و در عين حال نيازهاي فرستنده نيز برآورده گردند،اگر ابراز وجود به درستي و وضوح صورت گيرد،منجر به ايجاد رفتار تعاملي بين فرستنده و گيرنده مي گردد.
انواع رفتارهاي ابراز وجود از ديدگاه بولتون
فرد توانمند از روش هاي ارتباطي استفاده مي کند که او را قادر مي سازند حرمت نفس خود را حفظ کند، خشنودي و ارضاي خواسته هاي خويش را دنبال کند و از حقوق و حريم شخصي خود، بدون سوء استفاده از ديگران و يا سلطه جويي بر آنان دفاع کند. ابراز وجود حقيقي، شيوه اي است از در جهان بودن که ارزش و شأن فردي شخص را تاييد مي کند و در عين حال، ارزشمندي ديگران را نيز حفظ کرده و مورد تاييد قرار مي دهد.
شخص توانمند از حقوق خويش دفاع مي کند و نيازها ،ارزش ها ،نگراني ها و عقايدش را به شيوه اي مستقيم و مناسب ابراز مي کند. چنين فردي در هنگام ارضاي نيازهاي خويش، به خواسته هاي ديگران تعدي نمي کند و حريم شخصي آنان را مورد تجاوز قرار نمي دهد.
يکي از مفيد ترين راه ها، متمايز ساختن پاسخ هاي سلطه پذيري، پرخاشگري و ابراز وجود از يکديگراست. بررسي هر پاسخ در موقعيت هاي خاص از مطالعه هر يک از موقعيت ها و پاسخ هاي موجود فردصورت مي گيرد. مي بايست رفتار سلطه پذير ،پرخاشگرانه و يا خالي از ابراز وجود راتشخيص داد.
رفتار سلطه پذيرانه رفتاري است که براي بسياري از مردم جذابيت دارد. زيرا اين رفتار شيوه اي براي اجتناب از تعرض و کشمکش است، اين رفتار همانطور که موجب شادکامي طرفين است، در بعضي مواقع موجب کشمکش آنها هم مي شود. فردي که رفتار سلطه پذير دارد، احساس امنيت ناشي از حفظ يک الگوي رفتاري آشنا و مانوس را با خود خواهد داشت. سلطه پذيري در اغلب موارد راهي براي جلب موافقت ديگران است. افرادي که به شکلي سلطه پذير رفتار مي کنند، اغلب به خاطر از خود گذشتگي يا جوانمردي مورد ستايش ديگران قرار مي گيرند.
رفتار پرخاشگرانه، نوعي رفتار است که فرد مي کوشد، نيازهاي خود را حتي به قيمت آسيب رساندن به ديگران ارضا کند. افراد پرخاشگر، به خواسته هاي مادي و اهداف مورد نظر خود دست مي يابند. آنها مايلند که به دفاع از خود و حريم خويش بپردازندو ظاهراً نيز بر زندگي خود و ديگران کنترل قابل توجهي دارند و از طريق جاذبه جادويي و يا کاربرد آشکار زور ديگران را کنترل مي کند.
او ديگران را وادار مي سازد که دستوراتش را انجام دهند و اوضاع بر وفق مراد اوست. در شکل دادن به سرنوشت خويش بسيار فعال است. اين کنترل براي افراد پرخاشگر، بسيار ارزشمند است. ابراز وجود نيز نوعي از رفتار است که آنها در مقايسه با افراد سلطه پذير و پرخاشگر نسبت به خود احساس خوب و مثبتي دارند.
ابراز وجود انرژي شناساننده بسياري را به سمت ديگران آزاد مي کند وسبب مي شود، فردبا توانايي بيان مکرر آرزوها و اميدها با ديگران ارتباط برقرار کرده و به گفتگو بپردازد. بولتون (2005، ترجمه حميدرضا سهرابي، 1384، ص130)
بنابراين يکي از رفتارهاي مناسب داشتن رفتار ابراز وجود است که منجر به توانا ساختن افراد براي خدمت به زندگي خويش مي شود. جرات آموزي به آنها کمک مي کند از شر برخي عادات راحت شوند و رفتارهاي کليشه اي خود را ترک مي گويند. ابراز وجود در بهترين حالت به افراد کمک مي کند تا قدرت انتخاب اعمال خود را در خويش پرورش دهند. اين رفتار به افراد کمک مي کند تا به شکلي موثر در هر موقعيتي به طور جرات آميز رفتار مناسبي را داشته باشند و بتوانند با يکديگرارتباط برقرار کنند.
مهارت هاي ارتباط غير کلامي
ارتباط (غير کلامي) را زبان اشاره يا زبان خاموش نيز مي نامند و عبارت از کليه رفتارهايي است که آگاهانه يا ناآگاهانه در حضور ديگران ابراز مي شوند و توسط ديگران درک مي گردند. (لوتانز، 1384، ص10)
به عبارت ديگر اکثر پيام هايي که به صورت علايم يا رمزهاي غيرکلامي انتقال يابند را ارتباط غيرکلامي مي گويند. همانند: حرکات دست و صورت يک مدير در برخورد با کارکنان خود.
امروزه ارتباطات غيرکلامي که نااگاهانه و به طور پيوسته توسط افراد به کار مي رود، مورد توجه محققان و مديران قرار گرفته است و در شکل هاي مختلف در سازمان هاي بزرگ و کوچک و دولتي و خصوصي براي اعمال مديريت بهتر و تسريع کارها به کار گرفته مي شوند. ارتباط غيرکلامي به مراتب بيش از ارتباط کلامي (صحبت کردن) به افکار و احساسات و استعدادهاي مشخص مربوط مي شود. (پازوکي، 1377،ص12)
پيام غير کلامي انسان ها دلالت بر احساسات حقيقي آنها دارد. با آگاهي از تعدادي نشانه هاي علايم يا نمادهاي غيرکلامي افراد مي توانند ارتباطات بيشترو بهتري را با ديگران برقرار کنند و آنان را راحت تر به سوي خود جلب نمايند. همچنين اين آگاهي آنان را قادر مي سازد تا اختلاف نظرها، سوء تفاهم ها و آغاز هرگونه تعارضي را پيشاپيش تشخيص داده و حمايت و توافق طرف مقابل را بدست آوردند (کرل، 1374، ص30)
استفاده از پيامهاي غير کلامي(ارتباط چشمي ،لحن و تن صداو…)در برقراري ارتباط منجر به تقويت و جانشيني رفتارهاي کلامي خواهد شد وبه تقويت ارتباط بين فرستنده و گيرنده پيام کمک مي کند.
بون به عنوان يکي از خبرنگاران ارتباطات، مهارت هاي غير کلامي را که به تقويت ارتباط کمک مي کنند،در نمادهاي تماس چشمي، لبخند زدن و خم شدن به سمت گوينده و همچنين مهارت غير کلامي را که باعث منع ارتباط مي شوندرا در قالب روبرتافتن از گوينده، بستن چشم ها و بيش از اندازه خميازه کشيدن معلوم کرده است. (محسنيان راد، 1382، ص61).
بنابراين مهارتهاي ارتباطي از نوع غير کلامي مانند لبخند زدن وارتباطات چشمي منجر به تقويت بين فرستنده و گيرنده پيام خواهد شد.لذا يادگيري استفاده از مهارت هاي غيرکلامي در تقويت ارتباطات بين فرستنده وگيرنده پيام و درک پيام بسيار موثر است و منجر به درک صحيح و عميق تر افراد از پيام مورد نظر مي شود.
رفتارهاي غير کلامي کمک مي کند تا افراد در موقعيت هاي مختلف اجتماعي بتواند ،رفتارهاي مناسبي را انجام دهند. هر موقعيت اجتماعي از ساده تا پيچيده نظام رفتاري خاصي را مي طلبد آگاهي از جنبه غير کلامي ارتباط و اثرات آن بر تعامل اجتماعي به گيرنده پيام کمک مي کند تا در تفسير نشانه ها ،مهارت بيشتري را پيدا کند و برداشت فرستنده پيام را بهتر درک نمايد.
مهارت ارتباطي گوش دادن موثر
تأييد احساس فرد پس از گوش دادن گفته هاي فرد مقابل و بازتاب گفتاري و رفتاري که نشان دهنده، فهميدن درددل و درک احساسات اوست؛ گوش دادن موثر تلقي مي شود. (کاشاني، 1384، ص68)
گوش دادن موثر مشارکت فعال در يک گفت و شنود است که گوينده را در انتقال خواست هاي دروني ياري مي کند. کرل(2000، ترجمه آل ياسين، 1380 ، ص31).
گوش دادن موثر فعاليتي اکتسابي است و مستلزم تلاش فراوان مي باشد که در عوض اطلاعات بيشتر، تفاهم متقابل و نتايج ارزنده اي را در پي دارد و مانند بسياري از مهارت هاي ارتباطي يک فرايند دوطرفه است. يعني: کافي نيست که شنونده فقط سراپا گوش باشد و تمام حواس خود را به سخنان گوينده معطوف دارد، بلکه براي اطمينان از درک مطلب بايد استنباط خود را نيز به او منتقل کند.
با فراگيري چگونه گوش دادن، مي توان درک خود را از مطالب گوينده بهبود بخشيد و از سوء تفاهم جلوگيري کرده ، توانمندي هاي خود را در مذاکره افزايش داد. حرف زدن راحت تر و فراگيري و کنترل آن نيز ساده تر است ولي گوش دادن سخت و غير ملموس است. انسان معمولي يک شنونده ضعيف است و گوش دادن يک عمل پيچيده مي باشد که در اغلب موارد حداکثر بازده آن 25 درصد مي باشد (تربيت، 1384، ص51)
بنابراين توجه کردن ،گوش دادن و گسترش مبادله اطلاعات صحيح از جمله راهکارهاي مقابله با سوء تفاهم هاست. (هستي، 1387،ص12)
در محيط کاري، هنر گوش دادن موثر کيفيت ارتباطات در سازمان را بالا مي برد و افراد را قادر مي سازد تا بتوانند با همکاري، همدلي و همفکري در کنار يکديگر بکار بپردازند و سازمان را در رسيدن به اهداف فردي و سازماني ياري کنند. (ميرزايي اهر نجاتي، 1383، ص17).
از طريق اين مهارت گيرنده پيام به درک تجارب واطلاعات فرستنده مي پردازد و با قضاوتي مناسب در مورد پيام آن را ارزيابي مي کند.داشتن اين مهارت منجر به تمرکز گيرنده به پيام و فرستنده آن مي شود و سبب مي شود،پيام بخوبي درک گردد.
هنر گوش دادن در ارتباطات: گوش دادن پيش نياز ارتباط کلامي موثر است. رانکين از پيشگامان علم ارتباطات در پژوهشي تحت عنوان” تاثير گوش دادن در تقويت مهارت ارتباطي” به اين]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.