می 14, 2021

منابع پایان نامه ارشد درباره آخرالزمان، نهج البلاغه، قائم مقام

1 min read
<![CDATA[]]>

پرسش: درتاريخ اسلام چه کساني را مي توان يافت که ازنظر تعداد، دوازده تن وهمگي از قريش باشند وامامت آنان به صورت پيوسته از زمان رحلت پيامبر”ص” آغازشده وتا قيامت ادامه داشته باشد؟
قبل از بني اميه تعداد خلفايي که زمام رهبري امت اسلامي را دردست داشتند کمتراز دوازده تن بودند. خلفاي بني اميه وبني عباس نيزاز نظرتعداد، بيش از دوازده نفربودندواز نظربينش، دانش، گفتارورفتارباويژگي هاي ياد شده درروايات تطابق ندارند . بنابراين ، روايات يادشده جز برامامان دوازده گانه شيعه منطبق نمي گردد.
اين مطلب رابرخي از محققان اهل سنت پذيرفته ان؛ چنان که شيخ سليمان بن شيخ ابراهيم حسيني بلخي قندوزي (1270-1294ق)پس از نقل احاديث “دوازده خليفه” گفته است:
برخي ازمحققان گفته اند احاديثي که براين مطلب دلالت مي کند که جانشينان پيامبر”ص” دوازده نفرند، مشهوراست وبا تامل روشن مي شود که مقصود پيامبر”ص” امامان دوازده گانه از اهل بيت وعترت اومي باشد، زيرا نمي توان اين احاديث رابرخلفاي پس از او(قبل بني اميه) حمل کرد، چون تعداد آنان کمتر از دوازده نفراست ونمي توان آن رابرزمام داران اموي حمل کرد، زيراولا تعداد امويان بيشترازدوازده نفراست وثانيا جزعمربن عبدالعزيز، همگي افرادي ستم کاربودند وثالثا درروايت عبدالملک از جابرآمده است که خلفاي دوازده گانه ، ازبني هاشم هستند.
هم چنين نمي توان حديث رابرزمام داران عباسي منطبق نمود زيرا آنان نيز بيشتراز دوازده نفرند واز طرفي حرمت آيه مودت(شوري23) وحديث کساء راپاس نداشتند. پس ، چاره اي جز اين نيست که حديث رابرامامان دوازده گانه از اهل بيت پيامبر”ص” منطبق سازيم که همگي ازداناترين ، پرهيزکارترين وشريف ترين انسان هاي عصرخود بودند. حديث ثقلين واحاديث فراواني که درباره اهل بيت “ع” نقل شده ، معناي ياد شده را تاييد مي کند.( رباني گلپايگاني ،1386ش ،ص136تا137).
دوم: اين احاديث بر يزيد بن معاويه وامثال اوقابل تطبيق نيست ، وخود اهل سنت نقل کرده اند : نزد عمربن عبدالعزيز شخصي ازيزيدبن معاويه به بزرگي وعظمت يادکرد (اورااميرالمومنين خواند) که خليفه به شدت ناراحت شدودستور داد فورا بيست تازيانه برآن شخص بزنند . (بن حجرهيتمي، بي تا، ص216)
سوم :تفسير ديگري که براي روايات دوازده خليفه مطرح کردند اين است که لازم نيست اين دوازده خليفه ، به صورت متوالي وپشت سرهم باشند؛ بلکه بعضي ازآنها که خلفاي چهارگانه بودند ، ابتدا آمدند . امام حسن ع ، معاويه ، ابن زبيروعمربن عبدالعزيزنيز چهار خليفه بعدي هستند وچهارخليفه ديگر تا پيش ازقيامت خواهند آمد وحکومت خواهند کرد.(قادري ،1388،ص57.)
اين تفسير نيز صحيح نيست ، زيرا روايات منقول از پيامبرص برمتوالي وپياپي آمدن اين خلفاي اثني عشردلالت دارد.(همان،ص58)
درروايات شيعه اين دوازده خليفه مطرح شده وبرامامان معصوم ع شيعه تطبيق شده اند که اولين آنها علي بن ابي طالب وآخرين آن ها امام مهدي ع است وهمه به صورت توالي وپياپي بوده اند وهمانطور که شيخ طوسي استدلال کرده است ، تطبيق روايات اثني عشربردوازده امام شيعه ، موجب اعتبار روايت واعتبارعدد مي شود ، زيرا اگر اين افراد انحصارنداشته باشند باعث مي شود که افراد زيادي وارد شوند که هيچ تناسبي ندارند.(همان)
درسنن ابن ماجه تصريح مي کند که امام مهدي ، خليفه خدا بر روي زمين است .( ابن ماجه ، بي تا، ج2ص367 ح4084) حاکم در مستدرک خود مي گويد :” اين حديث طبق مبنا وشروطي که بخاري ومسلم ، درصحيحين خود دارند، ازحيث سند صحيح است”(حاکم نيشابوري ،بي تا،ج4 ص463.).
چهارم :ابن کثير درکتابش تصريح مي کند?:
ومعني هذاالحديث البشاره بوجود اثني عشرخليفه صالحا يقيم الحق وتعدل فيهم … والظاهر ان منهم المهدي المبشر به في الاحاديث الوارده بذکره .
معناي اين حديث ، مژده اي است بروجود دوازده خليفه شايسته که حق رابرقرارودادگري مي کند وظاهرا مهدي است که در احاديث به او بشارت داده شده است.”ترجمه ماتن”.
آيا آن خليفه کسي غير از امام مهدي است؛ درحالي که هم درصحيح بخاري وهم درصحيح مسلم روايت کرده اند در آخرالزمان عيسي ع نزول مي کند وامام او از خودتان است شارحان صحاح گفته اند : مراد ازاين امام، حضرت مهدي است.”ماتن”
در سنن ابوداوود احاديث خلفاي اثناعشررادرکتاب المهدي آورده است . برخي محققان اهل سنت قائل اند که ابوداوود نيز معتقد است امام مهدي ، همان خليفه دوازدهم وآخرين آن هاست که در سخنان پيامبرص به آن اشاره شده است.(ابن کثير ،1408، ج1 ص29.)
2 -حديث ثقلين :
از احاديثي که مورد اتفاق همه فرق اسلامي ، اعم از شيعه وسني است ” حديث ثقلين” است . اين حديث را که در معتبرترين کتب شيعه وسني مطرح شده است ، حدود 43 نفر از صحابه پيامبرص نقل کرده اند ودر طول تاريخ در بيشتر منابع شيعي وسني ذکر شده است . بيش از 160 نفر از عالمان ومحققان اهل سنت ، اين حديث را در کتاب هاي خود آورده اند.
اين حديث در صحيح مسلم وسنن ترمذي آمده است مضامين برخي از نقل ها کمي تفاوت دارد ؛ لکن اصل مطلب حول يک محور مي باشد و آن وصيت پيامبر اسلام ص به امتش تا روز قيامت است که از ثقلين دست بر نداشته وگمراه نشوند .”ماتن”.
متن حديث :
1-2 مسلم در صحيح خود از زيد ابن ارقم نقل مي کند:
قام رسول الله ص يوما فينا خطيبا بماء يدعي خما بين مکه والمدينه فحمد الله واثني عليه ووعظ وذکر ثم قال:” اما بعد ، الا يا ايها الناس فانما انا بشر يوشک ان ياتي رسول ربي فاجيب وانا تارک فيکم الثقلين : اولهما کتاب الله فيه الهدي والنورفخذوا بکتاب الله فاستمسکوا به فحث علي کتاب الله ورغب فيه ” . ثم قال: ” واهل بيتي .اذکرکم الله في اهل بيتي . اذکرکم الله في اهل بيتي . اذکرکم الله في اهل بيتي”
روزي رسول خدا ص کنار برکه آبي به نام “خم” بين مکه و مدينه ايستاد وبراي جمعيت حاضر خطبه اي ايراد کرد فرمود. در آن خطبه بعد از حمد وثناي الهي وموعظه وتذکر چنين فرمود : اي مردم همانا من بشري بيش نيستم ونزديک است که پيک الهي بيايد وجان مرا بگيرد ومن دعوت او را اجابت کنم . من ، ميان شما دو چيز گرانبها مي گذارم : اول آن ها کتاب خدا که درآن هدايت ونور است . کتاب خدا را بگيريد وبه آن چنگ بزنيد “. پيامبر “ص” سفارش زيادي براي کتاب خدا کرده ومردم را برعمل به آن تشويق فرمود. سپس فرمود : واهل بيت من . شما را سفارش ميکنم در حق اهل بيتم” واين جمله را سه بار تکرار فرمود.”ترجمه ماتن”( مسلم ،1932ق، ج7 ص123،122).
2-2ترمذي به سند خود از زيد بن ارقم نقل مي کند: در حجه الوداع ، روز عرفه رسول خدا ص را ديدم بر شتري سوار بود وخطبه مي خواند . شنيدم که فرمود:
“اني تارک فيکم ما ان تمسکتم به لن تضلوا بعدي ، احدهما اعظم من الاخر: کتاب الله حبل ممدود من السماء الي الارض وعترتي اهل بيتي لن يفترقا حتي يردا علي الحوض فانظروا کيف تخلفوني فيها”؛ من ميان شما دو چيز مي گذارم ؛ تا هنگامي که به آن تمسک جوييد ، هرگز گمراه نمي شويد . يکي از ديگري بزرگتر است؛ کتاب خدا ريسمان آويخته از آسمان به سوي زمين است وعترت واهل بيت من . اين دو هرگز جدا نمي شوند ، تا در حوض به من بپيوندند . بنگريد چگونه با وديعت هاي من رفتار مي کنيد . ( ترمذي ،1403ق ،ج5 ص664).
در اين حديث تصريح شده است ، که قرآن واهل بيت از يکديگر تا روز قيامت جدا نخواهند شد . مقتضاي آن جدايي ناپذيري اين است، که همان گونه که قرآن در بين مردم ماندني است ، اهل بيت هم به عنوان عدل قرآن ماندني هستند، وزمين وزمان از ان ها خالي نمي شود. از طرفي ديگر چون اهل بيت عدل قران معرفي شده است ، وقرآن معصوم است ، پس اهل بيت عدل قرآن هم بايد معصوم باشند. معلوم است که مصداق اهل بيت همان امام است . پس حديث ثقلين براستمرار امامت دلالت مي کند.
3-2 نکات قابل استفاده ازحديث ثقلين:
1- عترت ، همتاي قرآن است ؛ يعني جايگاه معنوي وهدايتي آنان پس از جايگاه قرآن قرار دارد.
2- هدايت امت ، درگرو تمسک به قرآن وعترت است؛ يعني بدون تمسک به عترت هدايت کامل نيست وخطر گمراهي امت را تهديد مي کند.
3- عترت تا روز قيامت از قرآن جدا نخواهد شد ؛ يعني رهبري عترت دوشادوش رهبري قرآن قراردارد وتا قيامت تداوم خواهد داشت.
4-حديث ثقلين ، ازيک سو، مصداق رهبري امت اسلامي پس ازپيامبر”ص” رامشخص کرده است واز سوي ديگر، جايگاه ورسالت آنان رايادآورشده است، بدين معني که هدايت وضلالت امت اسلامي به نوع موضع گيري آنان درموردقرآن وعترت پيامبر”ص” بستگي دارد ، رهبري”ص” عترت پيامبر”ص” نيزبه همه شئون زندگي مردم مربوط مي باشد.( رباني گلپايگاني،1386ش، ص 138).
ابن حجرهيتمي هم اين حقيقت راازحديث ثقلين درک نموده است. وي درکتاب الصواعق المحرقه مي نويسد:
“وفي الاحاديث الحث علي التمسک باهل البيت اشاره الي عدم انقطاع متاهل منهم ، للتمسک به الي يوم القيامه، کما ان الکتاب العزيز کذلک ، ولهذا کانوا امانا لاهل الآرض ؛
دراحاديثي که برلزوم تمسک جستن به اهل بيت تاکيد مي کند، اين اشاره وجود دارد، که شخصي که داراي شايستگي تمسک جستن به او مي باشد، تاروز قيامت از ميان نمي رود، همانگونه که قرآن عزيز اين چنين است.
لذا اهل بيت “ع” به عنوان کساني که مايه امن وامان براي اهل زمين هستند، معرفي شده اند.
( حيدري ،، 1389،ص14.)
ابن ابي الحديد معتزلي:
ايشان درشرح کلام اميرالمومنين”ع” در نهج البلاغه که مي فرمايد:
“اللهم بلي لا تخلوالارض من قائم لله بحجه اما ظاهرا مشهوراواما خائفامغمورا لئلاتبطل حجج الله وبيناته ” مي نويسد:
“کيلا يخلواالزمان ممن هو مهيمن لله تعالي علي عباده ومسيطرعليهم ؛ وهذا يکاد يکون تصريحا بمذهب الاماميه ، الا ان اصحابنا يحملونه علي ان المراد به الابدال الذين وردت بهم الاخبار النبويه ، عنهم ، انهم في الارض سائحون ، فمنهم من يعرف ومنهم لايعرف ، وانهم لايموتون حتي يودعوا السروهوالعرفان عند قوم آخرين يقومون مقامهم “.
ابن ابي الحديد ضمن تفسيرآن کلام ، اول اعتراف مي کند که آن کلام قريب به تصريح درباره مذهب اماميه است .پس از آن ، ازعلماي معتزله نقل مي کند که آنها آن کلام را برابدال حمل کرده اند.ابدال انسان هاي عارف وزاهد مسلک که در زمين گردش مي کنند، برخي از آن ها شناخته شده وبرخي ناشناس هستند وهرگاه اجل آن ها فرا رسد اسرارعرفاني را به ابدال ديگرمي سپارند، تا قائم مقام انها باشند.(همان،ص15)
بديهي است که آن حمل بسيارتوجيه ناروا وخلاف ظاهراست . انگيزه آنها صرفا احترازازاعتراف به درست بودن مکتب اماميه است (همان،ص16)
ابن حجردراين زمينه مي نويسد: “وفي صلاه عيسي”ع” خلف رجل من هذه الامه ، مع کونه في آخرالزمان ،وقرب قيام الساعه دلاله للصحيح من الاقوال،ان الارض لاتخلومن قائم لله بحجه”(عسقلاني،1408ق،ص385)
4-2 در صحيح مسلم به روايت نافع آمده است:
جاء عبدالله بن مطيع ، حين کان من امرالحره ماکان، زمن يزيد بن معاويه، فقال: اطرحوا لابي عبدالرحمن وساده ،فقال : اني لم اتک لاجلس ، اتيک لاحدثک حديثا سمعت رسول الله “ص” يقول :من خلع يدا عن طاعه ، لقي الله يوم القيامه، لاحجه له، ومن مات وليس في عنقه بيعه ، مات ميته جاهليه.
“هنگامي که عبدالله ابن مطيع ازامارت حره بازگشت ، درزمان خلافت يزيد بن معاويه ، ودستور داد براي ابي عبدالرحمن پشتي بيندازند ، گفت : من نيامدم تا بنشينم بلکه آمدم تا به تو سخني بگويم وآن اينکه پيامبر “ص” فرمود: کسي که دست بيعت ندهد وبيعت نکند در قيامت خدا را بي امام وحجت ملاقات خواهد کرد وکسي که]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.