آوریل 14, 2021

منابع پایان نامه ارشد درباره آخرالزمان

1 min read
<![CDATA[]]>

در اين حديث ثقلين نه تنها اشاره بلکه تصريح است که کتاب خدا وعترت پيامبرص همانند دوقلويي است که رسول خدا ص امتش را به آن سفارش کرده وبه عنوان هدايتگران بعد ازخودش معرفي فرموده است ؛ لذا بايد در دين به هردو تمسک کرد.(المناوي ، ،بي تا، ج2ص174)
5-2 در سنن ترمذي آمده است که پيامبرص فرمود: ” لن يفترقا حتي يردا علي الحوض” ؛ يعني قرآن وعترت تا روز قيامت وجود دارند وباقي هستند واگر فرض کنيم زماني قرآن باشد وعترت وجود نداشته باشد، به نحوي قائل به افتراق وجدايي يکي از ديگري شديم؛ پس همانطور که قرآن کريم بين ما وجود دارد وباقي است ، بايد عترت واهل بيت پيامبرص نيز وجود وبقا داشته باشد.
نکته ديگر، آن که پيامبر”ص” در اين روايت فرمود: فانظروا کيف تخلفوني فيهما ” يعني بنگريد با اين دوجانشين که بين شما قرارمي دهم ، چگونه رفتار مي کنيد ؛ ونکته مهم اينکه پيامبرص قرآن واهل بيت خودش را ضمن اين وصيت ، ثقلين ودو خليفه بعد از خودش را معرفي کرده است.
مهم ترين نکته اي که ازحديث ثقلين استفاده مي شود ، حجيت وعصمت اهل بيت پيامبر”ص” است . قراردادن اهل بيت کنارقرآن ، آن هم توسط پيامبرص براي اثبات همين نکته مهم است . شکي نيست قرآن کتابي است که درآن ، ذره اي باطل وخطا راه ندارد؛ لذا مخالفت با آن ، جايز نيست . اين که پيامبرص اهل بيت خود را درکنارقرآن قرارداد وعدم افتراق اين دو تا قيامت ، وهادي بودن اين دوبراي تمام امت وگمراهي در صورت عدم تمسک همگي نشان از قرين بودن واقعي اين دو ثقل است که جز باعصمت ، معناي ديگري ندارد.
6-2 تفتازاني از متکلمان اهل سنت در شرح المقاصد مي نويسد:
” الا تري انه “ص” قرنهم بکتاب الله تعالي في کون التمسک بهما منقذا عن الضلاله ولا معني للتمسک بالکتاب الاخذ بما فيه من العلم والهدايه وکذا في العتره” ؛ آيا نمي بيني چگونه پيامبر(ص) اهل بيت خودرا به کتاب خدا مقرون ساخته است؟ به سبب چنگ زدن به کتاب وعترت که انسان را از گمراهي نجات خواهد دادومعناي تمسک به کتاب خدا اين است که تمام علم وهدايتي را که در کتاب خدا است ، اخذ کنيم وهمچنين است درباره عترت. ” ترجمه ماتن” .(تفتازاني ،1422ق، ج2 ص529.)
7-2 اهل بيت در حديث ثقلين:
اهل سنت نظرات متعددي را مطرح کرده اند .
1-7-2-برخي قائل اند که مراد از اهل بيت ، خصوص زنان پيامبر(ص) هستند.(سيوطي ج5 ص189؛ ابن حجر، ص141)
2-7-2 برخي قائلند مراد ازاهل بيت زنان پيامبراکرم ص وتمام افراد بني هاشم هستند که صدقه بر آنان حرام است. که آل علي وآل عقيل وآل جعفر وآل عباس راشامل مي شود. (ابن حجر،141)
3-7-2 مراد اهل بيت خصوص پيامبرص وامام علي ع وحضرت فاطمه ع وحضرت امام حسن وامام حسين ع مي باشد.تفسيرکشاف ج3 ص538) وبرخي آنها را علماي امت مي دانند.( سلسله الاحاديث الصحيحه ج2 ص360)
لکن مراد واقعي اين است که به کلمات خود پيامبرص مراجعه کنيم وببينيم که آن حضرت آيا اهل بيت خود را معرفي کرده است؟
مسلم ازعايشه نقل مي کند:
پيامبرص صبحگاهي از خانه خارج شد؛ در حالي که بر دوش او پارچه اي از پشم خياطي نشده بود. حسن بن علي ع بر او وارد شد. پيامبرص او را داخل کسا کرد. آن گاه اين آيه را تلاوت کرد ( انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت ويطهرکم تطهيرا) (مسلم،1932، ج7 ،ص130)
4-7-2 مسلم در صحيح خود در باب فضايل الصحابه در ذيل آيه شريف مباهله(آل عمران 61) حديثي از سعد بن ابي وقاص نقل مي کند:
” لما نزلت هذه الايه (ندع ابنائنا وابنائکم …) دعا رسول الله ص عليا وفاطمه وحسنا وحسينا فقال :اللهم هولاء اهلي (همان، ص130)
5-7-2 ترمذي به سند خود از انس بن مالک نقل مي کند:
رسول خدا ص تا شش ماه ، هنگام رفتن به نماز صبح ، پيوسته بردر خانه فاطمه گذر مي کرد ومي فرمود:” الصلاه يا اهل البيت ( انما يريد الله ليذهب عنک الرجس اهل البيت ويطهرکم تطهيرا(ترمذي،1403، ج5 ص.327)
6-7-2 ترمذي اين حديث را به سند متعدد درصحيح خود ونيزدرکتاب تفسيرقرآن ودرکتاب مناقب نقل مي کند .
ومراد از عترت ، همان افراد ويژه اي هستند که در اهل بيت مطرح شده اند.
7-7-2 علامه مناوي در شرح حديث ثقلين مي نويسد:
مقصود از عترت پيامبرص تنها افرادي هستند که داراي علم وپاکي خاصي بوده وهيچ گاه ازقرآن جدا نمي شوند. اين افراد، همان اصحاب کسا هستند که خداوند رجس وپليدي را ازآنها دور کرده است (مناوي،1391 ق،ص14،ج3 .)
8-7-2 ابن حجرهيتمي مي نويسد:
عترت بايد کساني باشند که تمسک به آنها تا قيامت شايسته ، وموجب بقا وايمني براي اهل زمين باشد؛ همچون قرآن کريم ؛ به همين سبب پيامبر”ص” تمام مسلمين را امر کرده است که به اهل بيت او تمسک کنند.(ابن حجر،1417ق ،ص89،)
اکنون مصداق اهل بيت رابايد بيابيم ، باتوجه به روايات پيامبرص آن هم در صحاح سته ، درمي يابيم وجود مبارک آن حضرت مصاديق عترت را مشخص فرموده است .
پيامبر اکرم ص در روايات متعدد امام مهدي را فردي ازاهل بيت وعترت خود مطرح کرده که هم سنگ قرآن است ، يعني پيامبر حجت را تمام کرده است که هيچ زماني نيست که زمين از عترت واهل بيت خالي باشد ، همان طور که از قرآن خالي نيست .
طبق احاديثي که مطرح شد، در مي يابيم که قرآن واهل بيت ع در هيچ زماني از هم جدا نخواهند شد ووجود يکي بدون ديگري ممکن نيست ونيز مي يابيم که امام مهدي از فرزندان فاطمه س واهل بيت وعترت پيامبر ص ويکي از ثقلين است که همتاي قرآن است وتمسک به آن حضرت در کنار قرآن موجب سعادت خواهد شد.(قادري ،1388ق،ص71.)
3 )حديث معرفت امام :
يکي ديگراز احاديثي که شيعه وسني آن ار نقل ودر کتب معتبر خود مطرح کرده اند، حديث ” معرفت امام” است. اين حديث درقالب هاي گوناگون نقل شده است؛ ولي اساس روايت يک معنا را دارد.
متن حديث:
1-3 بخاري در صحيح خود از ابن عباس نقل مي کند که پيامبرص فرمود:
من خرج من السلطان شبرا مات ميته جاهليه ؛( بخاري، 1401ق،ج2 ص13،)
هرکس از سلطنت حاکمي به اندازه يک وجب بيرون برود ، به مرگ جاهليت مرده است.”ماتن”
2-3 مسلم در صحيح خود از رسول خداص نقل مي کند که آن حضرت فرمود:
من مات وليس في عنقه بيعه مات ميته جاهليه؛.( مسلم ج6،1398ق، ص22، 21.)
هرکس بميرد در حالي که برگردنش بيعت نباشد ، به مرگ جاهليت از دنيا رفته است”ماتن”
3-3 ابوداوود در سنن خود از ابوذر نقل مي کند که رسول خدا ص فرمود:
من فارق الجماعه شبرا فقد خلع ربقه الاسلام من عنقه
هر کس از جماعت به اندازه يک وجب خارج بشود ، همانا ريسمان اسلام را از گردنش خارج کرده است .( ابوداوود،1410ق ،ص241 ج2 .)
اين حديث در مصنف عبدالرزاق صنعاني ومصنف ابن ابي شيبه وصحيح ابن حبان وکتب ديگرآمده است وعبارات روايت در برخي کتا بها به صورت ” من مات وليس له امام مات ميته جاهليه ” ذکر شده است.(عبدالرزاق، 1390ق ،ج11، ص330)
اين حديث در منابع شيعي نيز آمده است . مرحوم علامه مجلسي در کتاب گرانسنگ بحارالانوار، براي اين حديث ، ده ها طريق وسند ازکتب معتبر شيعي متذکر شده است . “ماتن”
4- نکات قابل استفاده از حديث :
1-4 مسلمين بايد به اسلام وامام توجه ومعرفت داشته باشند وبيعت امام را بر گردن خويش احساس کنند.(قادري ،1388ش، ص،75.)
2-4 اين کلام پيامبرص همچون ديگر کلمات آن حضرت ، وحياني است؛ مراد پيامبرص از اينکه ” مسلمين بايد به امام معرفت داشته باشند وگرنه ، به مرگ جاهليت مرده اند چه کسي است؟ آيا هر حاکم وسلطاني را شامل مي شود ؟(همان،همان)
با کمي تامل در مي يابيم وجود مبارک پيامبرص در احاديث متعددي ،مصاديق امام وحاکم را مطرح فرموده اند . زيباترين بيان آن بزرگوار در حديث ثقلين است که فرمود : قرآن وعترت من از ديگرجدا نمي شوند وهردو ، مايه هدايت وسعادت شما هستند . اگر به اين دوتمسک کنيد، راه هدايت را رفته ايد وگرنه گمراه مي شويد.(همان،همان)
?? بخش سوم: احاديث خاص مهدويت در صحاح ستّه
مهدويت واحاديث خاص در صحاح سته
در اين بخش که مهمترين بخش پايان نامه است ؛ به بررسي احاديث مهدويت به طور خاص در”صحاح سته” مي پردازيم وبه مواردي همچون “حسب” و”نسب” امام مهدي “ع”، “شمايل” ،”سيماي آن حضرت” ، “شرايط ظهور” ،”حکومت وعدالت” آن حضرت اشاره مي کنيم.
عنوان اول : بخشايشگر اموال
الف: حديث : بخشايشگراموال توسط امام مهدي “عج” :
1- در صحيح مسلم از جابربن عبدالله نقل مي کند:
حدثنا: زهيربن حرب وعلي بن حجر(واللفظ لزهير) قالا:
حدثنا اسماعيل بن ابراهيم ، عن الجريري ، عن ابي نضره ، قال: کنا عند جابربن عبدالله…قال:
قال رسول الله”ص”: يکون في آخرامتي خليفه يحثي المال حثيا ولا يعده عدا ، قال :قلت لابي نضره وابي العلاء : اتريان انه عمر بن عبدالعزيز؟ فقالا : لا.( النووي ،1932ق،ج8 ص39).
“پيامبرص فرمود : برامتم خليفه حکومت خواهد کرد که ثروت را جمع مي کند وبه مردم مي دهد بدون اينکه آن را بشمارد ، به ابونضره وابوعلاء گفتم : آيا اوعمربن عبدالعزيز است ؟ گفتند: خير.”ترجمه ماتن”
2-مسلم نيز حديث ديگري جابربن عبدالله نقل مي کند:
حدثني زهيربن حرب ، حدثنا عبدالصمد بن عبدالوارث ، حدثنا داود عن ابي نضره عن ابي سعيد وجابربن عبدالله قالا:
قال رسول الله”ص”: يکون في آخرالزمان خليفه يقسم المال ولا يعده . (صحيح مسلم بشرح النووي ج8،ص39) .” درآخر زمان خليفه مي آيد که ثروت را تقسيم مي کند بدون آن که آن را بشمارد” .”ترجمه ماتن”
3-مستدرک حاکم :
اخبرنا الحسن بن يعقوب بن يوسف العدل ، ثنا يحيي بن ابي طالب ، ثنا عبدالوهاب ابن عطاء ،انبا سعيد بناياس الجريري، عن ابي نضره، عن جابربن عبدالله رضي الله عنهما، قال:
قال رسول الله”ص”: يکون في امتي خليفه يحثي المال حثيا ولا يعده عدا…
ودر ادامه گفته: هذا حديث صحيح علي شرط مسلم ولم يخرجاه بهذه السياقه ، انما اخرج مسلم حديث داود بن ابي هند، عن ابي نضره، عن ابي سعيد، عن النبي”ص” “يکون في آخرالزمان خليفه يعطي المال ولا يعده عدا، وهذا له عله.
“درامتم خليفه اي مي آيد که مال را با دست برمي دارد وآن را شمارش نمي کند وحاکم گفته : اين حديثي صحيح است که شيخين با اين سياق نقل نکرده اند ومسلم فقط حديث داوود بن هند را نقل کرد که پيامبر”ص” فرمود: درآخرزمان خليفه اي مي آيد مال را مي دهد وآن را شمارش نمي کند “که اشکال دارد”(حاکم،1418ق، ج4، ص4564)
4-ابن ماجه از ابوسعيد خدري نقل مي کند:
حدثنا محمد بن مروان ، عن عماره بن ابي حفصه ، عن زيد العمي ، عن ابي الصديق ، عن ابي سعيد الخدري ، عن رسول الله “ص” قال:
تنعم امتي في زمن المهدي نعمته لم ينعموا مثلها قط ، ترسل السماء عليهم مدرارا ولا تزرع الارض شيئا من النبات الا اخرجته والمال کدوس ، يقوم الرجل فيقول : يا مهدي اعطني فيقول :خذ
” امتم در زمان مهدي به چنان نعمتي دست مي يابند که پيش از آن مانند آن نرسيده اند، آسمان بسيار بر آنان “باران” مي ريزد وهرچيزي که در زمين کاشته شود رشد مي کند ومال متراکم وانباشته مي شود ، مرد به پا مي خيزد ومي گويد: اي مهدي بده :سپس مهدي مي گويد: ببر”ترجمه ماتن” (سنن ابن ماجه ،1429ق،ج2ص1366.)
انفاق وخصلت بخشش مال ، در کتب ديگر اهل سنت مثل سنن ترمذي نيز آمده ، ترمذي اين حديث را به اسناد خود از ابوسعيد خدري از رسول خدا ص نقل کرده است وآن را حديث حسن مي خواند.(سنن ترمذي ، حديث2232.)
عنوان دوم : حسب ونسب امام مهدي “ع”
شناخت هر چيزي به حسب ونسب آن است وشناخت موضوع مهمي چون ” مهدي” به آن است]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.