ژانویه 17, 2021

منابع پایان نامه ارشد درباره آخرالزمان، امام صادق

1 min read
<![CDATA[]]>

” يکون في آخرهذه الامه خسف ومسخ وقذف ؛ دردوران آخرالزمان فرورفتن ، مسخ وقذف رخ مي دهد”ترجمه ماتن”.( ترمذي 1403ق،ج3.)
6- سنن ابي داوود : حدثنا محمد بن المثني ، حدثنا معاذ بن هشام، حدثني ابي، عن قتاده، عن صالح ابي الخليل ، عن صاحب له، عن ام سلمه زوج النبي”ص” عن النبي”ص”: قال:
يکون اختلاف عند موت خليفه ، فيخرج رجل من اهل المدينه هاربا الي مکه، فياتيه ناس من اهل مکه فيخرجونه وهم کاره فيبايعونه بين الرکن والمقام ، ويبعث اليه بعث من اهل الشام فيخسف بهم بالبيداء بين مکه والمدينه ، فاذا راي الناس ذلک اتاه ابدال الشام وعصائب اهل العراق فيبايعونه ثم ينشاء رجل من قريش اخواله کلب فيبعث اليهم بعثا فيظهرون عليهم، وذلک بعث کلب ، والخيبه لمن لم يشهد غنيمه کلب ، فيقسم المال، ويعمل في الناس بسنه نبيهم”ص” ويلقي الاسلام بجرانه في الارض ، فيلبث سبع سنين ثم يتوفي ويصلي عليه المسلمون؛(ابي داوودج2ص422ح4366)
” شرح حديث: در کتاب عون المعبود ج11 ، ص376، در شرح اين حديث چنين آمده است:
” هاربا من مکه” لانها مامن کل من التجا اليها ، ومعبد کل من سکن فيها. قال الطيبي-ره- وهو المهدي ؛ زيرا ابوداوود اين حديث را در باب المهدي، يادآور شده است.
“فياتيه ناس من اهل مکه” اي بعد ظهورامره، ومعرفه نورقدره .
“فيخرجونه” من بيته”وهوکاره” اما بليه الاماره واما خشيه الفتنه ، والجمله حاليه معترضه.
“بين الرکن والمقام” يعني ميان رکن حجرالسود ومقام ابراهيم “ع”
“ويبعث” به الصيغه المجهول ، اي يرسل الي حربه وقتاله ، مع انه من اولاد سيدالانام واقام في البلد الحرام .(بعث جيش از اهل شام ) .”بيداء” موضعي ميان مکه ومدينه است.
“فاذاراي الناس ذلک” اي ما ذکرمن خرق العاده ، وما جعل للمهدي من العلامه .”ابدال” جمع بدل ، يعني اولياء وعباد.
“عصائب اهل العراق” يعني خيارهم.
“ثم ينشا” اي يظهر. “رجل من قريش” هذا هو الذي يخالف المهدي .” اخواله” يعني اخوال آن مرد قريشي .”کلب” يعني امه کليبه.
فينازع المهدي من امره ، ويستعين عليه باخواله من بني کلب.”فيبعث اليهم بعثا” يعني آن مرد قريشي کلبي ، سپاهي را به سوي بيعت کنندگان با مهدي ، گسيل مي دارد.
“اليهم” اي الي المبايعين للمهدي ، “عليهم” اي فيغلب المبايعون علي البعث الذي بعثه -“وذلک بعث کلب” يعني انگيزه آن سپاه انگيزه نفساني است.
” ويعمل” المهدي في الناس بسنه نبيهم”ص” و”ويلقي الاسلام بجرانه”.
“ترجمه شرح حديث :هنگام مرگ خليفه اختلاف مي شود ومردي ازاهل مدينه خارج مي شود وبه مکه پناه مي برد ،زيرا جاي امني است براي هر کسي که به آن پناه برد، که الطيبي گفته : آن مرد مهدي است؛ زيرا ابوداوود را در باب مهدي آورده ومردمي از اهل مکه به او مي رسند “يعني هنگام ظهوراو” واو را از خانه اش بيرون مي کنند در حالي که او کراهت دارد”جمله معترضه است” خواه به خاطر ترس ازحکومت بر آن ها يا ترس از فتنه ، ميان رکن حجراسود ومقام ابراهيم ع “ويبعث” صيغه مجهول است يا براي جنگ وکشتن او مي فرستد با وجود اين که او از فرزندان بهترين خلق وساکن شهر حرام وگروهي از مردم شام به او مي رسند،در”بيداء” وآن مکاني بين مکه ومدينه واگر مردم آن خرق در عادت را ببينندونشانه اي از مهدي يافتند، “ابدال” يعني اولياء وبندگان شامي وعصائب عراق ؛ يعني بهترين مردم عراق ،” ثم ينشي رجل ؛ سپس مردي از قريش ظهور مي کند که با مهدي مخالفت مي کند و”اخوال” دايي هاي آن مرد قريشي که نامش کلب است ، با مهدي به خاطر رسالت او ، نزاع مي کندودايي هاي او که از بني کلب هستند به ياري او مي شتابند ، وسپاهي را به سوي بيعت کنند گان با مهدي روانه مي سازد، “اليهم” يعني به سوي بيعت کنندگان بامهدي ،”عليهم” يعني بيعت کنندگان با مهدي براو غلبه مي کنند وپيروز مي شوند ، زيرا انگيزه آو ودايي هايش “بني کلب ، انگيزه ي نفساني بود”و “يعمل” ومهدي با مردم مانند سنت پيامبر”ص” رفتار مي کند واسلام را به همسايگان خود مي رساند.”ترجمه ماتن”.
ت- پرچم هاي سياه “رايات سود”
ازديگرنشانه هايي که ازعلايم آخرالزمان ويا ظهورحضرت مهدي ع درروايات شيعه وسني مطرح شده ” برافراشته شدن پرچم هاي سياه ” . “رايات سود” است.در تعابير روايي آمده اين پرچم ها براي حمايت وهدايت ، در مسير امام مهدي ع از سمت خراسان برافراشته وبه حرکت درمي آيد . درروايات شيعه نيز اين نشانه مطرح شده واين پرچم ها وحرکت آن را، حق تلقي کرده است.(نعماني،1403ق ص251)
شيخ طوسي در کتابش از امام باقرع نقل مي کند:
پرچم هاي سياه ازسمت خراسان خارج مي شوند وبه سوي کوفه رهسپار مي شوند. هنگامي که امام مهدي “ع “ظهورکند با وي بيعت مي کنند.( طوسي،1411ق، ص452)
اين نشانه در سنن ابن ماجه وسنن ترمذي آمده است . البته ابن ماجه دوروايت دراين باره مي آوردکه يک روايت ، تصريح به امام مهدي ع دارد؛ ولي درسنن ترمذي اشاره اي به آن ندارد.”ماتن”.
منظور از رايات سود چيست؟
البته همان گونه که ابن کثير گفته ، “وهذه الرايات ليست هي التي اقبل بها ابو مسلم الخراساني ، فاستلب بها دوله بني اميه في سنه ثنتين وثلاثين ومائه ، بل رايات سود اخر، تاتي صحبه المهدي” ؛
منظوراز پرچم هاي سياه ، پرچم هاي سياه به رهبري ابومسلم خراساني به حمايت از عباسيان ، عليه امويان نيست ، بلکه مراد پرچم هاي سياه ديگري است ، که با ظهور مهدي مي آيند مي گويد که پرچم پيامبر”ص” نيز سياه بود وبه آن عقاب گفته مي شد” لان رايه رسول الله ص کانت سوداء ، يقال لها العقاب . (ابن کثير،1408ق، ج1 ،ص29.)
1- ابن ماجه باب خروج المهدي”ع”:
حدثنا عثمان بن ابي شيبه ، ثنا معاويه بن هشام ، ثنا علي بن صالح ، عن يزيد بن ابي زياد، عن ابراهيم ، عن علقمه ، عن عبدالله بن مسعود:قال:
بينما نحن عند رسول الله “ص” اذ اقبل فتيه من بني هاشم ، فلما رآهم النبي”ص” اغرورقت عيناه وتغير لونه ، قال:فقلت: ما نزال نري في وجهک شيئا نکرهه ، فقال:
انّا اهل بيت اختار لنا الله الآخره علي الدنيا ، وان اهل بيتي سيلقون بعدي بلاء وتشريدا وتطريدا، حتي ياتي قوم من قبل المشرق معهم رايات سود، فيسالون الخيرفلا يعطونه ، فيقاتلون فينصرون ، فيعطون ماسالوا، فلا يقبلونه ، حتي يدفعونه الي رجل من اهل بيتي فيملاها قسطا کما ملووها جورا ، فمن ادرک ذلک منکم فلياتهم ولو حبوا علي الثلج.(سنن ابن ماجه باب خروج المهدي ج2،ص1366 ح4082).
ابن مسعود گويد: نزد پيامبر”ص” بوديم وپسراني از بني هاشم آمدند ، هنگامي که پيامبر”ص” به آنان نگاه کردند شروع به گريه کردند واشک هاي اوسرازير شدند ورنگ صورتش تغيير کرد ، به او عرض کردم که چيزهايي بر صورت شما مي بينيم که از آن کراهت داريم ، فرمود: ما اهل بيت خدا آخرت را به جاي دنيا ، براي ما انتخاب کرده واهل بيتم پس از من گرفتاري ومصيبت وفرارو… مي بينند ، تا اينکه گروهي از سمت مشرق مي آيند وهمراه آنان پرچم هاي سياهي است خير رادرخواست مي کنند به آنان داده نمي شود، پيکارمي کنند وپيروز مي شوند ، مي دهند آنچه ازآنان درخواست شود، ولي قبول نمي کنند تا اينکه آن را به مردي از اهل بيتم تحويل دهند که آن را پراز عدل وداد مي کند همان گونه که پرازظلم وستم شده بود، هر کس از شما آن را ببيند خود را برساند گرچه با دست وپا آيد.”ترجمه ماتن”.
، ابن کثير پس از نقل اين حديث نوشته است: وفيه دلاله علي ان يکون المهدي بعد دوله بني العباس ، وانه يکون من اهل البيت من ذريه فاطمه بنت رسول الله”ص”(ابن کثير، ج1ص28)
2-ابن ماجه به اسنادش از ثوبان از رسول خدا”ص”:
يقتتل کنزکم ثلاثه کلهم ابن خليفه ، ثم لا يصير الي احد منهم ثم تطلع الرايات السود من قبل المشرق ،فيقتلونکم قتلا لم يقتله قوم ، ثم ذکر شيئا لا احفظه فقال:فاذا رايتموه فبايعوه ولو حبوا علي الثلج ، فانه خليفه الله المهدي .(سنن ابن ماجه ج2 ص1367 ، ح 4084)
” گنج شمارا سه نفر غارت مي کنند ، همه آن ها فرزند خليفه هستند ، وبراي هيچ کدام از آن ها نمي رسد ، سپس پرچم هاي سياه از سمت مشرق بيرون مي آيند ، وشما به صورتي مي کشد که قبل از آن چنين قتلي را نديده بوديد ، سپس چيزي گفت که من آن را به ياد نمي آورم وفرمود: اگر او را ديديد با او بيعت کنيد گرچه با شتافتن با دست وپا بر يخ ، زيرا او خليفه خدا “مهدي ع” است.
اين حديث را حاکم نيشابوري در مستدرک خود از ثوبان نقل کرده وگفته اين حديث طبق نظروضوابط شيخين ، صحيح است .(حاکم، بي تا، ج4،ص463)
3-درسنن ترمذي نيز حديث ” رايات سود” يا پرچم هاي سياه از جانب خراسان ، مطرح مي شود.
عن ابي هريره قال:
قال رسول الله “ص”: تخرج من خراسان رايات سود ، لا يردها شي حتي تنصب بايلياء. هذا حديث غريب حسن .( ترمذي،بي تا، ج3 ،ح2371)
” پرچم هاي سيا هاز سمت خراسان خارج مي شوند ، وکسي نمي تواند آن ها را دفع کند تا اين که به ايلياء برسد و ترمذي گفته : اين حديث نادر ،کمياب وحسن است.”.”ترجمه ماتن”
4- ابن حنبل از ثوبان از رسول خدا “ص” نقل مي کند:
اذا رايتم الرايات السود خرجت من قبل خراسان فاتوها ولو حبوا علي الثلج ، فانّ فيها خليفه الله المهدي
(ابن حنبل،بي تا،ج ،5 ص227)
متن حديث :
مصنف بن ابي شيبه با اسناد خود ازرسول خدا “ص” نقل کرده است که فرمود :
“انّا اهل البيت اختارالله لنا الاخره علي الدنيا وان اهل بيتي سيلقون بعدي بلاء وتشريدا وتطريدا وحتي ياتي قوم من هاهنا من نحو المشرق اصحاب رايات سود فيسالون الخير … حتي يدفعوها الي رجل من اهل بيتي فيملاها قسطا کما ملاوهاجورا فمن ادرک ذلک منکم فلياتهم ولو حبوا علي الثلج” .( ابن ماجه،1429ق، ج2 ح 4082)؛
“همانا ما اهل بيتي هستيم که خداوند آخرت رابراي ما بردنيا برگزيده است . همانا اهل بيت من بعد ازمن ، دچاربلاها وسختي ها وتبعيدها خواهند شد تازماني که گروهي از طرف مشرق مي آيند. همراه آنان پرچم هاي سياه است وانان طالب خيرهستند … آن پرچم رابه دست مردي از اهل بيت من مي سپارند واو زمين را پراز عدالت مي کند، همان طورکه پراز ظلم شده باشد. هرکس از شما که آن را درک کرد، بايد با آن ها همراهي کند، حتي اگربرروي برف حرکت کنيد”ترجمه ماتن”
ث) خروج سفياني :
يکي ازمهم ترين علايم ونشانه هاي ظهور که در منابع فريقين مطرح شده ، ظهور سفياني وموضوع خسف در بيداء است.
درروايات معتبر شيعي ، اين نشانه را ازعلايم حتمي ظهور حضرت مهدي ص دانسته اند.غيبت نعماني1403، ص426 ) درروايات اهل سنت ، تعبيرات محکم ومتقني دراين مورد هست؛ ولي آن را ازعلايم قيامت برشمرده اند مانند بخاري و… درروايات شيعي هم ، برخي مواقع اين علايم رااز علايم قيامت معرفي کرده اند.( طوسي،1411ق، ص436)
سفياني کيست؟
درروايات شيعي ، ازامام علي ع نقل شده که سفياني ، اسمش عثمان وپدرش عنبسه واز تبار ابوسفيان است. امام علي ع اورافرزند “خورنده جگرها” معرفي کرده است.
در حديثي ديگرازامام باقرع درباره صفات ظاهري سفياني آمده است:
السفياني احمراشقرازرق لم يعبدالله قط …؛ سفياني سرخ رو، “چشم آبي” است وهرگزخدا را پرستش نکرده است .”ترجمه ماتن”(مجلسي ،1404ق،ج52 ص254)
از برخي روايات استفاده مي شود که وي مسيحي يا دست نشانده مسيحي است واز شهرهاي روم خروج مي کند ودرگردن او صليبي قرار دارد .( طوسي ،1411ق ،ص278) از برخي ديگراز روايات استفاده مي شود که وي مسلمان منحرف شده اي است که کينه وعداوت خاصي با امام علي ع و شيعيانش دارد.
درحديثي امام صادق ع مي فرمايد: گويا سفياني را مي بينم که در ميدان کوفه شما ، جايگاه خود را گسترانيده است ونادي او فرياد مي زند هرکس سرشيعه علي ع رابياورد]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.