آوریل 14, 2021

منابع پایان نامه ارشد درباره آخرالزمان

1 min read
<![CDATA[]]>

عبدالحليم احمد بن تيميه “متوفي728ه”: وي درکتاب منهاج السنه ج4 ، ص211 ، مي نويسد:” ان الاحاديث التي يحتج بها علي خروج المهدي احاديث صحيحه رواها ابوداوود والترمذي واحمد وغيرهم من حديث ابن مسعود وغيره.(عقيده اهل السنه والاثرفي المهدي المنتظرص189)
ابن قيم جوزيه “متوفي751ه”: مي گويد: والاحاديث علي خروج المهدي اصح اسنادا،(همان ص191-192)
عبدالعزيز بن باز مي گويد: “اما انکارالمهدي المنتظربالکليه کما زعم ذلک بعض المتاخرين ، فهوقول باطل ، لان احاديث خروجه في آخرالزمان ، وانه يملاءالارض عدلاوقسطا ،کما ملئت جورا ، قدتواترت تواترا معنويا ، وکثرت جدا واستفاضت کما صرح بذلک جماعه من العلما…
ترجمه: واما انکار موضوع مهدويت به طور کامل همانگونه که برخي معاصرين پنداشتند، سخن نادرستي است ، زيرا که احاديث ظهورآن حضرت درآخر زمان ، واينکه زمين را پراز عدل وداد مي کند ، همان گونه که پر از ظلم وستم شد ، متواتر معنوي است ، واين احاديث بسيار نقل شده وبه حد استفاضه رسيدند به طوري که برخي از علماء به آن تصريح کردند.(ترجمه از ماتن) ( حيدري ،1389 ،ص90)
محي الدين عربي عارف برجسته‌ي جهان تسنن درباره‌ي مهدي(ع) چنين مي‌گويد?
اعلم ايدنا الله ان لله خليفه يخرج وقد امتلات الارض جورا وظلما فيملوها قسطا وعدلا ، ولو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله ذلک اليوم حتي يلي هذا الخليفه من عتره رسول الله “ص” من ولد فاطمه يواطيء اسمه اسم رسول الله “ص” جده الحسن بن علي بن ابي طالب يبايع بين الرکن والمقام …
” وبدان که خدا ما را پيروز مي گرداند ، قطعا براي خداوند خليفه اي ظهور مي کند وزماني که زمين ازظلم وستم پرشده او زمين را از عدل وداد پر خواهد کرد ، واگر از از عمر دنيا حتي يک روز هم باقي نماند خداوند آن روز را چنان طولاني خواهد کرد که اين خليفه از خاندان پيامبر”ص” ظهور مي کند از فرزندان فاطمه”س” که نامش ، همنام پيامبر”ص” است پدربزرگش حسن بن علي ابن ابي طالب “ع” است ، که ميان رکن ومقام با او بيعت مي کنند…”ترجمه ماتن” (ابن عربي ،1414ق ،ص63.)
7-1 روش تحقيق : روش کتابخانه اي که شامل فيش برداري ، جمع آوري اطلاعات وتجزيه وتحليل آنها است.
8-1 هدف تحقيق : هدف از نگارش اين تحقيق ، ايجاد وحدت نظر بين دو مذهب بزرگ اسلامي (شيعه واهل سنت) ، وآن هم دردوره اي بسيارخطير، وآن زماني است که دشمنان اسلام سعي بر آن دارند تا هر چه در توان وقدرت دارند از طريق تاليف کتب ، رسانه هاي جمعي ، ماهواره واينترنت و… شکاف بيشتري ميان مسلمانان ايجاد کنند ، تا به آرزوي خود “تفرقه بينداز وحکومت کن” برسند . پس لازم دانستم پژوهش “پايان نامه” خود را دراين زمينه انتخاب نمايم و طبق آيه شريفه” واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوا واذکروا نعمه الله عليکم ان کنتم اعداء فالف بين قلوبکم واصبحتم بنعمته اخوانا”(آل عمران103)، يکي از مباحث مهم عقايدي و اصول دين يعني” امامت ” نزد شيعه واز مباحث فروع دين نزد مذهب اهل سنت ، مي باشد را تحقق نمايم.”ماتن”
2- توضيحي مختصردرمورد صحيحين (صحيح بخاري ومسلم) وروش گزينش حديث :
درصحاح سته ، بخاري ومسلم نامي از امام مهدي”ع” نياورده اند ، وفقط به ذکراوصاف آن حضرت اکتفا نمودند وآن هم نماز خواندن عيسي”ع” درپشت سرآن حضرت وخروج دجال و… ، ولي سنن ابن ماجه ، ابي داوود ، ترمذي ونسايي ، هم نام مبارک آن حضرت هم اينکه از نسل پيامبر”ص” وشبيه پيامبردرخلق وچهره واندام و… احاديثي چند، آمده است. تا جايي که علماي سنت همچون ابن تيميه وبن بازو… تصريح کردند احاديث مهدي”عج” صحيح الاسناد هستند ، وآن هم بخاطر اينکه ازبزرگان صحابه نقل شده اند. اگر سوال شود که چرا صحيحين(بخاري ومسلم) احاديثي روشن ودقيق از “امام مهدي” نياوردند، پاسخ به آن روشن است ؛ اولا: آندودرمقدمه صحيح خود اعتراف واذعان نمودند که همه احاديث موجود را نياوردند واحاديثي که گردآوري کردند را ، از ميان هزاران حديث انتخاب کردند وآن هم بخاطر روش خاص هرکدام اقدام به گزينش حديث کردند.
همانگونه که نووي در شرح خود بر صحيح مسلم گويد : ” قال الشيخ الامام أبو عمرو بن الصلاح رحمه الله شرط مسلم رحمه الله تعالى في صحيحه أن يكون الحديث متصل الاسناد بنقل الثقة عن الثقة من أوله إلى منتهاه سالما من الشذوذ والعلة قال وهذا حد الصحيح فكل حديث اجتمعت فيه هذه الشروط فهو صحيح بلا خلاف بين أهل الحديث وما اختلفوا في صحته من الأحاديث فقد يكون سبب اختلافهم انتفاء شرط من هذه الشروط وبينهم خلاف في اشتراطه كما اذا كان بعض الرواة مستورا أو كان الحديث مرسلا وقد يكون سبب اختلافهم أنه هل اجتمعت فيه هذه الشروط أم انتفى بعضها وهذا هو الأغلب في ذلك كما اذا كان الحديث في رواته من اختلف في كونه من شرط الصحيح فاذا كان الحديث رواته كلهم ثقات غير أن فيهم أبا الزبير المكي مثلا أو سهيل بن أبي صالح أو العلاء بن عبد الرحمن أو حماد بن سلمة قالوا فيه هذا حديث صحيح على شرط مسلم وليس بصحيح على شرط البخاري لكون هؤلاء عند مسلم ممن اجتمعت فيهم الشروط المعتبرة ولم يثبت عند البخاري ذلك فيهم وكذا حال البخاري فيما خرجه من حديث عكرمة مولى بن عباس واسحاق بن محمد الفروي وعمرو بن مرزوق وغيرهم ممن احتج بهم البخاري ولم يحتج بهم مسلم قال الحاكم أبو عبد الله الحافظ النيسابوري في كتابه المدخل إلى معرفة المستدرك عدد من خرج لهم البخاري في الجامع الصحيح ولم يخرج لهم مسلم أربعمائة وأربعة وثلاثون شيخا وعدد من احتج بهم مسلم في المسند الصحيح ولم يحتج بهم البخاري في الجامع الصحيح ستمائة وخمسة وعشرون شيخا والله أعلم وأما قول مسلم رحمه الله في صحيحه في باب صفة صلاة رسول الله صلى الله عليه و سلم ليس كل شيء صحيح عندي وضعته ها هنا يعنى في كتابه هذا الصحيح وانما وضعت ها هنا ما أجمعوا عليه فمشكل فقد وضع فيه أحاديث كثيرة مختلفا في صحتها لكونها من حديث من ذكرناه ومن لم نذكره ممن اختلفوا في صحة حديثه قال الشيخ وجوابه من وجهين أحدهما أن مراده أنه لم يضع فيه الا ما وجد عنده فيه شروط الصحيح المجمع عليه وان لم يظهر اجتماعها في بعض الاحاديث عند بعضهم والثاني أنه أراد أنه لم يضع فيه ما اختلفت الثقات فيه في نفس الحديث متنا أو اسنادا.”
امام ابوعمروبن صلاح گفت که شرط مسلم رحمه الله در گزينش احاديث درصحيح خود اين است که سلسله سند حديث بايد پيوسته ومتصل باشد واينکه ناقل حديث ثقه ومورد اعتماد باشد وآن راوي هم بايد ازثقه ومورد اعتماد نقل کند تا آخرسلسله روايت بايد راويان آن ثقه باشند واز ضعف عاري باشند، وگفت که حديث صحيح اين شرايط را دارد وهر حديثي که اين شرايط را داشته باشد ، صحيح است ودراين سخن اختلاف نظري بين علماء حديث نيست ، ولي اختلاف آنان در فقدان يکي از شروط ذکر شده مي باشد. همان طور که بعضي از راويان ناشناس باشند يا حديث مرسل ، همچنين اختلاف ديگر آنها اينکه همه ي اين شرايط در نقل حديث رعايت شده است يا خير؛ مثلا اگرراويان حديث همه ثقه باشند ودرميان آنها ابوزبيرمکي يا سهيل بن ابي صالح يا علاء بن عبدالرحمن يا حماد بن سلمه باشند گفتند که اين حديث صحيح است وبرشرايط مسلم است ونه برشرايط بخاري ، زيرا که اين شرايط وراويان نزد مسلم معتبر هستند ولي نزد بخاري معتبر نيستند وهمچنين وضعيت بخاري اين گونه است يعني آن احاديثي که از عکرمه نوکر ابن عباس واسحاق ابن محمد فروي وعمرو بن مرزوق و… که بخاري روايت آنها را آورده در حالي که مسلم از آنها ابا داشته است واز آنها حديثي نقل نکرده است وحاکم نيشابوري در کتابش المدخل الي معرفه المستدرک گويد : تعداد راوياني که بخاري در صحيح خود از آنان حديث نقل کرده ومسلم از آنان حديث نقل نکرده است 434 نفرهستند وتعداد راوياني که مسلم در صحيح خود از آنان حديث نقل کرده وبخاري ازآنان حديث نقل نکرده 625 نفر مي باشند مثلا مسلم در صحيح خود در باب”صفه صلاه رسول الله ص ” گفته است: من همه ي احاديث صحيح را نياوردم وفقط احاديثي که بر آنها اجماع شده را آوردم وبسياري از احاديث که درصحت آنها اختلاف نظر بوده را ترک کرده است مسلم فقط احاديثي را آورده که به نظرش شرايط صحيح را دارد ونمي خواست احاديثي نقل کند که ثقات آن را نپذيرند وخواه در متن حديث اشکالي وجود داشته باشد ويا در سند آن اشکال باشد “ترجمه از ماتن”.(النووي ، 1392 ، ص 13.)
آنچه از گفتارفوق بر مي آيد اين است که :
1-2 : معلوم شد بخاري از رجالي نقل کرده که مسلم از آنها ابا داشت ومسلم نيز همينگونه بود. هردو قائل نيستند که همه ي احاديث صحيح را نقل کردند.
2-2 : اينکه آنها ادعا نکردند که فقط احاديث صحيح را نقل کرده اند.
3-2 : اگرملاک صحت حديث فقط اين دو(صحيحين) است پس چه لزومي به صحاح ديگراست . درحالي که خود اهل سنت به آنها احترام قائل هستند وشرح وحاشيه هايي برآنها نوشتند.
4-2 : اينکه حاکم نيشابوري احاديث بسياري را طبق شرط گزينش بخاري ومسلم در مستدرک نقل کرده که آن دو اين احاديث را نياورده اند.” ماتن”
در تدوين اين تحقيق ، از آنجا که احاديث روايت شده همگي يک نوع نيستند بلکه درباره موضوعاتي متفاوت روايت شده اند، لذا احاديث را زير موضوع مربوطه نوشته وتوضيح ومنبع مربوطه به آن را ذکرنمودم ، در مورد راويان احاديث اينکه آن راويان را ابتداي تحقيق آوردم زيرا ، برخي از ناقلان چندين حديث را نقل کرده اند وبراي جلوگيري از تکرارکردن آن مطلب ،لازم دانستم آن ناقلان رايکجا ذکر کنم و براي شناخت راوي خوانندگان محترم را به ابتداي تحقيق ارجاع مي دهم.
در تدوين اين تحقيق ، ابتدا اعتقاد به منجي در ساير اديان را به طور مختصر آوردم ،سپس آياتي را که در زمينه مهدويت تفسير شده اند را ذکر نمودم که مورد اتفاق با روايات شيعه است .
سپس آشنايي با کتب حديثي اهل سنت “صحاح سته “وآشنايي با برخي راويان حديث مهدويت ودر ادامه ، احاديثي عام وخاص مهدويت “ع”وبه چند حديث مورد اختلاف ميان شيعه واهل سنت را آوردم و مورد بررسي قرار دادم واز منابع گوناگوني بهره گرفتم وصحت وسقم آن احاديث را ذکر کردم که درپايان هرمطلب ، منبع مربوطه راذکر کردم. از اساتيدي که در تدوين اين تحقيق مرا ياري کردند همچون ؛ دکترحسين ايزدي استاد راهنما ودکترسيدعلوان نجاتي موسوي استاد مشاور بسيار سپاسگذارم .
” ربنا لا تواخذنا ان نسينا اواخطانا ربنا ولا تحملنا اصرا….”
3- اعتقاد به منجي آخرالزمان دراديان ديگر:
آشنايي اجمالي به اعتقاد به منجي آخرالزمان دراديان ديگر مانند :هندو، مسيحيت ، يهوديت و…
1- 3 هندو ،
درکتاب “وشن جوک” از کتب هندوها چنين آمده است:
سرانجام دنيا به کسي برگرددکه خدا را دوست دارد واز بندگان خاص اوباشد، ونام او”فرخنده وخجسته” باشد.
درکتاب ديگري به نام ” ديده “آمده است:
پس ازخرابي دنياپادشاهي درآخرزمان پيدا مي شود که پيشواي خلائق باشد؛ ونام او”منصور” باشد ، وتمام عالم را بگيرد ؛ وبه آئين خود آورد.
درکتاب ” دداتک “ازکتب مقدسه برهمائيان آمده است:
…. دست حق درآيد وجانشين آخر”ممتاطا” ظهورکند ومشرق ومغرب عالم رابگيرد همه جا ؛ خلايق راهدايت کند.
درکتاب ” باسک” از کتب هندوها آمده است:
دوردنيا تمام شود به پادشاه عادلي درآخرزمان که پيشواي فرشتگان وپريان وآدميان باشد؛ وراستي حق با اوباشد ، وآنچه دردريا وزمين ها وکوه ها پنهان باشد ، همه رابه]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.