ژانویه 17, 2021

منابع پایان نامه ارشد درباره ابن خلدون، امام زمان، آخرالزمان

1 min read
<![CDATA[]]>

“همانا که ابن خلدون سخن محدثان را به صورت خوب ونيک درک نکرده وآن جرح برتعديل مقدم است ، واگرسخن شان را خوب فهميده بود ودرک مي کرد ، اين کلام را نقل نمي کرد وشايد هم خوانده بودومي دانست ولي قصد داشت احاديث مهدي ع را تضعيف کند ، وآن هم به خاطرهوي وهوس سياست زمانش بود وبراي فهم صحيح اين قاعده”جرح مقدم بر تعديل” به کتاب معتبر مانند قواعد التحديث از شيخ مان جمال الدين قاسمي نگاه کن” ،”ترجمه ماتن”.
احمد شاکردرنقد نظريه ابن خلدون به دونکته اشاره دارد:
اول: ابن خلدون قاعده جرح مقدم برتعديل رانشناخته ودرست به کارنبرده است.
دوم: يا قاعده را مي دانسته ولي مي خواسته احاديث مربوط به حضرت مهدي”ع” را تضعيف نمايد ، چون گرايش سياسي غالب براو،چنين اقتضا مي کرد ومي گويد : ابن خلدون تا موقعي که به استخدام حکام حفصين موحدين بوده به مداحي ابن تومرت که “مدعي مهدويت” بوده ، قلم مي زد ،اما هنگامي که مماليک برمصرغلبه کردند ودشمن ابن تومرت بودند نظرخود رادرباره مهدويت تغييرداد، به اصطلاح نان به نرخ روز مي خورد.( حيدري ، ،1389 ،ص103).
بنابراين ، اعتقاد به ظهور مهدي بر هرمسلمان واجب است و از عقايد اهل سنت وجماعت است وجز افراد نادان وبي اطلاع از اسلام وبدعت گذارکسي منکر آن نخواهد بود.
ابياتي ازشاعر امام رضا”ع” ، دعبل خزاعيد درباره امام مهدي ع :
مي آورم وآن هم ابياتي از قصيده ي” تائيه” جاويد ؛ تا جايي که در حين خواندن قصيده امام رضا گريه کردند وبه دعبل فرمودند اي دعبل روح القدس همراه تو دارد سخن مي گويد وهديه اي به ايشان دادند . که شاعر به ذکر مصائب اهل بيت “ع” در حضورامام رضا “ع” مي پردازد ودرادامه به ظهورحضرت مهدي “ع” اشاره مي کند وآن هم به نظر ماتن تناسب معنايي دارد با حديث “يملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا است” وآن هم شاعر نخست مصائب ومشکلاتي که اهل بيت بعد از فوت پيامبر “ص” با آن مواجه شدند از کشتار، ضايع کردن حق آنها از بيت المال وخلافت وسپس به خروج امام زمان اشاره مي کند:
خروج امام لامحاله خارج يقوم علي اسم الله والبرکات
يميز فينا کل حق وباطل ويجزي علي النعماء والنقمات
يعني آنچه اميدوارم بيرون آمدن امامي است كه البته بيرون آيد و قيام نمايد بامامت بنام خدا و ياري او با بركتهاي بسيار و تميز مي‌دهد در ميان ما و ظاهر مي‌گرداند هر حق و باطلي را و جزا مي‌دهد مردم را بر نعمت ها و عقوبت ها. و بروايت ابن بابويه دعبل گفت چون من اين دو بيت را خواندم حضرت امام رضا صلوات الله عليه بسيار گريست پس سر?به سوي من بلند كرد و گفت اي خزاعي روح‌القدس اين دو بيت را بر زبان تو گفته است آيا مي‌داني كيست آن امام و كي قيام خواهد نمود گفتم نه اي مولاي من مگر آنكه شنيده‌ام كه امامي از ميان شما خروج خواهد كرد و زمين را از فساد پاك خواهد كرد و پر از عدل خواهد نمود پس حضرت فرمود اي دعبل امام بعد از من محمد پسر من است و بعد از محمد پسر او علي امام است و بعد از علي پسر او حسن امام است و بعد از حسن پسر او حجت قايم امام است كه در غيبت او انتظار خواهند كشيد و چون ظاهر شود همه كس اطاعت او خواهند كرد و اگر از دنيا باقي نمانده باشد مگر يكروز البته حق تعالي آنروز را دراز گرداند تا آن حضرت بيرون آيد و پر كند زمين را از عدالت چنانچه پر از جور شده باشد و اما آنكه چه وقت بيرون مي آيد خبر دادن از وقت است و به تحقيق كه خبر داد مرا پدرم از پدرش از پدرانش از حضرت اميرالمومنين عليه السلام از حضرت رسول خدا ص پرسيدند كه كي بيرون خواهد آمد قايم از فرزندان تو فرمود كه مثل بيرون آمدن قيامت است كه حق تعالي فرموده است كه به غير از خدا كسي نمي‌داند خصوص وقت آنرا و بناگاه خواهد آمد.
فيا نفس طيبي، ثم يا نفس ابشري فغيربعيد کل ما هوآت
“يعني پس اي جان من خوش باش پس اي نفس شاد باش پس دور نيست هر چه البته آمد نيست و جزع مكن از طول مدت جور مخالفان بدرستي كه من مي‌بينم قوت خود را كه اعلام مي‌كند و خبر مي‌دهد كه ثابت و باقي است و بروايت ديگر گويا مي‌بينم كه دولت مخالفان خبر مي‌دهد به پراكندگي”
فاني من الرحمن ارجوبحبهم حياه لدي الفردوس غيربتات
“يعني بدرستي كه من از خداوند مهربان اميدوارم نسبت محبت ايشان زندگاني در بهشت فردوس را كه منقطع نمي‌شود هرگز شايد حق تعالي رحم كند بر خلايق و برانگيزد براي ايشان چاره اي كه سبب خلاص ايشان گردد از جور مخالفان بدرستي كه حق تعالي نسبت به هر قوم پيوسته نظرهاي لطف و رحمت دارد”
(خزاعي،1417هجري،ص57تا65).(وترجمه ازمجلسي به نقل: http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=196 )
نتيجه گيري
از آنچه بحث شد نتيجه مي گيريم :
مساله منجي آخرالزمان فقط منحصر به دين اسلام وشيعه نيست بلکه حتي دراديان ديگر توحيدي وغير توحيدي در باره اين موضوع مطالبي نقل شده است ، مثلا در کتاب “ديده” هندو آمده : پس از خرابي دنيا پادشاهي در آخرزمان پيدا مي شود که پيشواي خلائق باشد ونام او “منصور” باشد وتمام عالم را بگيرد وبه آيين خود آورد . ودر کتاب جاماسب نامه زردشت آمده است ؛ مردي بيرون آيد از بين تازيان … مردي بزرگ سر، بزرگ تن وبزرگ ساق وبر آيين جد خويش وبا سپاه بسيار وروي به ايران نهد وآباداني کند وزمين را پرداد کند.
ودر مزمور37 کتاب مزامير داوود يهوديت آمده … زيرا شريران منقطع خواهند شد واما متوکلان به خداوند وارث زمين خواهند شد. ودر انجيل متي مسيحيان فصل 24 آمده : چون که برق از مشرق بيرون مي آيد وتا مغرب ظاهر مي گردد ، آمدن فرزند انسان نيز چنين خواهد بود.
دردين مبين اسلام وبه خصوص مذهب شيعه درمورد مهدويت احاديث فراواني وارد شده مانند الغيبه نعماني ، الغيبه طوسي و… که اعتقاد به اين مساله جزو اصول عقايد مذهب به شمار مي رود، ولي در مذهب اهل سنت ودر کتب معروف آنها که به صحاح سته موسوم هستند نيز احاديث عام وخاص درزمينه مهدويت وارد شده مثلا در صحيحين “بخاري ومسلم” نامي ازامام مهدي ع نياورده اند وفقط به ذکراوصاف آن حضرت اکتفا نمودند وآن هم نماز خواندن عيسي ع پشت سر امام زمان ع ، فراگير شدن ظلم وستم در آخرزمان ، خروج دجال و… احاديث آورده اند.
علت اينکه بخاري ومسلم احاديث مهدويت را نياورده اند اولا: آن دو در مقدمه کتاب خود اعتراف نمودند به اينکه تمام احاديث صحيح را نياورده اند واحاديث گردآوري شده را از ميان هزاران حديث نقل نمودند دوم : هر کدام در نقل حديث داراي ضوابط خاصي بودندودر يک راوي بايدآن شرايط خاص جمع مي شدند تا از وي نقل حديث مي کردند کما اينکه بخاري از کساني نقل حديث کرده که مسلم از آنان ابا داشته است ومسلم نيز چنين بود .
سوم : حاکم نيشابوري احاديث بسياري را طبق شرايط بخاري ومسلم نقل کرده که آنان از نقل اين احاديث ابا داشتند که علت آن هم ممکن است به اين احاديث دسترسي نداشته باشند از ميان آن احاديث ، احاديث مهدويت هستند که حاکم بعد از نقل اين احاديث عبارت ” ولم يخرجاه ” را آورده است .
ولي در سنن ابن ماجه ، ابي داوود ، ترمذي ونسايي احاديث دقيق تروروشن تري آمده است مانند : امام مهدي ع هم نام پيامبرص است ، شبيه پيامبردرخلق واندام و…ودر مورد احاديث مهدويت ابن تيميه ، ابن باز و… تصريح نمودند که احاديث مهدويت ع صحيح الاسناد هستند ودليل آن را در اين مي دانند که از بزرگان صحابه نقل شده اند.
درقرآن کريم آياتي آمده که علما ومفسرين آن آيات را به مساله مهدويت تفسير نمودند مانند :آيه105 انبيا : ولقد کتبنا في الزبور من بعد الذکر ان الارض يرثها عبادي الصالحون ؛ که مرحوم طبرسي از امام باقرع نقل کرده که فرمود: هم اصحاب المهدي في آخرالزمان .
دوم :آيه : ونريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض ونجعلهم ائمه ونجعلهم الوارثين ، که آقاي مکارم شيرازي در تفسير آيه از امام علي ع نقل مي کند فرمود: دنيا پس ازچموشي وسرکشي همچون شتري که از دادن شير به دوشنده اش خودداري مي کند وبراي بچه اش نگه مي دارد به ما روي مي آورد وسپس آيه مذکور را تلاوت فرمود.
در مورد احاديث مهدويت در صحاح سته اهل سنت ، اين احاديث از بزرگان صحابه نقل شده وجاي هيچ شک وابهامي نيست از کساني همچون : ابوهريره دوسي ، انس بن مالک ، ثوبان هاشمي ، جابر بن سمره ، جابر بن عبدالله انصاري ، ابو سعيد خدري ، عايشه ام المومنين ، عبدالله بن حارث ، عبدالله بن عباس، عبدالله بن مسعود ، ام سلمه ، زربن حبيش و… هستند.
درصحاح سته به دو دسته از احاديث بر مي خوريم يک دسته را تحت عنوان احاديث عام ودسته دوم را احاديث خاص مهدويت مي ناميم . احاديث عام مانند : بخاري از جابر بن سمره ،قال النبي ص : يکون اثنا عشر اميرا فقال کلمه لم اسمعها فقال ابي انه قال کلهم من قريش .
2) ابوداوود از جابر بن سمره نقل کرده : لا يزال هذا الدين قائما حتي يکون عليهم اثني عشرخليفه ، کلهم تجتمع عليه الامه ، فسمعت کلاما من النبي ص لم افهمه قلت لابي مايقول؟ قال : کلهم من قريش .
3) مسلم از زيد بن ارقم نقل مي کند : که پيامبرص دو چيز گرانبها را ميان امت خود به وديعه گذاشته اندکتاب خدا که هدايت ونور است واهل بيت خود وفرمود شما را سفارش مي کنم در حق اهل بيتم واين جمله را سه بار تکرار فرمود که مستفاد از اين حديث اين است که هدايت امت ، در گروتمسک به قرآن وعترت است وبدون تمسک به عترت هدايت کامل نيست وخطر گمراهي امت را تهديد مي کند.
4) بخاري ازابن عباس نقل مي کند : من خرج من السلطان شبرا مات ميته جاهليه ومسلم در صحيح خود نقل کرده : من مات وليس في عنقه بيعه مات ميته جاهليه ؛ که مستفاد از اين کلام اينکه مراد پيامبر”ص” از اينکه مسلمين بايد به امام معرفت داشته باشند وگر نه ، به مرگ جاهليت مرده اند چه حاکمي است ؟ آيا هرحاکم وسلطاني را شامل مي شود که قطعا خير زيرا امام بايد معصوم باشد وفقط اهل بيت طبق حديث ثثقلين و… داراي اين خصوصيت مي باشند.
دوم : احاديث خاص مهدويت : احاديثي که ظهور عيسي ع ، حسب ونسب وشمايل وعلايم ظهورو… را مي رسانند .
بخاري از ابوهريره از پيامبر ص : کيف انتم اذا نزل فيکم ابن مريم وامامکم منکم ؛ که شارح آن عسقلاني گويد منظورازامامکم “مهدي موعود عج ” است ، وآبري در مناقب گويد: متواتر است که مهدي از امت ما است وعيسي ع پشت سر اونمازمي خواند.
همچنين نتيجه مي گيريم که در صحاح سته مطالب زير درمورد امام مهدي ع گفته شده است:
اوصاف حضرت مهدي عج در صحاح :
1- بخشايشگر اموال : مسلم ازجابر بن عبدالله ازپيامبرص : يکون في آخر امتي خليفه يحيي المال حثيا ولا يعده عدا
2- حسب ونسب : ابن ماجه ازانس بن مالک از پيامبرص : نحن ولد عبدالمطلب ساده اهل الجنه واناوحمزه وعلي وجعفروالحسن والحسين والمهدي
3- قطعي بودن ظهور: ابوداوود از عبدالله بن مسعود از پيامبر ص : لو لم يبق منا لدنيا الايوم لطول الله ذلک اليوم حتي يبعث فيه رجلامني من اهل بيتي يواطي اسمه اسمي ، تاريخ بخاري از رسول خدا ص نقل مي کند : المهدي حق وهو من ولد فاطمه س .
4- هم نام پيامبر ص : ابوداوود از عبدالله بن مسعود از پيامبرص : لا تذهب اولا تنقضي الدنيا حتي يملک العرب رجل من اهل بيتي يواطي اسمه اسمي .
5- شباهت پيشاني وبيني : ابوداوود از ابوسعيد خدري از پيامبرص: المهدي مني اجلي الجبهه اقني الانف يملا الارض قسطا وعدلا کما ملئت ظلما وجورا ويملک سبع سنين
6- محل ظهور :ابن ماجه از عبدالله بن حارث : يخرج ناس من المشرق فيوطئون للمهدي ، يعني]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.