ژانویه 26, 2021

منابع پایان نامه ارشد درباره امام سجاد

1 min read
<![CDATA[]]>

“وهو محمد بن عبدالله المحض ، بن الحسن بن علي بن ابي طالب “ع” ، کان النفس الزکيه من سادات بني هاشم ورجالهم فضلا ، وشرفا، ودينا، وعلما ، وشجاع ،ورئاسه وکرما، ونبلا، وکان في ابتداء الامرقد شيّع بين الناس انّه المهدي الذي بشّر به، واثبت ابوه هذا في نفوس طوائف من الناس، وکان يروي انّ الرسول صلوات الله عليه وسلامه قال:
“لو لم يبقي من الدنيا يوم لطوّل الله ذلک اليوم حتي يبعث فيه مهدينا- او قائمنا -، اسمه کاسمي ، واسم ابيه کاسم ابي”
وکان عبدالله المحض يقول للناس عن ابنه محمد : هذا هوالمهدي الذي بشربه، هذا محمد بن عبدالله… ( ابن طقطقي ، 1345 ق، ص 120.)
“او محمد فرزند عبدالله محض ، فرزند حسن فرزند علي بن ابي طالب “ع” که نفس زکيه از سادات بني هاشم واز اهل فضل ، ديانت ودانش وشجاعت وسخاوت و…بود ، درابتدا ميان مردم رايج شده بود که او مهدي است که به آن بشارت شده است ، واين ادعا را پدرش ميان مردم ثابت کرده بود وروايت مي کرد که پيامبر”ص” :فرمود: اگر از عمر دنيا يک روز نماند خدا آن روز را طولاني مي کند تا اين که مهدي يا قائم ، ما ظهور کند نامش همنام من ونام پدرش مانند نام پدرم است . وعبدالله محض به مردم مي گفت که فرزند محمد همان مهدي است که به آن بشارت شده است واين محمد فرزند عبدالله …”ترجمه ماتن”
جواب چهارم : ابونعيم اصفهاني در کتاب”في مناقب المهدي” ؛ اين روايت را با طرق فراوان جمع کرده است وفقط در يک طريق آن ، عبارت ” اسم ابيه اسم ابي” را دارد وآن طريق ابن عاصم الآبرّي است که نشان مي دهد وي اين روايت را اضافه کرده است .(الطبسي النجفي،1375 ج1 ص89و90)
جواب پنجم: به احتمال زياد عبارت از مجعولات ومضوعات عباسيان باشد که قرائن شواهدي است ؛ زيرا شکي نيست که دولت عباسيان براي تاييد سلطنت خود وتشويق مردم به بيعت با محمد بن عبدالله ، ملقب به مهدي عباسي ( سومين خليفه عباسي ) دست به هر جنايتي ازجمله جعل حديث مي زدند . منصورعباسي که نامش عبدالله بود ، فرزندش محمد را به عنوان خليفه وجانشين خود معين کرد وبه مردم دستورداد تا با او به عنوان ولايت عهدي وجانشين بعد از خود بيعت کنند . وازآن که اسمش عبدالله بود ، دستور داد تا حديثي جعل کنند .( رضواني،1384ش، ص444)
پس بابررسي اين حديث وجواب هايي که مطرح شد :که اين مطلب قابل اثبات است که نام پدر مهدي “ع” هم نام پدر پيامبرص نيست .”ماتن”
البته برخي از عالمان اهل سنت نيز پذيرفته اند که امام مهدي ع فرزند امام حسن عسکري” ع” است؛ از جمله آن ها ؛ کمال الدين محمد طلحه شافعي وابن صباغ مالکي مي باشند.(محمدبن طلحه شافعي در مطالب السوول في مناقب آل الرسول ص89 وابن صباغ مالکي در الفصول المهمه ص274).
2. آنچه متواتر است نزد شيعه وسني اينکه امام مهدي ع از فرزندان امام حسين ع است ، اما يک روايت را ابوداوود نقل مي کند مبني براينکه امام مهدي “ع” ازفرزندان امام حسن مي باشد اينک اين حديث را بررسي مي کنيم .
ابوداوود در سنن خود چنين نقل کرده است :
عن هارون بن المغيره قال حدثنا عمروبن ابي قيس عن شعيب بن خالد عن ابي اسحاق قال : قال علي رضي الله عنه ونظر الي ابنه الحسن فقال: ان ابني هذا سيد کما سماه النبي ص وسيخرج من صلبه رجل يسمي باسم نبيکم يشبهه في الخلق ولا يشبه في الخلق ثم ذکرقصه : يملا الارض عدلا ؛
هارون بن مغيره از عمروبن ابي قيس از شعيب بن خالد از ابي اسحاق روايت کرده که : امام علي ع به فرزند خود حسن نگريسته وفرمود : اين فرزندم آقا وسرور است ، همچنان که رسول خدا ص او را اينگونه ناميده واز نسل او ، فرزندي ظهور خواهد کرد که همنام با پيامبرتان است . در خلق وخوي شبيه اوست ؛ ولي در خلق ( چهره واندام) شبيه او نيست ، سپس عدالت گستري او را حکايت کرد.(ابو داوود حديث4290)
اين حديث مورد بحث هاي فراواني واقع شد وجوابهاي متعدد ومنطقي به اين حديث داده شد.
جواب اول : حديث ، در نقل ديگري از کتب اهل سنت به جاي لفظ حسن ، لفظ حسين آمده است .جزري شافعي (م833) همين حديث را به اسناد خود از ابوداوود سجستاني نقل کرده وبه جاي لفظ حسن ، لفظ حسين در آن آمده است .جزري شافعي مي نويسد :
صحيح اين است که مهدي از نسل حسين بن علي “ع” است به دليل تصريح امير مومنان علي”ع” بر آن وطبق خبري که از شيخ الاجازه ما از عمر بن حسن الرقي به دستمان رسيده است .
ابوالحسن بن بخاري از عمرعمربن محمد دارقزي از ابوبدرکرخي از ابوبکر خطيب از ابوعمر هاشمي ازابوعلي لولويي از حافظ ابوداوود از هارون بن مغيره از عمرو بن ابي قيس از شعيب بن خالد از ابواسحاق خبر داد که علي “ع” به سوي فرزند خود حسين نگريست وسپس فرمود : اين پسرم آقا وسرور است ، همچنان که رسول خدا ص او را اين گونه ناميد .
از نسل وي فرزندي ظهور خواهد کرد که همنام پيامبرتان است ودر خلق وخوي شبيه اوست ، ولي در خلق شبيه اونيست سپس حکايت عدالت گستري وي رانقل کرد.(جزري شافعي،1403ق ص165و168).
پس مي بينيم در نقل ديگري که يکي از علماي معتمد اهل سنت از ابوداوود سجستاني روايت کرده آن را با نام ” حسين” مطرح کرده است ونمي توانيم بدون دليل وقرائن خارجي ، يک نقل را برنقل ديگر ترجيح بدهيم.(قادري،1388،ص104)
جواب دوم : منذري که سنن ابوداوود را شرح کرده است در آن جا اشاره مي کند اين حديث از حيث سند ، مقطوعه است ؛ چون ابو اسحاق ، اين حديث را از امير المومنين علي نشنيده است ؛ زيرا وي هنگام شهادت امام علي “ع” فقط شش يا هفت سال داشته است . بنا با قول ابن حجر، وي دردو سال پاياني خلافت عثمان به دنيا آمده است ؛(عسقلاني،1404ق، ج8 ،ص56) لذا شايد امام علي ع را ديده است ، ولي از حضرتش حديث استماع نکرده است.(همان،104)
جواب سوم : درباره سند حديث است، که گفته شده که سند حديث مجهول است ؛ چون ابوداوود چنين نقل کرده است : از هارون بن مغيره برايم حديث شد وراوي پيش از هارون بن مغيره نامعلوم است . لذا اين حديث از حيث سند قابل اعتماد نيست .(همان،104)
جواب چهارم : ممکن است تصحيف در کلمه صورت گرفته باشد ؛ يعني احتمال تصحيف وتغيير شکل کلمه حسين وثبت شدن به هيات حسن ، درحديث ابوداوود بعيد نيست . به ويژه آن که اين حديث را افراد ديگري از ابوداوود نقل کرده اند ودرآن به صورت حسين آمده است . اضافه برآن احتمال ،عکس اين حديث يعني اولاد امام حسين بودن مهدي نيزکاملا قوي است ؛ زيرا در هر صورت ، اين حديث خبر واحد است وبا روايات متعدد ديگر نمي تواند معارضه کند.(همان،105)
جواب پنجم : در ارتباط با مجعول بودن اين حديث نيز احتمال جدي وجود دارد. مويد اين احتمال اين است که حسنيون وپيروان آنان گمان بردند ، مهدي همان محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن “ع” در سال145ق که در زمان خلافت منصور کشته شده است ؛ لذا از اين احاديث ، براي مقاصد سياسي خود استفاده کردند . بعدها عباسيان مدعي شدند که مهدي موعود ، همان محمد بن عبدالله بن منصورعباسي (169-158ق) است.(همان،همان)
جواب ششم : حديث ابوداوود ، علاوه بر اينکه از حيث سند دچار ضعف است، توان معارضه بااحاديث ديگري که مهدي را از فرزندان امام حسين “ع” مي داند ندارد . اکنون ما به يک نمونه از آن احاديث اشاره مي کنيم که حديث حذيفه بن يمان است :
رسول خدا “ص” براي ما خطبه اي ايراد فرمود ودرآن ، ازحوادث آينده خبر داد وافزود: اگر از عمر دنيا بيش از يک روز باقي نماند ، خداوند بزرگ آن روز راچنان طولاني خواهد ساخت تا آن که مردي از نسل من در آن روز قيام کند که هم اسم من است . آن گاه سلمان برخا ست وپرسيد: يارسول الله “ص” او از کدام فرزند تو خواهد بود؟ فرمود: از اين فرزندم ودست بر پشت حسين زد.(همان،همان)
جواب هفتم : حديث ابوداوود هر چند دچارضعف سندي است بازدر صورت صحت سند حديث مزبور، تعارضي با احاديث ابن الحسين بودن مهدي نداشته ومانعي بر سرراه آن ها ايجاد نخواهد کرد؛ زيرا جمع بين اين حديث ابوداوود واحاديث ديگر وجود دارد ؛ چون امام مهدي ع حسيني الاب وحسني الام است. بدين صورت که همسرامام سجادع ( يعني مادرامام باقرع) فاطمه بنت الحسن دخترامام حسن مجتبي است ولذا امام باقرع حسيني الاب وحسني الام بوده است وفرزندان ان حضرت همگي ذريه سبطين محسوب مي شوند.(همان،106)
البته اين نکته مويد قرآني هم دارد که در قرآن کريم عيسي ع را از طرف مادرش ملحق به انبيا سابق دانسته است (ووهبنا له اسحاق کلا هدينا من قبل ومن ذريته داوود وسليمان … وعيسي والياس کل من الصالحين).( انعام 84و86)
برخي روايات نيزاين جمع را تاييد مي کند . در منابع اهل سنت نيز مطرح شده است . پيامبراکرم ص خطاب به فاطمه زهراء فرمود: ” والذي بعثني بالحق ان منهما مهدي هذه الامه ؛ سوگند به کسي که مرا به حق مبعوث فرمود، به درستي که مهدي اين امت ازآندو(حسن وحسين است”.(طبري،1380، ص136)
بنابراين ، حديث ابوداوود هرچند دچارضعف سندي شديد واشکالات متعددي است لکن بر فرض صحت سند آن مي توان راه جمع براي آن مطرح کردوگفت هيچ تعارضي ندارد با احاديثي که مهدي راازفرزندان امام حسين ع مي داند. فلذا نسب امام مهدي همان طور که اثبات شد فاطمي است به همان نسبت مي گوييم مهدي از فرزندان حسين “ع” مي باشد که در احاديث متعددي از شيعه اين مطلب مطرح شده ومهدي را نهمين فرزند از فرزندان امام حسين ع دانسته است. (قادري،1388،ص106)
در منابع شيعي از امام حسين ع روايت شده که فرمود :
“منّا اثنا عشرمهديّا اولهم اميرالمومنين علي بن ابي طالب واخرهم التاسع من ولدي وهو القائم بالحق يحيي الله به الارض بعد موتها ويظهر به دين الحق علي الدين کله ولوکره المشرکون”؛ دوازده مهدي از ما هستند. اول آنها امير المومنان علي بن ابي طالب وآخر آنها نهمين فرزند من است. هموکه به حق قيام مي کند وخداوند به برکت وجود او، زمين مرده را زنده وآباد مي کند ودين حق را برتمام اديان پيروز مي گرداند اگر چه مشرکان کراهت داشته باشند.( شيخ صدوق ،1416ق ج1 ص317))
3. بررسي حديث ” لا مهدي الا عيسي “
دراحاديث متعددي از کتب اهل سنت به ويژه در صحاح سته مشخص شد مهدي از قريش واز اهل بيت
پيامبر”ص” واز فرزندان فاطمه “س” است ، اما ابن ماجه در سنن خود حديثي آورده است که :” لا مهدي الا عيسي بن مريم” واين حديث موجب بحث هاي فراواني شده است.
حتي اين حديث موجب شده که برخي از منکران مهدويت آن را دستاويز قرار داده ، اصل مهدويت در اعتقاد مسلمين را مورد تشکيک قرار دهند . البته علماي اسلام جواب هاي منطقي ومستدلي درباره اين حديث مطرح کرده اند . بنابراين لازم است اکنون به بررسي اين حديث وپاسخ هاي آن بپردازيم.
متن حديث : در سنن ابن ماجه آمده است:
حدثنا يونس بن عبدالله حدثنا محمد بن ادريس الشافعي حدثني محمد بن خالد الجندي عن ابان بن صالح عن الحسن عن انس بن مالک ان رسول الله ص قال : لايزداد الامرالاشده ولاالدنيا الاادبارا ولا الناس الاشحا ولا تقوم الساعه الا علي شرارالناس ولاالمهدي الاعيسي بن مريم؛
ابن ماجه حديث را از يونس بن عبدالله از محمد بن ادريس شافعي از محمد بن خالد جندي از ابان بن صالح از حسن بصري از انس بن مالک نقل کرده که رسول خدا “ص” فرمود: کارها سخت ترخواهد شد ودنيا بيشتر پشت خواهد کرد ومردم حريص ترخواهند گشت وروزقيامت جزبراي بدکاران بر پا نخواهد شد ومهدي ، کسي جز عيسي بن مريم نيست. (ابن ماجه،بي تا، ج2 ،ح4039)
جواب اول : ابن ماجه که اين حديث را در سنن خود آورده است ، حديثي را با سند معتبراز پيامبر”ص” نقل مي کند :” المهدي من ولد فاطمه”( همان، همان،همان، ح4086) واحاديث زيادي که مهدي را از فرزندان عبدالمطلب]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.