می 14, 2021

منبع مقاله درباره عصر اطلاعات، استاندارد، توسعه بازار

1 min read
<![CDATA[]]>

الف)به طور متمرکز برنامه ريزي شده- شرکت هايي که داراي استراتژي “به طور متمرکز برنامه ريزي شده”123هستند،يک واحد مرکزي يا يک شخص مسئول دارند که مسئوليت هماهنگي استراتژي فن آوري اطلاعات شرکت وارتباط آن با استراتژي تجاري را بر عهده دارد. يکي از وظايف اين واحد، اين است که تعيين کندچگونه کاربردهاي فن آوري اطلاعات در حال حاضر براي شرکت مزيت رقابتي بيشتري را فراهم کند. به واحد مزبور بايد يک اختيار رسمي عطا شود و مدير ارشد سيستم هاي اطلاعاتي بايد جزيي از فرايند تصميم گيري مديريت ارشد باشد.
ب)هدايت مزيت- شرکت هايي که از استراتژي “هدايت مزيت”124 پيروي مي کنند در تلاشند تا شرايط جاري فن آوري اطلاعات را با نيازهاي شرکت مرتبط سازند. اين استراتژي با سرمايه گذاري در فعاليت هاي تحقيق و توسعه به ويژه در بخش سيستم هاي اطلاعاتي امکان دارد به طور مستقيم و فوري کاربرد نداشته باشد. استراتژي “هدايت مزيت” تعهد هوش مديريت ارشد و حتي مديران غير سيستم هاي اطلاعاتي را دارا باشد.
ج)بازار آزاد- استراتژي “بازار آزاد”125 به کاربران امکان مي دهد کاملا تعيين کنند، نيازهاي فن آوري اطلاعات در شرکت چيست و چطور آن ها بهتر برآورده مي شوند.
د)انحصار- استراتژي انحصار126 ممکن است از طريق خط مشي مستقيم يا توافق غير رسمي به وجود آيد. بخش هاي سيستم هاي اطلاعاتي در شرکت ها با استفاده از استراتژي انحصار تنها منبع فن آوري براي کاربران به شمار مي روند. اين خصوصيتي است که نقش سنتي بخش سيستم هاي اطلاعاتي ناميده مي شود. استراتژي انحصار به اين مفهوم نيست که کاربران بايد تنها از کاربردهايي استفاده کنند که بخش سيستم هاي اطلاعاتي مناسب دارند.
و)منابع کمياب- هنگامي که مديريت فن آوري اطلاعات را به عنوان منابع کمياب127 در نظر مي گيرد، تلاش مي کند استفاده از آن را محدود سازد و کاربردهاي سيستم هاي اطلاعاتي بر مبناي معيارهاي خيلي دقيقي انتخاب مي شوند، مانند نرخ سرمايه گذاري مورد انتظار و دوره بازگشت سرمايه برخي شرکت ها به فن آوري اطلاعات به عنوان يک زبان لازم يا ضروري نگاه مي کنند.اين نگاه يا به علت تجربه قبلي و يا به علت درک هاي منفي ديگر است. شرکت ها با استفاده از اين استراتژي يک پروژه فن آوري اطلاعات را در صورتي قبول مي کنند که به طور کامل دستيابي به يک هدف تجاري خاص را امکان پذير سازد.درهر زماني سرکشي ممکن است با توجه به تغيير شرايط، چندين استراتژي را براي خود در نظر بگيريد. تعيين استراتژي خاصي براي يک موقعيت ويژه بايد از يک فرايند تفکر آگاهانه و به وسيله مديران ارشد شرکت منتج شوند. چنين فرايندي مي بايد وضع فعلي شرکت و اثر بالقوه قبول يک استراتژي خاص ارتباطي را مورد ملاحظه قرار دهد. شش استراتژي ارتباط پارسونز به برنامه ريزان امکان مي دهد که شرکت ها را به روش هاي مفيدي مفهوم سازي کنند.
جدول (2-1): استراتژي هاي عمومي فن آوري اطلاعات (طالقاني، 1384، ص 54)
به طور متمرکز برنامه ريزي شده
هدايت مزيت
بازار آزاد
انحصار
منابع کمياب
زيان ضروري
بهترين تناسب شرکت در جايي که IT وجود دارد:
استراتژيک يا چرخشي
چرخشي يا استراتژيک (اما پرهزينه)
چرخشي، اگر کاربران پيشرفته هستند، يا حمايتي، اگر کاربران پيشرفته نيستند.
کارخانه يا حمايت (گران تر ا زآنچه که لازم است)
حمايت يا کارخانه (اما ريسک کم)
فقط حمايت در سطح پايين
مستلزم:
-واحدي با مسئوليت و اختيار براي استراتژي تجاري IT
-مديريت ارشد: مطلع ودرگير
-تعهد منابع
-مديريت IT: پيشرو در نوآوري
-ارتباط با کاربران -مهارت هاي فني قوي
-کاربران مطلع و آگاه اگر در چرخشي، مديريت IT بازار گرا باشد.
-کاربران مستقل -حذف کنترل بودجه IT -تمايل براي تلاش مجدد
-پذيرش کاربر
-سياستها براي تقويت
-منبع منحصر به فرد -به کارگيري روشهاي پيشگيري –توانايي بيشتر کاربران
-کنترل بودجه اي بر روي استانداردهاي IT، نظارت بر رويه ها
-کتنرل دقيق IT
-برآورده نمودن نيازهاي اساسي
منطق مديريت:
اراده مرکزي بهترين تصميم ها را اتخاذ مي کند
فن آوري، فرصت هاي تجاري ايجاد خواهد کرد
بازار بهترين تصيمم ها را اتخاذ م يکند
اطلاعات، کاربر شرکت است.
اطلاعات منبع محدود شده است
اطلاعات براي تجارت مهم است
نقش داخلي IT:
ارتباط با تجارت در سطح چندگانه
مرزهاي فن آوري را در همه مسيرها به جلو هل دادن
رقابت کردن در برابر فروشندگان خارجي، توسعه بازار و عرصه خدمات سودآور
-به کارگيري منابع منحصر به فرد
-غيردستوري
-ارضاي کاربران
-حفظ کردن سيستم ها
-محدود کردن در اندازه
-تخصيص داده شده به وسيله ROI
-کنترل هزينه ها
-مذاکره استفاده از منبع
-مديريت محافظه کار
-قلمرو و تواناييهاي بسيار محدود شده
نقش کاربرد
شناسايي فرصت هاي IT و هم سطح
استفاده از فن آوريجديد توسعه يافته
شناسايي و اجراي فرصتهاي IT در همه سطوح
حرکت براي استفاده ازاطلاعات داخلي وقتي نيازهادرک شد
شناسايي پروژه هايي که از نظر هزينه توصيه شده است.
-کاربران خيلي کم -توان تحت تاثير قرار دادن (IT ) وجود ندارد
2-1-18) محدوديت هاي فن آوري اطلاعات
از جمله محدوديت ها و مشکلات در زمينه فن آوري اطلاعات مي توان به موارد زير اشاره نمود (حسين پور، 1386، ص 185):
ـ سرعت پيشرفت فن آوري اطلاعات؛ اين سرعت گاهي به حدي است که از ظرفيت انسان در شناخت کاربردها و هدايت آن به سوي نتايج مورد نظر پيشي مي گيرد.
ـ فن آوري اطلاعات ممکن است حريم زندگي خصوصي افراد را از بين ببرد.
ـ فن آوري اطلاعات از طريق تمرکز اطلاعات مي تواند تمرکز قدرت را موجب گردد. نبايد اجازه داد اين قدرت در دست اقليتي کوچک قرار بگيرد.
ـ درجامعه تحت سلطه فن آوري اطلاعات امکان سوء استفاده از هر زماني در تاريخ بشر بيشتر است. پيشرفت فن آوري اطلاعات در زمينه کار اداري بيش از همه کارهاي دفتري را به مخاطره مي اندازد. از آن جايي که اکثريت کارمندان دفتر زنان هستند، خود کار شدن امور، بسياري از زنان را بيکار مي کند .
2-1-18-1)موانع به کارگيري فن آوري اطلاعات در سازمان ها- حدود فن آوري يک ملت متناسب با حد متوسط توانايي و دانايي آن ملت است. و اين مسأله را نبايد فراموش کرد که هدف در رشد فن آوري، ارتقاي سطح زندگي و تحصيلي افراد جامعه و گسترش بازار داخلي قوي و وسيع است و از هر چه بگذريم اين مصرف کننده و سازگاري با محيط موجود کشور، موج واقعي براي فن آوري نوين خواهند بود. کمبود دانش مديران در زمينه فن آوري اطلاعات مانع پذيرش اين فن آوري در سازمان هاست. با اين حال موانع اصلي در گسترش IT در هر سازمان را مي توان به شرح زير بيان نمود: (مبارکي و همکار 1382، ص 9)
الف)مديران عالي- اکثر مديران عالي به اندازه کافي نقش IT را درک نمي کنند. اين افراد رويکرد يکپارچه سازي را آغاز نمي کنند و در مقابل يکپارچه سازي پيشنهاد شده به دليل ترس از عدم توانايي بعدي در درک فرايند يا کنترل آن مقاومت مي کنند. در صورتي که اگر دانشي راجع به IT داشته باشند ممکن است ذهنيت جديدي داشته باشند اما به هيچ وجه دورنماي آن ها از سازمان و يا شرکت منطبق بر عصر اطلاعات نيست.
ب)کارکنان بخش IT- اين افراد نيازهاي اطلاعاتي مربوط به مديران را درست درک نمي کنند و تنها به تکنولوژي علاقه مندند. متخصصين IT آکادمي پشتيباني يا مشارکت در رويکردهاي اصلاحي مبتني بر اطلاعات را ندارند.
ج)ساير کارکنان عملياتي- وجه غالب کارکنان فهم استراتژيک ناچيزي از اطلاعات دارند، اما مي توان آن را به دو گروه تقسيم کرد:
– گروهي که سواد کامپيوتري ندارند و از طرف IT و فرهنگ مربوط به آن احساس تهديد مي کنند. اين گروه از کارکنان به دليل ترسشان در مقابل هر نوع اصلاحات عصر اطلاعات مقاومت مي کنند.
-گروهي که سواد کامپيوتري دارند، بدون توجه به نياز جرم به ايجاد هماهنگي ميان فعاليت هاي IT مي خواهند برنامه خود را دنبال کنند. اين افراد به هيچ وجه مايل نيستند که تلاش هاي خود را در قالب يک برنامه اصلاحي جامع تر تعالي ببخشند و بنابراين هر نوع تلاش سازماني با رويکرد يکپارچه سازي نسبت به اصلاحات عصر اطلاعات را تضعيف مي کنند.
د)کمبود امکانات مالي و عدم اولويت بندي در تخصيص سرمايه- به کارگيري IT نيازمند سرمايه گذاري و اختصاص بودجه لازم از سود شرکت ها و سازمان هاست نياز به سرمايه گذاري عمده در زمينه IT، از جمله مسائل بازدارنده در جهت اشاعه فن آوري هاي جديد اطلاعاتي و ارتباطي در سازمان هاست.
2-1-18-2)مشکلات برنامه ريزي فن آوري اطلاعات-اهم مشکلات برنامه ريزي فن آوري اطلاعات در بخش تدوين، توسعه و اجرا عبارت اند از: (جهانگيري 1386، ص 43)
الف)مشکلات برنامه ريزي فن آوري اطلاعات در بخش تدوين- از جمله مشکلات مربوط به برنامه ريزي فن آوري اطلاعات در بخش تدوين عبارت اند از :
– حمايت نکردن مديريت عالي از برنامه ريزي
– نپذيرفتن تغيير در فرآيند سازمان
– ناتواني در جذب نيروي متخصص
– تفويض مسئوليت برنامه ريزي به افراد فاقد تخصص و تجربه
– پيش بيني نکردن زمان صحيح براي پوشش کليه وظايف برنامه ريزي
– پايين بودن سطح تعهد کميته برنامه ريزي
– فقدان مرزهاي روشن براي برنامه ريزي
– به کار نگرفتن فن آوري هاي نوين
– ناديده گرفتن جنبه سياسي برنامه ريزي
– تعيين نکردن سطح کنترل و تمرکز مناسب سيستم هاي اطلاعاتي
– گرايش به افق بسيار طولاني برنامه ريزي
– فقدان روي? برنامه ريزي رسمي و روشن
– بي توجهي به فرآيند يادگيري کاربران
– گرايش به افق بسيار کوتاه برنامه ريزي
ب)مشکلات برنامه ريزي فن آوري اطلاعات در بخش توسعه- از جمله مشکلات برنامه ريزي فن آوري اطلاعات در بخش توسعه عبارت اند از :
– مشارکت ناکافي مديريت عالي
– ناديده گرفتن اهداف تجاري
– فقدان تعريف مناسب برنامه هاي عملياتي در چهارچوب استراتژي ها و اهداف
– مشارکت ناکافي کاربران
– تقويت و ايجاد زمينه ي استفاده از پيشنهادهاي کاربران
– ضعف در تعيين توانايي سازمان در اجراي استراتژي ها
– عدم اجراي تحليل هاي بالا به پايين براي تعيين کارکردهاي اصلي برنامه IT و IS
– ارزيابي غير دقيق و غيرعلمي استراتژي هاي مختلف فن آوري اطلاعات
– ناهماهنگي و بي حمايتي در اجرا
– افزايش رسميت واز بين رفتن خلاقيت در تعريف نيازمندي هاي اطلاعاتي
ج)مشکلات برنامه ريزي فن آوري اطلاعات در بخش اجرا- از جمله مشکلات برنامه ريزي فن آوري اطلاعات در بخش اجرا عبارت اند از:
– پايين بودن سطح تعهد مديريت عالي در به کارگيري برنامه هاي تدوين شده
– ناديده گرفتن اصل بازخورد مبتني بر تغييرات محيطي
– ناسازگاري تصميمات اساسي يا استراتژي هاي برگزيده
– استفاده نکردن از برنامه هاي IS به عنوان استانداردهاي براي اندازه گيري عملکرد مديريتي
– درک نکردن برنامه IS توسط کارکنان.
از نگاهي ديگر، مشکلات فرايند برنامه ريزي استراتژيک فن آوري اطلاعات در سازمان را مي توان به عوامل]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.