ژانویه 17, 2021

منبع مقاله درباره مواد مخدر، عزت نفس، بزرگسالان

1 min read
<![CDATA[]]>

ديدگاههاي اريکسون توسط بسياري ازمتخصصان نيزتعبير،تفسير وگسترش يافته است. يکي از محققان، به نام جيمز مارسيا يک مصاحبه سازمان يافته رابراي طبقه بندي هويت نوجوانان تدوين کرده است تا وضعيت رشد هويت آنان را درزمينه هاي بينش مذهبي،جهت گيري جنسيتي ويک مجموعه از ارزشهاي سياسي مشخص کند. دراين طبقه بندي ها چهار نوع هويت براي نوحوانان مشخص مي شود:
پراکندگي هويت
اين گروه ازنوجوانان هنوز به مسائل هويت خودفکرنمي کنند، واگرهم به اين موضوع فکرکرده باشند نتوانسته اند خودرا به يک جهت گيري آينده نگر برسانند.
تسليم طلبي
نوجوانان اين گروه افرادي هستندکه بدون تجربه يچ گونه بحراني براي تصميم گيري درباره هويت خودشان خود راتسليم نظر والدين کرده اند بي آنکه به ارزيابي نظرآنان بپردازند.
وقفه
اين خصوصيت بيانگر وضعيت نوجواناني است که بابحران هويت درگيرهستند واگرچه فعالانه درتلاش براي کشف براي کشف ارزشهاوعلايق وبينشها وحرفه مورد نظر خود هستند؛اما هنوزنتوانسته اند تصميم روشني دراين مسائل اتخاذ کنند.
پيشرفت هويت
نوجواناني که هويت خود راشکل داداه اند کساني هستند که به يک تعهد شخصي درباره حرفه يا بينش مورد نظر خود(يا هردو مورد)دست يافته اند.
عوامل موثر برشکل گيري هويت
رشد هويت نوجواني تحت تاثير عوامل مختلفي است که چند مورد مهمتر رامي توان به شرح زيربرشمرد.
شخصيت
روش انعطاف پذير وخالي ازتعصب براي دست وپنجه نرم کردن با عقايد وارزشهاي متضاد، هويت پخته راپرورش مي دهد.نوجواناني که معتقدند واقعيت مطلق هميشه دست يافتني است، هويت ضبطي(تسليم طلب) دارند، وآنهايي که اطمينان ندارند تاکنون چيزي را به طور قطع فهميده انداز هويت پراکنده برخوردارند،يا دروقفه هستند . نوجواناني که معتقدند براي انتخاب کردن از بين چندين ديدگاه مي توان ازملاکهاي منطقي استفاده کرداحتمالاً،هويت کسب کرده اند.
ترتيب تولد وفاصله سني فرزندان در خانواده
ترتيب تولد بررشد هويت موثراست.فاصله سني کودکان نيز موجب مي شود که نه تنها برخورد والدين باآنها متفاوت باشد، بلکه اين امر رابطه فرزندان بايکديگر را نيزتحت تاثير قرارمي دهد؛براي مثال فرزند کوچک خانواده، بخصو وقتي که فاصله سني زيادي بابقيه فرزندان خانواده داردبراي آنکه به استقلال بيشتري برسد نقشهايي ايفا مي کند که متفاوت از برادر وخواهربزرگتر از اوست.فرزند اول نيز موضوع آزمايش تربيتي والدين جوان وبي تجربه است که به شدت به وي توجه مي کنند . اين امرممکن است باعث خلقيات رهبري واحساس مسووليت در وي بشود. همچنين،معمولاًگفته مي شود نقش فرزندوسط خيلي برايش روشن نيست ونيز فرزندان کوچکتر معمولاًآزادي بيشتري را تجربه مي کنند و والدين هم تجربه بهتري براي پرورش آنان دارند. در عين حال نبايد فراموش کرد که ترتيب تولد وفاصله سني بچه ها، برحسب اينکه در چه خانواده وفرهنگي تربيت شوند، با تفاوتهاي زيادي درتاثير گذاري برهويت آنان همراه خواهد بود.
عوامل اجتماعي و فرهنگي
عوامل فرهنگي، اجتماعي تاريخي نيز بر چگونگي شکل گيري هويت نوجوانان تاثير زيادي دارند. نوجوانان متعلق به فرهنگ هاي قديمي،ونقاط دورافتاده، تحت تأثير زمينه اجتماعي وفرهنگي هويت متناسب با شرايط محيط زندگي خودرا کسب مي کنند.
نقش والدين در هويت يابي فرزندان
والدين نيز درچگونگي شکل گيري هويت نوجوانان تأثير زيادي دارند.کودکاني که ازخود درک سالمي دارند، از والديني برخوردارند که حمايت عاطفي وآزادي کاوش کردن براي آنها تامين مي کنند.همين طور، در در ضورتي که خانواده “پايگاه امني” باشد که نوجوانان بتوانند با اطمينان از اين پايگاه به سوي دنياي بزرگتر پيش بروند،رشد هويت تقويت مي شود، نوجواناني که احساس مي کنند به والدينشان دلبسته هستند ، اما در عين حال آزادند تا عقايد خودشان را بيان کنند،هويت کسب کرده ويادر حالت وقفه هويت هستند. نوجواناني که از هويت تسليم طلب برخوردارند، معمولاً روابطي صميمي باوالدين دارند، اما از فرصت جدا شدن سالم بي بهره اند، ونوجواناني که دچار پراکندگي هويت هستند، از کمترين رابطه صميمانه وارتباط آزاد درخانواده خبر مي دهند.
مدرسه نيز يکي از عوامل موثر برنحوه شکل گيري هويت است.موفقيت تحصيلي درطول سالهاي مدرسه وقبول شدن بعدي نوجوانان دردانشگاه، راههاي زندگي آينده او راهموارتر مي سازد وازنظرهويت حرفه اي نيز اطمينان بيشتري براي او ايجاد مي کند. همچنين تحصيلات مدرسه اي ودانشگاه معمولاً اطلاعاتي را در اختيار نوجوانان قرار مي دهدکه براي شکل گيري هويت آنان مفيداست.الگو برداري ازساير دانش آموزان و دانشجويان نيز تااندازه اي در رشد هويت نوجوان موثر است.
علاوه بر مواردبالا عوامل ديگري مانندعوامل شناختي، رفتار خودنوجوان، گفتگو درجريان تعارضات با بزرگسالان، وخيال پردازي نوجوانان نيزدر چگونگي رشد هويت نوجوان تأثير دارد.
مشکلات ناشي ازناتواني درهويت يابي
نوجواناني که درکسب هويت سالم به گونه اي دچارانحراف واختلال گرديده اند، ممکن است دچار يکي ازمشکلات وانحرافات زيرگردند.
1-از خودبيگانگي: بيگانگي به معني رد وانکار عميق ارزشهاي اجتماعي ودوري وجدايي ازديگران است که از حد بدبيني هاي نوجوانان معمولي بسيار فراتر مي رود .شکل تازه تري از احساس بيگانگي در بين نوجوانان مشاهده شده است که ويژگيهاي اين نوع عبارتندازاحساس عزلت وتنهايي، تمناي رابطه صميمانه و نزديک وtexttexttexttextلي دشواري در دستيابي بدان، احساس سرگشتگي، نقصان در احساس معني داربودن وجهت دار بودن زندگي واحساس هويت نامشخص وپراکنده.
2-اعتياد به مواد مخدر: نوجواناني که هنوز هويت کسب نکرده اندممکن است براي فرار از تعاضهاي روان به مواد مخدر روي آورند.ازنظر کساني که بانوجوانان کارمي کنندمهمترين خطراين نيست که نوجواني گهگاه مقداري مشروب الکلي بنوشدو يادرمجلسي بادوستان “براي تفريح”حشيش مصرف کند، بلکه وضع وقتي خطرناک مي شود که نوجواني به صورتم مکرردر واکنش به احساس نا امني، آشفتگي رواني، احساس حقارت، وطردشدگي وبيگانگي، تعارض باوالدين ويامشکلات زندگي روزمره به مواد مخدر روي مي آورد. شمار بسياري از نوجوانان آسيب پذرگمان مي کنند که به خاطرتفريح يا تجربه مواد مخدر مصرف مي کنند اما به زودي درمي يابند که مصرف اين مواد به صورت تکيه گاه رواني آنها درمي آيدو نمي توانند آن را کنار بگذارند.برخي از علل روي آوردن نوجوانان به مواد مخدرعبارتست از:دردسترس بودن مواد مخدر،‌فشار دوستان وهمسالان، طغيان عليه والدين، گريزازناملايمات زندگي، آشفتگي عاطفي، احساس بيگانگي وطردشدگي.
3-بزهکاري: بزهکاربه جواني گفته مي شود که بين 16تا18 سال سن دارد ورفتارش به نحوي است که که ازطريق قانوني قابل مجازات است. بعضي ازاعمال بزهکارانه مانند دزدي، حمله شديد،‌تجاوز، آدم کشي يا استفاده ازمواد مخدر در صورتي که از سوي بزرگسالان صوزت گيرد نيزجرم تلقي مي شود.ساير موارد خلافهاي خاص نوجواني محسوب مي شود.اين اعمال شامل نقض مقررات رفت وآمددراماکن يا اوقات خاص، فرارازمدرسه، فرار ومصرف الکل پيش ازسن قانوني مي شود.
اوضاع واحوال اجتماعي ونيز تجارب ردي در بزهکاري نوجوانان دخيل است. فقر وشرايط سخت زندگي يکي ازعوامل است.روابط بين والدين وفرزندو خصوصيات شخصيتي فردي نيز ازعواملمهمي است که باعث بروز رفتار بزهکارانه مي شود.
علاوه برمواردبالا ممکن است نوجوان دچار اختلالات رواني و رواني فيزيولوژيکي گردد که برخي ازآنها عبارتند از:
4-واکنشهاي اضطراب: نوجواني که دچار اضطراب حاداست احساس ترس ناگهاني براو چيره مي شود، گويي قرار است برايش حادثه بدي رخ دهد. ممکن است بي قرار ونا آرام شود، به سادگي ازجا بپرد وعلايمجسماني مثل تهوع، سردرد، سرگيجه، واستفراغ در اوظاهر مي شود، فراخناي توجه وحواسش منحرف مي شود، دچار اختلال خواب مي گردد. اگرهيچ گونه دليل بيروني آشکاري براي اضطراب حادنوجوان وجودنداسته باشد ممکناست نگران شود که اين حالات اوازکجا سرچشمه مي گيرد، و دراوضاع و وقايع بيروني ونسبتاً جزئي به دنبال علت آ باشد. البته بابرسي دقيق ترمعمولاًروشن مي شود که عوامل به مراتب اساسي تروپراهميت تري که ممکن است نوجوان به آن آگاهي نداشته باشدمانند اختلال در روابط فرزند ووالدين، نگراني درمورد مشکلات بزرگ شدن وترس احساس گناه در مورد سائق هاي جنسي وپرخاشگري
5-افسردگي نوجوانان: بسياري ازنوجوانان افسردگي خود رابه صورت خستگي وبي قراري وتظاهر به بيماري نشان مي دهند ودرحالت افراطي به صورت فعاليت هاي جنسي، پرخاشگري ونيز رفتار بزهکارانه بروز مي کنند. افسردگي نوجوانان معمولاًدو حالت دارد.اول اينکه نوجوان احساس تهي بودن وبي احساسي مي کند. گويي که دوران کودکي سپري شده، بي آنکه بزرگسال رشد يافته اي جاي آن را بگيرد. اين نوع افسردگي ناپايدار است ومعمولاًحل شدني.نوع دوم افسردگي نوجوان به دشواري ازبين مي رود. ريشه هاي آن درتجربه شکستهاي مکرردر طي زمان طولاني است. نوجوان ممکن است واقعاً براي حل مشکلات ورسيدن به اهداف شخصي تلاش کرده باشد، ولي به موفقيتي دست نيافته باشد. در اين نوع افسردگي نوجوان رابطه اش رابا والدين، دوست يا کسي که به شدت به او علاقه داشته ازدست مي دهد.
6-خود کشي: خودکشي نوجوان معناي آن است که اوبراي اوزندگي مشکل ترازمرگ جلوه کرده است. درصدقابل توجهي ازنوجواناني که به مراکز درماني ارجاع مي شوند کساني هستندکه يادست به خودکشي زده،يا نقشه خودکشي درسرداشته اند. اين افراد عموماًدرفاصله سني 15-25سالگي هستند. تعداد دختراني کهدست به اين کارمي زنند بيش ازپسران است هرچند که خود کشي پسران بيشتر به نتيجه مي رسدودختران غالباًطوري خود کشي مي کنند که امکان نجاتشان بيشتر است.آشکارترين دليل خودکشي نوجوان، احساسات منفي ونا اميدي وازدست دادن کنترل خود است. احساس گناه شديد، احساس تنهايي وبي کسي وبي پناهي ،فقدان حمايت از نوجوان، ناتواني درکنترل فشارهاي وارده ، ناتواني درکنترل احساسات ورشدنيافتگي وعدم آمادگي براي مقابله بامشکلات پيش روي نوجوان مهمترين دلايلي است که ممکن است اورابه فکر ياعمل خود کشي وادارمي سازد.
عزت نفس و رابطه آن با بحران هويت
عزت نفس به ارزيابي مثبت يک فرد از خودش اشاره دارد که داراي دو بعد شايستگي و قدر و ارزش (Worth) است . بعد شايستگي (عزت نفس بر پايه کارايي) به درجه اي که فرد خودش را کارا و قابل ببيند اشاره دارد. بعد ارزش (عزت نفس بر پايه ارزش ) به درجه اي که يک فرد احساس کند ارزشمند است اشاره دارد. در اين جا در رابطه با بحران هويت نظرية راتر (rotter theory) بيان مي شود . بنا به نظر راتر ، “افراد هنگامي که تلقي مثبت از خود نداشته باشند و احساس کنند که حوادث زندگي و پيامدهاي آنها را کنترل خود ندارند در نتيجه در جهت تغيير روند حوادث وارد عمل نمي شوند و منتظر گذر حوادث به شکل طبيعي خود مي باشند . اين افراد چون احساس مي کنند که بر حوادث کنترل ندارند به همين خاطر به صورت انفعالي با آنها برخورد مي کنند . يعني زماني که مردم فاقد کنترل بر اعمال خود مي شوند و نمي توانند موقعيتي در کار خويش بدست آورند ديگر تلاش براي انجام درست و صحيح وظايف خويش انجام نمي دهند . زيرا آنها نمي توانند بر رفتار خويش تاثير چنداني داشته باشند. لذا زماني که مردم از کنترل بر رفتار خويش بر زندگي خويش بي بهره باشند ، عزت نفس را از دست داده و بدل به افرادي ممنفعل و غير خلاق مي گردند ( ارشدخرگردي ،” 1381 :35 ).
کوپر اسميت هم مي گويد چنانچه فرد احساس کند که مي تواند بر روي ديگران اثر بگذارد در نظر ديگران مهم است و با رعايت قوانين و هنجارهاي اجتماعي در کار هاي محوله به او ،]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.