مهارت های زندگی

علمی

۱- رابطه و روابط بین فردی : که مهارتهای زیر رو شامل می شه :

الف) مهارتهای روابطِ بینِ فردی : شامل مهارتهای رابطه کلامی و غیر کلامی ،  گوش دادن فعال، بیان احساسات ، بازخورد دادن ( بدون سرزنش کردن ) و بازخورد گرفتن .

ب) مهارتهای گفتگو و نه گفتن: شامل مهارتهای گفتگو و مدیریت اختلاف،      جرأت ورزی و توانایی نه گفتن .

ج) همدلی: شامل توانایی گوش دادن و درک نیازها و شرایط بقیه و بیان درک اون، یعنی توانایی تجسم احساسات و نیازای افراد دیگه.

د ) مشارکت و کار گروهی: شامل احترام قائل شدن واسه کمکهای بقیه و فرقای اونا . رسیدن به تواناییای شخصی خود و کمک به گروه .

ه)مهارتهای طرفداری کردن: شامل مهارتهای تأثیرگذاری و راضی کردن و مهارتهای انگیزشی.

۲- مهارتهای اراده کردن و تفکر انتقادی:

اراده کردن

الف ) مهارتهای حل مشکل و اراده کردن : شامل مهارتهای جمع آوری اطلاعات ، ارزشیابی از نتیجه اعمال آینده واسه خود و بقیه ، تعیین راه حلهای ممکن واسه مشکلات و مهارتهای تحلیلی در رابطه با اثر ارزشها و نگرشهای خود و بقیه بر انگیزه .

مشکلات

ب ) مهارتهای تفکر انتقادی: شامل تحلیل اثرات رسانه ها و همسالان ، تحلیل نگرشا، ارزشها، هنجارهای اجتماعی و اعتقادات و عوامل تأثیرگذار بر اونا و شناسایی اطلاعات در رابطه و منابع اطلاعاتی.

 

۳- مهارتهای مقابله و مدیریت شخصی :

الف ) مهارتهایی واسه افزایش منبع داخلی کنترل : شامل مهارتهای تقویت عزت نفس و اعتماد به نفس ، مهارتهای خود آگاهی[۱] ( باخبر شدن از حقوق خود ، نفوذ ارزشها ، نگرشها و نقاط قوت و ضعف خود ) ، مهارتهای تعیین هدف و مهارتهای ارزشیابی از خود و            خود کنترلی .

اعتماد به نفس

ب ) مهارتهای مدیریت احساسات : شامل مدیریت خشم ، کنار اومدن با غم و غصها و اضطرابها ، مهارتهای کنار اومدن با خسارت ، سوء استفاده و ضربات عاطفی .

اضطراب

ج ) مهارتهای مدیریت استرس : شامل مدیریت زمان ، تفکر مثبت و فنون آرامش .

سازمان بهداشت جهانی ( WHO  )  در سال ۱۹۹۷ ( ترجمه فتحعلی لواسانی ، ۱۳۷۸) ، ۱۰ مهارت اصلی رو به عنوان مهارتهای زندگی معرفی کرده وآنها رو در ۵ طبقه زیر ارائه کرده  است :

۱ـ خود آگاهی ـ همدلی ۴ـ تفکر خلاق ـ تفکر انتقادی
۲ـ رابطه ـ روابط بین فردی ۵ـ مقابله با هیجانات ـ مقابله با استرس
 ۳ـ اراده کردن ـ حل مسئله

 

غیاث فخرایی( ۱۳۸۷ )  این ده مهارت رو به صورت زیر تعریف می کنه :

    • مهارت خودآگاهی : توانایی شناخت خود و باخبر شدن از خصوصیات ، نقاط ضعف و قدرت ، خواسته ها ، ترسا و انزجارها.
    • مهارت همدلی : یعنی توانایی درک زندگی بقیه و احترام به اونا .
    • مهارت ایجاد رابطه مؤثر : توانایی افراد در در بیان عقاید ، نظرها ، خواسته ها ، نیازها و هیجانای خود و کمک خواستن از بقیه هنگام نیاز .
    • مهارت روابط بین فردی : این مهارت به ایجاد روابط بین فردی مثبت و مؤثر با بقیه کمک می کنه .
    • مهارت اراده کردن : این مهارت نشون دهنده توانایی افراد واسه اراده کردن در مورد مسائل زندگیه
    • مهارت حلّ مسئله : توانایی افرا واسه حل مسائل زندگی به طور مؤثر رو می گن .

 

  • مهارت تفکر انتقادی : تواناییی تحلیل اطلاعات و تجارب رو می گن .
  • مهارت تفکر خلاق : توانایی بررسی راه حلّ های جور واجور موضوع و نتیجه های هر کدوم از اونا رو می گن .
  • مهارت مقابله با هیجانا : توانایی تشخیص هیجانا در خود و بقیه و نشون دادن واکنشای مناسب نسبت به هیجانا رو می گن .
  • مهارت مقابله با استرس : این مهارت ، شامل شناخت استرسای جور واجور زندگی و اثر اونا بر فرده .

خودآگاهی به معنی آگاهی نسبت به خصوصیاتِ شخصی و جنبه های جور واجورِ شخصیتِ خویشه. آدمایی که خودآگاهی بالایی دارن ، با خود آشنا هستن، می تونن واکنشای خود رو در موقعیتای جور واجور پیش بینی کنن، می دونن چه موقع عصبانی    می شن، چه موقع بهتر یاد می گیرن، در برابر با افرادِ جور واجور چه احساساتی به اونا دست  میده و هم در هر لحظه چه احساسی دارن. این افراد می تونن احساساتِ خود رو خیلی راحت نام گذاری کنن و شدت و ضعف اون رو مشخص کنن.  در لحظاتِ اضطراب و آشفتگیای عاطفی، می دونن چیجوری خود رو به آرامش برسانند و هم به نقاطِ ضعف خود خوب آشنا هستن .

خودآگاهی، علاوه بر خودآگاهی شناختی، خودآگاهی عاطفی رو هم شامل می شه؛ یعنی وقتی که خودآگاهی، معطوف به احساسات و واکنشای احساسی فرد می شه . خودآگاهی عاطفی ، اندازه آگاهی فرد از احساسات خود در هر لحظه س . آدمایی که خودآگاهی عاطفی بالایی دارن ، واکنشای عاطفی خود رو می تونن در شرایط جور واجور پیش بینی کنن ، احساسات خود رو می شناسن و می تونن اونا رو نام گذاری کنن و نسبت شدیدا و ضعف عواطفشان حساس هستن . این افراد می تونن دلیل بروز احساسات رو تشخیص بدن و هم بینِ احساس و عمل تفاوت قائل شن ( به نقل کردنوقابی ، ۱۳۸۴ ) .

مایر[۲] ( به نقل گلمن ، ترجمه بلوچ ، ۱۳۷۹ ) عقیده داره که مردم به روشای جور واجور با احساسات و احساسات خود کنار میان :

۱ ـ افراد خودآگاه :  این جوری ادما از روحیات و اخلاق خود آگاهند و اطلاع کاملی بر زندگی احساسی خود دارن . روشِ پیش بینی اونا در مورد احساسات خود ممکنه دیگه ویژگیای شخصیتی اونا رو تقویت کنه . این جوری افراد خود مختارانه عمل       می کنن و از حد و مرز خود مطمئن هستن و از سلامت روانی خوبی بهره مند هستن و میل دارن ، دورنمای مثبتی از زندگی داشته باشن ، اندیشهاشون در اداره کردن احساسات به اونا کمک میرسونه .

۲ـ افراد در خود فرو رفته : این افراد ، بیشتر وقتا گرفتارِ احساسات شده و راه گریزی از اون پیدا نمیکنن . آدمایی بی ثباتند که آگاهی چندانی از احساسات خود ندارن و بی هیچ دورنمایی در احساسات خود غرق می شن ، در نتیجه با این احساس که هیچ کنترلی بر زندگی خود ندارن ، هیچ تلاشی به عمل نمیارن که خود رو از اون شرایط ناجور روانی نجات بدن . اونا بیشتر وقتا، احساس ناتوانی و در هم شکستگی می کنن و تصور می کنن که احساساتشون غیر قابل کنترله .

 

۳ـ افراد تسلیم شده : این افراد در عین حالی که بیشتر به احساسات خود ، آگاهی دارن ، اما بازم تمایل دارن که همون روحیات رو قبول کنن و بهمین دلیل تلاش نمی کنن اونا رو تغییر بدن .

همونطور که احساسات قوی می تونن موقع دلیل آوردن باعث پریشونی شن، از دست دادن باخبر شدن از احساس هم می تونه خراب کننده باشه، مخصوصا وقتی که باید تصمیمات مهمی در پیش گرفته شه. مثلاً به دنبال چه شغلی باشم، همین شغل مطمئن رو ادامه دهم یا اونو با شغلی خطرناک اما جالبتر عوض کنم، کی رو واسه ازدواج انتخاب کنم ، کجا زندگی کنم ، کدوم آپارتمون یا خونه رو بخرم و هزاران هزار تصمیمِ دیگه در زندگی . اینجور تصمیماتی رو نمیشه فقطً به تکیه عقل اتخاذ کرد،  بلکه باید از قدرت احساسات هم استفاده کرد (گلمن ، ترجمه بلوچ ، ۱۳۷۹) .

۱- Self – Awareness Skills

    ۱- Maier