اکتبر 22, 2020

پایان نامه ارشد درباره استرس، رابطه نامشروع، اوقات فراغت

1 min read
<![CDATA[]]>

وقتي کلمه تعارض را مي شنويم هزاران سؤال در ذهنمان شکل مي گيرد از جمله:
1- تعارض چيست و چگونه در زندگي انسان رخ مي دهد ؟
2- تعارض براي زندگي انسان مفيد است يا مضر؟
3- چه روشهايي براي حل يا کنار آمدن با آن وجود دارد؟
2-4-3 مفهوم تعارض
در واقع تعارض عبارت است از: عدم توافق و مخالفت دو فرد با يكديگر، ناسازگاري و نظرات و اهداف و رفتاري كه درجهت مخالفت با ديگري صورت مي‌گيرد و همچنين ستيزه‌اي بين افراد دراثر منافع ناهمسو و اختلاف اهداف و ادراكات مختلف.
تعارض به طور طبيعي درتمام زمينه‌هاي شغلي،تحصيلي، خانوادگي، ازدواج و درسطح فردي وجمعي روي مي‌دهد. روابط خانوادگي فشرده‌ترين موقعيت براي تعارضات بين فردي است. روابط عاطفي وعاشقانه زمينه رابراي محک زدن جدي مهارتهاي آموخته شده براي زندگي مهيا مي‌کنند. در ارتباط بين افراد، تعارض وقتي بروز مي‌كند كه فرد بين اهداف، نيازها، يا اميال شخصي خودش و اهداف، نيازها و اميال شخصي طرف مقابلش ناهمسازي و ناهمخواني مي‌بيند. بروز اختلاف و عدم تفاهم درخانواده امري شايع است و هيچ خانواده‌اي از اين امر مستثني نيست، اما گاهي اين اتفاقات به تعارض‌هاي شديد منجر مي‌شود. کافي است نگاهي به صفحات روزنامه يا گذري به دادگاه خانواده بزنيد. امروزه خانواده‌ها درگيرانواع مختلفي ازتعارضات واختلافات شديد هستند که اين اختلافات باعث عدم کارکرد خوب و سالم خانواده به عنوان اولين و قديمي‌ترين نهاد اجتماعي مي‌شود. نهادي که وظيفه اصلي آن ايجاد روحيه وشخصيت سالم است خود به عاملي براي اختلالات عاطفي، رفتاري وشخصيتي تبديل شده است.
2-4-4 تعاريف تخصصي متعددي از تعارض
تعاريف متعددي براي واژه تعارض زناشويي ارائه شده است. درمانگران سيستمي تعارض زناشويي را تنازع برسر تصاحب پايگاه‏ها و منابع قدرت و حذف امتيازات ديگري مي‏دانند (براتي،????).
1. تعارض مجادله اي است بر سر اثبات ارزش ها و ادعاها براي دستيابي به موقعيت، قدرت و منابعي که باعث صدمه، تخريب و حذف طرف مقابل مي شود (کوزر112، 1967؛ به نقل از ويلموت و هاکر، 2001).
2. تعارض وقتي بروز مي کند که يکي از طرفين درگير نيازمند تغيير باشد، تا ادامه رابطه و رشد امکان پذير گردد (جردن113، 1990؛ به نقل از ويلموت و هاکر، 2001).
3. موقعيتي که در آن افراد وابسته به هم در ارضاي نيازهاي شخصي با هم تفاوت دارند و يکديگر را مخل دستيابي به اهداف خود مي دانند (دونوهو و کلت114، 1992؛ به نقل از ويلموت و هاکر، 2001).
4. تعارض مجادله اي است، بين حداقل دو فرد وابسته به يکديگر، که در آن هر يک، طرف مقابل را مانعي بر سر رسيدن به اهداف خود مي داند (ويلموت و هاکر، 2001).
2-4-5 تعارض زناشويي از نظروايل
کنش و واکنش دوفردکه قادر نيستند منظور خود را تفهيم نمايند، تعارض يا تنازع ناميده مي‏شود.
2-4-6 ديدگاه هاي تعارض
آنچه که تعارض را ايجاد مي کند ، وجود نظرات مختلف و بدنبال آن سازگاري يا ضد و نقيض بودن آن نظريات است. درک نظريات مختلف کمک مي کند تا شيوه هاي مناسبي را براي حل تعارض انتخاب کنيم. در طول سالهاي اخير ، سه نظريه متفاوت در مورد تعارض مطرح شده است.
2-4-6-1 ديدگاه سنتي
ازتعارض بايد گريخت چراکه کارکردهاي زيانباري در درون سازمان بجاي خواهدگذاشت . دراين ديدگاه تعارض با واژه هايي چون ويران سازي، تعدي، تخريب، بي نظمي مترادف است لذا بايد ازآنها دوري جست.
2-4-6-2 ديدگاه روابط انساني
تعارض پديده اي غيرقابل اجتناب وطبيعي است و نمي توان آنرا حذف کرد . بايد تعارض را فراگرفت و در صورت امکان آنرا حل و فصل کرد .
2-4-6-3 ديدگاه تعاملي
تعارض نه تنها مي تواند نيروي مثبتي درسازمان ايجادکند بلکه يک ضرورت بديهي براي فعاليت هاي سازماني بشمارمي رود. ابتدا بايد ريشه تعارض که بنيادي است شناخت سپس درجهت نظم دادن به آن کوشيد(دکترعليرضارزقي رستمي-سيروس آقايار،1389(.
2-4-7 عقايد مثبت و منفي نسبت به تعارض از نظر ويلموت و هاکر(2001)
عقايد منفي نسبت به تعارض:
1- هماهنگي طبيعي و تعارض غيرطبيعي است.
2- تعارض و عدم توافق مثل هم هستند.
3- تعارض نتيجه يک آسيب دروني است.
4- تعارض اصلاً نبايد مطرح شود.
5- برخورد با تعارض بايستي مؤدبانه و با قاعده باشد.
6- عصبانيت مشخص ترين هيجان در تعامل تعارضي است.
7- فقط يک راه براي حل تعارض ها و تفاوت ها وجود دارد.
عقايد مثبت نسبت به تعارض:
1- تعارض غير قابل اجتناب است و حقيقت زندگي يافتن راه حلي براي رويارويي مؤثر با تعارض ها است.
2- تعارض به معني رو کردن مشکلات و مواجهه با آن ها است.
3- تعارض گاهي به افراد کمک مي کند تا به هم نزديک شده و اهدافشان را مشخص کنند.
4- تعارض مي تواند به کنار گذاشتن دلخوري ها کمک کند و زوج ها را در فهم بيشتر همديگر ياري دهد.
2-4-8 هشت کارکرد مثبت تعارض از نظر ترنر
1- بهره‏ گيري از انرژي به جاي سرکوب آن .
2- استفاده خلاقانه ازتعارض درجهت رشد پرسش‏ ها و آراي جديد.
3- برملاشدن احساسات و افکاري که تاکنون مخفي مانده‏اند.
4- خلق شيوه‏ هايي نوين براي مديريت تعارض توسط زوجين.
5- ارزيابي مجدد قدرت در رابطه.
6- خلق يک فضاي همکاري و مشارکت.
7- يادگيري ديدي منطقي نسبت به مسائل.
8- مذاکره دوباره درمورد قراردادهاي ديرين وتغييرانتظارات در رابطه.
2-4-9 عوامل تعارض
رفتارفردي
خصوصيات رفتاري، اخلاقي و نظام هاي ارزشي افراد ، عواملي ازقبيل تحصيلات، سابقه کار، تجربه وآموزش، هر فرد را به صورت يک شخصيت يا مجموعه اي خاص ازديگران جدا مي کند . عدم درک اين خصوصيات ازسوي ديگران مي تواند موجب کشمکش و بروزتعارض شود .
ساختاري
عدم توافق برروي ساختارها، اهداف، معيارهاي عملکرد، شيوه هاي تصميم گيري، قوانين ومقررات و ….
ارتباطي
عدم درک پيام، پيچيدگي معاني پيامها، اختلاف درمجاري ارتباطي و …….
2-4-10 زمينه هاي تعارضات زناشويي
دربررسي تحقيقات به عمل آمده عوامل گوناگوني به عنوان عامل زمينه ساز بروز مشکلات زناشويي به چشم مي خورند(دهقان، 1380) ،که به طور اجمال عبارتنداز:
1- تعداد زياد فرزندان ويا نداشتن فرزند.
2- ازدواج درسنين پايين.
3- عدم تمکين زن وندادن نفقه توسط شوهر.
4- تفاوت سني زياد زن وشوهر.
5- اختلاف طبقاتي وتحرک طبقاتي (مثبت ومنفي).
6- زنداني شدن شوهر.
7- فقرومشکلات اقتصادي.
8- فرزندان ازدواج قبلي.
9- ناآشنايي ياکوتاه بودن مدت آشنايي با همسر قبل از ازدواج.
10- ازدواج اجباري.
11- عدم تفاهم درگذراندن اوقات فراغت.
12- رابطه نامشروع.
13- بدبيني به همسرو عدم صداقت قبل و بعد از ازدواج.
14- اعتياد شوهر.
15- بدرفتاري زن يا شوهر.
16- بيماري يکي از زوجين.
2-4-11 مراحل تشديد تعارض زناشويي
مشاهده رشد تعارض زوج ها يکي از راههاي درک اين پديده است؛ هر چه گفتگوي زوج در مراحل تعارض بي فايده تر باشد، تعارض بالا گرفته و وارد مرحله بعدي مي شود. هر چه مراحل بالاتر باشد، تعارض شديدتر است و مداخلات بيشتري را مي طلبد (لانگ و يانگ، 2006).
5 . مرحله اول : کمترين حد تعارض، در زوج هايي ديده مي شود که تازه ازدواج کرده اند. مدت تعارض کمتر از 6 ماه است و هنوز رنجش و تنش خاصي ايجاد نکرده است.
6 . مرحله دوم : تعارض در اين زوجها حدود 6 ماه طول کشيده است. ارتباط بين طرفين باز است و هر دو نارضايتي خود را ابراز مي کنند، با اين حال مثلث سازي و سرزنش اوج گرفته است. زوج ها اوقاتي را با هم هستند و خوش حالند اما رنجش نيز مشهود است.
7 . مرحله سوم : اين زوج ها بيش از 6 ماه تعارض دارند و دوره هاي شديد اضطراب و استرس را تجربه مي کنند. سرزنش و قدرت نمايي مشهود است. در ابتدا خشم و کنترل بيروني بروز مي کند و به مرور به مثلث سازي مي رسد. ارتباط ها بسته و اعتماد پايين است.
8 . مرحله چهارم : زوج هايي که در اين مرحله هستند در تمام ابعاد ارتباطي خود استرس شديدي را تجربه مي کنند. به همين خاطر، ارتباطات ضعيف است، کسب قدرت و سرزنش بالاست، قضاوت شديد است، خود افشايي کم است و مثلث سازي وجود دارد. درمان ارتباطي مؤثر نيست، چرا که شدت خشم بالاست.
بر همين اساس کارلسون و ديگران (ترجمه نوابي نژاد، 1384) نيز سطوح تعارض ارتباطي را بدين ترتيب فهرست کرده اند:
– سطح اول : شامل زوج هايي است که تعارض زناشويي در حداقل درجه، و ميزان يا تعارضي را درست پيش از درمان بروز داده اند. درمان در اين سطح عمدتاً مداخله هاي رواني- آموزشي گروهي است.
– سطح دوم : شامل زوج هايي است که تعارض هاي مهمي را تجربه کرده اند. هرچند الگوهاي ارتباطي آن ها باز و مناسب است، انتقاد و فرافکني رو به افزايش است.
– سطح سوم : با تعارض زناشويي شديد مواجه هستند. اين تعارض غالباً بيش از حد معمول است و فرافکني بسيار زياد است. انگيختگي عاطفي، اضطراب و شدت قطبي شدن مثلث هاي محيطي بالاست و ارتباط همراه با تعارض مشخص، روابط بسته و قطع است. درجه انتقاد کردن بالاست و سرزنش کردن متداول است.
– سطح چهارم : آن است که همه ملاک هاي ارزشيابي تعارض زناشويي در اوج خود و در نقطه بي نهايت قرار دارند، ارتباط کاملاً بسته است، تبادل اطلاعات بسيار ضعيف است، سوءاستفاده و سرزنش بسيار زياد است و درد دل کردن و همدلي در روابط اساساً وجود ندارد و يا بسيار اندک است. مشخصه بارز اين سطح، مذاکره با يک وکيل حقوقي توسط يکي يا هر دوي آنهاست.
2-5 الگوهاي ارتباطي
واتزلاويک115، بيان 116 و جکسون (1967) معتقدند که رفتار، متضادي ندارد. يعني، مفهومي با عنوان “بي رفتاري117” وجود ندارد. به عبارت ساده تر، فرد نمي تواند رفتاري از خود بروز ندهد. به دنبال اين عقيده، اگر تمام]]>

این مطلب را هم بخوانید :  منابع و ماخذ پایان نامهاستقلال کوزوو، سازمان ملل، رشته حقوق

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.