ژانویه 17, 2021

پایان نامه ارشد درباره روش پژوهش، زوجه، تعارض نقش

1 min read
<![CDATA[]]>

بعضي مطالعات اوليه درباره زوجين هر دو شاغل نشان داده اند که تغيير ساختار خانواده به وسيله شاغل شدن هر دو عضو به تعارض بيشتر وشادي کمترو مبهم شدن نقشهاي جنسيتي122 منجر مي شود( اکسلسون123 ،1963).
مطالعات انجام شده نشان مي دهد که صميميت وگفتگو براي اکثر روابط يکي از مهمترين منابع رضايت يا عدم رضايت محسوب مي شود، معمولاً زوجهاي پريشان مهارت هاي ارتباطي کمتري را نسبت به زوجهاي غير پريشان نشان مي دهند وديد خوبي نسبت به ارتباطشان ندارند (بري وجوري لس،1995).
پژوهش نشان داده است زناني که انتظار دارند توسط همسرانشان طرد شوند رفتارهاي را انجام مي دهندکه پيش بيني مي کنند احساسات منفي را در همسرانشان به وجود مي آورند(مک نالتي و کارني، 2004).
انواع تعارضات کاري وخانوادگي وجود دارد . آنها شامل تنيدگي شغلي ، بارکاري زياد ، تعارض نقش ونيز مشکلات مربوط به مراقبت از کودک ، نگهداري از بزرگسالان ومسائل مربوط به تعادل بين شغل ، خانواده ونيازهاي شخصي مي باشد . در نهايت فشارهاي رواني داراي کيفيت واگير است و به جنبه هاي ديگر زندگي فرد نيز سرايت مي کند(بري وجوري لس،1995).
گرين هاوس وهمکاران (1989) تعارض هاي مبتني بر زمان و رفشار رواني را مورد مطالعه قرار دادند و دريافتند که زنان ومردان سطوح مشابهي از تعارض ها ي مبتني بر فشار رواني را به شيوه هاي مختلف تجربه مي کنند برنامه هاي کاري براي مردان و نه براي زنان با تعارض هاي مبتني بر فشار رواني همراه هستند . زنان سطوح بالاي از تعارض کار ، خانواده را هنگامي که به شدت درگير کار خود هستند تجربه مي کنند و تجربه اين تعارض به مراتب کمتر خواهد بود ، هنگامي که همسران برجستگي هاي بارزي از خود درکارشان نشان مي دهند. اين براي مردان برعکس خواهد بود. تعارض هاي کار وخانواده براي مردان به اشتغالات حرفه اي آنان ارتباط ندارد در حالي که در درگيري هاي شغلي کاملاً با تعارض هاي کاري و خانوادگي مرتبط است .
تحقيقات استفان مسر وآلن گروس(1995) نشان دهنده ميزان افسردگي و تعاملات درون خانواده مي باشد که آنها در بررسي خود به اين نتيجه دست يافتندکه در خانواده هاي که متشنج تر و تهاجمي تر ومسئوليت ناپذير تر بودند ودر واقع روابط ناسالمي برجو خانواده حاکم بوده است کودکان افسرده بيشتر مشاهده شده اند. هم چنين در تحقيقي، براون وهمکارانش در سال 1990به اين نتيجه رسيدند که بين اختلال عاطفي کودکان ونوع رويدادهاي تنش زا در خانواده همبستگي وجود دارد.
نتايج حاصل از تحقيق استنلي، مارکمن و ويتون124 (2002) نشان دهنده آن است که بنيان رابطه موفق در پويايي هاي ارتباط، تعارض و تعهد نهفته است. هر يک از اين مفاهيم در روابط صميمانه باعث ايجاد حس امنيت يا فقدان آن مي شود. بنابراين، همسراني که توانايي مقابله سازنده با تعارض، ارتباطات مثبت زياد و تعاملات منفي کمي دارند، محيطي را ايجاد مي کنند که اجازه بي پرده گويي125 و پذيرش آسيب ها را به آن ها مي دهد.
مطالعه اي که پيستوله و آريکاله126 (2003) انجام دادند نشان داد که روابط صميمانه اوليه اهميت زيادي در سلامت هيجاني افراد در جريان چرخه زندگي زناشويي آنها دارد.
به هر حال، مطالعات بسياري انجام شده است که نشان مي دهند سطح رضايت زناشويي در اوايل ازدواج بالاست اما کم کم، و با آهنگي ثابت، افت مي کند تا اينکه در ميانسالي به کمترين حد خود مي رسد، و درست در زماني که فرزندان خانه را ترک مي کنند باز هم افزايش مي يابد (گاتمن و نوتراريوس127، 2002). مطالعه ديگري که توسط تونج، کمپبل و فاستر128 (2003) انجام شد، افت رضايت زناشويي را پس از تولد اولين فرزند تأييد کرد. زوج هايي که هنوز بچه دار نشده اند رضايت زناشويي بيشتري را نسبت به زوج هاي داراي فرزند نشان مي دهند. هر چه تعداد بچه ها بيشتر باشد، رضايت کمتر و تعارض بيشتر است.
تانگري129 و جنکينز (1997) تعارض نقش130 را نيز را به عنوان عاملي که در ايجاد تعارض بين فردي مؤثر است، معرفي مي کنند. اين تعارض وقتي اتفاق مي افتد که نقش ها و مسئوليت هاي فرد در هم تداخل پيدا کرده و اجازه نمي دهد تا نقش هايي که فرد به عهده دارد به خوبي ايفا شود. مثال بارز اين تعارض در زنان شاغلي ديده مي شود که همزمان واجد شرايط نقش هاي مادري، خانه داري، کارمندي و همسري هستند.
بنا به گفته استوارت131 (2001) تعارض بسته به همبستگي خانواده، مي تواند مخرب و يا سازنده باشد. خانواده هم مي تواند احساسات، حمايت و مراقبت را تقسيم کند و در هم تنيده باشد. در هم تنيدگي به صورت درآميختگي عاطفي تعريف مي شود و همين امر مي تواند فرايند فرديت يابي و بلوغ رواني- اجتماعي اعضا را تحت تأثير قرار دهد.
نيکولز132 و استوارت (1995) مشکل را بيشتر ناشي از وضعيت دشوار تقابل عشق و قدرت مي دانند. با اين ديدگاه مشکلات خانوادگي به چهار دسته اصلي تقسيم مي شوند: ميل به تملک و کنترل، تمايل به مورد عشق قرار گرفتن، تمايل به عشق ورزيدن و حمايت از ديگران و در آخر بخشش و عذرخواهي. مطالعه اي که توسط ليندال و مالک133 (1999) انجام شد نشان داد که عدم تعادل قدرت بين همسران با خشنودي زناشويي و پرخاشگري همراه است.
بيچ ( 2001) در پژوهشي يک رابطه نيرومند ميان عاطفه افسرده و آشفتگي زناشويي را نشان داده است .
طبق نظر اسپنس (1997 به نقل از هالفورد، 1384) رابطه جنسي کم و ناخوشايند، منشأ تعارضاتي در زوجين مشکل دار است و از سوي ديگر، بنا بر نظر مسترز و جانسون(1970) مشکلات جنسي اغلب به خاطر ارتباط ضعيف در زندگي زناشويي است.
در ميان اختلالات روان شناختي عمده، افسردگي به طور وسيع تري مورد بررسي قرار گرفته و نشان داده شده است که ارتباطي قوي با آشفتگي زناشويي دارد (ميرزولاندزبرگر، 2002).
در پژوهشي 34 زن و مرد ژاپني 18-24 سال که به اختلال افسردگي و تنيدگي مبتلا بودند در دوگروه 17 نفري قرار داده شدند، در يک گروه به افراد مهارتهاي حل مسئله را آموزش دادند و گروه ديگر هيچگونه درماني دريافت نکرد، نتايج نشان داد که گروه دريافت کننده مهارت حل مسئله نسبت به گروه بدون درمان در افسردگي و تنيدگي کاهش زيادي نشان دادند(سانو، 2009).
هامامسي134 (2006) نيز در پژوهش خود تحت باورهاي ارتباطي مختل در تعارض زناشويي، نشان داد که عقايد ارتباطي مخرب همبستگي منفي با فراواني تعارضات زناشويي و سطح تنش در اين تعارضات دارد.
ليک و والدر135 (2010) به روي مشکلات اقتصادي و روابط زناشويي در آمريکا تحقياتي انجام دادند و به اين نتيجه رسيدند که نبايد مشاجره را با مشکلات و اختلافاتي که به علت عواملي چون تنگناهاي اقتصادي خانواده يا مواجهه شدن با مشکلات مادي غير قابل انتظار ايجاد مي شود اشتباه گرفت زيرا خود اين عوامل باعث مشاجره و تغيير روابط زناشويي مي شوند. مشکلات اقتصادي باعث عصبي شدن و تحريک پذير شدن مي گردد که اين رفتار به خودي خود مي تواند باعث دعوا و مشاجره گردد.
رايت136 (2009)عواملي را که در ارتباط با کنش متقابل زناشويي مي باشد را بررسي کرد به اين نتيجه دست يافت که درگيري زن و شوهر در کار پر مشغله، تعداد بچه ها و تقسيم بندي کارهاي مشترک همگي نسبت زماني را که زوجها در فعاليت هاي مشترک صرف مي کردند را کاهش مي دهد و به نظر ايشان کنش متقابل زوجين در کار به نظر وايت عبارتند از: ساعات کار شوهر، کار تمام وقت زن، ساعت کار خارج از خانه زن، بي نظمي هاي کار زن و شوهر، تعداد کودکان، تقسيم کار سنتي خانه، درآمد خانواده، تحصيلات، وجد کودکان قبل از مدرسه، ارزشهاي نقش . وي همچنين متذکر مي شود که عوامل تعيين کننده نقش متقابل زناشويي درگروه هاي نژادي يا قومي تا حد قابل توجهي متفاوت مي باشد.
فصل سوم
روش پژوهش
3-1 پيش درآمد
در اين فصل ابتدا به نوع پژوهش با توجه به نوع تحقيق اشاره مي‌شود. آنگاه روش پژوهش که شامل جامعه آماري، نمونه پژوهش و روش نمونه گيري است، مورد بحث قرار خواهد گرفت. سپس ابزارهاي اندازه گيري به همراه روايي و پايايي آنها توضيح داده خواهد شد ودر ادامه نيز شيوه ي اجرا و روش گردآوري داده‌ها تشريح مي‌شوند. در انتها به شيوه آماري و روش تجزيه و تحليل داده‌ها اشاره خواهد شد.
3-2 روش پژوهش
پژوهش حاضر با توجه به هدف کاربردي وشيوه ي اجرا از نوع همبستگي است.
3-3 معرفي متغيرها
* متغير پيش بين : اضطراب و افسردگي
* متغير ملاک : تعارضات زناشويي
* متغير کنترل : مراجعيني که به مراکز مشاوره ومددکاري مراجعه کرده اند.
* متغير تعديل کننده : جنسيت
3-4 جامعه آماري
جامعه آماري پژوهش شامل کليه افراديست که در سال 1393 براي بررسي و رفع تعارضات زناشويي واختلافات خانوادگي خود به دواير مشاوره ومددکاري نيروي انتظامي درسطح شهر کرمانشاه مراجعه کرده اند، تشکيل شده است.
3-5 جامعه نمونه وروش نمونه گيري
در اين پژوهش تعداد 100 نفر زن و مرد شامل افرادي که باتوجه به داشتن تعارضات زناشويي، به صورت خود معرف يا از طريق دادسرا به دواير مشاوره ومددکاري ناجا در سطح شهر کرمانشاه ارجاع گرديده بودند با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي ودر دسترس انتخاب گرديده اند . معيار ورود به اين پژوهش داشتن حداکثر سن 50 سال ، داشتن حداقل سواد خواندن ونوشتن ، توانايي گوش دادن عادي و رضايت آگاهانه براي شرکت در پژوهش وتوانايي تکميل پرسشنامه بوده است.
3-6 ابزار پژوهش
الف – پرسشنامه اضطراب کتل
اين پرسشنامه توسط کتل تدوين شده و امروزه کاربردهاي پژوهشي و تشخيصي فراواني دارد. مقياس حاضر بر پايه تحقيقات گسترده استوار است و احتمالاً يکي از معتبرترين وسيله هايي است که به صورت پرسشنامه کوتاه ارايه مي شود و مي تواند تشخيصهاي باليني را تکميل کند. در اين تست 40 پرسش درباره مشکلاتي که غالباً افراد گاه به گاه در زندگي خوداحساس مي کنند،آورده شده است. روش نمره گذاري آزمون: پس از تعيين نمرات پاسخهاي پرسشنامه، بايد به جدول هنجار گزيني آزمون مراجعه کرده و نمرات خام را به نمرات تراز شده تبديل مي کنيم تا نمره اضطراب کلي شخص را تعيين کنيم.
روايي137 وپايايي138 پرسشنامه:
اين مقياس بر اساس پژوهشهاي گسترده اي مورد بررسي قرار گرفته واحتمالا مؤثرترين ابزاري است که به صورت يک پرسشنامه کوتاه وبراي سنجش اضطراب ، فراهم آمده است. اين پرسشنامه در حيطه ي تست هاي عيني جاي مي گيرد وداراي اعتبار است. همچنين ، پرسشنامه فوق داراي نرم (هنجار) مي باشد که مي تواند در تفسير نمرات ،آزمونگر را ياري دهد. ضريب اعتبار اين پرسشنامه را 72/0 گزارش داده اند. اين پرسشنامه به طور دقيق مي تواند جنبه هاي فيزيولوژيک اضطراب را بر طبق عوارض مشهودآن، اندازه گيري کند. اين پرسشنامه از آغاز سال 1367 با همکاري گروهي از دانشجويان روانشناسي دانشگاه تهران ، هنجاريابي شده است.
ب – پرسشنامه افسردگي بک
پرسشنامه افسردگي بک 21 سال دارد وبراي سنجش شدت افسردگي در نوجوانان وبزرگسالان ، طراحي شده است. سئوالات شامل: خلق، بدبيني، احساس شکست ، خود شناسي، گناه، تنبيه، ازخودبيزاري، خود مقصر بيني، افکار خودکشي، گريه، تحريک پذيري، کناره گيري، تهديد، تفسيروپنداشتن، دشواري کار ، بيخوابي، خستگي ناپذيري، فقدان اشتها، کاهش وزن، اشتغال ذهني نسبت به تن وکاهش ميل جنسي مي باشد. روش نمره گذاري پرسشنامه: مشاهدات باليني جهت توصيف بيماران در اصل متشک]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.