ژانویه 20, 2021

پایان نامه ارشد درباره زنان متأهل، عملکرد خانواده، زنان خانه دار

1 min read
<![CDATA[]]>

عليخاني، مؤمني(1392) پژوهشي را با هدف تعيين رابطه عملکرد خانواده، تمايز يافتگي خود وتاب آوري با استرس، اضطراب و افسردگي در زنان متأهل شهر کرمانشاه انجام دادند، جامعه آماري پژوهش شامل کليه زنان متأهل شهر کرمانشاه بود که حداقل داراي يک فرزند دانش آموز ابتدايي بودند، نمونه اي به حجم 250 نفر به روش نمونه گيري خوشه اي چند مرحله انتخاب شد. نتايج پژوهش نشان داد که بين عملکرد خانواده، خرده مقياسهاي (ارتباط، آميزش عاطفي، ايفاي نقش و حل مشکل) و تاب آوري با استرس رابطه منفي ومعنا دار وجود دارد و همچنين نتايج نشان دادکه بين خرده مقياسهاي عملکرد خانواده و تاب آوري با اضطراب رابطه منفي و بين خرده مقياسهاي تمايز يافتگي واکنش هيجاني وآميختگي با ديگران رابطه مثبت و معناداري وجود دارد . بين مقياسهاي عملکرد خانواده و تاب آوري با افسردگي رابطه منفي و با خرده مقياسهاي واکنش هيجاني،گريز عاطفي و آميختگي با ديگران رابطه مثبت و معناداري دارد.
احمد منصوري(1386) مقايسه نگراني، وسواس فکري و نشخوار فکري در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگير، اختلال وسواس- اجبار، اختلال افسردگي عمده و افراد بهنجاررا مورد مطالعه قرار داد يافته‌هاي پژوهش نشان داد که: الف- تفاوت معناداري بين گروه مبتلا به اختلال اضطراب فراگير با گروه مبتلا به اختلال افسردگي عمده و بهنجار در شاخص کلي نگراني آسيب شناختي وجود دارد. در حالي‌که، تفاوتي بين اين گروه و گروه مبتلا به اختلال وسواس-اجبار وجود ندارد. ب- تفاوت معناداري بين گروه مبتلا به اختلال وسواس- اجبار با گروه مبتلا به اختلال اضطراب فراگيردر گروه مبتلا به اختلال افسردگي‌ عمده و افراد بهنجار در وسواس فکري وجود دارد. ج- تفاوت معناداري بين گروه مبتلا به اختلال افسردگي عمده با گروه مبتلا به اختلال اضطراب فراگير و بهنجار در نشخوار فکري وجود دارد. در حالي‌که، تفاوتي بين اين گروه و گروه مبتلا به اختلال وسواس- اجبار وجود ندارد. در مجموع، نتايج پژوهش نشان داد که عود افکار منفي ويژگي مهم اختلال اضطراب فراگير، اختلال وسواس- اجبار و اختلال افسردگي عمده است. به عبارت ديگر، نگراني، وسواس و نشخوار‌فکري سازه‌هاي شناختي به‌ هم پيوسته‌اي هستند که بر علائم افسردگي و اضطراب تأثير مي‌گذارند و سبب تشديد و تداوم اختلال اضطراب فراگير، اختلال وسواس- اجبار و اختلال افسردگي‌عمده مي‌شوند.
بتول صالحي(1385) به بررسي و مقايسه راهبرد هاي خود تنظيمي عاطفي در بين دانشجويان مبتلا به اختلالات اضطراب و افسردگي با دانشجويان عادي شهر اصفهان پرداخت و نتايج پژوهش نشان داد که بين راهبرد هاي خود تنظيمي عاطفي در بين دانشجويان مبتلا به اختلالات اضطراب با دانشجويان عادي در بعد شناختي تفاوت معناداري دارد و بين راهبرد هاي خود تنظيمي عاطفي در بين دانشجويان مبتلا به اختلالات افسردگي با دانشجويان عادي در بعد افزايش عاطفه مثبت تفاوت معناداري دارد.
پروينيان، پريناز (1383)، در تحقيق خود با عنوان “رابطه بين ارضاء جنسي يا رضايت زناشويي” نشان داد که بين ارضاء جنسي با رضايت مندي زناشويي رابطه وجود دارد و در مورد رابطه بين عمر ازدواج و رضايت مندي زناشويي نمي توان قضاوت قابل اطميناني داد. ضريب همبستگي بدست آمده بين سن و رضايت مند زناشويي 20- مي باشد و نمي توان قضاوت قابل اطميناني انجام داد. درضريب همبستگي بدست آمده بين تحصيلات و رضايت مندي زناشويي، رابطه مستقيم وجود دارد.
خوانساري (1389)، در تحقيق خود با عنوان “بررسي و مقايسه ي رضامندي زناشويي بين دبيران زن شاغل نيمه وقت و تمام وقت ” به اين نتيجه دست يافت که بين اشتغال نيمه وقت و رضامندي زناشويي ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد. همچنين بين اشتغال نيمه وقت و سطح و نوع رابطه با همسر ، ارتباط مثبت و معنا دار وجود دارد و دبيران زن نيمه وقت نسبت به دبيران زن تمام وقت سازگاري بيشتر در روابط خانوادگي ، نگرش واقع بينانه تر در موضوعات مالي و رضايت بيشتر از نحوه ي گذراندن اوقات فراغت دارند. نتايج حاصل از پژوهش مشخص کرد که بين نگرشهاي واقع گرايانه درباره ي تعارضات و حل آنها در رابطه زناشويي و رضا مندي بيشتر در ارتباط با فرزندان و مسائل مربوط به آنها بين دبيران نيمه وقت و تمام وقت رابطه اي معنادار و مثبت وجود دارد.
نيکويي (1383)، در تحقيق خود با عنوان “بررسي رابطه دينداري با رضايت مندي زناشويي در بين زوجهاي شهر تهران” به اين نتيجه دست يافت که همبستگي معناداري بين جهت گيري ديني دروني و عمل به باورهاي ديني و رضايت مندي زناشويي وجود ندارد و متغيرهاي تحصيلات، تعداد فرزندان، سن، جنسيت و ميزان درآمد با رضايت مندي زناشويي تأثير معناداري ندارد. متغير تحصيلات بر جهت گيري ديني عمل به باورهاي ديني تأثير معناداري دارد و متغير جنسيت بر جهت گيري ديني و عمل به باورهاي ديني تأثير معناداري ندارد.
عبدالمحمدي(1385) به بررسي رابطه باورهاي ارتباطي و تعارضات زناشويي پرداخته است. براي انجام اين پژوهش 192 نفر از زنان و مرداني که ساکن تهران، داراي تحصيلات حداقل ديپلم، داراي حداقل يک فرزند بودند، يک سال از زندگي مشترکشان ميگذشت و به دليل اختلافات خانوادگي به دادگاه خانواده مراجعه کرده بودند با روش نمونهگيري تصادفي در دسترس انتخاب شدند. براي جمعآوري دادهها از پرسشنامه تعارضات زناشويي و سياهه باورهاي ارتباطي استفاده شد به منظور تحليل دادههاي جمعآوري شده از ضريب همبستگي پيرسون، T مستقل، آزمون تفاوت بين دو همبستگي از گروههاي مستقل و تحليل رگرسيون چندگانه استفاده شده است. نتايج پژوهش نشان داد که: بين باورهاي ارتباطي و تعارضات زناشويي رابطه معنادار وجود داشت. بين باورهاي ارتباطي و خردهمقياسهاي تعارضات زناشويي در همه مؤلفهها (به جز مؤلفه کاهش رابطه جنسي، افزايش رابطه فردي با خويشاوندان خود، کاهش رابطه فردي با خويشان همسر و دوستان و جداکردن امور مالي در مردان)، بين تعارضات زناشويي و خردهمقياسهاي باور ارتباطي در همه مؤلفهها (به جز دو مؤلفه کاملگرايي جنسي در زنان، و در زنان و مردان توقع ذهنخواني) در زنان و مردان رابطه معنادار بود. بين ميزان رابطه باورهاي ارتباطي و تعارضات زناشويي در زنان و مردان رابطه معنادار وجود داشت. بين همه خردهمقياسهاي باور ارتباطي (به جز مؤلفه عدم تغييرپذيري همسر و کل باورهاي ارتباطي) و بين همه خردهمقياسهاي تعارضات زناشويي (به جز مؤلفه کاهش رابطه خانوادگي با خويشان همسر و دوستان) در زنان و مردان تفاوت معنيدار وجود داشت. بين باورهاي ارتباطي و تحصيلات، بين تعارضات زناشويي و تحصيلات در زنان رابطه معنيدار بود.
اديب راد (1388) به بررسي مقايسه بين تعارض زناشويي وابعاد آن در مراجعين زن به مرکز خدمات مشاوره اي و زنان عادي پرداخت. به دليل محدوديت هاي موجود با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي تعداد صد نفر (???) از زنان متأهل باسواد که حداقل دو سال از ازدواج آنها گذشته و داراي فرزند بودند و به مرکز مشاوره شهيد بهشتي با قصد حل مشکلات زناشويي مراجعه کرده اند و صد نفر(???) از زنان معمولي که به مرکز مشاوره مراجعه نکرده بودند. انتخاب گرديده و به پرسشنامه تعارضات زناشويي پاسخ دادند، داده هاي پژوهش نشان مي دهد اگر چه در افراد نمونه تعارض زناشويي به طور معنادار وجود ندارد، ولي بين ابعاد تعارض اين دو دسته افراد تفاوت معني دار وجود دارد. همچنين بين ابعاد تعارض زناشويي در مراجعين زن با برخي ويژگي هاي شخصي از جمله: سن زن، شغل زن، شغل همسر، مدت ازدواج و سطح درآمد خانواده رابطه معني داري وجود دارد.
شفيع آبادي، فرحبخش،آذرتاش(1391) در پژوهشي به بررسي تأثير آموزش مهارتهاي جنسي بر کاهش تعارضات زناشويي در زنان مراجعه کننده به مراکز سلامت منطقه 2 شهر تهران پرداختند، حجم نمونه اين پژوهش شامل 24 نفر مي باشد که از طريق مصاحبه و پرسشنامه تعارضات زناشويي انتخاب گرديده است. نمونه انتخاب شده با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي به 2 گروه آزمايش وکنترل گمارده شده بودند. ابزار مورد استفاده در اين پژوهش پرسشنامه تعارضات زناشويي بوده و طرح پژوهشي نيمه آزمايشي با طرح پيش آزمون ـ پس آزمون با گروه کنترل مي باشد که ابتدا بر روي2 گروه پيش آزمون اجرا گرديده و سپس مداخله آموزشي در طي 10 جلسه 5/1 تا 2 ساعته به صورت 1 جلسه در هفته براي گروه آزمايش به اجرا درآمده است و پس از اتمام برنامه آموزشي پس آزمون براي دو گروه اجرا شده است. نتايج تحليل فرضيه ها با استفاده از روش آماري تحليل کوواريانس نشان داد که آموزش مهارتهاي جنسي باعث کاهش تعارضات زناشويي و مولفه هاي آن جز خرده مقياس هاي جلب حمايت فرزند، جدا کردن امور مالي و رابطه با خويشاوندان همسر و دوستان معنادار بود.
هنرپروران، قادري، قبادي(1390) پژوهشي را با هدف مقايسه ي الگوهاي ارتباطي وتعارضات زناشويي در زنان متأهل شاغل در بانكهاي دولتي و زنان خانه دارانجام دادند. روش پژوهش از نوع علي – مقايسه اي و ابزار مورد استفاده درپژوهش پرسشنامه ي تعارضات زناشويي و پرسشنامه ي الگوهاي ارتباط زناشويي بوده جامعه ي آماري را زنان متأهل شاغل دربانكها و زنان خانه دار در شهر شيراز در سال 1388 تشكيل داده اند. نتايج پژوهش نشان داد ه كه زنان شاغل بيشتراز الگوي ارتباطي سازنده متقابل (05/0P) و زنان خانه دار بيشتر از الگوي ارتباطي اجتناب متقابل (01/0P) استفاده مي كنند. در زمينه ي تعارضات زناشويي نيز زنان شاغل در خرده مقياس جدا كردن امور مالي ازيكديگر داراي تعارضات بيشتري هستند(01/0P) و زنان خانه دار در خرده مقياس هاي افزايش جلب حمايت فرزندان و افزايش واكنشهاي هيجاني (05/0P) داراي تعارضات بيشتري بودند.
افخمي ، بهرامي ، فاتحي زاده(1386) در پژوهشي به بررسي همبستگي بين ميزان بخشودگي همسران وتعارض زناشويي آنان پرداخته اند. روش پژوهش توصيفي از نوع همبستگي بوده و جامعه آماري كليه زوجين استان يزد هستند. آزمودني هاي اين پژوهش 30 زوج كه با نمونه گيري در دسترس(غيراحتمالي)گزيده شده بودند و شرط ورود آزمودني ها اين بود كه دست كم شش ماه از ازدواج شان گذشته باشد. يافته هاي تحقيق نشان داد كه بين تعارض زناشويي و بخشودگي در سه خرده مقياس درك واقع بينانه، تشخيص و تصديق خطا و جبران عمل اشتباه رابطه وجود دارد . همچنين بين بخشودگي و تعارض زناشويي در خرده مقياس هاي رابطه فردي با خويشاوندان خود و رابطه خانوادگي با خويشاوندان همسر و دوستان رابطه معناداري ديده شد (05/0P).
زرگر، عاشوري، اصغري پور، عاقبتي(1386) در پژوهشي نشان دادندکه بين عملکرد ضعيف خانواده و ابتلاي فرزندان به علايم جسمي،اضطراب، اختلال خواب، افسردگي و اختلال در کارکرد اجتماعي رابطه معناداري وجوددارد.
2-11-2 پژوهش هاي خارجي
در دهه هاي 80 و90 محققين موضوع رضايت زناشويي را با تأکيد بيشتر بر جنبه هايي از تعاملات زناشويي که کمتر محسوس وقابل مشاهده است ادامه دادند ( شامل تفسيررفتارهاي متقابل، هيجانات تجربه شده ، پاسخ هاي فيزيولوژيکي به تعاملات). همچنين الگوهاي کلي تعاملات زوجين وابعاد اجتماعي آنان ناديده گرفته شده بود و به خشنوت هاي زناشويي توجه بيشتري شد( برادبري وديگران،2000).
تحقيقاتي که بر روي تغييرات فيزيولوژيک مربوط به روابط زناشويي انجام شده اهميت زيادي دارد . اين يافته ها نشان مي دهد که تغييرات فيزيولوژيک با بروز عواطف ارتباط مستقيم دارند، تامسون]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Copyright © All rights reserved. | Newsphere by AF themes.